دوشنبه 1 آبان 1396 - 5:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

تئاتر ديني، تئاتر محدودي نيست

 

گفتگو با اعظم بروجردي

طي سالهاي گذشته بارها شاهد توليد و اجراي آثاري مناسبتي و ديني بوده­ايم که در يک بررسي کامل و دقيق تعداد کمي از اين آثار کيفيت قابل توجه را دارند و توانسته­اند جايگاه مناسبي را در عرصه تئاتر به خود اختصاص دهند همواره پرداختن به موضوعات ديني دغدغه اصلي اهالي هنر و تئاتر بوده است اما در اين دغدغه مندي پرداختن به موضوعات يا نگاهي تازه و از زواياي مختلف کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

به زعم صاحبنظران و اهالي تئاتر تئاتر در ذات خود هنري است که هدفش رشد و تعالي انسان است تئاتر ديني و مناسبتي نيز در اين بين به صورت مستقيم به زندگي ائمه اطهار و موضوعات ديگر ديني مي­پردازد از آنجاييکه مردم مسلمان ايران با زندگي ائمه اطهار و موضوعات مطرح شده در دين اسلام آشنائي دارند پرداختن به اين موضوعات توسط اهالي هنر بخصوص تئاتر بايد حرف­هاي تازه­اي براي گفتن داشته باشد. اينکه هنرمندان در مناسبت­ها به توليد و اجراي آثاري مي­پردازند که سطح کيفي لازم را برخوردار نيست. به عقيده بسياري از منتقدان و اهالي تئاتر به دليل استفاده از کليشه­ها و وجود نگاهي کليشه­اي در اين آثار است بسياري از صاحبنظران و کارگردان­هاي فعال تئاتر اين نگاه کليشه­اي و سطح کيفي پايين آثار توليد شده در حوزه تئاتر ديني به دليل وجود نگاه آماري در بين مديران و متوليان تئاتري است.

بنابراين بر آن شديم که با اعظم بروجردي نمايشنامه نويس و کارگردان و داور چندين دوره جشنواره ديني ماه گفتگويي را ترتيب دهيم تا به کم و کيف آثار خلق شده در حوزه تئاتر ديني بپردازيم و نقاط ضعف و قوت اجراهاي اخير در سالن­هاي شهرمان را از نگاه ايشان جويا شويم. براي رسيدن به اين مهم پاي به طبقه چهارم معاونت فرهنگي و هنري شهرداري تهران گذاشتيم و شنيديم و شنيديم . . .

- تئاتر ديني چه مفهومي را در نظر شما پررنگ مي­کند؟

عده­اي معتقدند تئاتر زندگي است. عده­اي ديگر تئاتر را جوهره زندگي، قوام تمدن، فرهنگ و سياست و . . . مي­نامند. به هر حال در اينکه تئاتر زندگي است کسي شکي ندارد و به نوعي همه­ي نظريه پردازان اين حوزه در اين نظر متفق القول­اند. در اينکه دين هم همان زندگي است نبايد شک کرد. دين خارج از زندگي نيست. چرا که به طور کلي دين مقوله­اي است که در فطرت بشريت حضور و وجود داشته است و خواهد داشت. اينکه در همه­ي نقاط جهان مردم دروغگوئي، تهمت و افترا و دزدي و . . . امري ناپسنديده مي­دانند شکي نيست که اين گونه موارد اجزائي از دين فطري بشريت است. حتي کساني که اين قبيل کارهاي زشت را انجام مي­دادند يا آگاهي از اينکه اين گونه امور، اموري ناپسند است، دست به اين قبيل کارها مي­زنند. بنابراين دين در ذات بشر شکل گرفت براي اينکه بشر بيشتر و سالم­تر لذت ببرد. ما موجوداتي هستيم که همگي انسان نيستيم. اگر چه شبيه هم هستيم اما در باطن جنس هستيم يعني نوع داريم. از ميان اين نوع موجوديت انسانيت داريم استعداد انسان بودن در همه­ي موجودات وجود دارد اما لازمه­ي رسيدن به اين امر اجابت کردن شروحي است که به نام دين در فطرت هر موجودي نهفته است. اگر اين موجود مي­خواهد به انسانيت گام نهد بايد اين قوانين را رعايت کند. قوانيني که به شريعت مي­انجامد و از آنجا به طريقت و از طريقت به حقيقت نائل خواهد شد. اگر غير از اين هم راهي انتخاب شود کسي کاري ندارد. نکته­اي که در اين ميان وجود دارد اين است که دين قصد دارد موجود را انسان کند نکته مهم اين است که تئاتر هم چيزي غير از اين نمي­خواهد ارائه کند. در تمام سبک­هاي نمايشي و آثار بزرگ و فاخر جهاني شاهد اين دگرگوني هستيم آثار اشخاصي چون شکسپير و مولر و . . . همگي گواه بر اين گفته دارند.

- اما به اين آثار مانند آثار توليدي­مان برچسب ديني خورده نمي­شود. عده­اي معتقدند همين برچسب خوردن فضاي سوءاستفاده­هاي فرهنگي را ايجاد مي­کند.

يعني معتقديد که ديگر آثاري که اين برچسب را ندارند فضاي مسموم فرهنگي را توليد نمي­کنند نمي­شود اينگونه کلي صحبت کرد. ببينيد، خود من هيچگونه محدوديتي براي دين نمي­بينم. اتفاقاً من چيزي را ديني مي­بينم که مرا نامحدود کند به نظرم دين هر کاري انجام مي­دهد که تو محدود نشوي بلکه بتواني به دريا متصل شوي، تئاتر ديني تئاتر محدودي نيست. قصد دارد براي انسان نامحدودي را هديه بياورد. اين فرصت خود بودن و نامحدود شدن را به انسان ماشيني هديه کند.

- آيا ما حق داريم شک­هايمان را به عنوان دغدغه­هاي ديني براي عموم به اجرا بگذاريم؟

نبايد از اين نکته غافل شد که ما هنرمندان هر آنچه را که مي­خوانيم، بازي مي­کنيم و هدايت و کارگرداني مي­کنيم دنياي خودمان است. اينکه خودت را به نمايش بگذاري کار درستي کرده­اي اما با القا کردن مفاهيم کلاً مخالف هستم.

- پس حق داريم دنياي چيپ­مان را هم براي هنردوستان به نمايش بگذاريم.

اين حق را بايد ديد که چه کساني به اين افراد مي­دهند. بنده نگفتم حق داريم دنياي چيپ و تهي­مان را به خورد مخاطب بدهيم. اگر چنين اتفاقاتي را امروز شاهد هستيم نشان از کم کاري و ناآگاهي مديران فرهنگي ما است. شايد دنياي من وحشتناک و خشن و تيره است آيا من حق دارم اين دنيا را به نمايش بگذارم. شايد دغدغه­هاي ديني من يک سري مهملات خواب نما شده باشد. اينجا فيلترهاي فرهنگي و هنري و معنوي ما به کار مي­آيند. قواعدي که از پس آگاهي و شناخت برآمده است. اسلوبي که اگر کارها از اين فيلترها عبور کند شاهد هجمه­هاي مهمل و ناشناخته بر روي صحنه­ها نخواهيم بود در کارهاي ديني هدف بايد اين باشد که براي کسي معلمي نکنيم. ديگران را تحت تأثير اين نگذاريم که تنها راه و روش من خوب است مي­توان اينگونه القا کرد که اين هم يک راه براي شناخت بهتر است اگر در اين دنياي نامحدود و دنيائي که تو را داخل قيد و بند نمي­گذارد اگر مسائلي را به نام مذهب و دين مطرح کنيم که تو را داخل محدوديت خفه مي­کند اين کار يک کار مذهبي نيست. يک زماني کسي را تشويق مي­کنيم که مديحه سرائي کند. اين حرکت براي شناخت دروني يک حرکت بسيار مناسب و زيبا است که از درون امر يا نهي شويم اما در تئاتر مقوله مذهب مقوله­ي امر و نهي نيست. و نمي­تواند اينگونه باشد تئاتر فقط به تو اين نکته را گوشزد مي­کند که اين گونه هم مي­توان زندگي کرد. يک پيشنهاد دوستانه است. به نوعي تئاتر به خصوص از نوع مذهبي­اش مي­خواهد تو را از چارت دروني­ات بيرون بکشد و در يک دنياي نامحدود رهايت کنند به شرط اينکه خودت اين فرصت را به خودت بدهي.  

- بحث پژوهش کجاي اين کنش و واکنش قرار مي­گيرد؟

امروز در جشنواره­هاي ديني شاهد اين هستيم که به هر کاري اجازه اجرا داده نمي­شود و اين به نسبت گذشته پررنگ­تر است اين نشان از شناخت بيشتر اين حوزه توسط مديران ارشد و مياني دارد.

- چند درصد اين گفته شما رعايت شده است؟

در حد بضاعت رعايت شده است.

- بضاعت يعني چه؟

يعني اينکه نمي­تواني در سال اول برگزاري جشنواره يا برنامه­هاي فرهنگي ديني به کليه اهداف سياست گذاري شده دست پيدا کني.

- عمر برخي از اين برنامه­ها به يک دهه هم مي­رسد؟

اصلاً به چند دهه برسد. مهم زمان و آزمون و خطاست. اگر اين پروسه طي نشود ما مشکلات جدي در برگزاري اين برنامه­ها خواهيم داشت به صورتيکه هنوز هم بعد از برگزاري 6 دوره از جشنواره تئاتر ماه هنوز هم آثاري در اين مراسم به اجرا گذاشته مي­شود که هيچ تناسبي با کار ديني ندارند.

- اين در حالي است که مقوله دين پشتوانه تاريخي مملکت ما است؟

نمي­توان حکم صادر کرد که کشوري که ظاهري ديني دارد تا بطن موضوع ديني مي­انديشد. شايد ما ظاهري ديني داشته باشيم اما همه­ي امور ما در کشور رنگ و بوي صرف ديني ندارد. اگر بتوانيم از اين پشتوانه عظيم استفاده کنيم و حقيقت ديني را نمايش دهيم کافرترين افراد هم دين مدار خواهند شد. اين کار زمان مي­خواهد افراد متخصص و پژوهشگر بايد تلاش کنند تا بتوانند مقوله دين و تئاتر ديني را به صورت سيستماتيک به مخاطبان هنري عرضه کنند که متأسفانه در جشنواره­هاي ديني به ظاهر ديني بيشتر از مفاهيم عميق ديني ارزش داده مي­شود.

- يعني جشنواره­هاي ديني ما فاقد محتواي ديني هستند.

بسياري از آثار ما ارزش ديني و معنا و مفهوم ندارند. اما خوب چون يک جشنواره برگزار شده و بايد بيلان و آمار تهيه شود مجبور به برپائي و ادامه اين وضعيت هستند.

- چرا سعي نمي­کنيم زيرساخت­ها و محتواي کارهاي ديني را عميق کنيم؟

بايد ديد اگر اين اتفاق بيافتد چه کساني از اين حرکت استقبال مي­کنند. خوب احتمالاً آدم­هاي معمولي که در اين سلسله کلاس­هاي آموزشي و پژوهشي که شرکت نمي­کنند هنرمندان جوان ما هم اگر شرکت کنند دلخوش به همين جشنواره­ها هستند که بلکه ديده شوند از طرفي هم معتقدم چاره­ي کار تنها برپائي کلاس­هاي تئوريک نيست. نگاه کنيد چند درصد از نويسندگان نمايشنامه­هاي مذهبي­مان، خودشان را مي­شناسند. اصلاً کاري به خودشناسي و عمق و اين گونه صحبت­هاي قوي و عظيم ندارم فقط مي­خواهم بدانم چقدر خودشان را مي­شناسند. وقتي خودم را نشناسم و محدوديت داشته باشم نمي­توانم اثر بزرگي هم خلق کنم وقتي از يک دريا تنها يک گوشه ساحل را مي­ شناسي نمي­ تواني دريا را تعريف کني مشکل اين است اکثر اين افراد حتي يک بار هم قرآن را به طور کامل نخوانده­اند. اين افراد چگونه مي­توانند کار بزرگ خلق کنند بعد مدعي هستند که اديان ديگر را مي­شناسند در حاليکه در خودشان مانده­اند. چرا؟ چون در ظواهر مانده­اند. نمايشنامه­ها به شدت عامه پسند شده است. الان در حال نمايشنامه خواني و داوري بر روي يک سري نمايشنامه­هاي مذهبي هستم. 90% اين نمايشنامه­ها از سطحي گري و سطحي بيني لبريز هستند اکثر اين کارها تنها به بحث نذري و سينه زني مي­پردازند. ظواهر غوغا مي­کند. متأسفانه ادبيات نمايشي ما در حد دبيرستان مانده است. ما در ادبيات­مان مولانا را داريم که مظهر يک فرد شيعه است. چقدر پيرامون رفتارهاي اين بزرگان در مواجهه با مقولات مذهبي و ديني آشناييت داريم شايد يک فرد عادي نياز نباشد که اين ريزه کاري­ها را بداند اما ما هنرمندان جزء فعاليت اخلاقي و علمي و هنري­مان است که دنبال اينگونه دروس باشيم.

- به نظر نگاه عوام زده مخاطبان ما هم مي­تواند دليل مناسبي براي عدم جديت در امر پژوهش و آموزش هنرمندان ما باشد.

هنرمند نمي­تواند فضاسازي کند چون حدش همين شده است. بنده نمي­گويم ظواهر نبايد باشد اما ظواهر دستاويزي است براي رسيدن به عمق مطلب. سينه زني و مداحي و نذري عواملي هستند براي ورود به اين دستگاه مقدس مذهبي که انسان بتواند معارف الهي را بهتر و بيشتر درک کند آيا مولانا و عطار و خيام و ابوعلي سينا و حافظ و . . . اگر مي­ خواستند به اين ظواهر بسنده کنند به اين نقطه مي­رسيدند؟

- شايد بحث دولتي بودن برنامه­هاي هنري هم در اين ميان کم اثرگذار نباشد؟

به نظر شما بخش خصوصي به جز نگاه به سود و منفعت خود به چه چيز ديگري دلخوش دارد. او دنبال منافع خودش است احساس مي­کنم اگر پاي بخش به اين مقوله باز شود دو اتفاق جالب مي­افتد. اول اينکه بحث طنز اين برنامه­ها پررنگ­تر مي­شود و دوم اينکه عامه پسندتر از قبل کار خواهد شد. بگذاريد يک نکته حساس را براي شما باز کنم. اکثر مخاطبان تئاتري ما جوان هستند يعني از لحاظ سن و سال ممکن است 80 ساله باشند اما بلوغ فکري يک جوان 18 ساله را دارند. مخاطبان ما دنبال سرگرمي هستند تئاتر ما هنوز به آنجا نرسيده که بخواهد کسي را تکان دهد و نقطه عطف خاصي باشد. اين افرادي که مي­آيند مقداري تعقل دارند ولي هنوز بلوغ لازم هنري را ندارند. بنابراين 90% کارهاي ما آثاري است که براي کودکان خلق مي­کنيم تازه بعد از بلوغ مرحله پختگي است که ما هنوز به بلوغ هنري هم نرسيده­ايم. حال شما قضاوت کنيد که چند درصد آدم­هاي به بلوغ رسيده مي­آيند تئاتر مي­بينند. چند درصد دين برايشان طريقي مي­شود که در آن نامحدود را طلب کنند؟ خوب شما بگوييد ما چگونه مي­توانيم تئاتر جذاب و اثرگذار داشته باشيم. اگر از وادي تئاتر بيرون بياييم نگاهي به تلويزيون و سينما داشته باشيم چند درصد اين بينندگان افراد معقولي هستند؟ تعداد اين افراد بسيار کم است. به نظرم اگر به خودمان بگويم که براي بچه­ها مشغول خلق اثر هستيم چند نکته مثبت دارد. اولين نکته اينکه تکليفمان با خودمان مشخص است سطح­مان را در اين سطح مي­آوريم و مي­ توانيم آثاري خلق کنيم که حداقل ادعائي هم پيرامون اثرگذاري و جذب خواص نداشته باشيم. شما به تاريخ که نگاه مي­کنيد چرا شخصيت­هائي همچون بهلول يا ملانصرالدين در تاريخ خلق شدند؟ چرا بهلول با چوب بازي مي­کرد؟ چون مردم زمانه او را نمي­فهميدند. درک نمي­کردند. اينها آدم­هاي بزرگ و معقولي بودند اما مشکل درک متقابل در اجتماع را داشتند. اين يک نگاه و انتظار متقابل است. وقتي جريان به اين سمت در حال حرکت است توقع مردم از هنرمندانشان، سينما، تئاتر و تلويزيون هم همين مقدار است از طرفي هنرمند هم احساس نمي­کند که بايد سطح خود را ارتقاء دهد بنابراين مشتري و فروشنده از يکديگر رضايت کامل دارند. مهم اين است مابقي گفته­ها را حاشيه فرض کن.       

                        

 

چهارشنبه 24 اسفند 1390 - 12:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری