چهارشنبه 26 مهر 1396 - 20:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

پيچيدگي يا پيچيده نمايي؟

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «آتش سبز» به مناسبت ورود فيلم به شبکه ويدئويي کشور:

محمدرضا اصلاني متولد 1321 رشت، فارغ التحصيل هنر و نقاشي از دانشكده هنرهاي تزئيني است. او همچنين آموزش ديده دوره فيلمسازي از وزارت فرهنگ و هنر است. اصلاني فعاليت سينمايي را با نگارش فيلمنامه «صبح روز چهارم» به كارگرداني كامران شيردل آغاز كرد. دغدغه اصلي اصلاني ساخت فيلم مستند است. او در كارنامه هنري خود همچنين سابقه سرودن شعر و ساخت فيلم هاي كوتاه، بلند و تلويزيوني و سريال را هم دارد.

اصلاني درباره ساخت فيلم هاي مستند و داستاني مي گويد: «براي من، فاصله اي بين سينماي مستند و داستاني وجود ندارد. من معتقدم يك فيلمساز بايد در هر موقعيت و زمينه اي بتواند حرفش را بزند. اين سخن يك بار با يك آدم گفته مي شود يك بار با يك موقعيت و...

مسلماً جاذبه هاي سينماي داستاني هميشه بيشتر بوده و هست. ولي الان با توجه به رشد روزافزون طبقه متوسط متخصص در جهان و با توجه به اينكه اين طبقه بزرگترين طبقه اجتماعي جهان است و اين كه اين طبقه همواره خواستار دريافت يكسري اطلاعات تخصصي از طريق سينماي مستند است و دقيقاً به همين دليل و البته خوشبختانه در سالهاي اخير فيلم مستند دوباره در تمام جهان مطرح شده است.»

اصلاني در مورد همکاري با مهتاب كرامتي مي گويد: «فيزيك يك بازيگر بايد خودش موقعيت ايجاد كند. يك بازيگر كه فقط متشكل از توان بازيگري نيست! بازيگر من در اين فيلم، فيلم بازي نكرده است. او خودش است. كرامتي نمي گويد من ناردانه هستم، مي گويد ناردانه اين ويژگي ها و مشخصات را دارد.»

اصلاني درباره موسيقي فيلم مي گويد: «درويشي زحمت زيادي براي موسيقي اين كار كشيد و بايد بگويم يكي از بهترين كارهايش را به نمايش گذاشت. ولي چيزي كه من مي خواهم بگويم اين است كه موسيقي خودش يك روايت كننده بزرگ است كه در اين كار اتفاق افتاد.»

مهتاب کرامتي درباره بازي در آتش سبز مي گويد: «کار کردن با آقاي‏ اصلاني باعث افتخار من بود و اين را همه جا گفته‏ام. مهم اين‏ نيست که اين فيلم در سطح جشنواره يا جاي‏ ديگر مطرح بشود. من افتخار مي‏کنم که با آقاي اصلاني کار کنم. چون خيلي چيزها ياد گرفتم و اين چه‏قدر خوب است که همه ما بدانيم که چه‏قدر نمي‏دانيم و سکوت کنيم و بياموزيم از غرورمان بگذريم، و اگر بدانيم‏ که نياز به دانستن هميشه وجود دارد و کسي‏ هست که مي‏تواند به ما بياموزد نبايد فرصت‏ را از دست بدهيم.

يک نکته را درباره‏ آقاي اصلاني بگويم و آن اين که ايشان‏ فقط کارگردان نبودند و گام‏ به‏ گام در همه‏ لحظه‏هاي کار گريم، طراحي لباس و تک‏ تک قسمت‏هاي پشت صحنه،طراحي صحنه، رنگ لباس و همه‏چيز نظرات بسيار خوبي‏ مي‏دادند و اين نظريه‏ها، چون تفکر پشتش‏ بود. براي ما بسيار عالي بود. من اين را هم‏ همه جا گفته‏ام وقتي دعوت شدم به دفترشان، واقعا رفتم که کار کنم. نه اين که پيشنهادشان‏ را بشنوم و بعد تصميم بگيرم وقتي فيلمنامه‏ را به من دادند و شروع کردم به خواندن. بعد به آقاي اصلاني گفتم من خيلي از صفحات را نمي‏فهمم سنگين است و بعد نشستيم و راجع‏ به تک‏تک ديالوگ‏ها و صحنه‏ها حرف زديم، همه اين ديالوگ‏ها عمق داشت، قبل و بعد داشت. ارجاع داشت حتي يک سکانس چهار دقيقه‏اي ما داشتيم من آن را خيلي دوست دارم‏ و فکر مي‏کنم اگر فقط در همان چهار دقيقه از فيلم ديالوگ‏ها را درست بشنويم و درباره‏اش‏ فکر کنيم کل انديشه حاکم بر فيلم مشخص‏ مي‏شود.»

محمدرضا درويشي درباره ساخت موسيقي آتش سبز مي گويد: «من هر موسيقي تئاتر و فيلمي که مي‏سازم هميشه بر اساس مشورت گام‏ به ‏گام‏ با کارگردان است يعني متن را مي‏بينم و به پيشنهادهايي مي‏رسيم اما در نهايت از کارگردان پيشنهادات و نظراتش را مي‏پرسم و بر مبناي نظرات او کار را پيش مي‏برم‏. در مورد آتش سبز مثلا به دلايلي تکه‏هاي کوچکي به فيلم اضافه‏ شد. در مورد موسيقي هم روي اين قسمت‏ها که البته خيلي هم کوچک بود و بعدا استفاده شد با هم هماهنگي انجام داديم يعني سياست من در ساخت موسيقي اصلا اين نيست که فيلم را ببينم بعد بروم داخل يک اتاقي در را ببندم شروع کنم به ساختن‏ موسيقي هميشه ساخته‏هايم حاصل رابطه تنگاتنگ با کارگردان بوده.»

قاسم قلي‌پور(تهيه کننده) درباره تهيه آتش سبز مي گويد: «زماني که فيلمنامه آتش سبزرا خواندم، با توجه به جذابيت‌هايي که داشت و شکل متفاوت روايت ترغيب شدم آن را تهيه کنم.

سپس امکانات و شرايط اجرايي را بررسي کردم و بر اساس قابليت‌هاي فيلمنامه دنبال فضاهاي مناسب گشتيم. قصه اصلي در ارگ بم روايت مي‌شد، اما به دليل زلزله لوکيشن اصلي را از دست داديم و خراسان جنوبي و شهر بيرجند را جايگزين کرديم. مي‌بايست در لوکيشن واقعي کار مي‌کرديم.

خوشبختانه آنچه در بيرجند پيدا کرديم با چند تغيير جزئي قابليت تبديل شدن به لوکيشن مناسب و مورد نياز را داشت. آقايان پورصمدي و اصلاني به دليل سابقه‌اي که در سينماي مستند دارند خيلي زود به لوکيشني که مي‌خواستيم رسيدند و زمان را براي پيدا کردن مکان مناسب از دست نداديم.

90 درصد فيلم در بيرجند و 10 درصد آن در اطراف تهران و ورامين فيلمبرداري شد. خوشبختانه مردم و مسئولان اين شهر همکاري فوق‌العاده با ما داشتند و از اين نظر با مشکل مواجه نشديم. علاقه مردم و مسئولان بيرجند به هنر و فرهنگ راه ما را هموار مي‌کرد.»

آتش سبز که چندي پيش وارد شبکه ويدئويي شده است. افسانه هاي کهن ايراني را مضمون خود قرار داده است. اما چه در دوران جشنواره چه در زمان اکران عمومي در مجموع با برخورد سرد منتقدين روبرو شد و تنها منتقدان اندکي به ستايش فيلم پرداختند. مشکل فيلم آنجاست که به جاي ارائه روايتي دراماتيک و جذاب از يک افسانه کهن، مي خواهد خود را متفاوت و پيچيده جلوه دهد. پيچيدگي(يا پيچيده نمايي) که به جاي به تعمق وا داشتن مخاطب، تنها مي خواهد او را مرعوب کند.

مشخصات «آتش سبز»:

فيلمنامه نويس و کارگردان: محمدرضا اصلاني، مدير فيلمبرداري: مرتضي پورصمدي، موسيقي متن: محمدرضا درويشي، مدير هنري: ژيلا مهرجويي، طراح لباس: شعله نواب تهراني، طراح چهره پردازي: محسن ملکي، صدابردار: محمد مختاري، تهيه کننده: قاسم قلي پور

بازيگران: عزت الله انتظامي، مهدي احمدي، مهتاب کرامتي، فرخ نعمتي، آهو خردمند، پگاه آهنگراني، هوشنگ قوانلو و ... ، 90 دقيقه، 1386

 

 

 

يكشنبه 27 فروردين 1391 - 10:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری