سه‌شنبه 6 فروردين 1398 - 20:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

ناصر خسرو (آفريننگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران)

 

-ناصر خسرو (آفريننگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران)

- دکتر علي اکبر ولايتي

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير،چاپ اول1390

- شابک: 1- 378- 303- 964- 978

- قيمت: 1600 تومان

ابومعين حکيم ناصرخسرو بن حادث القبادياني البلخي المروزي، حجت خراسان، از جدي­ترين شعراي اخلاقي و شاه گريز و دين شعار تاريخ ادبيات فارسي است. هيچ کس به قدر او کلامش را در خدمت اعتقادش قرار نداد. از معدود بزرگاني است که در نظم و نثر توأماً سرآمد است. هفت سال در طلب حقيقت از شهر و ديار خود بيرون رفت و به سير در آفاق و انفس پرداخت و با بسياري از ارباب اديان و مذاهب به مباحثه و گفت و گو درآمد و پيروان مذاهب گوناگون اسلامي را آزمود و سرانجام سر تعظيم در برابر اهل بيت (ع) فرود آورد. «ناصر خسرو» بيست و يکمين کتاب از سري مجموعه کتابهاي آفريننگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران به قلم دکتر علي اکبر ولايتي مي­باشد. تحليل نگارنده از شخصيت وي اين است که مردي شجاع و ديندار بود و از ظلم و دغل بازي خلفاي فاسد بني عباس و عمال سرسپرده­ي آنها چون امراي سلجوقي و غزنوي، به تنگ آمده بود. شيفتگي او به اميرالمومنين علي (ع) و حضرت صديقه­ي طاهره و حزن عميق وي درباره­ي واقعه­ي کربلا و دشمني­اش با نواصب عمق تولي و تبري او را نشان مي­ دهد. اگر بخواهيم يکي از قصايد وي را به منزله اعلام مواضع جامع عقيدتي و معرفتي او انتخاب کنيم، قصيده­ي ذيل از بهترين معرف­هاي شخصيت جامع وي است:

نکوهش مکن چرخ نيلوفري را

برون کن ز سر باد خيره سري را

بري دان از افعال چرخ برين را

نشايد ز دانا نکوهش بري را . . .

نويسنده کتاب را در 5 فصل تنظيم کرده است؛ فصل اول را به عصر ناصرخسرو و فصل دوم را به زندگي ناصرخسرو اختصاص داده است. در اين فصل نگارنده به عناويني همچون تولد و اسم ناصرخسرو، دوران جواني و تحصيلاتش، دگرگوني دروني در زندگي وي، بازگشت به وطن و تبعيد از وطن و دوران سرگرداني، عقايد و اخلاق، خانواده و وفات وي مي­پردازد. نگارنده درباره­ي زندگي ناصرخسرو چنين مي­گويد: براي اطلاع از احوال ناصرخسرو تنها مأخذ معتبر تأليفات و سروده­هاي خود اوست و آثار وي مشحون از اطلاعاتي است که خود از زندگاني­اش بدست مي­دهد. در مقالات فلسفي و مثنوي­هايش نيز اطلاعات گران بهايي درباره­ي زندگي وي ديده مي­شود . . .

وي در اشعار خود همه جا از بلخ با عنوان وطن و شهر و خانه و مسکن خويش مي­گويد و بلخ را با صفت «چون بهشت» توصيف مي­کند؛ تاريخ سال تولدش را که در 394 ق بوده، خود شاعر در اشعارش صريحاً ذکر مي­کند:

بگذشته ز هجرت پس سيصد نود و چار

بنهاد مرا مادر بر مرکز اغبر

ناصرخسرو ظاهراً از خانواده­ي ثروتمندي بوده که به امور دولتي و شغل ديواني مشغول بوده­اند. وي از ابتداي جواني در تحصيل علوم و فنون و السنه و ادبيات رنج فراوان برده، قرآن را حفظ داشت و تقريباً در همه­ي علوم متداول عقلي و نقلي آن زمان، از ارشماطيقي و مجسطي بطلميوس و هندسه­ي اقليدس و طب و موسيقي و بالاخص علم حساب و نجوم و فلسفه، و همچنين در علم کلام و حکمت متألهين تبحر پيدا کرده بود و حتي لقب «اديب و دبير فاضل و خواجه­ي خطير» گرفته بود و خود نيز در اشعارش و نيز در سفرنامه و ساير آثارش، مکرر، به احاطه­ي خود به اين علوم و مقام عظيم فضل و دانش خود اشاره مي­کند:

اگر در کمال فضل بود مرد را خطر

چون خوار و زار کرد پس اين مرد بي خطر مرا؟

گر بر قياس فضل بگشتي مدار چرخ

جز بر مقرّ ماه نبودي مقر مرا . . .

در تاريخ وفات ناصرخسرو، اقوال گوناگون است و اغلب ضعيف و غير معتبر و روي هم رفته تاريخ 481 ق صحيح­تر بنظر مي­آيد.

تأليفات ناصرخسرو عنواني است که نويسنده در فصل سوم به آن پرداخته و مي­گويد: وي در نظم و نثر تصنيفات متعدد و اشعار فارسي و عربي بسيار داشته است و در زمان خودش ديوان عربي و ديوان فارسي او هر دو معروف بوده­اند. سفرنامه، ديوان اشعار، زادالمسافر، روشنايي نامه، سعادت نامه و وجه دين برخي از آثاري است که در اين فصل نويسنده از آنها نام برده و درباره­ي هر يک توضيح مختصري داده است. اما نويسنده سبک شعري ناصرخسرو را در فصل چهارم مورد بررسي قرار داده است؛ شعر ناصرخسرو هم از لحاظ درون مايه و مضمون صريح و محکم و تسليم ناپذير است، هم از نظر لفظ و آهنگ. شيوه­ي سخن او خاص خود اوست اما مي­توان آن را از نمونه­هاي برجسته­ي سبک خراساني دانست. ديوان ناصر سرشار از پند و اندرز بر پايه­ي مذهب و حکمت است. از پيروي نفس، دروغ، ريا، حرص و آزمندي، خواب و خور، دنياپرستي و تجمل، تکبر، ناداني، ستم کاري نهي مي­کند و به زهد و طاعت، خرسندي، مناعت طبع، فروتني، دانش، حقيقت جوئي، دادگري و نام نيک تشويق مي­کند.

اوزان شعر ناصرخسرو به تعبير يوسفي، سنگين، کلمات و ترکيباتش با هيمنه و متين و استوار، لحنش معترض و صريح و شجاعانه است که در آن بزم و عشق و طبيعت راه ندارد و همه متوجه پيشبرد بي وقفه و خستگي ناپذير مقصود و اثبات معاني منظور است. دنيايي که او در آن زندگي مي­کند دنياي غريبي است؛ پر از شگفتي­ها و پر از ماجراهاي آکل و مأکول. اما اين آکل و مأکول هر دو غافل و بي خبرند . . .

اما محبوب­ترين و پربسامدترين قالب شعري ناصرخسرو قصيده است. او از قالب غزل گريزان بود و آن را مناسب انديشه­هاي خود نمي­دانست؛ در حاليکه شاعران هم مسلک او چون سنايي و عطار و مولوي نيز، که زاهد و متدين بودند، اشعار بسياري در اعراض از دنيا و روي آوردن به آخرت و فوايد دينداري سروده­اند.

نگارنده درباره­ي آزادگي و آزاد انديشي ناصرخسرو مي­گويد: حکيم ناصرخسرو، پس از تغيير حال، از «دبيري محتاط و شاعري مديحه سرا» به شاعري فرزانه تبديل شد:

چو روزگار بدل کرد تير تو به کمان

چرا اکنون نکني تو غزل به زهد بدل

هزار شکر خداوند را که خرسندت

دلم ز مدح و غزل بر مناقب و مقتل . . .

او همچنين هم مدح اميران و محتشمان را خطا مي­شمارد و هم تغزل جهت معشوقکان و دلبران را لغو مي­داند. برخلاف بيشتر شعراي قصيده سراي ايران تنها اوست که، بواسطه­ي عزت نفس و همت بلندش، راضي نمي­شود که الفاظ فارسي دري را، که به نظر او به منزله­ي مرواريدهاي شاهوارند، به پاي امراي جابر و فرومايه، که چونان خوکان­اند، نثار کند و ايشان را بستايد. فصل پنجم به کتاب شناسي و انتشار آثار ناصرخسرو اختصاص دارد. اولين کتاب شناسي مستقل درباره­ي ناصرخسرو توسط علي مير انصاري تدوين و در سال 1372 از طرف انجمن آثار و مفاخر فرهنگي منتشر شد و پس از ده سال تجديد چاپ شد.

ديوان وي، علاوه بر چندين بار چاپ سنگي در تهران و هند به تصحيح مرحوم مجتبي مينوي و اخيراً مهدي محقق چاپ شده است. نگارنده در پايان در ضميمه­ي کتاب اشعاري از روشنايي نامه، سعادت نامه، سفرنامه و قصايد و مقطعات آورده است:

از سعادت نامه؛ در تسليم

دلا، همواره تسليم رضا باش

به هر حالي که باشي با خدا باش

خدا را دان خدا را خوان به هر کار

مران تو ياوران را به ازو يار

چو حق بخشد کلاه سربلندي

تو دل بر ديگري بهر چه بندي؟ . . .

 

از مقطعات

خواندم چهار نامه­ي ايزد بر اوستاد

وز چند فيلسوف گرفتم حديث باد

فرجام اين سخن سخني يافتم درست

ديگر همه به نزد خردمند هست باد

چون و چراي گنبد گران بر خرد

او داند آنکه گنبد گردان بنا نهاد . . .       

 

 

 

 

سه‌شنبه 8 فروردين 1391 - 12:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری