جمعه 2 تير 1396 - 11:20
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

عليرضا سجادي‌فر

 

فتح‌المبين، عيدانه معطر حضرت زهرا(س) به رزمندگان

 

 دفاع مقدس ملت قهرمان ايران طي دوره هشت ساله‌اش به چند مقطع تقسيم مي‌شود: مقطع نخست، دوره زمينه سازي عراق براي جنگ است؛ مقطع دوم دوره پيشروي هاي عراق در خاك ايران و سپس زمين‌گير شدن آن است كه حدود يك سال از جنگ را شامل مي‌شود؛ مقطع سوم دوره آزادسازي نام گرفته كه در آن نيروهاي انقلابي و مردمي با همكاري ارتش چند عمليات بزرگ و موفق را طرح‌ريزي و اجرا كردند كه در نتيجه آنها، ارتش عراق به عقب رانده شد و زمين‌هاي اشغالي از تصرف دشمن بيرون آمد. اين مقطع نيز يك سال طول كشيد و يكي از درخشان‌ترين مقاطع جنگ محسوب مي‌شود.

يكي از درخشان‌ترين عمليات‌هاي انجام شده در مقطع آزادسازي، نبرد فتح‌المبين است كه طي مراحل گوناگونش همراه با دستاوردها و نتايج چشمگيري بود كه موقعيت برتر سياسي را براي جمهوري اسلامي در پي داشت.

 

شناسنامه عمليات

عمليات فتح‌المبين در تاريخ 2/1/1361 با رمز يا زهرا(س) براي آزادسازي مناطق اشغالي كشورمان از سوي رزمندگان اسلام انجام شد.

افزايش حضور نيروهاي مردمي، گسترش همكاري ارتش و سپاه، تجارب مناسب نظامي بر پايه تاكتيك‌هاي جديد موجب شد تا عمليات فتح‌المبين در تاريخ فوق آغاز شود.

در اين عمليات، مردم به طور بي‌سابقه و گسترده‌اي حضور يافتند و معنويت عميقي بر جبهه‌ها حاكم بود. حضور غيرقابل انتظار نيروهاي بسيجي را بايد يكي از دلايل گسترش كيفي و كمي نيروهاي رزم سپاه در اين عمليات دانست. دشمن كه پيش از اين براي ايجاد تأخير در انجام عمليات تلاش‌هاي گوناگوني انجام داده بود در برابر وسعت تهاجم رزمندگان اسلام، تن به شكست داد و با فرار از صحنه نبرد بخشي از نيروهاي خود را از مرگ نجات داد.

اهداف عمليات

- آزادسازي بخش وسيعي از مناطق اشغال شده، همچون سايت 4 و 5 رادار و ده ها روستاي منطقه  

- انهدام دو لشکر عراق (10 زرهي و 1 مکانيزه)  

- دستيابي به خطوط پدافندي مناسب و استفاده از حداقل نيروهاي خودي در آن خطوط

- خارج کردن شهرهاي شوش، انديمشک و دزفول از تيررس آتش توپخانه دشمن.

- دور کردن آتش موثر دشمن از جاده اهواز – انديمشک

 

موقعيت‌ عمليات

منطقه عمومي عمليات فتح‌المبين در غرب رودخانه كرخه قرار داشت كه از شمال به ارتفاعات بلند و صعب‌العبور تيشه‌كن، دالپري، چاه نفت و تپه سيپتون، از جنوب به ارتفاعات ميشداغ، تپه‌هاي رملي و چزابه(شيب)، از شرق به رودخانه كرخه و از غرب به مرز بين‌المللي در شمال و جنوب فكه محدود مي‌شد.

تشريح عمليات

طراحي عمليات فتح‌المبين از جمله ابتكارات و نوآوري‌هاي رزمندگان در اين مقطع محسوب مي‌شود.

با توجه به تلاش دشمن در آستانه عمليات فتح‌المبين(28 اسفند 60) و احتمال هوشياري عراق نسبت به محورهاي تهاجم نيروهاي خودي و نيز تأثيرات تك دشمن در كشف معابر نفوذي، تأخير در اجراي عمليات ضروري به نظر مي‌رسيد، ضمن اينكه هنوز برخي از يگان‌هاي خودي از آمادگي لازم برخوردار نشده بودند. در پي اين وضعيت و ايجاد ترديد در تصميم‌گيري فرماندهان، فرمانده كل سپاه به ديدار امام رفت و از ايشان درباره زمان شروع عمليات درخواست استخاره كرد. امام در پاسخ به اين درخواست ضمن خودداري از استخاره فرمودند: شما خودتان تصميم بگيريد ولي اگر مي‌خواهيد مي‌توانيد براي طلب خير از خداوند به قرآن رجوع كنيد. پس از بازگشت فرمانده سپاه به منطقه به قرآن استخاره زده شد كه سوره فتح آمد. آيات اين سوره وعده فتح، نصرت و مغانم كثيره(غنيمت‌هاي بسيار) مي‌داد. بر همين اساس نام فتح‌المبين براي عمليات برگزيده شد.

 از طرفي با خاتمه يافتن عمليات طريق القدس (8/9/1360)، تلاش براي اجراي عمليات بعدي به منظور جلوگيري از قدرت تصميم‌گيري، تجديد سازمان و تقويت روحيه دشمن آغاز شد. در اين شرايط که نيروهاي رزمنده ابتکار عمل در جنگ و پشت جبهه را در دست داشتند، دو منطقه «غرب دزفول» و «منطقه عمومي خرمشهر» (غرب کارون) نظر فرماندهان نظامي را به خود جلب کرده بود که الزاماً مي بايست يکي از آنها براي اجراي عمليات انتخاب مي شد. پس از مدت ها بحث و بررسي، فرماندهان نيروي زميني ارتش، منطقه خرمشهر؛ و فرماندهان سپاه پاسداران منطقه غرب دزفول را براي انجام عمليات بزرگ آينده پيشنهاد کردند که سرانجام منطقه پيشنهادي سپاه به دلايلي همچون تناسب يگان‌هاي خودي با وسعت اين منطقه، تناسب شرايط طبيعي اين منطقه با رزم قواي پياده و ... جهت انجام عمليات فتح المبين برگزيده شد.

طرح ريزي عمليات افتخار آفرين فتح المبين از اواسط آبان 1360 آغاز شد و پس از تلاش هاي مستمر و خستگي ناپذير و انجام مشورت ها و هماهنگي هاي گسترده  ميان فرماندهان نظامي، سرانجام طرح عملياتي شماره 1 فتح المبين در اواخر دي ماه همان سال آماده شد. روز 13 بهمن 1360 در پي يک نشست مشترک بين فرماندهان عمده سپاه و ارتش طرح يادشده به يگان‌هاي عمده اجرايي ابلاغ و متعاقب دريافت اطلاعات جديد در 30 بهمن همان سال طرح اوليه بازنگري شد و طرح شماره 2 در 13 اسفند انتشار يافت.

 

مراحل عمليات

مرحله اول عمليات فتح المبين (2/1/1361)

در اين مرحله در محور قرارگاه قدس، تيپ 14 امام حسين عليه السلام در جناح راست موفق شد با حرکت احاطه اي از شمال غربي و غرب رودخانه چيخواب ضمن تصرف منطقه عين خوش، عقبه دشمن در اين محور را مسدود کند. تيپ 41 ثارالله و تيپ 84 خرم آباد نيز در جناح چپ اين قرارگاه از شمال دشت عباس طرف امام زاده عباس و تپه 202 پيشروي کرده و مواضع دشمن را به تصرف خود درآورد، ليکن اين مواضع در جريان پاتک هاي شديد دشمن مجددا به اشغال نيروهاي عراقي درآمد.

در محور قرارگاه نصر؛ يگان هاي عمل کننده در ساعت 01:30 بامداد با دشمن درگير شدند. در حالي که واحدهاي ارتش عراق در اين محور به شدت مقاومت مي کردند، يک گردان از تيپ 27 محمد رسول الله(ص) که ماموريت تصرف علي گره زد و خاموش کردن آتش توپخانه مستقر در آن را بر عهده داشتند، تا اعماق خطوط دشمن نفوذ کرده و قرارگاه توپخانه دشمن را به تصرف درآوردند. در نتيجه، يگان هاي ديگر اين قرارگاه موفق شدند مواضع اصلي پدافندي دشمن در شمال محور پل نادري، سرخه فليه، سرخه صالح و تپه چشمه، کوت کاپون، سه راهي قهوه خانه و تپه شاوريه را به تصرف در آورند.

در محور قرارگاه فجر؛ به دليل مستحکم بودن خطوط پدافندي، حجم انبوه آتش و هوشياري دشمن نسبت به جهت تک و نيز انسداد اکثر راه کارهاي پيش بيني شده خودي، نيروهاي اين قرارگاه با روشن شدن هوا به موقعيت اوليه خود بازگشتند. در محور قرارگاه فتح؛ ماموريت اين قرارگاه در آغاز عمليات، تنها اعزام گروه هاي «آرپي جي زن» براي شکار اين تانک ها محدود گرديد. بر همين اساس گروه هاي مورد نظر اعزام شدند، ليکن تنها موفق گرديدند حدود 20 تانک و نفربر دشمن را منهدم کنند.

 

مرحله دوم عمليات فتح المبين(4/1/1361)

ساعت يک بامداد چهار شنبه چهارم فروردين، مرحله دوم عمليات فتح با کلمه رمز يازهراسلام‌الله‌عليه آغاز شد و نيروهاي ايران اسلامي در اولين ساعات شروع عمليات، تلفات سنگيني بر دشمن وارد آوردند و به مواضع او در جبهه هاي غرب شوش و دزفول دست يافتند. در اين مرحله از عمليات تنگه رقابيه و ارتفاعات ميشداغ پاکسازي شد.

در اين مرحله، ماموريت اصلي به عهده قرارگاه فتح بود تا با تصرف تنگه رقابيه و ضمن تهديد عقبه نيروهاي عراقي، در منطقه قرارگاه فجر، موجب کاهش فشار دشمن به قرارگاه قدس شود. قرارگاه هاي نصر و قدس نيز در اين مرحله ماموريت داشتند تا با ترسيم خطوط پدافندي خود، در مقابل پاتک هاي دشمن مقاومت کنند.

همچنين، قرارگاه فجر همچون مرحله اول ماموريت داشت تا به منظور جلب توجه دشمن به انجام عمليات ايذايي بپردازد و ذهن فرماندهان عراقي را از محور اصلي عمليات منحرف نمايد.

قرارگاه فتح از دو محور عمليات خود را آغاز کرد. يک تيپ پياده به همراه يک گردان زرهي با هدف تصرف ارتفاعات رقابيه، از حاشيه تنگه رقابيه و آب گرفتگي وارد عمل شدند و دو تيپ نيز محور اصلي حرکت خود را تنگه دليجان – به منظور دور زدن دشمن – قرار دادند و در نتيجه موفق شدند تنگه رقابيه، ارتفاعات رقابيه و ميشداغ به همراه تعداد زيادي تجهيزات سنگين دشمن را به تصرف درآورند . به دنبال آن، نيروهاي عراقي از فشار خود در محور عين خوش کاسته و پاتک هاي سنگين را متوجه منطقه رقابيه کردند و به رغم اين که خطوط پدافندي نيروهاي خودي در داخل تنگه تا آستانه سقوط پيش رفت، ليکن مقاومت نيروهاي خودي به حفظ و تامين اهداف اين مرحله منجر شد.

 

مرحله سوم عمليات فتح المبين (7/1/1361)

در سومين مرحله عمليات، مهم ترين مواضع حياتي دشمن در غرب شوش و دزفول فتح شد. اين مرحله از عمليات مقارن ساعت 22 و 30 دقيقه شب شنبه 7 فروردين با نام فتح المبين و با کلمه رمز يازهرا در شمال غربي شوش آغاز شد.

فرماندهان سپاه و ارتش پس از کسب نتايج موفقيت آميز در مرحله دوم عمليات، به اين نتيجه رسيدند که نيروهاي دشمن به دليل از هم پاشيدگي سازمان و گسستگي در سيستم فرماندهي خود، احتمالا از منطقه عملياتي فرار خواهند کرد. لذا تصميم گرفته شد هر چه سريع تر با انجام عمليات ديگري، قواي دشمن منهدم و خطوط پدافندي قواي خودي تصحيح و تقويت شود. بر همين اساس، پس از طراحي مانور اين مرحله از عمليات، نيروهاي خودي در بامداد روز هفتم حمله خود را آغاز کردند و همان گونه که پيش بيني مي شود، دشمن براي مصون ماندن از انهدام و اسارت نيروهايش، بسياري از مواضع خود را به ناچار ترک کرده و به منتهي اليه خطوط پدافندي خود در منطقه، (چنانه، دوسلک و غرب ارتفاعات تينه) عقب نشيني نمود.

مرحله چهارم عمليات فتح المبين (8/1/1361)

در چهارمين مرحله عمليات که سحرگاه روز يکشنبه 8 فروردين با نام فتح و کلمه رمز يازهرا آغاز شد، قرارگاه نصر به پاکسازي منطقه متصرفه در شرق ارتفاعات تينه پرداخته و پس از آن به کمک قرارگاه قدس شتافت. قرارگاه قدس که در روز گذشته ارتفاعات 202 تنگه ابوغريب را به تصرف درآورده بود، مي کوشيد از فرار نيروهاي در حال عقب نشيني عراق جلوگيري نمايد. قرارگاه فجر نيز مسئوليت پاکسازي منطقه متصرفه خود را بر عهده داشت.

همچنين نيروهاي قرارگاه فتح ضمن عبوراز تنگه دليجان به سمت برغازه و دوسلک موفق شدند اين دو منطقه را به تصرف در آورده و با نيروهاي قرارگاه نصر الحاق نمايند و سپس به سمت مرزهاي بين المللي پيشروي کنند.

در مجموع، طي اين مرحله از عمليات ، ارتفاعات تينه، دوسلک و برغازه به تصرف کامل درآمدند و دشمن به غرب رودخانه دويرج و تپه 182 عقب رانده شد.

لازم به ذکر است که نيروهاي خودي در تلاش اصلي خود در اين مرحله که دستيابي به عقبه هاي دشمن و ممانعت از فرار نيروهاي آنان بود موفق نبودند و دشمن توانست بسياري از نيروها و تجهيزات خود را از منطقه عمليات خارج نمايد.

 

ارزيابي عمليات

بدون ترديد اين عمليات از نظر وسعت، منطقه، شمار نيروهاي شركت‌كننده، تاكتيك‌ عملياتي و سرعت عمل نيروها در تأمين اهداف با اجراي مراحل عمليات، بسيار برجسته و با اهميت بود. عمليات فتح‌المبين اگر چه در آستانه فرارسيدن سال جديد و در ايام نوروز انجام گرفت، ولي اين مسئله هيچ تأثيري بر جذب نيروهاي مردمي نداشت.

اين عمليات خفت‌بارترين شكست از ابتداي جنگ تا آن زمان را نصيب عراق كرد. اين تهاجم به عقب‌نشيني عراق در سراسر خط جبهه در طول مرز ايران و عراق و نابودي سه لشكر عراق منجر گرديد.

 

نتايج عمليات

- آزادسازي 2500 کيلومتر مربع از خاک جمهوري اسلامي؛ شامل دهها بخش و روستا، سايت 4 و 5 رادار، جاده مهم دزفول – دهلران و ...  

- نزديک شدن نيروهاي خودي به مرز در منطقه غرب شوش و دزفول.

- خارج شدن شهرهاي دزفول، انديمشک و شوش و مراکز مهمي همچون پايگاه هوايي دزفول از تيررس توپخانه دشمن، و دستيابي به چاه هاي نفت ابوقريب در ارتفاعات تينه.

- انهدام بيش از 4 لشکر، 361 تانک و نفربر، 18 هواپيما، 300 خودرو، 50 توپ و 30 دستگاه مهندسي ارتش عراق.

- به غنيمت گرفته شدن 320 تانک و نفربر، 500 خودرو، 165 توپ، 50 دستگاه مهندسي و مقادير زيادي سلاح و تجهيزات انفرادي.

- به اسارت در آمدن بيش از 15 هزار تن از نيروهاي دشمن.

- کشته و مجروح شدن حدود 25 هزار تن از نيروهاي دشمن.

بازتاب عمليات فتح المبين در رسانه هاي خارجي

 پس از ناكامي صدام در جلوگيري از عمليّات فتح‌المبين، يك روز مانده به شروع اين عمليّات، صدام حسين طي نامه‌اي به احمد سكوتره (رئيس كنفرانس اسلامي) كه تلاش‌هايي براي صلح انجام داده بود، شرط سوم ايران يعني معرفي متجاوز را مي‌پذيرد، اما فرماندهان نظامي و رزمندگان اسلام بدون توجه به اين تثبيت صدام، لحظه‌اي در اجراي اين عمليّات تأمل نكرده و در هر منطقه از سرزمين‌هاي تحت اشغال عراق دست به عمليّات كوبنده و قاطع مي‌زنند. عراق براي جلوگيري از اثرات تبليغات حمله و فتوحات آن آمار تلفات ايران هزاران كشته اعلام مي‌كند و تلفات و خسارات وارده به ارتش عراق را بسيار ناچيز مي‌خواند.

 راديو بغداد طي اخبار و تفسيرهاي گوناگون اعلام مي‌كند كه نيروهاي ايران در تحركات اخير خود، به دفاع مستحكم عراق برخورد نموده و با دادن تلفات سنگين راه فرار را در پيش گرفته‌اند... و اضافه مي‌كند كه در اين نبرد قهرمانانه تنها هفت سرباز عراقي كشته شده‌اند.

اين ادعا زماني اعلام مي‌شود كه 650 كيلومتر مربع از خاك ايران آزاد و 6000 نفر از ارتش عراق اسير و نزديك به 10000 نفر كشته و زخمي شده‌اند ( تا پايان مرحله دوم عمليّات).

 راديو بغداد در ادامه اخبار سراسر كذب خود، بازهم به پخش اخبار دروغ پرداخته و مي‌گويد:

 «منطقه عمليّاتي مملو از اجساد و ادوات زرهي ايرانيان است و آنها با دادن تلفات و اسير فراوان راه فرار را در پيش گرفته‌اند، اما اين بار تلفات خود را تا پايان مرحله دوم، 10 نفر اعلام مي‌كند».

اين در حالي است كه نيروهاي بعث در بسياري مواضع خود عقب‌نشيني كرده و با فرار تاريخي آنها، مقدمة مرحلة سوم فراهم شده است.

زماني كه مرحله سوم با موفقيت بي‌نظير اجرا مي‌شود و قريب 25000 نفر كشته و زخمي و 15000 نفر اسير مي‌شوند و رزمندگان اسلام در نزديكي مرزهاي بين‌المللي مستقر مي‌شوند، راديو بغداد با شوق و هيجان فراوان اعلام مي‌كند كه نيروهاي ايراني همچنان در حال عقب‌نشيني‌اند و سربازان قدرتمند عراق با اقتدار كامل در حال پيشروي به سوي دزفول و شوش هستند.

در اين ميان آژانس‌هاي خبري و رسانه‌هاي گروهي غرب اخبار را به نقل از اعلاميه‌هاي نظامي عراق و آب و تاب نقل مي‌كنند.

 

راديو امريكا:

 اين راديو در روز چهارم فروردين 1361 به نقل از روزنامه نيويورك تايمز و به گفته تحليل‌گران آمريكايي مي‌گويد:

«حمله بزرگي كه نيروهاي ارتش ايران عليه واحدهاي عراقي در منطقه دزفول آغاز كردند، ضربه‌اي كاري به افراد لشكر زرهي عراق كه به جبهه نبرد منتقل شده‌ بودند، فرود آورد. تحليلگران اين حمله را از نظر لجستيكي درخور توجه دانسته‌اند، اما حاضر نشدند ادعاي ايران را در مورد پيروزي قبول كنند.»

 

راديو عمان:

 «عراق اعلام كرد كه نيروهايش طي نبردهاي 24 ساعت گذشته در جبهه‌هاي نبرد هشتاد و يك نفر از نيروهاي ايراني را به قتل رسانده‌اند.

خبرگزاري عراق امروز به نقل از يك اطلاعيه نظامي گزارش داد كه در منطقه اهواز 62 نفر از نيروهاي ايران كشته شده‌اند. فرماندهي كل نيروهاي مسلح عراق ديشب اعلام كرده بود كه نيروهاي اين كشور در جبهه‌هاي شوش و دزفول در استان خوزستان ايران 12 تيپ نظامي ايران را متلاشي كرده و تعداد زيادي را به اسارت خود درآورده‌اند.» (4/1/61)

 

راديو رأس‌الخيمه:

 «خبرگزاري عراق به نقل از گزارشگر خود در ميدان‌هاي نبرد، گزارش داد كه نيروهاي عراقي در نخستين ساعات بامدار اين روز، حمله گسترده و بزرگي را براي مقابله با نيروهاي ايران كه در منطقه شوش و دزفول، نيروهاي عراق را مورد تهاجم قرار دادند، شروع كرده‌اند. اين خبرگزاري مي‌افزايد: لشكر 77 ايران به طور كامل نابود شده است.» (4/1/61)

 

راديو بي.بي.سي:

 « يك سخنگوي ارتش عراق اخبار مربوط به پيروزي‌هاي اخير ايران را در جبهه‌هاي جنگ بي‌اساس توصيف كرد. وي گفت كه ايران از ابتداي جنگ تا به حال مدعي چنين پيروزي‌هايي بوده است؛ اما واحدهاي نظامي عراق همچنان بر مواضع خود در داخل خاك ايران كاملاً مسلط هستند.»

به‌دنبال اطلاعيه‌هاي نظامي سراسر كذب عراق، كشورهاي حوزه خليج فارس فقط اخبار واصله از شوراي فرماندهي بعث را پخش و از پخش پيروزي‌هاي ايران خودداري مي‌كنند، اما صدام طي پيام‌هايي به سمينار اسلامي در سريلانكا اعلام مي‌كند كه عراق هيچ چشمداشتي به خاك ايران نداشته و طالب صلح است.

اين تصميم و پيام صدام براي بسياري از خبرگزاري‌ها روشن مي‌كند كه قدرت انهدام و گستردگي عمليّات تا چه حد بوده است و چرا سردار قادسيه به موضع انفعال افتاده است.

به دنبال اظهارات صدام، خبرگزاري‌ها به‌شدت تحت تأثير پيروزي‌هاي رزمندكان اسلام در عمليّات فتح‌المبين قرار گرفته، به‌ناچار گوشه‌هايي از اين پيروزي بزرگ را بازگو مي‌كنند.

 راديو بي.بي.سي اذعان مي‌كند كه «كارشناسان امور اطلاعاتي در غرب اظهار مي‌دارند اكنون روشن شده است كه ايران تا حدودي در جنگ‌هاي اخير با عراق موفق بوده است. با اين حال عقيده بر آن است كه موفقيت ايران قاطع نبوده است.» (19/1/61)

 

راديو لندن:

 «در حالي كه پرزيدنت صدام حسين (رئيس جمهور عراق)، در مصاحبه‌اي كه با يك روزنامه فرانسوي، پيروزي ايران در عقب راندن عراقي‌ها را انكار كرده است، طبق گزارش افرادي كه در اين روز از صحنه جنگ عراق با ايران بازديد كرده‌اند، نيروهاي ايران آخرين حمله خود را عليه عراقي‌ها در منطقه شوش از ايالت خوزستان انجام داده‌اند و سپاه چهارم عراق را منهدم ساخته‌اند».

 همين راديو ادامه مي‌دهد:

 «خبرنگاراني كه در ايران به ديدار از جبهه‌هاي جنگ رفته‌اند، تأييدر مي‌كنند كه نيروهاي عراقي در نبرد عظيمي در اطراف دزفول تلفات شديدي را متحمل شده‌اند و ضايعات بسياري بر تجهيزات آنان وارد آمده است.

خبرنگاران مي‌گويند كه هر دو طرف از آغاز جنگ تاكنون درباره پيروزي‌هاي خود مبالغه كرده‌اند، اما اين روشن است كه نيروهاي ايران به موفقيت دست يافته‌اند.» (12/1/61)

 

پيام حضرت امام(ره) به رزمندگان پيروز عمليات فتح‌المبين

 «قلم قاصر است كه احساسات خويش را ابراز كنم... رحمت واسعه خداوند بر آن مادران و پدراني كه شما شجاعان نبرد در ميدان كارزار و مجاهدان با نفس در شب‌هاي نوراني را در دامن پاكشان تربيت نمودند. مژده باد بر شما جوانان برومند، در تحصيل رضاي پروردگار كه از بالاترين سنگرهاي روحاني و معنوي است. شما در دو سنگر روحاني و جسماني، ظاهري و باطني پيروزيد.

 مبارك باد بر بقيه‌الله (ارواحنا له الفداء) وجود چنين رزمندگان ارزشمند و مجاهدان في سبيل‌الله كه آبروي اسلام را حفظ و ملت ايران را روسفيد و مجاهدان راه خدا را سرافراز نموديد. ملت بزرگ ايران و فرزندان اسلام به شما سلحشوران افتخار مي‌كنند.

 آفرين بر شما كه ميهن خود را بر بال فرشتگان نشانديد و در ميان ملل جهان سرافراز نموديد. مبارك باد بر ملت، چنين جوانان رزمنده‌اي و بر شما چنين ملت قدرداني كه به مجرد فتح و پيروزي توسط رزمندگان به دعا و شادي برخاستيد. اينجانب از دور دست و بازوي قدرتمند شما را كه دست خداوند بالاي آن است، مي‌بوسم و به اين بوسه افتخار مي‌كنم... يا ليتني كنت معكم فافوز فوزاً عظيماً.»

                                                                                      روح الله الموسوي الخميني

 

شنبه 5 فروردين 1391 - 8:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری