جمعه 28 مهر 1396 - 16:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

نويسندگان انقلاب، پخته نيستند

 

گفتگو با سميرا اصلان پور

رمان و داستان انقلاب به اندازه ظرفيت­هاي انقلاب نوشته نمي­شود اما آن تعداد از نويسندگاني که تعهدي نسبت به انقلاب دارند در حد توان خود آثاري خلق کرده­اند در همين راستا ناشران نيز بايد از نويسندگان انقلابي حمايت کنند که جاي اين ضرورت همه در اين سه دهه که از عمر انقلاب مي­گذرد هميشه خالي بوده است. به عنوان نمونه جشنواره داستان انقلاب اسلامي مي­تواند حايز اهميت باشد و سرآغازي براي صعود داستان­هاي انقلاب باشد که متأسفانه حدود 27 سال جاي آن خالي بود و هم اکنون دارد جاي خود را پيدا مي­کند. نکته­اي که در داستان نويسي انقلاب اسلامي حايز اهميت است اين بوده که برخي از نويسندگان مي­خواهند جريان انقلاب را به سود خود مصادره کنند که اين نيز از کم اطلاعي و ناآگاهي اين افراد است مانند حضور نويسندگان نوقلمي که با عدم مطالعه کافي و خلأ تجربه در اين زمينه داستان­هائي ساده و ناباورانه و شعاري تحويل جامعه ادبي داده­اند. از طرفي بي مهري به نويسندگان و داستان نويسان انقلابي نيز از ديگر اين مسائل است افزون بر وجود کمي بي تجربگي در رمان نويسي، نويسندگان انقلاب از حمايت يکديگر و دست اندرکاران نيز بي بهره­اند. اگر امروز کمي دقت کنيم متوجه خواهيم شد که آن­هائي که کمي توانائي در اين زمينه دارند به دليل بي حمايتي­ها و بي مهري­ها، گاهي اوقات به سياه نويسي روي مي­آورند که در اين زمينه مهمترين رويکرد مي­تواند آسيب شناسي باشد که منجر به کشف نقاط ضعف و برطرف کردن آنها مي­شود. سميرا اصلان پور داور پنجمين ادبيات داستاني انقلاب اسلامي که سابقه داوري در دوره­هاي قبلي اين جشنواره را نيز در کارنامه خود دارد با بيان اين مطالب تأکيد مي­کند: مهمترين راهکار براي حل اين معضل شناسائي رگه­هاي خاص و مستعد، احساس مسئوليت و پختگي نويسندگان است.

- جشنواره داستان انقلاب اهدافي در نظر گرفته است. چقدر در دستيابي به اين اهداف موفق ظاهر شده است؟

طي اين دو دوره­اي که به عنوان داور بخش کودک و نوجوان جشنواره داستان انقلاب اسلامي فعاليت داشته­ام احساس مي­کنم تا اندازه زيادي مسئولين برگزار کننده و شرکت کنندگان به اهداف طراحي شده دست پيدا کرده­اند هرچند که اهداف جشنواره طي اين دوره­هاي متوالي که برگزار شده است تغيير خاصي نداشته است. اين دوره به نسبت دوره قبل مقداري آثار رسيده در اين حوزه از نظر کميت و کيفيت بهتر شده بود و ما به نسبت دوره قبل دستمان بازتر بود. در دوره بزرگسال آثار بيشتر و نويسندگان حرفه­اي­تر هستند اما در حوزه کودک و نوجوان خيلي­ها خودشان نوقلم هستند البته نويسندگان حرفه­اي هم کارشان را دارند اما اکثراً نوقلم هستند. که در اين ميان هم انتخاب آثار سخت بود.

- داستان­هاي نوشته شده پيرامون انقلاب نسبت به داستان­هاي جنگ از کيفيت و کميت کمتري برخوردار است دليل اين اتفاق از نظر شما چه مي­تواند باشد؟

داستان انقلاب تقريباً قبل از اين جشنواره فراموش شده بود البته علت­هاي مختلفي هم دارد علت عمده مي­تواند شروع زود هنگام جنگ باشد که توجه­ها به آن سمت برده شد و بعداً  که افرادي شرکت کردند و خاطرات و مستندات نوشته شد. سازمان­هاي متمرکزي براي دفاع مقدس تأسيس شد که بنابراين براي داستان انقلاب آثار کمي داشتيم. اين جشنواره که شروع شد يکي از خوبي­ها اين بود که توجه­ها به انقلاب جلب شد که درباره انقلاب هم داستان نوشته شد و اين جهت خوب و مناسب بود که از محاق و فراموشي درآمد. اما از طرفي انگيزه نوشتن يک انگيزه دروني نيست يک محرک از بيرون نويسندگان را هل مي­دهد براي جشنواره و جايزه نويسندگان کار ارائه دهند بسياري از کارها از روي عدم درک دقيق انقلاب، عدم مطالعه و کلي است داستان­ها را کنار هم مي­گذاريم همه يک سري المان­هاي آشنا که اگر کسي انقلاب را هم تجربه نکرده باشد. در همين تلويزيون مي­تواند شعار و راهپيمائي را مشاهده کند و ساواکي­هائي بودند و . . . اينها را خيلي کلي توي داستان­ها آورده­اند اين نشان مي­دهند که نويسندگان کاملاً نوقلم هستند و نوشتن در اثر مطالعه نيست و اين حرکت باعث ضعف در آثار مي­شود.

- يکي از دلايل مي­تواند پرداختن صرف نويسندگان به خاطره نويسي باشد؟

در بحث خاطرات که يک سري خاطرات مطرح شد مثل عزت شاهي و . . . که داستان­ها کاملاً به صورت خاطره نويسي منتشر شده است در حوزه دفاع مقدس حجم داستان­ها بسيار زياد است در حوزه انقلاب نويسندگان تنها به خاطر شرکت در جشنواره مي­نويسند شايد تنها 50% نوشته خارج از مقوله جشنواره و با انگيزه­هاي فردي باشد. اما در دفاع مقدس يک سري نهادها بودند که حامي داستان جنگ بودند. خيلي­ها داستان جنگ را حمايت کردند. بنياد حفظ آثار، حوزه هنري، بنياد شهيد و . . . روايت مي­کردند، کار سفارش مي­دهند و . . . در مقوله انقلاب جدا از خاطره نويسي برخي از کتاب­ها هم زندگي نامه داستاني است و رمان هم در آن حوزه کمتر نوشته شده است. که اين مقوله درباره جنگ هم اتفاق افتاده است. اما کلاً آثار ما پيرامون جنگ و دفاع مقدس و انقلاب بيشتر کارهاي سفارشي است البته بنده اين موضوع را رد نمي­کنم به هر حال يک انگيزه است اما اينکه رمان و داستان کم داريم به جنگ و انقلاب برنمي­گردد ما کلاً پيرامون ادبيات داستاني خيلي مشکل داريم يک مشکل عمومي است براي همين رويکرد هنرمندان به اين سمت کم است الان اکثر رمان­ها بيشتر رمان­هاي عامه پسند است از نظر تکنيکي و ساختار داستاني سطح پائيني دارند. اينها براي نوجوانان و زنان خانه داري که با ادبيات آشنائي ندارند و فقط يک زنگ تفريح دارند از اين کتب استفاده مي­کنند اين رمان­ها بازارش هم خيلي خوب است البته در همه­ي حوزه­ها وضعيت ادبيات داستاني اينگونه است.

- فکر مي­کنم پرداختن پيرامون انقلاب که زمينه ساز جنگ بوده است شايد بهتر بود حوزه فرهنگ و هنر ما به اين قسمت ادبي که زمينه ساز يک انقلاب بزرگ فرهنگي در کشورمان شد بيشتر مي­ پرداخت.

ببينيد وقتي نويسنده يک داستاني را مي­نويسد بايد خريدار باشد. اگر شما يک پنير را بياوريد و جائي ارائه کنيد اگر مردم آن پنير را نخرند ديگر آن کارخانه پنير توليد نمي­کند چون مردم مي­خرند توليد انجام مي­شود.

- يعني داستان­هاي انقلاب خريدار ندارد؟

نگاه کنيد مصرف روغن و شکر در کشور ما بيشتر از لبنيات است اما در کشورهاي پيشرفته اين جريان معکوس است چرا؟ چون اطلاعات مردم در اين زمينه کم است.

- وظيفه اطلاع رساني به عهده چه کساني است؟

اجازه بدهيد. داستان هم همين طور است. مردم ما اصولاً کتاب نمي­خوانند روزنامه هم مطالعه نمي­کنند روزنامه که مطالعه کردن کتاب نيست يک نوع مطالعه رسانه و کار روزمره است بنابراين جريان اينگونه مي­شود اين به فرهنگ ما برمي­گردد که براي آن هم بايد کارهاي اساسي شود البته نمي­خواهم جريان را باز کنم اما واقعاً در اين زمينه هيچ کاري نشده است. کار بايد از آموزش و پرورش شروع مي­شد از مهد کودک­ها که بچه­ها عادت کنند همان طور که در مهدها بچه­ها خيلي چيزها ياد مي­گيرند بايد مطالعه کردن را هم ياد بگيرند صدا و سيما در اين زمينه چکار کرده است؟ بي شمار نهاد فرهنگي داريم و هنوز بعد از گذشت سي و دو سال از انقلاب مردم ما فرهنگ کتاب خواني ندارند. الان تيراژ کتاب منطقه بالاي 5000 تا است با اينکه جمعيت­شان کمتر از نصف ما است اما تيراژ کتاب ما به 2000 تا هم نمي­ رسد. اين فرهنگ جامعه که به سمت مطالعه گرايش ندارد يک ضربه اساسي در حوزه داستان نويسي مي­زند. حالا من کتاب انقلاب نوشتم آيا ناشر اين کتاب را چاپ مي­کند نويسنده خيالش ناراحت است. ناشر خصوصي هزينه اين کتاب را نمي­دهد نويسنده اگر مي­خواهد کتاب خوب بنويسد بايد وقت بگذارد آيا در اين مدت نويسنده تأمين است؟ آيا وقت نويسنده آزاد است؟ نبايد نويسنده شاغل باشد. بعد از يکسال که زمان گذاشتم و کتاب به چاپ رسيد سود اقتصادي آن بايد به نحوي باشد که بتواند مرا از نظر مالي تأمين کند آخر با تيراژ 2000 تا کدام نويسنده تأمين مي­شود اينگونه است که نويسنده دل به کار نمي­دهد. نويسنده زحمت نمي­کشد.

- مدتي است در جشنواره شاهد اين موضوع هستيم در بخش جوايز با مشکل روبرو هستيم به هر بهانه­اي نفر اول انتخاب نمي­شود و جايزه­اي پرداخت نمي­شود آيا اين باعث دلسردي و بي انگيزگي نويسنده نمي­شود؟

البته در داستان انقلاب اينگونه نيست، از اين نظر به داستان انقلاب انتقادي وارد نيست چون جايزه را مي­دهد حتي اگر کارها­ ضعيف باشند. سال گذشته کارها سطح پائين­تري بود اما جايزه داده شد. مقدار جايزه هم قابل توجه است. مسئله مهم اين است که اين کارها بعداً چاپ مي­شود. همه کارهائي که کانديد مي­شوند و به مرحله نهائي مي­رسند چاپ مي­ شوند و حق الزحمه پرداخت مي­شود امروز در اين وضعيت که ناشر خصوصي تقاضاي پول مي­کند تا اثر نويسنده چاپ شود. اين يک موقعيت بسيار مطلوب است فکر مي­کنم بين جشنواره­هاي ديگر اين جشنواره يک شکل بهتري دارد و کمک بيشتري به نويسندگان مي­شوند اما خوب نويسندگان هم کلاً بايد اين خصيصه ملي که نمي­خواهند براي کار زحمت بکشند را بايد کنار بگذارند. مقداري بايد مطالعه کنند. اينگونه نيست که هرکسي انقلاب را تجزيه کرده است بيايد و بنويسد. زبان جنگ روسيه و فرانسه را تولستوي تجربه نکرده بود حتي در آن زمان هم نبوده است سي سال بعد از اين جريان حتي متولد شده است اما ما يک اثر مرجع در آن جنگ را تنها به جنگ و صلح مراجعه مي­کنيم. تازه آن زمان حمايتي هم از نويسنده نمي­شده است. به هرحال آثار بزرگ در اثر زحمات نويسنده و خالق بوجود مي­آيد ميل و رغبت دروني بايد وجود داشته باشد.

- متأسفانه تنها يک مرجع مثل حوزه هنري در اين زمينه به طور ويژه فعاليت مي­کند آيا اين يک نقص نيست؟

نگاه کنيد وزارت ارشاد در اين زمينه حمايت مالي مي­کند اما چاپ آثار با حوزه هنري است.  

- در زمينه پرورش نويسندگان متعهد غير از حوزه هنري مراکز ديگري فعاليتي مي­کنند؟

البته به نظرم کار اجرائي تنها به عهده وزارت ارشاد است.

- اين يک معضل نيست؟

اينکه اصلاً تشکيلات وزارت ارشاد چه نوع فعاليتي هنري مي­کند، خودش جاي بحث دارد که اصلاً ضرورت اين نهاد چيست؟ يا فرهنگستان ادب و هنر چکار بايد بکند که به نظرم الان جاي صحبت ندارد. اما نهادهائي عموماً هستند مثل بنياد اسناد انقلاب اسلامي که جايگاه حمايت از اين آثار آنجا است يا بنياد شهيد بايد اين بار را به دوش بکشند. البته کار شده است اما حرکت برجسته­اي ما نديده­ايم. مثلاً اگر يک نوع حق الزحمه مناسب بدهند مؤلف اميدوار مي­شود مثلاً براي يک کتاب 100 صفحه­اي اگر 2 ميليون پول مي­­دهند بجاي آن10 ميليون بدهند به شرطي که اين کتاب از نظر ساختار و مستندات تأئيد شود اما حق الزحمه خوبي بدهند و اين را در اختيار همه نويسندگان قرار بدهند نه اينکه به چند تا نويسنده داخل خودشان سفارش بدهند. اگر اينگونه کار شود ديگر نياز نيست که ساليانه اين تعداد جشنواره با اين هزينه­هاي گزاف اجرا شود. يا از نظر توزيع در مدارس و مکان­هاي مختلف نمايشگاه برگزار کنند. به هر حال براي اين اتفاق زحمت بکشند. کار بدون زحمت نتيجه خوبي نمي­دهد. اينکه فقط کار سازماني­مان را انجام دهيم و هيچ ايده­اي هم نداشته باشيم که ادبيات را رونق ببخشيم اين ظلم بزرگي به فرهنگ و ادب کشورمان است هر روز اقبال ادبيات کمتر خواهد شد. به خصوص در اين حوزه ميان جوانان ذهنيت­هاي منفي توليد خواهد شد که به ضرر همه­ي افرادي است که در اين زمينه در حال فعاليت هستند. بايد روي کتاب­ها تبليغات قوي انجام داد اما اين اتفاق بايد بر روي همه کتاب­هاي اين حوزه اتفاق بيافتد. همين تبليغات تک بعدي ضرر مي­رساند. نبايد فقط بر روي برخي از کتاب­ها متمرکز شد و بقيه را رها کرد.

- به نظرتان مهمترين مشکل اين حوزه را در چه مي­بينيد؟

در بحث سوژه يابي موضوع زياد داريم. اما به نظرم نوشتن مشکل اساسي ماست حالا يا نويسنده نمي­خواهد يا نمي­تواند بنويسد. وقت و زمان و نيروي کافي در نوشتن ندارد. حتي نمي­تواند تجارب کافي در اين زمينه کسب کند و آنرا به خواننده القا کند. در همه جاي دنيا يکي از کارهاي عمده اين است که نويسندگان به سفر بروند اما نويسندگان ايراني اصلاً اين موقعيت را ندارند که حتي به سفرهاي داخل کشور بپردازند. بنابراين اصولاً داستان­هاي ما به جهات مختلف ضعيف مي­شوند که نمي­توان اين آثار را با ساير آثار کشورهاي مختلف مقايسه کرد آثاري که در کشورهاي مختلف وجود دارد از هر جهت به خصوص از جهات تکنيک، زبان و ساختار کيفيت­هاي بي نظيري دارند. مسئله ديگر اينکه مقوله مميزي در جامعه است. جامعه­اي که اصلاً نقدپذير نيست. جامعه­اي که دوست ندارد از شخص خودش انتقاد کند. منتقد را به چشم فضول مي­بينند. اين مميزي در ميان مردم جامعه هم وجود دارد. مميزي را نبايد در وزارت خانه­هاي هنري جستجو کرد. اين مردم هستند که با رفتارهاي­شان زمينه­ي سانسور ادبي را فراهم مي­کنند. ملت به سرعت آماده­اند که در هر زمينه­اي موضع گيري کنند. نمونه­ي آن شکايت شرکت ايران خودرو از نويسنده­ي جواني بود که در داستانش پژو 405 آتش مي­گيرد؟ خوب با دايره وسيع حقوقي اين شرکت آيا اين نويسنده مي­تواند اميدوار باشد که مي­ تواند به سلامت به حرفه­ي خودش ادامه بدهد؟

 

يكشنبه 27 فروردين 1391 - 11:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری