دوشنبه 27 آذر 1396 - 16:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

استحاله هنر ايراني به هنر عربي!!

 

 

گفتگو با حسين عصمتي

هنر نگارگري امروز نسبت به گذشته وضعيت بهتري دارد چرا که گذشته توجه چنداني به آن نمي­شد از زمان تأسيس دانشگاه تهران تدريس اکثر رشته­هاي هنري مانند نقاشي، مجسمه سازي و . . . آغاز شده است اما رشته نگارگري تنها 5 سال است که در دانشگاه­هاي ما تدريس مي­شود اين اتفاق بسيار خوبي است اما متأسفانه بسيار دير اين اتفاق افتاد چرا که اين رشته زودتر از اينها مي­توانست وارد حوزه آکادميک و دانشگاهي شود با وجود اين در دو سه دهه اخير به واسطه علاقه سياستگذاران هنري و هنرهاي تجسمي سنتي توجه بيشتري معطوف به هنر نگارگري شده است که البته وضعيت فعلي آن با حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بهتر هم خواهد شد. چرا که نگارگري هنري سنتي و ملي است. استاد حسين عصمتي مذهِب و نگارگري ممتاز ايراني در ادله بيان مي­کند: به طور کلي مقوله هنر نگارگري در سطح کشور به واسطه برگزاري جشنواره­هاي مختلف و ارائه جوايز مناسب داراي سطح کيفي مناسبي است اما در يک نگاه کلي هنرهاي اسلامي هنوز به جايگاه اصلي خود دست نيافته است:

 

- اين جمله درست است که نگارگري همان مينياتور است؟

خير، مينياتور در يک دوره­اي به اين معنا استفاده مي­شد. کلاً مينياتور يک واژه فرانسوي است که وارد ادبيات ما شده است. اينها به هر کار ظريفي مينياتور مي­گفتند فرقي هم نمي­کند که شما مجسمه­هاي کوچک بياوريد به آن مينياتور مي­گويند. به تابلوهاي کوچک، درختچه­هاي کوچک چيني و هر کار ظريفي را به عنوان مينياتور استفاده مي­کنند مينياتور هم معني­اش طبيعت کوچک است به همين خاطر اين کلمه، کلمه درستي براي نگارگري نيست ما اگر بررسي کنيم در فرهنگ واژگانمان به نگاريدن به معني نقش زدن آمده است در شاهنامه فردوسي هست وقتي مي­خواهد بگويد فريدون نقشه آن چوب گاو سر را بکشد گفت نگاري نگاريد به سان سر گاو، يعني يک نقشه­اي از سر گاو  براي گرز خودش مي­خواست بسازد که گفت اينگونه بساز. به هر حال براي طرح و نقش زدن در اشعار ما هم زياد هست که از اين کلمه به اين عنوان ياد مي­کنند ما مي­توانيم از نگارگري به عنوان نقاشي ايراني استفاده کنيم. خود غربي­ها هم ديگر از واژه مينياتور استفاده نمي­کنند در کتب قديمي هنوز هم از کلمه مينياتور استفاده مي­شود اما در کتب جديد از کلمه نقاشي ايراني استفاده مي­شود. حالا ما اگر بتوانيم نگارگري را موارد واژگان آنان کنيم اين ارزشمند است البته آنان اين کار را کردند و ما هم بايد اين حرکت را انجام دهيم. البته مي­گويند بايد اين کلمه نگارگري را بايد در متون خارجي با همين عنوان استفاده کنيم و کلمه نگارگري ايراني ننويسيم و در توضيحات اين اطلاعات را به مخاطب بدهيم که اين هم يکي از عوامل مهجوريت بيشتر هنر نگارگري است.

- اين نقاشي ايراني کاربردش قبل از انقلاب اسلامي چه بوده است؟

اگر از نظر تاريخي بررسي کنيم يک پيوستگي در هنر ايراني ما هست که آن باز متأثر از انديشه ايراني ما است وقتي کارهاي ساساني و تخت جمشيد و کارهاي ايل خاني، دوران پهلوي و . . . يک پيوستگي در آن هست که آن هم از نوع کار مشخص مي­شود و آن هم به تفکر موجود در آن است. همه ويژگي­هاي دوران­هاي مختلف با يکديگر برابرند. شايد موضوعات با هم فرق کند. تکنيک هم همان تکنيک است البته در دوران معاصر تکنيک الکليک وارد کار شده است برخي با رنگ روغن کار مي­کنند اما محتوا با همان شکل­ها و همان گونه کار مي­شود. تفاوتي در شکل و فرم خيلي وجود ندارد.

- از نظر مفهومي چه نظري داريد؟

موضوعات به ادبيات برمي­گشت و آن هنرمندان اصلي­مان که اثر خلق مي­کردند بيشتر به موضوعات ادبي مي­پرداختند که همان داستان­هاي سلطان سنجر و . . . که در دوره­هاي قبل انقلاب کار شده اما فرقش با دوران معاصر اين است که الان به موضوعات روز بيشتر پرداخته مي­شود. نسبت به دوره­هاي قبل مثلاً به موضوعات جنگ و . . . البته با توجه به آن معاني کلي بايد اين مفاهيم را در نظر گرفت. مثلاً مي­بينيم که وقتي به جنگ مي­پردازند به درگيري و خشونت نمي­پردازند به معناي جنگ مي­پردازند. به مباحثي چون شهادت و کشته شدن در راه حق و . . . تا بخواهند اصل خشونت را به ميان بکشند. در حقيقت محتوائي را مي­بينند که مي­تواند اين زمان و مکان را نداشته باشد و در هر دوره­ اي مي­تواند اين اتفاق بيافتد. بيشتر به مفاهيم کلي پرداخته مي­شد به يک موضوع خاص پرداخته نشده است.

- هنر نگارگري چقدر به مفاهيم انقلاب اسلامي پرداخته است؟

نمي­شود انقلاب را از جنگ ايران و عراق جدا کرد. منظورتان از انقلاب اتفاقات سال­هاي 57 و 58 است؟

- شما فرض کنيد دهه­ي 47 تا 57؟

خود اين قابل بحث است که نگارگري قابليت پرداختن به موضوعات مختلف را دارد يا نه؟ اما اين قابليت هست که مي­تواند به موضوعات مختلف بپردازد حتي مسائل روزمره را هم مي­تواند به تصوير بکشد. اما چيزي که در اين هنر وجود دارد اين است که اگر هم مي­خواهد به مسائل روز بپردازد بايد با نکته بيني خاص اين کار را انجام بدهد. نگارگري مي­تواند به وادي­هاي مختلف بپردازد تا جائي که خاطرم هست مستقيم اين کار را نکرده يا اگر شده يک سري حقايق کلي را بيان کرده است. تابلوئي از آقاي قاضي زاده در خاطرم است که تابلوئي از حضرت امام کار کردند که بسيار تأثيرگذار بود اما اين اتفاق کاملاً يکي کلي گوئي و استفاده از مفاهيم بود مربوط به يک دوره خاصي نمي­شود بايد يک مفهوم از آن بياوريم و بعد آن را نقش بزنيم. ما در هنر نگارگري بسيار کم به موضوعات مستقيم اشاره شده است مثلاً شهداي هفتم تير. البته نگاه اين نوع هنر است که با مفاهيم کار دارد تا مصاديق. البته اگر شرايطي براي ارائه يک سري مصاديق در هنر نگارگري چه تفاوتي دارد؟ هر دو اين هنر با رنگ و قلم سر و کار دارند. بنابراين مي­تواند به اين نوع هنري بپردازد اما سابقه­ي اين هنر باعث مي­شود هرکسي هم که وارد اين هنر شود خود به خود به اين طرف گرايش پيدا کند و به يک سري معاني کلي­تري بپردازد.

- قبل از انقلاب شاهد بوديم که هنرمندان با تعداد اندک و آثار اندک­تر بيشتر سر زبان­ها بودند و شناخته شده بودند اما بعد از انقلاب اين اتفاق کمتر افتاد با توجه به اينکه هنر نگارگري ما يک هنر کاملاً اسلامي محسوب نشد؟

البته اينگونه هم نيست. ما در قبل از انقلاب تعداد انگشت شماري نگارگر داشتيم که خود به خود بيشتر شناخته مي­ شدند البته کارشان هم عالي بود نمي­گويم چون کم بودند شناخته شده­اند. البته بايد ديد اين کارهائي که کردند کارهائي بوده است که تأثيرگذار باشد ولي يک نکته اين است که پيوستگي هنر نگارگري که سالها قطع شده بود در اين دوران دوباره شروع به کار مي­کند ما در يک دوره­هائي نگارگر بزرگ نداشتيم. بيشتر افرادي داريم که به سمت کارهاي رنگ روغني مي­روند در آن زمينه­ها فعال بودند افرادي که به نگارگري بپردازند کم داريم. البته بعد از آن هنرمنداني مثل بهزاد، زاويه يا مثل تجويدي مي­آيند که بازگشتي به هنر قدما مي­کنند که در آن آثار هم تکنيک­هاي هنر غربي در آن مشهود است اما خوب يک کاري را شروع مي­کنند که در دوره­هاي بعد اين هنر ادامه پيدا کند و اين هنر از ياد نرود. اين يک نگاه مثبت است. امروز هم افراد بزرگ کم نداريم. البته مي­توان گفت اين افراد شناخته شده­تر هستند آن هم بنابر مسائل تاريخ است به هر حال يک دوراني از آن گذشته است ما نمي­دانيم بهزاد در دوران خودش مثل امروز شناخته شده بوده است يا نه. مطمئناً در آن دوره اينقدر شناخته شده نبودند حتي اذيت هم مي­شدند کارهايشان مورد استقبال قرار نمي­گرفت و . . . اما الان ما هنر و هنرمند بزرگ زياد داريم ما مثلاً در دو قرن اخير مثل فرشچيان نداشتيم از هر نظر که بگيريم بسيار قوي هستند. امروز ما هنرمنداني داريم که ممکن است در دهه­هاي آينده شناخته شوند از هر نظر نياز به کسب تجربه داشته باشند هر چند که از نظر تکنيک بسيار قوي هستند اما شناخته شده نيستند و ممکن است در گذر زمان اين اتفاق بيافتد و شناخته شده باشد فکر نمي­کنم که هنرمندان قبل از انقلاب قوي­تر از هنرمندان بعد از انقلاب بوده­اند.

- چرا هنرمندان ما از پتانسيل­هاي بعد از انقلاب به خوبي استفاده نکردند؟

بحث مهجور بودن هنر نگارگري است. نگاه کنيد ما در قرن هجدهم به دو دسته تقسيم شدند هنرهاي زيبا و هنرهاي کاربردي. که هنر نگارگري و کلاً هنر ايران در شاخه هنر کاربردي است. اين تقسيم بندي در غرب ايجاد مي­شود و تأثيرگذار هم مي­شود. اين خودش موجب مي­شود که روي سياست­گذاران هنري ما هم تأثير مي­گذارد چرا که در اين تقسيم بندي هنرهاي زيبا ارزش هنري بيشتري دارند نسبت به هنرهاي کاربردي. خود اين باعث مي­شود که مديران هنري ما به آن بخش بيشتر توجه کنند يعني هنرمندان را بيشتر حمايت کنند. در دانشگاه­ها در واقع تدريس کنند و حتي دانشکده ايجاد کنند. آثار خريداري کنند و به طرق مختلف از هنرهاي زيبا حمايت مي­کنند باالعکس از آن طرف به هنر کاربردي ما که کل هنر ايران زيرمجموعه آن قرار مي­گيرد هيچ حمايتي از آن نمي­شود. براي آن جايگاهي تعريف نمي­شود که اين اواخر سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي تأسيس شد که اين موضوع هم به دو سه دهه گذشته بازمي­گردد. و اين باعث شد که کم کم هنرمندان اين بخش منزوي شوند چرا که تحقير مي­شدند و الان هم اين اتفاق مي­افتد. خود من با اينکه سالهاست نگارگري کار مي­کنم و دکتراي اين علم را دارم اما خيلي جاها ما را راه نمي­دهند و به قول معروف تحقيرمان مي­کنند و اگر کسي به اين کار اعتقادي نداشته باشد خود به خود از اين دايره خارج مي­شوند و مدرنيسم مي­ شوند. خيلي از هنرمندان به خاطر همين طرز تفکر اين فضا را رها کردند اين خودش مهمترين دليل مهجوريت هنر و هنرمندان نگارگري است. مي­دانيد که نگارگري الان 5 سال است که در دانشگاه تدريس مي­شود در حاليکه نقاشي از همان بدو تأسيس دانشگاه بوده است و البته نمي­گويم که نبايد به آنها هم توجه نمي­شد. بسيار حرکت خوبي است اما اين توازن وجود ندارد. اين اتفاق قبل و بعد از انقلاب بوده است امروز خيلي­ها که داعيه ترويج هنر اسلامي را دارند وقتي به عمل اين افراد نگاه مي­کنيم گرايش­شان به آن طرف زيادتر است از اين هنرمندان کار خريداري مي­کنند سفرهاي علمي مي­فرستند work shopهاي مختلف و جشنواره­ها و نمايشگاه­ هاي گوناگون در اين رشته­ها است هنرهاي سنتي تنها مهجور در گوشه­اي کار خودش را مي­کند هنرمند هم بدون انگيزه کار مي­کنند.

- مديران چقدر اهتمام ورزيدند؟

يکي از حاميان هنر که مهمترين آنها هم مديران هستند که مي­تواند هر نوع باشد در دوره­اي (کلاسيک) کليسا حامي هنر بودن در دوره داوينچي و ميکلانژ و . . . کجا کار مي­کردند؟ چه کساني حقوقشان را مي­دادند؟ همين الان در غرب هنر مدرن را چه کساني حمايت مي­کنند؟ دولت حمايت مي­کند. ظاهراً در حراجي­هاي مختلف مثل کريستي، اين ظاهر است که فکر کنيم مردم آثار را خريداري مي­کنند ولي در حقيقت دولت­ها اين­ها حمايت مي­کند با ايجاد کردن فضاي مناسب براي خريداري آثار از هنرمندان در هنرمندان توليد انگيزه مي­کنند. الان هم همين است که اگر دولت از افراد شخصي حمايت نکنند چه کساني مي­توانند اين هنرهاي اسلامي را خريداري کنند.

- يک بخش حمايت است اما عده­اي معتقدند که براي هنرهاي اسلامي نبايد توقع خريد و فروش داشت؟

بله اين تفکر هست اما جايگاه اين هنر در نگاه سياست مداران ما (هنري­مان) اين دو هنر يعني کاربردي و زيبا را مهمتر و ارجح­تر مي­دانستند و خود اين نگاه باعث تفرقه مي­شود البته خود من معتقدم هنر نگارگري در اين دوره داراي يک ارزش خاصي بوده است. پيشرفت خوبي داشته که مهمترين عاملش تأسيس دانشگاه و آگاهي کامل هنرمندان که اگر چيزي غير از اين باشد که محيط و هنر را بشناسد درگير حاشيه مي­شود و از اين فضا مي­رود بيرون کسي که اعتقاد دارد پافشاري مي­کند و مي­داند که اين هنر مي­تواند او را به يک سرانجام مناسب برساند بحث نوآوري هم در اين هنر هست که خيلي­ها معتقدند که بايد هنر نگارگري نو شود و از فضاي قديمي­اش جدا شود. خيلي مواقع ماها را که داريم هنر نگارگري مي­کنيم مي­گويند متحجر هستيد و نمي­خواهيد کار نو را ارائه کنيد در حاليکه کار نو کردن نياز به وسائل نو و خاص خودش دارد. که اين شرايط را اول بايد فراهم کرد و بعد از هنرمند توقع داشت.

- در گوشه­اي از صحبت­هايتان مباحث آکادميک را مطرح کرديد. با توجه به سابقه تدريس و علمي­تان دانشگاه­ها چقدر زمينه­ي فکري دانشجويان را محکم مي­سازند؟     

برخي از اين اتفاقات به خود دانشجو هم برمي­گردد که چقدر تشنه­ي دانستن باشد. خوب در دانشگاه­ها با تاريخ هنر نگارگري با زيبائي شناسي و با مفاهيم هنر نگارگري و پيچيدگي­ها و کار عملي انجام مي­دهند. در دوره­اي کار گذشتگان را مشق مي­کند و در ترم­هاي بالاتر بايد توليد خلاقيت کنند بايد اجزا را از تابلوهاي مختلف بگيرند و يک اثر خلاقانه خلق کنند. اين اتفاق در دانشگاه مي­افتد اما از اين بيشتر دست خودشان است. اين طبيعي است که در يک دوره چهار ساله هيچ کس به يک شناخت واقعي نمي­رسد. خود اين هنرمند است که بايد مهارتش را بالا ببرد در کنار اطلاعات هنر نگارگري اطلاعاتي هم از هنر مدرن بدست بياورد که بتواند در واقع ترکيبي از اين هنر را داشته باشد يک اتفاق دو طرفه است.

- چند نفر از اين هنرجويان بعد از دوره دانشگاه فضاي خلاقانه براي بالا بردن مهارت در اختيار دارند؟

بزرگترين مشکلات ما هم همين است که از طرف دولت کاري انجام نشده است ما هنوز جائي را نداريم. ما بهائي براي اين هنرمندان قائل نيستيم. ما يک دو سالانه داريم که حالا گاهي چهار سال يکبار مي­شود. اين تنها عرصه­ي کلي ما است ما به صورت تخصصي تنها اين دوسالانه است البته فجر است که سال اول هم نگارگري نداشت که در سال­هاي بعد از پيگيري هنرمندان ما و اساتيد اين هنر وارد جشنواره فجر شد. يک مرکز و سازمان خاص که نگارگران را جمع کند و آموزش بدهد و . . نداريم. انجمن نگارگري هست اما خيلي فعال نيست.

- پيشنهاد خودتان چيست؟

خيلي مراکزي هستند که مي­توانند گروه­هاي نگارگري داشته باشند مثلاً خود حوزه هنري که کارگاه­هاي ويژه براي نگارگران دارد. به اين موضوع کلاً بها داده نمي­شود. بايد هنرمندان را جذب کرد البته نه به صورت کارمند، که بيايند صبح بيايند و ظهر برود، هنرمنداني که طرف قرارداد باشند و از اين افراد کار بخرند. مثلاً از هنرمندان سالي دو کار تحويل دهد و اما کل سال حقوق سالانه بدهند. اين مي­تواند توليد انگيزه کنند الان هنرمندان ما کار مي­کنند اما تابلوهاي پيش خودشان است برخي هم کم کم دارند خسته مي­شوند اگر اين اتفاق بيافتد اميدها افزايش پيدا مي­کند مثلاً حمايت­هاي بيشتري از اين دوسالانه­ها بشود. از طرفي اگر خوب نگاه کنيم مشکل بعدي ما اين است که مديران در هر جشنواره و گردهمائي قول­هائي مي­دهند که عملي نمي­شود يکي از اين قول­ها که به هنرمندان داده مي­شود خريد اثر است که معمولاً اولش قول داده مي­شود کارها جمع مي­شود اما خريداري نمي­شود. يک اتفاق جديد هم اين است که اعلام جوايز را مي­کنند اما هنگام اهداء جوايز اعلام مي­کنند که نفر اول نداريم کمتر از جايزه اعلام شده به هنرمندان جايزه تعلق مي­گيرد.

- ما در حراج­هاي خارج کشور (کريستي) مشاهده مي­کنيم که از آثار ايراني به شدت استقبال مي­ شود؟

بله. هنرمندان نگارگر ما در آن طرف مرزها بسيار مورد استقبال قرار مي­گيرند تا در کشور خودمان که مرکز نگارگري است به هنرمندان و هنر نگارگري بي توجهي مي­شود. البته اين کم توجهي در مقايسه با ديگر هنرها است. اين تناسب رعايت نمي­شوند. وقتي فضاي بهتري پيدا شود طبيعي است که هنر و هنرمند کوچ مي­کند. جشنواره البرغه که در دبي است. هر ساله در رشته­هاي مختلف برگزار مي­شود. جوايز خوبي هم مي­دهند از طرفي کار را هم برمي­دارند اين يک انگيزه براي مذهب کاران ما شده است. در طول سال کار مي­کنند که بتوانند در اين جشنواره شرکت کنند بسياري از کارهاي خوب ما خريداري شده و دارند يک موزه هنر اسلامي تأسيس مي­کنند که از اين آثار به عنوان هنر عربي استفاده کنند وقتي حمايت نشويم هنرمند ما کارش را به آنجا مي­دهد و پولش را مي­گيرد و به بقيه کار هم کاري ندارد. اکثر داوران اين جشنواره­ها هم از ايرانيان هستند مثلاً استاد آقاميري يکي از داوران همين جشنواره دبي است. البته از نظر من اين اتفاق هم اشکالي ندارد چون در طول تاريخ هميشه بوده است مثلاً در دوره­اي هنرمندان ما به هند کوچ مي­کنند و پايه گذار سبک هندي مي­شوند.          

 

شنبه 2 ارديبهشت 1391 - 8:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری