سه‌شنبه 28 آبان 1398 - 0:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

شيطان پرستي

 

 

شيطان پرستي

 مؤلف: حميد رضا مظاهري سيف

ناشر: مؤسسه ي فرهنگي بهداسشت معنوي

نوبت چاپ : اول 1390

 

کتاب حاضر شيطان پرستي و شيطان گرايي و نيز ريشه هاي اين افکار را از گذشته تا حال مورد بررسي قرار داده است:

 شيطان از روي تکبر در برابر آدم سجده نکرد و به اين خاطر تمام جاه و جلال خويش را در محضر خداوند از دست داد، از اين رو کينه ي انسان را به دل گرفت و به خاطر احساس حقارت در برابر انسان درصدد بر آمد تا ماجراي سجده را بر عکس کند و فرزندان آدم را به پرستش خويش وادارد. واقعيت اين است که شيطان تا حدودي موفق بوده و از حادثه ي رانده شدن حضرت آدم از بهشت و ارتکاب قتل قابيل تاکنون موفقيت هايي داشته، به طوري که در فرهنگ هاي مختلف و ادوار گوناگون تاريخ حتي آشکارا مورد پرستش قرار گرفته است.

به نقل از نوشتار حاضر، شيطان گرايي بدوي، شالوده اي خرافي داشته و به نوعي انحراف از مسير تعاليم پيامبران گذشته بوده است. اديان ابتدايي که پيامبران الهي براي بشر مي آوردند، مثل اديان ابراهيمي  در راستاي پيوند ميان ساحت مادي و معنوي زندگي انسان بودند. پيامبران   مي کوشيدند تا دست خلاق و روزي بخش خداوند را در چرخه ي اين زندگي طبيعي آشکار سازند و از اين رهگذر مسير رشد و تعالي انسان را بگشايند ...

در اين اثر ضمن بررسي شيطان پرستي بدوي و قرون وسطايي ، به شيطان پرستي مدرن اشاره شده است و تفاوت هاي آنها نيز به بحث گذاشته شده است .

در اين زمينه آمده است: احساس آزادي که شيطان گرايي در قرون وسطا تلقين مي کرد، به خصوص براي کشاورزان و کارگران ضعفي خوشايند و خواستني بود که از هم دستي کليسا و اشراف رنج مي بردند و به نام خدا در بند مقامات ديني و دنيوي بودند. آنها از تخيل نيروهاي مرموز و سيه چهره با پوست کلفت و چروکيده که شبيه پوست زمخت و رنج ديده  خودشان بود، احساس آرامش و هم دلي بيشتري پيدا مي کردند. از اين رو در سده هاي پاياني قرون وسطا ميل به شيطان پرستي و جادوگري در ميان مردم اروپا بالا گرفت ...

در ادامه نيز آمده است: در تفکر يهودي، مسيحي که شيطان فرشته اي سرکش و گريخته از بندگي خداوند است، مظهر آزادي تصور شده، امادر نگرش اسلامي، فرشتگان موجوداتي با شعور خالص و بدون شهوت هستند که با اختيار، تسليم خدا بودن را برگزيده اند و به جهت اين که فاقد شهوت هستند، هيچ ميلي به گناه و سرکشي در برابر خير مطلق ندارند. در اين ميان شيطان نه فرشته، بلکه جني است که در اثر عبادت به جمع فرشتگان راه يافته بود و بعد هم بي لياقتي خود را نسبت به اين لطف پروردگار نشان داد. بنابراين نه شيطان فرشته ي آزادي است ونه انسان با تبعيت از او به آزادي مي رسد، تنها پيامد پيروي از شيطان تباهي استعدادهاي انساني و از دست دادن شايستگي هاست.

همچنين درادامه مباحث حاضر، نگاهي دارد به دانش شيطان ، که بي ريشه و باطل است ، و دراين باره آمده است: انسان مي تواند با عبور از وسوسه هاي شيطاني به دانش حقيقي برسد .اصولا علم در زبان قرآن عبارت است از يقين به خدا و آيات او. و البته تمام آفرينش و پديده هاي عالم آيات اوست. قرآن مجيد به فراگيري اين علوم طبيعي دعوت مي کند، به شرط اين که به حق و حقيقت رهنما شوند و جهان بيني حقيقي را که سر لوحه ي آن خدا شناسي است ، در بر داشته باشند .وگرنه علمي که انسان را سرگرم خود ساخته از شناختن حق و حقيقت باز دارد، در قاموس قرآن مجيد با جهل مترادف است ...

يکي از موضوعاتي که در اين کتاب مطرح شده است، علل گرايش به شيطان گرايي است: امروزه در تمام کشورها ي دنيا جواناني ديده مي شوند که سرو وضع عادي ندارند ، سعي مي کنند طوري لباس بپوشند و خود راآرايش کنند که وحشتناک به نظر برسند. اين افراد خود را شيطان گرا يا شيطان پرست معرفي کرده و از نمادها و علائم خاصي استفاده مي کنند ، در دنباله‌ي اين بحث نيز به عللي اشاره شده است که يکي از آنها فطرت ناکام است: گرايش به شيطان پرستي لايه ي عميق تري هم دارد. هر انساني در اعماق وجود خود، يک تجربه ي معنوي نهفته دارد، تجربه اي که روح ما، قبل از همراه شدن با جسم و تولد در اين دنياي مادي به دست آورده است. همه ي ما با تمام وجود کمال مطلق، پروردگار و آفريننده ي خويش را ديده و اسماء و صفات نيکوي او را شناخته ايم، بامشاهده ي جلوه ها، صفات لطف و رحمت، حسن و جمال ، عشق بيکران را چشيده و يا درک جلوه هاي عظمت، جلال و جبروت، قهاريت، خوف و خشيت را تجربه کرده ايد. اکنون در اين جهان فرو دست که از آن مشاهدات دور افتاده ايم، گرايشي به سوي آن کمال بي کران و جمال و جلال بي پايان داريم ...اگر آدمي به زيبايي مطلق و حسن حقيقي برسد، عشق حقيقي را باز خواهد يافت و در غير اين صورت در توهم نقشي مي زند و به گرد آن بت مي گردد ...

نويسنده كتاب حاضر مي نويسد: ابعاد گسترده ي شيطان پرستي قابل تصور نيست .مردم جهان جرأت ندارند که بپذيرند در تمدني شيطاني زندگي مي کنند ، زيرا دروغ هاي آن را پذيرفته و با رنج هاي آن خو گرفته اند و وجود خود را در غوغاي ارزش هاي پوچ آن فراموش کرده اند ظلم و فساد زمين را پر کرده است ، اما تا اين حقيقت را نفهميم و در غفلت و اوهام غو طه ور باشيم هيچ تحولي رخ نمي دهد و روياي منجي جهان را حتي به خواب هم نخواهيم ديد .

 

 

 

دوشنبه 7 فروردين 1391 - 9:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری