پنجشنبه 2 خرداد 1398 - 2:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

عرفان قرآني

 

 

- عرفان قرآني

- محمد جواد رودگر

- انتشارات اميرکبير، چاپ اول 1390

- شابک: 2- 1376- 00- 964- 978

- قيمت: 1650تومان

عرفان، شناخت شهودي حق تعالي و تجليات و تعينات اسمائي خداي سبحان است. عرفان قرآني، عرفان برگرفته از منبع زلال وحي و آموزه­هاي پيامبر اعظم (ص) و عترت طاهره­ي آن حضرت است. عرفان قرآني بر عناصري چون تزکيه­ي نفس، تزکيه­ي عقل، و تضحيه­ي نفس استوار است تا سالک الي الله به مقام قرب و ولايت الهي و لقاء الله دست يابد . . .

کتاب حاضر نيز درباره­ي عرفان قرآني به قلم محمدجواد رودگر مي­باشد. وي متولد 1342، داراي تحصيلات حوزوي و دانشگاهي و نيز دکتراي عرفان اسلامي است. ايشان عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه­ي اسلامي، و نيز داراي رتبه­ي دانشياري مي­باشد. همچنين قرآن شناسي بر عهده­ي ايشان است. وي در سال 1389 نيز پژوهشگر برتر استان گرديد. از ايشان تاکنون بيش از 27 اثر علمي بصورت کتاب و نيز ده­ها مقاله­ علمي – پژوهشي، علمي – ترويجي و علمي – تخصصي در مجلات معتبر علمي چاپ و نشر يافته است. از جمله کتابهاي منتشره عبارتند از: فيلسوف فطرت، صحيفه عرفان (در دوازده دفتر)، سير و سلوک (ترجمه و شرح رساله الولايه ميرزا احمد آشتياني)، سير و سلوک در قرآن، همگرايي عقل و عشق در نهضت حسيني، آفتاب احياگران، سپيده و سعادت، عرفان عاشورايي و . . .

نگارنده در مقدمه­­ي کتاب عرفان را چنين تعريف مي­کند: عرفان جوشيده از درون انسان و جاذبه­هاي فطري و کشمکش و کوشش­هاي باطني است که پايگاه اصلي و قرارگاه محوري آن فطرت توحيدي و سرشت الهي انسان است و عارف کسي است که به فطرت عشق و عشق فطري لبيک گفته و با جان خود عهد و پيمان بسته تا او را به جانان برساند . . .

عرفان يعني صيرورت و شدن انسان در مقام نيل به وطن اصلي که عالم لاهوت است و تصعيد تکاملي انسان به مکانت­هاي برتر تا مقام قرب و فناي توحيد.

عرفان در قرآن، مبادي و مباني سير و سلوک در قرآن، منزلت قلب در معرفت شناسي عرفاني و معنويت گرايي در قرآن چهار عناوين اصلي هستند که نگارنده در اين کتاب به بررسي آنها پرداخته است. رودگر در بخش عرفان در قرآن بحث خود را با طرح اين سؤال آغاز مي­کند که آيا عرفان، در قرآن آموزه­ها و گزاره­هاي وحياني دارد يا نه؟ به بيان ديگر، عرفان اسلامي، اسلامي است يا به تدريج اسلامي شده است؟ و بعد در پاسخ به اين سؤالات مي­گويد: هرچه عارفان در حوزه­هاي عرفان نظري و عملي گفتند، عين اسلام است و هيچ تضاد، تعارض و خبط و خطايي در نسبت عرفان با اسلامي وجود ندارد؛ و اسلام به عرفان تحديد شد و به تعبير امروزي، تحويل گرايانه و فروکاهشانه اسلام را محدود به عرفان کردند و ابعاد و ساحت­هاي ديگر اسلام را نديدند و همه­ي آيات قرآن و احاديث را با تفسير و تأويل به بعد عرفاني و باطن گرايي، محدود و منحصر ساختند . . .

در بخش دوم نويسنده هشت عامل؛ ضرورت خودشناسي، عقلانيت و اعتدال در سير و سلوک قرآني، شريعت گرايي در سير و سلوک قرآني، انسان و شدن، عبوديت گرايي، ولايت محوري، سلوک زندگي ساز و داشتن شرايط سير و سلوک را جز مبادي و مباني سير و سلوک در قرآن مي­داند.

وي ضرورت خودشناسي و خودسازي را يک امر عقلاني و برهاني مي­داند و معتقد است تا انسان به چيستي و کيستي خويش راه نيابد و نسبت و رابطه­اش را با عالم وجود و مبدأ عالم ادراک و اشراق ننمايد نمي­تواند در جاذبه کمال لقاءالله قرار گيرد. رودگر همچنين در ادامه يکي از مبادي مهم سلوک قرآني را عقل پذير بودن و داراي ويژگي عقلانيت و خردگرايي مي­داند که در پرتو وحي مبناي صيرورت و سلوک الي الله مي­يابد و مي­گويد که عقل خود داراي مراتب و درجاتي است که در مراحل مختلف تعالي مي­يابد و . . .

در پايان اين بحث نگارنده چنين نتيجه گيري مي­کند که: قرآن جامع­ترين و کامل­ترين کتاب الهي است که مبادي، مباني، مؤلفه­ها و شرايط سير و سلوک را از حيث معرفتي – معنويتي مطرح کرده و مي­توان آن را به صورت مستقيم و غير مستقيم، اصطيادي و استنباطي از آياتش استخراج و تبيين کرد که سخنگويان اصلي وحي و مفسران حقيقي قرآن يعني پيامبر اعظم (ص) و عترت طاهره­اش (ع) چنين نموده­اند و بهترين، کارآمدترين و کاربردي­ترين دستورالعملهاي سلوکي را ارائه فرموده­اند.

در بخش سوم نگارنده به جايگاه قلب در معرفت شناسي مي­پردازد و مي­گويد: معرفت عرفاني نوعي شناخت و آگاهي است که از قلب سرچشمه گرفته و قلب قرارگاه مرکزي و منبع اصلي آن خواهد بود که ابزار معرفت عرفاني نيز تزکيه­ي نفس و تصفيه­ي روح است و با مکانيسم سير و سلوک عملي تحقق پذير است، لذا معرفتي ذوقي، علمي باطني و آگاهي مبتني بر کشف و شهود است که قلب محل و مرکز آن خواهد بود.

نويسنده در ادامه­ي بحث به عناويني همچون؛ قلب و مراحل معرفت عرفاني، مکانيزم معرفت عرفاني، عوامل و موانع معرفت عرفاني، منزلت قلب در عرفان و اقسام و ويژگي­ها و کارکردهاي معرفتي آن مي­پردازد و در پايان چنين نتيجه گيري مي­کند که: قلب محور معرفت عرفاني و قرارگاه مرکزي حقايق معرفتي در عرفان است، قلب است که جايگاه تجربه­هاي معنوي – معرفتي و منزلگاه کشف و شهود است، لذا در عرفان قلب داراي ساحت­هاي ظاهري – باطني و ملکي – ملکوتي است و صاحب دو گوش و چشم است که به دنيا و آخرت و شهادت و غيبت مي­نگرد . . .

قلب مرکز حکومت خدا و منبع معرفت است که اگر با ابزار تزکيه بر پايه­ي شريعت حقه جلا و صيقلي يافت تجليگاه خدا و آيينه دار اسماء جمال و جلال الهي خواهد شد.

بخش آخر به معنويت گرايي در قرآن اختصاص دارد و مؤلف به مباني معنويت در قرآن، مؤلفه­هاي معنويت گرايي و کارکردهاي آن پرداخته است و سخن خود را اين چنين به پايان مي­برد: معنويت در قرآن بر اصول فطرت، غيب، روح الهي و شريعت قرار گرفته و از عقلانيت، معرفت و عبوديت تغذيه مي­کند. معنويتي که قرآن نشان مي­دهد داراي محدوده­ي وسيع و قلمرو جامع و کامل است و سرچشمه­ي زندگي سعادتمند و ريشه­ي فرهنگ و تمدن الهي – انساني است و معنا دهنده به همه­ي ابعاد عبادي – اجتماعي و حيات فردي و جمعي است . . .

معنويت قرآني تکامل دهنده و وادارنده­ي انسان به توسعه­ي همه جانبه و تعالي وجودي است و اصالت را به بعد غيبي عالم و آدم و جهان و انسان مي­دهد و همه­ي استعدادهاي عقلاني، نفساني و جسماني انسان را تحت پرورش و تربيت خويش درمي­آورد. لازم به ذکر است که نگارنده در پايان هر بخش منابع مورد استفاده از آن بخش را ذکر کرده است.        

 

شنبه 27 اسفند 1390 - 9:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری