سه‌شنبه 6 تير 1396 - 15:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان زنجان

 

مينياتوريستي بزرگ

 

 

زندگينامه حسين بهزاد

 

جدش ميرزا لطف‌الله ، از اهالي شيراز بود. اين مرد اهل منبر بود ، اما پدر بهزاد ميرزا فضل‌الله در اصفهان به دنيا امد و در شيراز و اصفهان قلمدان‌سازي را ياد گرفت. ۲۲ سال از ازدواج پدر و مادرش گذشته بود که حسين به دنياآمد. او شش هفت ساله بود که پدرش در گذشت . او ماند و مادرش و يک خواهر . چند ماهي به مدرسه (شرف مظفر)رفت . اما از آن جايي که مدرسه دور بود و او درس خوان نبود ، مدرسه را رها کرد و شاگرد حجره قلمدان‌سازي شد . مادرش بعد از مرگ همسر اولش شوهر ديگري اختيار کرد و توجهي به حسين نداشت . روزگار او همين طور به سختي و مشقت مي‌گذشت . گاهي نان خالي هم گيرش نمي‌امد و مجبور بود گرسنه بخوابد. اما عشق به طراحي و نقاشي او را زنده نگاه مي‌داشت. خودش مي‌گويد : (هميشه مدادوکاغذ توي جيبم بود). گاهي نصف شب ، در نور مهتاب نقاشي ميکرد.

کم کم کارش در حجره قلمدان سازي بالا گرفت . بهزاد ناگهان بيمار مي‌شود . همه فکر ميکردند که زنده نميماند . کارو بارش رااز دست ميدهد و ناچار به خانه مادرش ميرود . زيرا در امدي نداشت.

فتوح السلطنه که هنر بهزاد را ميشناخت ، او را به خانه خود برده و او را از بيماري نجات داد . او يک کتاب خطي (خمسه نظامي) را توسط بهزاد ، در مدت يکسال اقامت او در منزلش ، با مينياتورهايي زيبا به تصوير کشيد ، فتوح السلطنه از بهزاد دعوت کرد بعد از تمام شدن نقاشيها با او به اروپا بروند تا کتاب را انجا بفروشند. در همين موقع از بهزاد دعوت مي‌شود وارد ارتش شود ، اما بعد از مدتي از ارتش بيرون ميايد . در اين مقطع از زندگي بهزاد با دختر صاحبخانه خود که( عزيزه ) نام داشت ازدواج مي‌کند ، مدت ۴۹ سال باهم زندگي ميکنند ، ثمره ازدواج انها ، يک پسر است که پرويز نام دارد.

 

بعدها بهزاد شنيد که فتوح السلطنه لندن و پاريس رفته و ان کتاب خطي خمسه نظامي رابه نام يک کار قديمي به مبلغ ۸۰۰۰ ليره به يک موزه فروخته است. بعدها هم که فتوح السلطنه به ايران بازگشت بهزاد موقعيتي پيدا نکرد تا سهم خود را بگيرد ، زيرا فتوح السطنه سکته کرد و در گذشت .

در اين بين بهزاد براي چند نفرهم کار ميکرد. من جمله کتاب‌هاي خطي صدرالممالک وزير دربار را مصور کرد. همچنين براي موزه اي که پرنس ارفع الدوله در موناکو داشت چند مينياتور تهيه کرد.سفارش دهندگان بيشتر ، کارهاي بهزاد رابه عنوان عتيقه در خارج کشور ميفروختند و پول‌هاي گزافي ميگرفتند . ديگر بهزاد شهرتي پيدا کرده بود . حتي بعضيها کارهاي او را تقليد کرده با امضاي بهزاد مي فروختند.

درسال ۱۳۱۴ (ه ش) موسيو رابينو باستان شناس فرانسوي بهزاد را با خود به فرانسه مي‌برد تا در انجا برايش کار کند . در اين موقع تاجرهاي کليمي عتيقه فروش ، دايم محرمانه به او مراجعه مي‌کنند و مي خواهند براي انان کار کند. زيرا انها مي‌توانستند کارهاي بهزاد را به عنوان کارهاي قديمي و عتيقه بفروشند . بهزاد هم گاهي براي انان کار مي‌کرد . مثلاً صفحه‌اي از يک کتاب خطي را براي يکي از انها نقاشي کرد و ان تاجر آن را به عنوان عتيقه به مبلغ گزافي به يکي از مجموعه دارها فروخت.

در اين زمان بهزاد به موزه لوور هم مي‌رفت و روي اثار قديمي مينياتور ايراني مطالعه مي‌کرد . سرانجام بعد از چند سال به ايران برگشت. در ايران براي اين وان کار مي‌کرد . جنگ جهاني دوم شروع شده بود و متفقين در تهران بودند و کارهاي بهزاد را بخوبي ميخريدند.

از اين زمان به بعد ، بهزاد ديگر کم کم کارهاي تجاري را کنار گذاشت و به خلق شاهکارهاي هنري که خود دوست مي‌داشت پرداخت. تابلوهاي ، فردوسي ، فتح بابل ،ايوان مداين ، شب قدر حافظ و نفت يادگارهاي اين دوره از عمر او هستند.

روي تابلوي فردوسي دو سال کار کرد. دو تابلو هم براي جشن المپياد ساخت   , يکي چوگان بازي و ديگري کشته شدن ديو سفيد به دست رستم .انها هم براي او ديپلمي فرستادند.

او هفده نمايشگاه در داخل و خارج کشور برگذار کرد ، چندين جايزه و مدال گرفت. هنرمندان ايراني و خارجي به علت هنر و اخلاق انسانيش ، بسيار او را دوست داشتند. مرحوم ملک الشعراي بهار در مدح او شعر سرودند.

او در مدت زندگي خود قريب ۴۰۰ کار هنري به وجود اورد که بعضي از مشهورترين انها عبارت‌اند از  : (قحطي  ، خزان جواني ، کشتن رستم ديو سفيد را ، خيال ، ابو علي سينا ، شب قدر حافظ ، رودکي ، صورت شمس تبريزي و مولانا جلال الدين رومي ، ابريق مرا شکستي . فتح بابل).

بهزاد داراي شهرت جهاني بود ، او هنر مينياتور را به اوج خود رسانيد. شيوه مينياتور قبل از او ، همان شيوه رايج مغولي بود . حتي اداب و رسوم مغولها هم در ان به چشم مي‌خورد ، شکلها شبيه به هم ويکنواخت بود . او اين شيوه را عوض کرد و شکلهاي ايراني را وارد مينياتور کرد .

او بسياري از ريزه کاريهاي زائد مينياتور را به دور ريخت . درکارهاي او حالات و روحيات اشخاص مشخص است .در کار قدما سايه وجود نداشت ،اوسايه را وارد مينياتور کرد در رنگ اميزي هم ابتکار کرد . بهزاد اصولا داراي قوه ابتکار بود . در قديم چون مينياتور را اغلب براي کتابها ميکشيدند ، اندازه‌هاي انها هم کوچک بود ، ولي بهزاد قطع مينياتور را بزرگ کرد . هم چنين مينياتور قدما پر از اشخاص گوناگون بود او از عده اشخاص هم کاست . خلاصه در بين مينياتور سازان ايراني ، بهزاد شخصيت نواور و ممتازي است . پس از پايان دوره صفويه مينياتور تکراري و کم مايه بود. اين هنر ظريف ايراني در دوره قاجار تحت تأثير نقاشيهاي روسي و فرنگي از مسير خود منحرف گرديده بود. سر انجام بهزاد توانست مينياتور را به مسير اصلي وحقيقي خود برگرداند او در اين راه رنج‌ها کشيد و شاهکارهاي بزرگ افريد.

 

در ارديبهشت ۱۳۳۷ خورشيدي ، مجلس شوراي ملي تصويب کرد که مادام العمر حقوق معيني از طرف دولت به اين هنرمند بزرگ پرداخت گردد.

 

حسين رسولي

کارشناس امور اداري

مقاله

روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان زنجان

زندگينامه حسين بهزاد

 

جدش ميرزا لطف‌الله ، از اهالي شيراز بود. اين مرد اهل منبر بود ، اما پدر بهزاد ميرزا فضل‌الله در اصفهان به دنيا امد و در شيراز و اصفهان قلمدان‌سازي را ياد گرفت. ۲۲ سال از ازدواج پدر و مادرش گذشته بود که حسين به دنياآمد. او شش هفت ساله بود که پدرش در گذشت . او ماند و مادرش و يک خواهر . چند ماهي به مدرسه (شرف مظفر)رفت . اما از آن جايي که مدرسه دور بود و او درس خوان نبود ، مدرسه را رها کرد و شاگرد حجره قلمدان‌سازي شد . مادرش بعد از مرگ همسر اولش شوهر ديگري اختيار کرد و توجهي به حسين نداشت . روزگار او همين طور به سختي و مشقت مي‌گذشت . گاهي نان خالي هم گيرش نمي‌امد و مجبور بود گرسنه بخوابد. اما عشق به طراحي و نقاشي او را زنده نگاه مي‌داشت. خودش مي‌گويد : (هميشه مدادوکاغذ توي جيبم بود). گاهي نصف شب ، در نور مهتاب نقاشي ميکرد.

کم کم کارش در حجره قلمدان سازي بالا گرفت . بهزاد ناگهان بيمار مي‌شود . همه فکر ميکردند که زنده نميماند . کارو بارش رااز دست ميدهد و ناچار به خانه مادرش ميرود . زيرا در امدي نداشت.

فتوح السلطنه که هنر بهزاد را ميشناخت ، او را به خانه خود برده و او را از بيماري نجات داد . او يک کتاب خطي (خمسه نظامي) را توسط بهزاد ، در مدت يکسال اقامت او در منزلش ، با مينياتورهايي زيبا به تصوير کشيد ، فتوح السلطنه از بهزاد دعوت کرد بعد از تمام شدن نقاشيها با او به اروپا بروند تا کتاب را انجا بفروشند. در همين موقع از بهزاد دعوت مي‌شود وارد ارتش شود ، اما بعد از مدتي از ارتش بيرون ميايد . در اين مقطع از زندگي بهزاد با دختر صاحبخانه خود که( عزيزه ) نام داشت ازدواج مي‌کند ، مدت ۴۹ سال باهم زندگي ميکنند ، ثمره ازدواج انها ، يک پسر است که پرويز نام دارد.

 

بعدها بهزاد شنيد که فتوح السلطنه لندن و پاريس رفته و ان کتاب خطي خمسه نظامي رابه نام يک کار قديمي به مبلغ ۸۰۰۰ ليره به يک موزه فروخته است. بعدها هم که فتوح السلطنه به ايران بازگشت بهزاد موقعيتي پيدا نکرد تا سهم خود را بگيرد ، زيرا فتوح السطنه سکته کرد و در گذشت .

در اين بين بهزاد براي چند نفرهم کار ميکرد. من جمله کتاب‌هاي خطي صدرالممالک وزير دربار را مصور کرد. همچنين براي موزه اي که پرنس ارفع الدوله در موناکو داشت چند مينياتور تهيه کرد.سفارش دهندگان بيشتر ، کارهاي بهزاد رابه عنوان عتيقه در خارج کشور ميفروختند و پول‌هاي گزافي ميگرفتند . ديگر بهزاد شهرتي پيدا کرده بود . حتي بعضيها کارهاي او را تقليد کرده با امضاي بهزاد مي فروختند.

درسال ۱۳۱۴ (ه ش) موسيو رابينو باستان شناس فرانسوي بهزاد را با خود به فرانسه مي‌برد تا در انجا برايش کار کند . در اين موقع تاجرهاي کليمي عتيقه فروش ، دايم محرمانه به او مراجعه مي‌کنند و مي خواهند براي انان کار کند. زيرا انها مي‌توانستند کارهاي بهزاد را به عنوان کارهاي قديمي و عتيقه بفروشند . بهزاد هم گاهي براي انان کار مي‌کرد . مثلاً صفحه‌اي از يک کتاب خطي را براي يکي از انها نقاشي کرد و ان تاجر آن را به عنوان عتيقه به مبلغ گزافي به يکي از مجموعه دارها فروخت.

در اين زمان بهزاد به موزه لوور هم مي‌رفت و روي اثار قديمي مينياتور ايراني مطالعه مي‌کرد . سرانجام بعد از چند سال به ايران برگشت. در ايران براي اين وان کار مي‌کرد . جنگ جهاني دوم شروع شده بود و متفقين در تهران بودند و کارهاي بهزاد را بخوبي ميخريدند.

از اين زمان به بعد ، بهزاد ديگر کم کم کارهاي تجاري را کنار گذاشت و به خلق شاهکارهاي هنري که خود دوست مي‌داشت پرداخت. تابلوهاي ، فردوسي ، فتح بابل ،ايوان مداين ، شب قدر حافظ و نفت يادگارهاي اين دوره از عمر او هستند.

روي تابلوي فردوسي دو سال کار کرد. دو تابلو هم براي جشن المپياد ساخت   , يکي چوگان بازي و ديگري کشته شدن ديو سفيد به دست رستم .انها هم براي او ديپلمي فرستادند.

او هفده نمايشگاه در داخل و خارج کشور برگذار کرد ، چندين جايزه و مدال گرفت. هنرمندان ايراني و خارجي به علت هنر و اخلاق انسانيش ، بسيار او را دوست داشتند. مرحوم ملک الشعراي بهار در مدح او شعر سرودند.

او در مدت زندگي خود قريب ۴۰۰ کار هنري به وجود اورد که بعضي از مشهورترين انها عبارت‌اند از  : (قحطي  ، خزان جواني ، کشتن رستم ديو سفيد را ، خيال ، ابو علي سينا ، شب قدر حافظ ، رودکي ، صورت شمس تبريزي و مولانا جلال الدين رومي ، ابريق مرا شکستي . فتح بابل).

بهزاد داراي شهرت جهاني بود ، او هنر مينياتور را به اوج خود رسانيد. شيوه مينياتور قبل از او ، همان شيوه رايج مغولي بود . حتي اداب و رسوم مغولها هم در ان به چشم مي‌خورد ، شکلها شبيه به هم ويکنواخت بود . او اين شيوه را عوض کرد و شکلهاي ايراني را وارد مينياتور کرد .

او بسياري از ريزه کاريهاي زائد مينياتور را به دور ريخت . درکارهاي او حالات و روحيات اشخاص مشخص است .در کار قدما سايه وجود نداشت ،اوسايه را وارد مينياتور کرد در رنگ اميزي هم ابتکار کرد . بهزاد اصولا داراي قوه ابتکار بود . در قديم چون مينياتور را اغلب براي کتابها ميکشيدند ، اندازه‌هاي انها هم کوچک بود ، ولي بهزاد قطع مينياتور را بزرگ کرد . هم چنين مينياتور قدما پر از اشخاص گوناگون بود او از عده اشخاص هم کاست . خلاصه در بين مينياتور سازان ايراني ، بهزاد شخصيت نواور و ممتازي است . پس از پايان دوره صفويه مينياتور تکراري و کم مايه بود. اين هنر ظريف ايراني در دوره قاجار تحت تأثير نقاشيهاي روسي و فرنگي از مسير خود منحرف گرديده بود. سر انجام بهزاد توانست مينياتور را به مسير اصلي وحقيقي خود برگرداند او در اين راه رنج‌ها کشيد و شاهکارهاي بزرگ افريد.

                                                            

در ارديبهشت ۱۳۳۷ خورشيدي ، مجلس شوراي ملي تصويب کرد که مادام العمر حقوق معيني از طرف دولت به اين هنرمند بزرگ پرداخت گردد.

 

حسين رسولي

کارشناس امور اداري

 

 

سه‌شنبه 15 فروردين 1391 - 12:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری