شنبه 25 آذر 1396 - 20:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

نوروز ايراني – اسلامي

 

 

نوروز واژه‌اي مركب است كه از دو جزء نو و روز تشکيل يافته  و به معناي روز نوين ،جديد وتازه است .همچنين به نخستين روز از اولين ماه سال خورشيدي نيز اطلاق مي شود. اصل اين کلمه ريشه  پهلوي دارد که با واژه نوك روچ يا نوك روز بيان مي شد.

ابوريحان بيروني در تعريف نوروز نقل مي‌كند: "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشن‌هاست.

 درتعريفي ديگر : نوروز نخستين روز سال در تقويم ايراني است يعني يکم فروردين ماه و يا روز" اورمزد" از ماه فروردين.

پيشينه نوروز

 عيد نوروز را مي توان از قديمي ترين عيد ايرانيان نام برد که اين جشن وجشن مهرگان( که با آغاز فصل زمستان برپا مي شد) از  بزرگترين عيد ها برشمرده مي شد. تجليل و پاسداشت ازآن ريشه در تاريخ کهن دارد. هرچند از پيشينه ي تاريخي آن، مکتوب بسيار دقيقي در دست نيست؛ اما بلاشک جشن نوروز سابقه اي بسيار کهن در ميان اقوام مختلف جهان دارد.

نوروز در روزگار «جمشيد» چهارمين پادشاه دوره پيشدادي پديد آمد و در پادشاهي او به صورت آئين درآمد.

 مسعودي در «التنيه و الاشراف آورده است:

هرمز در روز نخست ماه فروردين به مظالم (دادگري) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام كرد و سنت گشت.

فردوسي نيز در داستان پديد آمدن نوروز نقل مي‌كندكه؛ وقتي جمشيد از كارهاي كشوري بياسود بر تخت كياني نشست و همه بزرگان لشكري و كشوري بر گرد تخت او فراهم آمدند ... جمشيد آن روز را كه نخستين روز از فروردين و آغاز سال بود،" نوروز" ناميد و جشن گرفت.

به جمشيد گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند            چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار    

 

جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري چون فردوسي، عنصري، بيروني، طبري و بسياري ديگر كه منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبيات پيش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند.

در خور يادآوري است كه جشن نوروز پيش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز با آن كه جشن را به جمشيد منسوب مي كند يادآور مي شود كه : آن روز كه روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پيش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.

 كتاب «آثار الباقيه» اثر ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري قمري) است. او مي‌نويسدسال نزد فارسيان چهار فصل بود ... بر حسب اين فصول عيدهايي داشتند كه به اهمال در كبيسه روز اين عيدها جابه‌جا مي‌شد. از جمله اين اعياد يكي روز اول فروردين ماه يعني نوروز بود. كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبيعت گويند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنين به نظر مي‌رسد كه پنج روز نخستين سال « نوروز عامه» يعني جشن همگاني بود. حال آنكه روز ششم كه «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» يعني جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.

مورخين و محققان درباره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر مي‌رسد آريائي‌ها از مهاجرت به فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميان‌رودان سال را به دو قسمت تقسيم مي‌‌كردند كه هر يك با انقلابي شروع مي‌شد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند. يعني هنگام انقلاب تابستاني جشن نوروز گرفته مي‌شد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته مي‌شد. برخي معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده‌ است كه در ايران قبل از ورود آريائي‌ها وجود داشته است و اقوام قبل از آريائي‌ها كه در فلات ايران ساكن بوده‌اند به آن عمل مي‌كرده‌اند.

درباور زرتشت، ماه فروردين (نخستين ماه گاهشماري خورشيدي ايرانيان) به فره‌وشي (سرزندگي) اشاره دارد به اينكه که دنياي مادي را در آخرين روزهاي سال دچار دگرگوني مي‌کند

روايت ديگر اين است که در اين روز ويژه (يکم فروردين)، جمشيد، پادشاه پيشدادي، بر روي تخت طلايي نشسته بود در حالي‏که مردم او را روي شانه‏هاي خود حمل مي‏کردند. آنها پرتوهاي خورشيد را بر روي پادشاه ديدند و آن روز را جشن گرفتند.

با استناد بر نوشته‌هاي بابليها، شاهان هخامنشي در طول جشن نوروز در ايوان کاخ خود نشسته و نمايندگاني را از استان‌هاي گوناکون که پيشکش‌هايي نفيس همراه خود براي شاهان آورده بودند مي‌‌پذيرفتند. گفته شده که داريوش کبير، يکي از شاهان هخامنشي (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدايان بزرگ بابليان بود ديدن مي‌‌کرد..

همچنين پارتيان و ساسانيان همه ساله نوروز را را با برپايي مراسم و تشريفات خاصي جشن مي‌‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ويژه خود را پوشيده و به تنهايي وارد کاخ مي‌‌شد. سپس کسي که به خوش قدمي شناخته شده بود وارد مي‌‌شد. و سپس والامقام‌ترين موبد در حالي که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هايي همه از جنس زر، شمشير، تير و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حين زمزمه دعا وارد کاخ مي‌‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفي منظم وارد کاخ شده و هداياي خود را تقديم شاه مي‌‌کردند. شاه پيشکش‌هاي نفيس را به خزانه فرستاده و باقي هدايا را ميان حاضران پخش مي‌‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهاي گلي در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گياه مختلف بر بالاي هريک از آنها کاشته مي‌‌شد. در روز ششم نوروز، گياهان تازه روييده شده بر بالاي ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ مي‌‌پاشيدند و تا روز ۱۶ فروردين که به آن روز مهر مي‌‌گفتند، آنها را برنمي داشتند.

جشن و آيين هاي نوروز

"نوروز" را ايرانيان گرامي مي‌دارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران سال دگرگون يافته،‌ اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي كه در سرزمين ايران حضور پيدا كرده‌‌اند، مهر تأييد خورده است. بدين سان امروزه نوروز از نمادهاي بزرگ و وحدت بخش ملت ايران با همه تكثرهاي قومي، مذهبي، فرهنگي و زباني است.

آيين‌ها و رسم‌هاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوه‌هاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دوره‌اي مختلف‌اند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقوله‌هايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ مي‌دهند.

نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهي افسانه و آيين تا به امروز ادامه يافته است. عظمت نوروز را از نقش‌هاي تخت جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا مي‌توان يافت.

 از جشن‌هاي متعددي که در ايران باستان مرسوم بوده، يا از جشن‌هاي اندکي که از آن عهد به يادگار مانده، هيچ يک به طول و تفصيل نوروز نيست. نوروز جشني است که يک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوري) به پيشواز آن مي‌آيد و جشني ديگر (سيزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.

جشن هاي نوروزي در کهن

بنابر پژوهش هاي انجام شده، پادشاهان و مردمان دوره هاي هخامنشي، نوروز را به عنوان آيين کهن، به هنگام گردش سال، جشن گرفته اند. چنانچه ۱۳ روز اول سال به نام: «۱۳بدر» از جشن هاي اصلي ايرانيان امروزي است. جشن نوروز دست كم يك يا دو هفته ادامه داشته است. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را پس از جمشيد يك ماه مي نويسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز مي شود و در «سيزده بدر» پايان مي پذيرد.

 آريايي ها، دوره اي پيشداديان را، زمان پيدايش جشن هاي نوروزي به شمار آورده اند.اقوام آريايي و حتي غير آريايي، به اشکال متفاوت، صدها سال نوروز را جشن گرفته اند و مي گيرند. متاسفانه امروز در بعضي مناطق و کشورها،نوروز صرف به صورت تعطيلات درآمده و از حالت جشن و نيايش خارج گرديده است. در حالي که جشن از کلمه ي «يشن» به معناي عبادت و نيايش بوده است.

پادشاه هخامنشي، از تخت جمشيد که محلي مقدس و مخصوص نيايش بوده، به هنگام نوروز، اقوام مختلف «ماد»، «ايلامي»، «بابلي» و ديگران را با لباس هاي فاخر محلي شان مي خواسته و نو شدن سال را در کاخ «اپادانا»، در برابر شاه جشن مي گرفتند و از حاصلات محلي، زراعتي و دامداري شان به شاه هديه مي دادند.

 در نخستين بامداد نوروز، مردم روي يکديگر آب مي‌‌پاشيدند. پس از گرويدن به اسلام نيز اين رسم بجا مانده  با اين تفاوت که به جاي آب از گلاب استفاده مي‌شود. از ديگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هديه کردن شکر به يکديگر در روز ششم فروردين بود. و يکي از باشکوه‌ترين سنتها نيز سبز کردن دانه گياه در يک ظرف است که به آن “سبزه” گويند.

آيين‌هاي نوروزي

ازآداب و رسوم كهن پيش از نوروز بايد از پنجه، چهارشنبه سوري و خانه تكاني ياد كرد.

روشن کردن آتش هنگام عصر يکي ديگر از رسومي بود که بين مردم در نوروز عموميت داشت. ريشه مراسم روشن کردن آتش توسط ايرانيان در آخرين چهارشنبه سال نيز به همين عمل ايرانيان باستان بازمي گردد. ايرانيان باستان به آتش احترام مي‌‌گذاشتند. آن زمان عقيده بر اين بود که آتش موجب تصفيه هوا مي‌شود.

در ايران به استقبال جشن نوروز با خانه تکاني، چهارشنبه سوري، رفتن به بالاي قبور رفتگان، خانه هاي اقارب و دوستان «مير نوروزي»، «حاجي فيروزي»، سبزه روياندن در خانه ها، گستردن سفره ي (دستر خوان) هفت سين، ميوه تر کردن، بردن لباس نوروزي، رفتن به تفريح گاه ها، دامنه ي کوه ها و طبيعت همراه بوده است.

خانه تکاني

اصطلاح خانه تکاني را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نوخريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش‌ها و لباس‌ها که به مناسبت فرا رسيدن نوروز صورت مي‌گيرد، به‌کار مي‌گيرند. در خانه ‌تکاني که سه تا چهار هفته طول مي‌کشد، بايد تمام وسيله‌هايي که در خانه است جابه‌جا، تميز و تعمير بشوند و دوباره در جاي خود قرار بگيرند. بعضي از وسيله‌هاي سنگين وزن مثل؛ فرش‌ها، تابلوها، پرده‌ها و وسيله‌هاي ديگر فقط سالي يک‌بار، آن هم در خانه‌تکاني نوروزي جا به جا و تميز مي‌شوند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، نخستين چهارشنبه‌ي ماه اسفند (چهارشنبه موله) به شستن و تميز کردن فرش‌هاي خانه اختصاص دارد.چنان زواياي خانه را مي‌‌روبند که اگر تا يک سال ديگر هم آن زوايا از چشم خانم خانه پنهان بماند يا فرصت پاکيزه سازي آنها به دست نيايد، قابل تحمل باشد. وسواس براي اين پاکيزه سازي تا به حدي است که در و ديوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال يکبار نقاشي مي‌شود.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنماي كهن ايران هر يك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقيمانده سال را پنجه، پنجك، يا خمسه مسترقه، گويند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هيچ يك از ماه ها حساب نمي شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يك روز قرارداد، برگزار مي شد.

مير نوروزي

از جمله آيين هاي اين جشن 5 روزه، كه در شمار روزهاي سال و ماه و كار نبود، براي شوخي و سرگرمي حاكم و اميري انتخاب مي كردند كه رفتار و دستورهايش خنده آور بود و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي كرد. ابوريحان از مردي بي ريش ياد مي كند كه با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي كرد و چيزي مي گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « ميرنوروزي» دوران حكومتش را « بيش از 5 روز» نمي داند.

از برگزاري رسم مير نوروزي، تا لااقل 70 سال پيش آگاهي داريم. بي گمان كساني را كه در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمز رنگ و صورت سياه شده در كوچه و گذر وخيابان مي بينيم كه با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي كنند و پولي مي گيرند ؛بازمانده شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب «مير نوروزي» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند و آنان در شعرهاي خود مي گويند: «حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه»

 

پنج‌شنبه‌ي آخر سال

يکي از آيين‌هاي کهن پيش از نوروز، ياد کردن از مردگان است؛ به ويژه خانواده‌هايي که در طول سال، عزيزي را از دست داده‌اند. رفتن به زيارتگاه‌ها و زيارت اهل قبور در پنج‌شنبه و نيز روز پيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال، رسمي همگاني است. همچنين رسم است که ايرانيان در موقع سال تحويل به زيارت حرم امامان (ع) و امامزادگان مي‌روند.

 

کاشتن سبزه

 مادران حدود يک هفته مانده به نوروز، مقداري گندم و عدس و ماش و شاهي در ظرف‌هايي زيبا مي‌‌ريزند و خيس مي‌دهند تا آهسته آهسته برويد و براي سفره نوروزي آماده گردد.

اسفند، ماه پاياني و زمستاني، هنگام کاشتن دانه و غلّه است. کاشت «سبزه‌ي عيد» به صورت نمادين، از روزگاران کهن، در همه‌ي خانه‌ها و در بين همه‌ي خانواده‌ها مرسوم است. در ايران کهن، بيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام برپا مي‌کردند؛ يک ستون گندم، يک ستون جو، و به ترتيب برنج و باقلا، کاجيله (گياهي است از تيره‌ي مرکبات، که ساقه‌ي آن به 50سانتي‌متر مي‌رسد)، ارزن، ذرت، لوبيا، نخود، گنجد، عدس و ماش مي‌کاشتند. در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي اين سبزه ها را  مي‌کندند و براي فرخندگي به هرسومي پراکندند. امروز در همه‌ي خانه‌ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف‌هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه‌هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي‌کارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه‌هاي نوروزي اختصاص دارد.

سفره‌ي هفت‌سين

جمع شدن همه‌ي اعضاي خانواده در موقع سال تحويل در کنار سفره‌ي هفت‌سين از رسم‌ها و باورهاي قديمي است. در سفره‌هاي هفت‌سين، هفت روييدني خوراکي قرار دارد که نام‌آنها با حرف«س» آغاز مي‌شود، مانند؛ سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اينها که نماد فراواني فرآورده‌هاي کشاورزي است. علاوه بر آن،قرآن، آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنجي در آن است. تخم‌مرغ رنگ شده، ماهي قرمز، نان و سبزي، گلاب، گل، سکه و قرآن نيز زينت بخش سفره‌ي هفت‌سين است که در بيشتر خانه‌ها تا روز سيزده پهن است.

 کارت و پيام شادباش

کاري که پس از شکل گيري روش‌هاي جديد ارتباطي مانند نامه‌نگاري، يا شکل جديدتر آن نامه‌هاي الکترونيکي رواج يافته، ارسال کارت شادباش است؛ يک هفته پيش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت‌هاي شادباش فرا مي‌رسد، فرستادن کارت شادباش براي همه دوستان و آشنايان، و اقوامي که در ديگر کشورها يا شهرها زندگي مي‌کنند، البته کاري پسنديده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بيشتر به يک تلفن براي گفتن تبريک سال نو پس از تحويل سال بسنده مي‌کنند.

ديد و بازديد

ديد و بازديد رفتن تا پايان روز ۱۲ فروردين ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به ديدن اقوام نزديک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن يا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائي و… مي‌‌روند.

روزهاي بعد نوبت اقوام دورتر فرا مي‌‌رسد و سر فرصت به ديگر اقوام و دوستان سر مي‌‌زنند و ديدارها تازه مي‌کنند. حتي اگر کساني در طول سال به علت کدورت‌هايي که پيش آمده از احوال پرسي يکديگر سر باز زده باشند، اين روزها را فرصت مغتنمي براي رفع کدورت مي‌‌شمارند و راه آشتي و دوستي در پيش مي‌‌گيرند.

 

 مسافرت نوروزي

از آنجا که مدارس در ايام نوروز تا ۱۴ فروردين تعطيل است، فرصت خوبي براي سفر کردن به دست مي‌آيد. پس گروه کثيري از مردم به شهرهاي ديگر و نقاط خوش آب و هوا ي کشور که در ايام نوروز از آب و هواي معتدل برخوردار است، سفر مي‌کنند. اما اين سفرها نيز خالي از ديد و بازديد نيست. مردم به ديدار يکديگر مي‌‌روند و ديگران را به شام و ناهار دعوت مي‌کنند. سفرهاي زيارتي نيز که از ديرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به اين معني که عده زيادي شب عيد به قم ،مشهد يا بازديد از مناطق جنگي مي‌‌روند و پس از يکي دو روز به خانه و کاشانه خود باز مي‌‌گردند.

ديگر آيين ها

آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بيش از امروز بوده است.

تا چند دهه پيش در برخي نواحي ايران، نوروزي خواني مرسوم بوده است. در گيلان و مازندران و آذربايجان، از حدود يک ماه پيش از فرارسيدن نوروز، کساني در روستاها راه مي‌افتادند و اشعاري در باره نوروز مي‌خواندند. اشعاري که بنا بر تعلقات مذهبي شيعيان با مضامين مذهبي آميخته بود و ترجيع بند آن چنين بود:

باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهيد بر دوستان، …

اين پيک‌هاي نوروزي در مقابل نوروزي خواني از مردم پول يا کالا مي‌‌گرفتند و سورسات نوروزي خود را جور مي‌‌کردند.

تا چهل پنجاه سال پيش به راه انداختن «مير نوروزي» نيز يکي از آئين‌هاي رايج بوده است. داستان مير نوروزي اين است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروايي شهر را به فردي از پائين‌ترين قشرهاي اجتماعي مي‌سپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب مي‌‌کرد و فرمان‌هاي شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان مي‌داد.

آنها نيز در اين پنج روز حکم او را کم و بيش مطاع مي‌‌دانستند و تنها در موارد پولي به چانه زدن مي‌‌پرداختند. پس از آن پنج روز نيز مير نوروزي مطابق سنت از مجازات معاف بود و هيچ کس از او بازخواست نمي‌کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنين و چنان کرده است.

حافظ در اين بيت به عمر کوتاه آدمي، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت مير نوروزي اشاره دارد:

سخن در پرده مي‌‌گويم چو گل از غنچه بيرون آي            که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي

نوروز در اسلام

احاديث وروايات در اين خصوص

واژه (عيد) در قرآن كريم تنها يكبار در آيه 114، سوره مائده آمده است: (عيسي ابن مريم گفت بارالها! اي پرودگار تو ما از آسمان مائده اي فرست تا اين روز براي ما و كساني كه پس از ما آيند روز عيد مباركي گردد و آيت و حجتي از جانب تو براي باشد، كه تو بهترين روزي دهندگاني.

ظهور اسلام و برخورد مسالمت آميز آن با ساير اديان و آيين‌ها از جمله اعتقادات مذهبي و ملي ايرانيان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه، به يكباره از جامعه اسلامي ايران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدريجي ايرانيان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات ديني اسلام، اسطوره‌ها و داستان‌هاي عربي نيز در ميان توده مردم نفوذ كرد. طي گذشت ايام، زماني كه برخي از سنت‌ها و آداب در تضاد آشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار مي‌گرفت ايرانيان مي‌كوشيدند سنت كهن ملي را در قالب شخصيت‌هاي اسلامي باز يابند و به عبارت روشن‌تر سنت‌هاي ملي ايراني را با سنت‌هاي اسلامي در آميختند. در نتيجه از ميان انبوه جشن‌هاي ايراني قبل از اسلام آنچه ميان ايرانيان مسلمان باقي ماند منحصر به عيد نوروز، جشن سده و جشن‌هاي كوچك‌تري مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از ميان جشن‌هاي ياد شده بزرگ‌ترين اعياد ملي ايرانيان جشن نوروز است.

شيخ صدوق در «کتاب من لايحضره الفقيه» آورده است:

براى على(عليه السلام) هديه نوروز آوردند. فرمود: «اين چيست؟». گفتند: اى اميرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازيد[يعنى به خاطر خداوند، به يکديگر هديه بدهيد و به ديدار يکديگر برويد.

 شيخ طوسى در «مصباح المتهجّد» چنين آورده است:

امام صادق(ع) در روز نوروز فرمود: هنگامى که نووز شد، غسل کن و لباس پاکيزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامى که نماز ظهر و عصر و نافله هاى آن را به جاى آوردى، نمازى چهار رکعتى بگزار که در رکعت اوّل آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را مى خوانى. در رکعت دوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره کافرون را مى خوانى. در رکعت سوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره توحيد را مى خوانى و در رکعت چهارم، سوره حمد را با سوره هاى فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شکر مى گزارى و دعا مى کنى.] گناهان پنجاه ساله‏ات بخشوده مى شود.

ابن فهد حلّى در کتاب «المهذّب البارع» چنين آورده است:

از آنچه در فضليت نوروزْ روايت شده و گفته ما را تأييد مى کند، حديثى است که علامه سيد بهاءالدين على بن عبد الحميد، با سند خود از مُعلّى بن خُنيس نقل کرده است که: روز نوروز، همان روز است که پيامبر(ص) در غديرخم براى اميرالمؤمنين(عليه السلام) بيعت گرفت و مسلمانان به ولايت وى اقرار کردند. خوشا به حال آنان که به اين بيعت، استوار ماندند و واى بر آنان که آن را شکستند. و اين، همان روزى است که پيامبر(صلي الله عليه وآله) على(عليه السلام) را به منطقه جنّيان روانه ساخت و از آنان عهد و پيمان گرفت. و همان روز است که على(عليه السلام) بر نهروانيان پيروز شد و ذوالثديه (صاحب پستان) را به قتل رساند. و همان روز است که قائم ما و صاحبان حکومت، ظهور مى کنند و خداوند، او را بر دجّالْ پيروز مى گرداند و دجّال را در زباله دان کوفه به دار مى آويزد. ما در هر نوروز، اميد فرج داريم؛ چرا که نوروز، از ايّام ماست که پارسيان آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نموديد.

همچنين پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل، از خداوند خواست که گروهى چند هزار نفره را که از بيم مرگ، ديار خويش را ترک گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خداوند، بر آن پيامبر، وحى فرستاد که بر محل گورستان آنان آب بپاشد. پيامبر در روز نوروز، چنين کرد. سپس زنده شدند و تعدادشان سى هزار نفر بود. از همين روز، پاشيدن آب در نوروز، سنّتى ديرينه شد که سبب آن را جز آنان که دانشى پايدار دارند، ندانند و همان، آغاز سال پارسيان است.

معلّى گويد: امام صادق(عليه السلام) اين سخنان را بر من املا کرد و من نوشتم

 علاّمه مجلسى در «بحارالأنوار» آورده است:

مُعلّى پسر خُنَيس گويد: در روز نوروز، بر امام صادق(عليه السلام) وارد شدم. فرمود: «آيا اين روز را مى شناسى؟». گفتم: قربانت گردم! اين روز را فارسيانْ گرامى مى دارند و به يکديگر هديه مى دهند. فرمود: «سوگند به خانه کعبه که اين، رمزى ديرينه دارد و برايت روشن مى سازم تا آگاه گردى». گفتم: سرورم !آموختن اين امر از شما برايم بهتر از آن است که مردگان زنده شوند و دشمنانم بميرند.

آن گاه فرمود: «اى معلّى! روز نوروز، همان روز است که خداوند از بندگان پيمان گرفت او را بپرستند و به او شرک نورزند، به پيامبران و حجت هايش بگروند و به امامان ايمان آورند.

 اين همان روز است که خورشيد طلوع کرد، بادها وزيدن گرفت و گل هاى زمين روييدند.

اين همان روزى است که کشتى نوح(عليه السلام) بر ساحل جودى آرامش يافت و همان روزى است که خداوند، گروهى چند هزار نفره را که از ترس مرگ از خانه ها بيرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن که آنان را ميرانده بود.

 اين، روز فرود جبرئيل بر پيامبر اسلام است و روزى است که پيامبر(ص) امام على(عليه السلام) بر دوش گرفت تا بت هاى قريش را در مسجد الحرام شکست و در همين روز، ابراهيم، بت ها را شکست.

اين همان روزى است که پيامبر به يارانش دستور داد با على(عليه السلام) بيعت کنند و در همين روز، على را براى بيعت گرفتن از جنيان فرستاد.

در همين روز، دومين بيعت با اميرالمؤمنين انجام شد. در همين روز بر نهروانيان پيروز شد و ذوالثديه (صاحب پستان) را به قتل رساند.

در اين روز، قائم ما و صاحبان حکومتْ قيام کنند و در همين روز، قائم ما بر دجّال پيروز گردد و او را در زباله دان کوفه به دار آويزد. در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داريم؛ چرا که آن از روزهاى ما و شيعيان ماست. فارسيان، آن را گرامى داشتند و شما آن را ضايع کرديد.

گفتم: آيا نام هاى روزهاى فارسى را به من تعليم نمى‏دهى؟ فرمود: اى معلّى! اينها روزهايى کهن از ماه هايى کهن است. هر ماه، سى روز است، بدون کم و کاست.

گفتنى است ابن فهد نيز بخشى از اين روايت را پيش از علاّمه مجلسى در کتاب «المهذّب البارع» آورده است.

مُحدث نورى در «مستدرک الوسائل» به نقل از کتاب حسين بن همدان آورده است

مفضّل، فرزند عمر از امام صادق(عليه السلام) نقل مى کند که: خداوند بر حزقيلْ وحى فرستاد که: «اين روز، روزى گرامى و بلند مرتبه نزد من است. با خود عهد کرده ام هر مؤمنى در اين روز از من حاجتى بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، نوروز است.

شيخ صدوق در «کتاب من لايحضره الفقيه» آورده است:

براى على(ع) هديه نوروز آوردند. فرمود: «اين چيست؟». گفتند: اى اميرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازيد{يعنى به خاطر خداوند، به يکديگر هديه بدهيد و به ديدار يکديگر برويد.}

مُعلّى پسر خُنَيس گويد: در روز نوروز، بر امام صادق(ع) وارد شدم. فرمود: «آيا اين روز را مى شناسى؟». گفتم: قربانت گردم! اين روز را فارسيانْ گرامى مى دارند و به يکديگر هديه مى دهند. فرمود: «سوگند به خانه کعبه که اين، رمزى ديرينه دارد و برايت روشن مى سازم تا آگاه گردى». گفتم: سرورم !آموختن اين امر از شما برايم بهتر از آن است که مردگان زنده شوند و دشمنانم بميرند.

آن گاه فرمود: «اى معلّى! روز نوروز، همان روز است که خداوند از بندگان پيمان گرفت او را بپرستند و به او شرک نورزند، به پيامبران و حجت هايش بگروند و به امامان ايمان آورند. اين همان روز است که خورشيد طلوع کرد، بادها وزيدن گرفت و گل هاى زمين روييدند. اين همان روزى است که کشتى نوح(ع) بر ساحل جودى آرامش يافت و همان روزى است که خداوند، گروهى چند هزار نفره را که از ترس مرگ از خانه ها بيرون رفته بودند زنده ساخت، پس از آن که آنان را ميرانده بود. اين، روز فرود جبرئيل بر پيامبر اسلام است و روزى است که پيامبر(ص) امام على(ع) بر دوش گرفت تا بت هاى قريش را در مسجد الحرام شکست و در همين روز، ابراهيم، بت ها را شکست. اين همان روزى است که پيامبر به يارانش دستور داد با على(ع) بيعت کنند و در همين روز، على را براى بيعت گرفتن از جنيان فرستاد. در همين روز، دومين بيعت با اميرالمؤمنين انجام شد. در همين روز بر نهروانيان پيروز شد و ذوالثديه (صاحب پستان) را به قتل رساند. در اين روز، قائم ما و صاحبان حکومتْ قيام کنند و در همين روز، قائم ما بر دجّال پيروز گردد و او را در زباله دان کوفه به دار آويزد. در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داريم؛ چرا که آن از روزهاى ما و شيعيان ماست. فارسيان، آن را گرامى داشتند و شما آن را ضايع کرديد.

و فرمود: يکى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند پرسيد چگونه مردمانى را که خارج شدند، زنده مى کند. خداوند بدو وحى کرد که در نوروز، آب بر قبر آنان بپاشد و آن، اولين روز سال فارسيان است و آنها زنده شدند، در حالى که سى هزار نفر بودند. از همين جا پاشيدن آب در نوروز، سنّت شده است.

گفتم: آيا نام هاى روزهاى فارسى را به من تعليم نمى‏دهى؟ فرمود: اى معلّى! اينها روزهايى کهن از ماه هايى کهن است. هر ماه، سى روز است، بدون کم و کاست.

گفتنى است ابن فهد نيز بخشى از اين روايت را پيش از علاّمه مجلسى در کتاب «المهذّب البارع» آورده است.

 مُحدث نورى (م‏1320ق) در «مستدرک الوسائل» به نقل از کتاب حسين بن همدان آورده است:

مفضّل، فرزند عمر از امام صادق(ع) نقل مى کند که: خداوند بر حزقيلْ وحى فرستاد که: «اين روز، روزى گرامى و بلند مرتبه نزد من است. با خود عهد کرده ام هر مؤمنى در اين روز از من حاجتى بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، نوروز است.

عيد نوروز را چرا عيد مي گويند؟

يکى از پيغمبران بنام ازقيل بوادى رسيد که اهل آن همگى مرده بودند از قيل عرض کرد خداوندا اينها را چگونه زنده خواهى نمود امر شد که مقدارى آب بر روى خاکهاى آنها بريز و بخواه تا زنده شوند ازقيل مقدارى آب ريخت و از خداوند تقاضاى اعاده آنها را بحيات و زندگانى نمود فورا همگى زنده شدند و بين سى سال تا هفتاد سال مجدّدا زندگى نمودند يعنى از سى سال کمتر و از هفتاد سال بيشتر بود و اين قضيّه در روز اوّل فروردين يعنى روز اوّل بهار واقع شده باين واسطه روز اوّل فروردين را عيد ميگويند و کلمه عيد مأخوذ از عود و اعاده است.

امام صادق عليه‏ السلام :نوروز ، روزى است كه قائم ما اهل بيت در آن ظهور مى‏كند.

پيامبر صلى‏الله‏ عليه‏و‏آله :اگر مى‏توانيد هر روز را نوروز كنيد ؛ يعنى در راه خدا به يكديگر هديه بدهيد و با يكديگر پيوند داشته باشيد.

امام صادق عليه ‏السلام :نوروز ، روزى است كه قائم ما اهل بيت در آن ظهور مى‏كند.

امام صادق عليه‏ السلام :هيچ نوروزى‏نيست مگر آن‏كه ما در آن روز منتظر فرج [ظهور قائم آل‏محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله] هستيم ؛ چرا كه نوروز از روزهاى ما و شيعيان ما است.

امام على عليه‏ السلام :هر روزى كه در آن خداوند نافرمانى نشود ، عيد است

آداب نوروز:

در روايتى منسوب به حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) آمده است كه مى فرمايد:

«هنگامى که روز عيد نوروز آمد ، غسل کن و بهترين و پاک ترين لباست را بپوش و با بهترين عطرها خود را خوش بو کن و در اين روز ،مستحب است روزه بگيرد.

در خصوص روز نوروز در روايات مختلف آداب گوناگوني ذكر شده است كه به پاره‌اي از آن‌ها به صورت مختصر اشاره مي‌شود: نماز نافله، يك نماز چهار ركعتي پس از نماز ظهر و عصر روز نوروز ؛دعا كردن در سجده اين نماز كه موجب بخشش گناهان مي‌شود.( نحوه خواندن اين نماز در مفاتيح الجنان در اعمال عيد نوروز ذكر شده است)

- ذكر گفتن؛ خصوصا ذكر «يا ذي الجلال و الإكرام»  

 -روزه گرفتن

- دعا كردن در لحظه سال

 

منابع وماخذ:

يعقوبي، ابن واضح؛ تاريخ يعقوبي، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، تهران، علمي و فرهنگي، 1371، چاپ ششم، ج1، ص 117.

مسعودي، علي بن حسين؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، علمي و فرهنگي، 1374، ج1، ص 218.

مسعودي، علي بن حسين؛ التنيه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، علمي و فرهنگي، 1365، چاپ دوم، ص 196.

فردوسي، ابوالقاسم؛ شاهنامه فردوسي، تهران، بروخيم، 1314، ج1، ص 26

ذكايي، پرويز: نوروز تاريخچه و مرجع‌شناسي، مركز مردم‌شناسي ايران، تهران، 1353، ص19

 كريميان سردشتي، نادر: "نوروز در روايات شيعه و در كتاب التاج جاحظ بصري" مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، پژوهشكده مردم‌شناسي، تهران، 1379، ص45

 اشپولر، برتولد:‌ تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي، ترجمه مريم ميراحمدي، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1369، ج2، ص359-358

 رضي، هاشم: گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان،‌ انتشارات بهجت، تهران، 1380، ص451

 دادخواه، محمد‌علي: نوروز و فلسفه هفت‌سين، انشارات حروفيه، تهران، 1382، ص119

 مدرس زاده، مريم: عيد نوروز در فرهنگ اسلامي و آيين‌ها و اساطير ايراني، مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز، ص131

مفاتيح الجنان

بحارالانوار

 وسائل الشيعه، ج 7

قمي، شيخ عباس؛ مفاتيح الجنان، اعمال عيد نوروز، ص 559

 

شنبه 27 اسفند 1390 - 9:17


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری