سه‌شنبه 28 اسفند 1397 - 19:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

کشتگان جبرئيل

 

کشتگان جبرئيل / خاطرات مجاهدين هرات ( 1363 – 1370 )

به کوشش : محمود رضايي

چاپ و شمارگان : اول 90 – 3000 نسخه

ناشر : سوره مهر

 

کتاب حاضر داراي دو بخش با عناوين خاطرات سال هاي جهاد و جنگ زنده جان مي باشد . عمليات فرقه هرات ، آتشبازي ، هيچ کارم نشد ، کاروان ، اربعين ، حديث چند ايثارگر ، خواب  دوگانه ، داکتر فروتن ، کماندوهاي کابل ، پايگاه سيدالشهدا ، محموله شيرخشت ، بمباران ، عروسي ناتمام ، نانواي جبهه ، يک جنگ مردانه ، جايزه بيست ميليوني ، سرگردان در حلقه محاصره ، عمليات مين يابي ، محمد حسن مجاهد ، از هرات تا کنرها ، جنگ کلات قاضي ، گذرگاه مهدي ، روايت دو جراحت ، چندبرگ از جنايات ، تانک مين پال آن پيرمرد ناشناس ، هيچ کارم نشده ... ، زنده جان در محاصره ،  يک جراحت سنگين ، ملا سلطانعلي ، گروه بي خدا ، شرحي از يک بمباران ، بدون او جنگيده نبوديم ... ، قلعه غوريان ، جبهه حاجي نوروز ، شرح يک سفر ، دزدان سرگردنه ، مجاهدين قديم ! ، پدر و پسر ، جنگ چهل روزه ، ورزش صبحگاهي و درخت هاي توت ، گمشدگان ، جبرئيل خانه ماست ،  هيچ کس نرسيده است ، کشتگان جبرئيل ، عميات مسلخ ، عمليات گرگ آباد ، درکمين دشمن ، کمند امنيتي ، حاجي وهاب ، در روايتي ديگر ، اشاره ، پيش بيني ها ، مقدمات جنگ ، آغاز جنگ ، پايگاه عمرو فاروق ، روايت يک جراحت ، جنگ قلعه ريگ ، دو برادر فرمانده ، يک به پانزده ، دشمن و حيله اي نظامي ، بمب خوشه اي ، مولا ! پدرم را نديديد ؟ گاو و تفنگ غنيمتي ، گلوله توپ ابوس ، باغ هاي ميوه ، کلينيک سيار ، هفت تانک و هفت سنگر ، جنگ آصف دلاور ، عبور از هريرود ، جنگ قلعه ملکي ، مين يا گلوله توپ ، بمباران ، سه معلوليت ، در قريه عزت ، آمده ام که در محل جنگ باشم ... ، سه شهيد ، نيروي کمکي و همچنين پايان جنگ عناوين موضوعات کتاب کشتگان جبرئيل را تشکيل مي‌دهد

محمدکاظم کاظمي درباره اين مجموعه بيان مي کند که اهميت و ضرورت خاطره نگاري براي رويدادهاي بزرگ مثل جهاد مرد افغانستان ، برکسي پوشيده نيست . ولي آنچه در اين مورد به اين کار ارزش و اهميتي خاص مي دهد ، اين است که در اين سالهاي فترت و مصيبت ، اين خاطرات مي بايد جاي خالي بسيار چيزها را پر کند ، مثل واقعه نگاري ، گزارش نويسي و حتي پژوهش هاي  تاريخي . کاظمي ادامه مي دهد به واقع در بسيار موارد اينها تنها روايت هاي مستند و عيني از رويدادهايي است که شايد کمتر خبرنگار يا تاريخ نگاري از آنها باخبر شده باشد . چنين است که هر برگي از اين خاطرات که بر زمين بماند و ثبت دفتر نشود ، بخشي از تاريخ کشور ما نيز با آن به فراموشي سپرده شده است .  

وي يادآور مي شود که در واقع جرقه طرح گردآوري اين خاطرات در سال 1370 زده شده است و آنهم به همت شاعر و روزنامه نگار صاحب نام ، محمدحسين جعفريان که خاطره هايي از جهاد را در کتاب « شانه هاي زخمي پيامبر » به چاپ رساند . محمد کاظم کاظمي يادآور مي شود که اين کار سپس به صورت وسيع‌تر و البته با همکاري ايشان ، در قالب کتابهايي با عنوان « خاطرات جهاد افغانستان » در دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري ادامه يافت و به انتشار بيش از ده مجموعه خاطره انجاميد که تدوين آنها را جمعي از نويسندگان مهاجر برعهده گرفتند و صاحب اين قلم نيز در کار ويرايش و آماده سازي کتاب ها سهمي داشت ، در آن کتاب ها غالبا ً خاطراتي از مناطق مختلف کشور گرد آمده بود . کاظمي تاکيد مي کند که جهاد اسلامي در هرات ، شروع و فرجامي بسيار برجسته داشته است ؛ يعني از قيام گسترده 24 حوت ( اسفند ) 1357 شروع شده و با جنگ « زنده جان » در سال 1370 به پايان رسيده است . اين هر دو واقعه در مبارزات مردم افغانستان تعيين کننده و به ياد ماندني بوده است ؛ از همين رو خوانندگان در کتاب « تشنگان دشت غوريان » فصلي مستقل براي قيام 24 حوت و در کتاب حاضر فصلي ويژه جنگ زنده جان خواهند ديد و بقيه خاطرات نيز براساس سير زماني در اين فاصله  درج شده است .

وي تصريح مي کند که ما با اين خاطره ها ناچاريم که تا حدودي جالي خالي تاريخ نگاري و گزارش نويسي را نيز پر کنيم . اين خاطرات چه بسا که براي آينده ، از منابع و ماخذ تاريخ نگاري به حساب آيد . به همين سبب بعضي خاطره هايي را که گاه شکل گزارشي يافته است نيز از قلم نينداخته شده است تا مجموعه اين دو کتاب بتواند تصويري نسبتا ً منسجم از جنگ و جهاد در منطقه هرات به دست دهد .

محمدکاظم کاظمي در پايان بيان مي کند که در سالهاي اخير و با پراکنده شدن ، کهولت و يا درگذشت بسياري از مجاهدين ، گردآوري خاطرات جهاد بيش از پيش دشوار و گاه ناممکن شده است . کاظمي پيشنهاد مي دهد که مي بايد اين  دسته از خاطرات را به نشر سپرد با اين اميدواري که اينها خود انگيزه اي‌شود براي کساني که هنوز خاطراتي در سينه و يا بصورت مکتوب دارند و مي توانند اين کار مهم و ضروري را در پي  بگيرند .

در بخشي از « کشتگان جبرئيل » از قلم حاجي عبدالخالق جبرئيلي مي خوانيم :

بعد از شهادت عتيق الله و تضعيف روحيه اي که به هر حال در اين گونه مواقع رخ مي دهد ، عده اي از بچه‌ها همديگر را گم کردند و هر گروه به احتمال اينکه گروه ديگر عقب نشيني کرده ، از منطقه خارج شدند . اما دشمن تا ساعت ده صبح روز بعد جرئت نکرد وارد جبرئيل شود . بعد وقتي گزارشگران آنها خبر دادند که هيچ کس آنجا نيست ، آهسته آهسته و باز هم به اتکا به توپخانه ، جبرئيل را گرفتند . جبرئيل بيست و دو روز دست دولت بود و ما که در اين سه شبانه روز همه امکانات جنگي مان را تمام کرده بوديم ، به فکر تدارکات لازم براي يک حمله مجدد افتاديم . حاجي قاري هم آن موقع در ايران بود و ما صبر کرديم تا سيدکاظم موسوي و يکصد نفر از برادران مجاهد از ايران برگشتند . آن وقت با هم نشستيم و شروع کرديم به نقشه کشيدن براي حمله ... در شب هاي پس از آن ما ، نفرهاي خودمان را ترتيب داديم و يکجا لکه کرديم . بعد ده گروپ ده نفري تشکيل داديم با ده قوماندان و سيدکاظم هم کلان همه اين ها بود . اين ده گروپ ، جنگ جنگ کنان وارد جبرئيل شدند و ما بچه هاي جبهات شهيد صفي الله بيرون بدون وقفه دور جبرئيل را محکم کرديم . جنگ پنج شبانه روز ادامه داشت . ساعت  پنج عصر روز پنجم ، ما در حال پيشروي بوديم که يک تانک دولتي روي مين رفت و از آنجا « بجي بجي » در بين تانک ها شروع شد . دولتي ها را چنان ترس برداشته بود که حاجي وهاب جغاره اي ( خدا مغفرتش کند ) مي گفت : « وقتي من با نفرهايم به قلعه جبرئيل نزديک شدم ، مليشه ها از همان قلعه محکم خود را انداختند و فرار کردند . من در پشت سرشان مي دويدم و آنها را فحش مي دادم ؛ اما جرائت نداشتند رويشان را برگردانند و فير کنند . من مي گفتم به شما کاري ندارم سلاح خود را بيندازيد ، و آنها نه تنها تفنگ و نارنجک ؛ بلکه خشاب ها و کرتي هاي خود را يله کردند و رفتند . » خلاصه تا ساعت هفت عصر ، همه نيروهاي باقيمانده دولتي فرار کردند و منطقه از وجودشان پاکسازي شد .

کشتگان جبرئيل / خاطرات مجاهدين هرات ( 1363 – 1370 ) به کوشش محمود رضايي در چاپ اول خود با قيمت 4500 تومان توسط انتشارات سوره مهر انتشار يافته است .

 

 

سه‌شنبه 29 فروردين 1391 - 13:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری