چهارشنبه 3 بهمن 1397 - 11:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

تشنگان دشت غوريان

 

تشنگان دشت غوريان / خاطرات مجاهدان هرات ( 1357 – 1362 )

به کوشش : محمود رضايي

ويراستار : محمد کاظم کاظمي

چاپ و شمارگان : اول 90/ 2500 نسخه

انتشارات : سوره مهر

 

کتاب حاضر داراي دو بخش قيام 24 حوت و همچنين خاطرات سالهاي جهاد مي باشد . اشاره ، در غوريان و زنده جان ، در شهر هرات ، در فرقه هرات ، بعد از قيام 24 حوت ،  از يازده تير تا تانک تي 54 ، بالاحصار ، نه تشکيلات و نه سياست ، روزهاي خوش آغاز ، اولين محاصره ، خطر يک جنگ داخلي ، در زنده جان ، آغاز کار و موتر مهمات ، استقبال جانانه ، اولين ميني که کاشتم ، کار ما تمام است ... ، جهاد و اسارت ، شکنجه و تبليغات ، محمدعلي پهلوان ، از همان اول فهميدم ... ، اکرم چوپان ، اکرم چوپان در روايتي ديگر، در حجره مسجد شيخ عمر ، در همان محاصره ، کوبايي ها و زنده جان ، دو گور خالي ، شرحي از يک اسارت ، اسارت در روايتي ديگر ، از خاطرات زندان ، خاديست مفسر قرآن ، بمباران ، تشنگان دشت غوريان ، شيشه هاي آب مقطر ، چاه آب ، جبرئيل و محاصره اي سنگين ، مليشه هاي عند انصار الله ، دو خاطره کوتاه ، ملانظر محمد  در تانک روسي ، جنگ تن به تن ، نايب علي رنگ مال ، سوختگان  دهکده ، يک شهيد گمنام ، حتي بيل و  کلنگ هم نبود ، غلامحسين صفدري ، غلامحسين صفدري در روايتي ديگر ، بچه ها را بيدار نکن ... ، زخمي و تنها ، کميته هاي خالي ، ارباب شيراحمد ، جشن 7 ثور ، به خاطر فرمانده ، جشن سالگرد ، مسجد و بمباران بمباران در روايتي ديگر ، پنچ تن تشنه ، کودک زخمي ، پايگاه حاجي آباد ، حاجي آباد در روايتي ديگر ، پيرده چهل نفري ، دو مجاهد مخلص ، محاصره سال 1362 ، محاصره 1362 در روايتي ديگر ، مجيد ، دور از چشم من ، عقب نشيني در روايتي ديگر ، شرحي ديگر از عقب نشيني ، از راه اصلي ، نه تانک قرباني ،  جنگ خواجه کله ، شکست محاصره 1362 ، خواجه خضر ، شهيد قادر رباط کشمير ، زخم پاي پر دردسر ، گم شده ، قيمت عسکر روس ، محاصره ، آوارگان دهکده ، مهمانان ناخوانده ،  شهداي غريب غيبتان و همچنين غلام رسول مادره عناوين بخش هاي مختلف کتاب حاضر را تشکيل مي دهد .

محمدکاظم کاظمي درباره اين مجموعه بيان مي کند که اهميت و ضرورت خاطره نگاري براي رويدادهاي بزرگ مثل جهاد مرد افغانستان ، برکسي پوشيده نيست . ولي آنچه در اين مورد به اين کار ارزش و اهميتي خاص مي دهد ، اين است که در اين سالهاي فترت و مصيبت ، اين خاطرات مي بايد جاي خالي بسيار چيزها را پر کند ، مثل واقعه نگاري ، گزارش نويسي و حتي پژوهش هاي  تاريخي . کاظمي ادامه مي دهد به واقع در بسيار موارد اينها تنها روايت هاي مستند و عيني از رويدادهايي است که شايد کمتر خبرنگار يا تاريخ نگاري از آنها باخبر شده باشد . چنين است که هر برگي از اين خاطرات که بر زمين بماند و ثبت دفتر نشود ، بخشي از تاريخ کشور ما نيز با آن به فراموشي سپرده شده است . 

وي يادآور مي شود که در واقع جرقه طرح گردآوري اين خاطرات در سال 1370 زده شده است و آنهم به همت شاعر و روزنامه نگار صاحب نام ، محمدحسين جعفريان که خاطره هايي از جهاد را در کتاب « شانه هاي زخمي پيامبر » به چاپ رساند . محمد کاظم کاظمي يادآور مي شود که اين کار سپس به صورت وسيع تر و البته با همکاري ايشان ، در قالب کتابهايي با عنوان « خاطرات جهاد افغانستان » در دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري ادامه يافت و به انتشار بيش از ده مجموعه خاطره انجاميد که تدوين آنها را جمعي از نويسندگان مهاجر برعهده گرفتند و صاحب اين قلم نيز در کار ويرايش و آماده سازي کتاب ها سهمي داشته است ، در آن کتاب ها غالبا ً خاطراتي از مناطق مختلف کشور گرد آمده بود . کاظمي تاکيد مي کند که جهاد اسلامي در هرات ، شروع و فرجامي بسيار برجسته داشته است ؛ يعني از قيام گسترده 24 حوت ( اسفند ) 1357 شروع شده و با جنگ « زنده جان » در سال 1370 به پايان رسيده است . اين هر دو واقعه در مبارزات مردم افغانستان تعيين کننده و به ياد ماندني بوده است ؛ از همين رو خوانندگان در کتاب « تشنگان دشت غوريان » فصلي مستقل براي قيام 24 حوت و در کتاب حاضر فصلي ويژه جنگ زنده جان خواهند ديد و بقيه خاطرات نيز براساس سير زماني در اين فاصله  درج شده است .

وي تصريح مي کند که ما با اين خاطره ها ناچاريم که تا حدودي جالي خالي تاريخ نگاري و گزارش نويسي را نيز پر کنيم . اين خاطرات چه بسا که براي آينده ، از منابع و ماخذ تاريخ نگاري به حساب آيد . به همين سبب بعضي خاطره هايي را که گاه شکل گزارشي يافته است نيز از قلم نينداخته شده است تا مجموعه اين دو کتاب بتواند تصويري نسبتا ً منسجم از جنگ و جهاد در منطقه هرات به دست دهد .

محمدکاظم کاظمي در پايان بيان مي کند که در سالهاي اخير و با پراکنده شدن ، کهولت و يا درگذشت بسياري از مجاهدين ، گردآوري خاطرات جهاد بيش از پيش دشوار و گاه ناممکن شده است . کاظمي پيشنهاد مي دهد که مي بايد اين  دسته از خاطرات را به نشر سپرد با اين اميدواري که اينها خود انگيزه اي شود براي کساني که هنوز خاطراتي در سينه و يا بصورت مکتوب دارند و مي توانند اين کار مهم و ضروري را در پي  بگيرند .

در بخشي از « بمباران » از « عبدالمعروف » و « تشنگان دشت غوريان » « حاج علي روستاپور»

  مي خوانيم :

حدود ساعت دوازده چاشت ما به کميته خود رفتيم . آنجا با ديگر مجاهدين جلسه داشتيم . در همين حال صداي غرش طياره ها بلند شد . يکي از بچه ها گفت : « نگاه کنيد ، اين طياره ها در حوالي خانه شما بمب مي اندازند. » و بيست دقيقه بعد موتور سوارها خبر آوردند که خانه ما زير بمب شده . ما دوان دوان به خانه رفتيم . ديديم مردم تکبير و « الله اکبر » مي گويند . آن روز بچه خودم مي خواست متولد شود و تعدادي از اقوام در خانه جمع شده بودند تا کمک کنند . بمب خانه را خراب کرده بود و وقتي خاک ها را کنار زديم ، 22 نفر شهيد از زير آوار بيرون آمد ...

چون در روز ، احتمال بمباران دوباره دولتي ها مي رفت ، نمي شد جمع شويم و جنازه ها را تشييع کنيم . پس حدود ساعت ده و در تاريکي شب آنها را به خاک سپرديم .

-    ديگر چاره اي نبود . قرار شد آنان که از پا افتاده اند ، دو نفر دو نفر در محل هاي خاصي بمانند و محل را يادداشت کنيم تا بعدا ً به دنبالشان بياييم . ده نفر به اين ترتيب از کاروان ماندند . نزديک صبح بود که فرشته نجات ما رسيد ؛ پيرمردي غورياني با دو تا بشکه بيست ليتري آب سوار بر اسب مي آمد . او هم به ما آب داد و هم به سراغ از راه مانده ها رفت . صبحگاه در پايان يک شب سخت  به محل استقرار کوچي ها رسيديم . پيرمرد مهربان هم بقيه را سيراب کرد و به ما رساند . بقيه مسير ديگر سخت نبود ، هر چند همه اش با پياده  روي طولاني توام بود . از غوريان به زنده جان رفتيم . از آنجا به خردزدان و بالاخره پس از سه شبانه روز سفري سخت به ديوانچه رسيديم .

تشنگان دشت غوريان / خاطرات مجاهدان هرات ( 1357 – 1362 ) به کوشش محمود رضايي در چاپ اول خود با قيمت 4200 تومان توسط انتشارات سوره مهر انتشار يافته است .

 

 

 

سه‌شنبه 29 فروردين 1391 - 13:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری