يكشنبه 2 مهر 1396 - 8:20
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اردبيل

 

بررسي فقهي سفر زيارت قبور از ديدگاه مذاهب چهارگانه اهل سنت و فرقه وهابيت

 

 

چكيده

    سفر زيارت قبور،  به عنوان يکي از موضوعات فقهي مانند ديگر مسائل و موضوعات، در بين  مسلمين و وهابيت مورداختلاف است. با توجه به اهميت اين موضوع در مقاله حاضر به بررسي آن در ديدگاه مذاهب چهارگانه اهل سنت و فرقه وهابيت پرداخته شد.  در اين تحقيق که به صورت کتابخانه اي انجام شد، نظرات دو گروه از منابع مختلف عربي وفارسي جمع آوري و مورد بررسي قرارگرفت و نتايج بررسي شده نشان داد که از نظر فرقه وهابيت سفر زيارت قبور حرام است و اين ديدگاه با رويکرد مذاهب اربعه تفاوت داشت به طوري که نظرات مورد بررسي،  و فتاواي فقهاي اهل تسنن نشان داد که سفر زيارت قبور در اين رويکرد جايز مي باشد.

واژگان کليدي: سفر، زيارت قبور،  وهابيت، مذاهب اربعه

مقدمه

حمد و سپاس، الله را سزاست، همو که پروردگار جهانيان و «ليس کمثله شي» ( شوري آيه 11) است و برترين درودها و زيباترين تحيت ها، تقديم به محمد و آل محمد(صلي الله عليه وآله وسلم) که براي جهانيان رحمت هستند.

هرچند مسلک وهابي منسوب به شيخ محمد فرزند «عبدالوهاب» نجدي است. (سبحاني، آيين وهابيت، ص24) ولي اساس معتقدات وهابي هاراافکار ونظرات ابن تيميه تشکيل مي دهد. ازاين رو بايد ابن تيميه حنبلي راپيشروعلماي وهابي دانست که درقرن هشتم هجري مي زيسته است. فرقه وهابي نه تنها دراين خصوص انکاري ندارند، بلکه به آن نيزمي بالند. ( قزويني، فرقه وهابي وپاسخ به شبهات آنها، ص15) بااين حال نبايد نقش استعمار را در بوجود آمدن اين فرقه ناديده گرفت، زيرااستعمارگران براي تسلط برمنابع کشورهاي اسلامي از روش هاي گوناگوني همچون: تحريف دين، تفرقه افکني ميان مسلمانان وتشکيل فرقه هاي ساختگي بهره مي برند. ازجمله اين فرق، فرقه وهابيت است که بريتانيا، به گونه اي آن را به دست عنصرمنحرفي چون محمد بن عبد الوهاب تأسيس کرد. (اسدعلي زاده، چالش هاي فکري وسياسي وهابيت، ص3) محمد بن عبدالوهاب عموم مسلمين را كافر و مشرك دانسته و كليه بلاد اسلامي حتي مكه و مدينه را «دارالحرب»  و «دارالكفر» ناميد و جنگ با مسلمانان و اشغال آن اماكن مقدسه و تخريب تمامي شعائراسلامي را بر پيروان خود واجب شمرد. (قزويني، فرقه وهابي وپاسخ شبهات آنها، ص22 ) 

وهرکسي را که از مکتب وهابيت پيروي نمي کرد، او را مشرک دانسته وخون ومال او را مباح مي کرد. ( حسيني قزويني، وهابيت از منظر عقل  وشرع، ص169 )        

بايد توجه داشت که با ظهور مسلک وهابيت که يک مسلک از پيش طراحي شده از جانب استعمار بود؛ اختلاف و تفرقه بين مسلمانان ايجاد شد. وهابيان به بهانه اصلاح دين و مبارزه با بدعت ها به بلاد مسلمين حمله کردند و انسانهاي زيادي را از دم تيغ گذراندند و اموالشان را به غارت و ناموسشان را به اسارت بردند. در حاليکه اين مبارزات جز مبارزه با مقدسات دين ، با رويکرد بدعت، و اهانت به ساحت مقدس پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) ، و صلحا را تحت عنوان شرک گسترش دادن، و به دنبال، به فراموشي سپردن نام نبي گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) چيز ديگري نبود.

از جمله مباحث مورد اختلاف بين مسلمين از طرفي و وهابيان از طرف ديگر، مسئله سفربراي زيارت قبور است.

با اينکه تاريخ اسلام نشان مي دهد که پس از درگذشت پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) مسلماناني که دور از مدينه مي زيستند، براي زيارت مرقد شريف آن حضرت، بار سفر مي بستند و به زيارت مرقدش مي شتافتند .(سبحاني، مباني فكري و کارنامه عملي وهابيت، ص 138)

اما در اوايل قرن هشتم، ابن تيميه حديثي- تشدالرحال...-  را که ابوهريره آن رااز پيامبر(ص) نقل کرده بود، دستاويز خود قرار داد و با اجماع علما به مخالفت برخاست. (همان مدرك، ص141)           

اين مقاله كه به صورت كتابخانه اي صورت گرفته پس از بررسي نظرات چند تن از مفتيان وهابي و  نظرات برخي از علماي مذاهب چهارگانه، از كتب عربي و فارسي به طريق فيش برداري جمع آوري  و تحليل بحث نيز از منظر قرآن کريم و روايات اهل سنت انجام شد تا مشروعيت يا عدم مشروعيت سفر براي زيارت قبور ثابت شود.

 

1- فتاواي وهابيان

1- ابن تيميه مي گويد: «بار سفر بستن براي زيارت قبر رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) حرام است.»

(الغامدي العبدلي، أخطا فتح الباري في العقيدة، الرساله الاولي، ص9)

2-عبدالله بن محمد الدويش مي گويد: «سفر براي زيارت قبر پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) غير مشروع است.»   (الدويش، أخطاء فتح الباري في العقيدة، الرساله الثانيه،  ص16)

3-شيخ عثيمين مي گويد: «بار سفر بستن براي زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) جايز نيست». (العثيمين، فتاوي العقيده، ص340)

2- فتواي علماي اهل سنت

1- جزيري مي گويد: «سفر براي زيارت اموات مخصوصاً قبور صالحين مستحب است اما زيارت قبر رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) از بزرگترين تقرب ها است. (الجريري، الفقه علي المذاهب اربعه، ج1، ص540)

2- محمد ابن شربيني مي نويسد: «(المباح) أي الجائز لامستوي الطرفين، سواء أکان واجباً کسفر حجّ، أو مندوباً کزيارة قبرالنّبي (صلي الله عليه وآله وسلم)؛ (در سفر مباح، نماز قصر مي شود) منظور از مباح، جايز بودن است نه اين که فعل و ترک آن مساوي باشد (که معناي اصطلاحي مباح مي باشد). حال، فرق نمي کند که سفر، واجب باشد مانند سفر حج يا سفر، مستحب باشد مانند سفر براي زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم)، (چون معناي اصطلاحي جايز، شامل واجب و مستحب، هر دو مي شود).» (الخطيب الشربيني، مغني المحتاج الي معرفه معاني الفاظ المنهاج، ج1، ص263)

3-شيخ تقي الدين سبکي شافعي (متوفاي 56ه.ق) مي گويد: «در سفر به جهت زيارت از وسايل تقرب به سوي خدا است...» (رضواني، وهابيان رابهتربشناسيم، ص246)

4-محمد ابن عبدالباقي زرقاني مالکي مصري (متوفاي 1122ه.ق)مي گويد: «قد کانت زيارته مشهورة في زمن کبار الصحابة، معروفة بينهم. لمّا صالح عمربن الخطّاب أهل بيت المقدّس جآءه کعب الأحبار فأسلم ففرح به و قال: هل لک أن تسير معي إلي المدينة و تزور قبره (ص)وتتمتّع بز يارته؟ قال: نعم.»

«زيارت حضرت اززمان بزرگان صحابه مشهور بوده و بين آنان معروف بوده است. زماني که عمربن خطّاب با اهل، بيت المقدس مصالحه کرد، لعب الأحبار نزد او آمد و اسلام آورد. عمر از اين واقعه خوشحال شد و به اوگفت: آيا مي خواهي که با من به مدينه بيايي و قبر پيامبر(ص) را زيارت کرده و از زيارت او بهره ببري؟ کعب گفت: آري.» (الاميني، الغدير في الکتاب والسنه والادب، ج5، ص120)       

سيد نورالدين سمهودي (متوفاي 911ه.ق) در کتاب «وفاءالوفاء» بحث مفصلي را براي اثبات استحباب سفر به جهت زيارت آورده و ثابت کرده که سفر به جهت زيارت، همانند خود زيارت از وسايل تقرب است.(السمهودي، وفاءالوفاءباخباردارالمصطفي، ج4، ص1364)                                                                                       

 نقددليل وهابيان: 

مهمترين مستند وهابيان بر حرمت سفر زيارت اين حديث است که مي فرمايد: «تُشَدُّ الرِّحالُ إلاّ إلي ثَلاثَةِ مَساجِدَ، مسجدي هذا، و مسجدالحرام و المسجد الاقصي؛ بار سفر بسته نمي شود مگر به سه مسجد، مسجد من، مسجد الحرام، مسجد الاقصي.»

(ابن تيميه، اقتضاءالصراط المستقيم مخالفه اصحاب الجحيم، ص297؛ ابن باز، مجموع فتاوي سماحه، ج2، ص762)

اولاً: ((اين كلام با اسلوب معروف نزد اهل لغت يعني به صورت استثنا آمده است. و اقتضاي آن وجود مستثني و مستثني منه در كلام است. مستثني بعد از «الا» مي آيد و مستثني منه قبل از آن، حال يابه صورت ظاهري و يا تقديري و اين از ساده ترين مسائل كتب نحوي است. و دراين روايت به مستثني «ثلاثه مساجد» تصريح شده است. اما ذكري از مستثني منه قبل از«إلا» نمي باشد، بنابراين بايد آن را تقدير گرفت: 1- اگر تقدير را «قبر» بگيريم روايت منسوب به پيامبر( صلي الله عليه وآله وسلم) چنين مي شود: «لاتشدواالرحال الي قبر إلاثلاثه مساجد» و چنين سياقي ناهماهنگ بوده و شايسته بلاغت نبوي نمي باشد، چر اكه مستثني از زمره و جنس مستثني منه نيست و اصل اين است كه مستثني از جنس مستثني منه باشد.

2-حال «مستثني منه» مقدر را مي توانيم «مكان» فرض كنيم بنابراين فرض روايت چنين مي شود: «لاتشدوا الرحال الي مكان إلا الي ثلاثه مساجد» كه معني روايت چنين مي شود كه براي هيچ چيزي چه تجارت، چه علم، چه انجام امور خيرو...بار سفر بستن جايز نيست و فقط براي اين سه مسجد جايز است. چنين تعبيري باطل و بي ربط است.

3-اين كه تقدير مستثني منه در حديث لفظ مسجد باشد كه روايت چنين مي شود: «لاتشدوا الرحال الي مسجد إلا الي ثلاثه مساجد»؛ در اين شكل، كلام هماهنگ و بر شيوه فصيح زبان جاري گشته است و خطاهاي آشكار دو صورت پيشين در آن وجود ندارد و روح نبوي در آن مي درخشد و قلب انسان متقي در نسبت دادن آن به پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) آرام مي يابد. اين به فرض آن است كه روايات ديگري كه تصريح به مستثني منه كند وجود نداشته باشد و هنگامي كه چنين رواياتي وجود دارد ديگر براي انسان ديندار جايز نيست كه از آن عدول نمايد و به فرضي روي نمايد كه در زبان فصيح متداول نمي باشد. از جمله رواياتي كه تصريح به مستثني منه مي كند، اين است كه؛ عايشه مي گويد: پيامبر           ( صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: «أناخاتم الانبياء ومسجدي خاتم  مساجدالانبياء، أحق المساجدأن يزار وتشدإليه الرواحل المسجد الحرام و مسجدي، صلاه في مسجدي افضل من الف صلاه فيما سواه من المساجد إلا المسجدالحرام». (الهندي، کنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، ج 12، ص270؛ السيوطي، الدر المنثور في التفسير بالماثور، ج2، ص387)     

بنابراين سخن پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) در مورد مساجد براي امت روشن مي سازد كه ساير مساجد غير از اين سه مسجد در فضيلت برابر هستند؛ بنابراين سختي كشيدن در سفر به آن مساجد فائده اي ندارد، اما اين مساجد داراي فضيلت هستند؛ بنابراين وارد نمودن مقابر دراين روايت نوعي دروغ بستن بر رسول خدا است. ضمن اين كه زيارت حضرت مطلوب بلكه بسياري از علما در كتاب هاي مناسك آن را مستحب دانسته اند و اين امر را رواياتي بسياري تأييد مي كند از جمله: «من زار قبري وجبتُ له شفاعتي».)) (ابن علوي مالكي ، وهابيت و بازنگري از درون، صص147-143)

ثانياً: سمهودي براي جواز سفر و شدّ الرحال به قصد زيارت حضرت رسول( صلي الله عليه وآله وسلم) (ص)، به عموم آيه شريفه ذيل استدلال مي کند؛

«... ولَو أنَّهُم إِذا ظَلَموا أَنفُسَهُم جَآءُوکَ فَاستَغفَرُوا اللهَ وَاستَغفَرَلَهُم الرَّسوُلُ لَوَجَدُوااللهَ تَوَّاباً رَّحيماً؛ واگراين مخالفان هنگامي که به خود ستم کردند [فرمانهاي خدارازيرپا گذاردند] به نزد تو مي آمدند و از خدا طلب آمرزش مي کردند و پيامبر هم براي آنها استغفار مي کرد، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند.»      (نساء، آيه64)

با اين بيان که آيه، شامل مي شود آمدن از راه دور و نزديک را و همچنين به عموم حديث: «من زار قبري و من جائني زائراً» که اين حديث نيز شامل دور و نزديک مي شوند و آنگاه که به اين عمومات ثابت شد که زيارت، يک عمل مستحب و قربي است، پس سفر به سوي آن نيز مستحب و قربي است. نيز ثابت گرديده است خارج شدن پيغمبر( صلي الله عليه وآله وسلم) از مدينه براي زيارت شهداي اُحد، وقتي که جايز است خارج شدن براي زيارت نزديک، پس براي زيارت دور نيز جايز خواهد بود. و قبر پيامبر( صلي الله عليه وآله وسلم) براي زيارت، اولي خواهد بود. و به تحقيق که اجماع بر اين مطلب(جوازسفر) منعقد شده است؛ براي اينکه همه علما از گذشتگان و جانشينان آنها بر اين موضوع، اتّفاق داشته اند. (السمهودي، وفاءالوفاءباخباردارالمصطفي، ج4، ص1364)                                      

ثالثاً: خداوند مي فرمايد: «... فَلَولا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الَّدَينِ وَ لِينذرُوا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَيهِم لَعَلَّهُم يَحذَرونَ؛ چرا از هر گروهي از آنان، طايفه اي کوچ نمي کنند تا در دين آگاهي يابند و  به هنگام بازگشت به سوي قوم خود، آنها را بيم دهند، شايد(ازمخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداري کنند.» ( توبه، آيه122)

و نيز مي فرمايد: «انفِروا خِفافاً وَ ثِقالاً وَ جَهِدُوا بِأَموالِکُم وَ أَنفُسِکم في سَبيل اللهِ ذلِکُم خَيرٌ لَکُم إِن کُنتُم تَعلَمون؛ حرکت کنيد، سبکبار يا سنگين بار و با اموال و جانها ي خود در راه خدا جهاد نماييد، اين براي شما بهتر است اگر بدايند.» ( توبه، آيه41)

با توجه به آيات و روايات مي توان گفت استناد وهابيان به روايت «تشدالرحال...» بر حرمت سفر زيارت، چيزي جز دروغ بستن به پيامبر گرامي اسلام( صلي الله عليه وآله وسلم) نيست و هر انسان عاقلي بعد از بررسي و تفكر؛ به صحت و سقم ادعاي وهابيان پي مي برد.

 

 نتيجه گيري

توجه به فتاواي و هابيان و علماي مذاهب اربعه در مورد سفر براي زيارت اهل قبور ومقايسه آنها با هم، و نيز توجه به نقدهاي وارد شده بر دليل وهابيان ازطرف علماي اهل سنت حاکي از آن است که فرقه وهابيت در مسئله سفر براي زيارت قبور با مذاهب چهارگانه اهل سنت، مغايرت شديدي دارد. همچنين آيات قرآني ذکرشده در مقاله بيانگر آن است که تفسير و تأويل و هابيان از حديث مذکور، از ديد قرآن نيز، اساساً باطل است و چيزي جز دروغ بستن به پيامبر اسلام(ص) نيست.

 

منابع و مأخذ

قرآن

فارسي:

1.ابن علوي المالکي، سيد محمد، وهابيت و بازنگري از درون، ترجمه: انسيه خزعلي، نشر مشعر، تهران،  1386ش، چاپ 1

2. اسدعلي زاده، اکبر، چالش هاي فکري و سياسي وهابيت، مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، قم،  1386 ش، چاپ 2

3. رضواني، علي اصغر، وهابيان را بهتر بشناسيم، انتشارات دليل ما، قم،  1387ش،‌چاپ 1.

4.سبحاني، جعفر، آيين وهابيت، دفتر انتشارات اسلامي، قم، 1388ش، چاپ13

5. سبحاني، جعفر، وهابيت مباني فکري و کارنامه عملي، انتشارات موسسه امام صادق (عليه الاسلام)، قم، 1385ش،  چاپ2.

6 عابدي، احمد، همگام باآفتاب، ويژه نامه دين زاو، نشر حنيف، بي جا،  مرداد 1389 ش.

7. قزويني حائري، محمد حسن، فرقه وهابي و پاسخ شبهات آنها، ترجمه: علي دواني، انتشارات رهنمون، تهران،  1385ش، چاپ2.

عربي:

1. ابن باز، عبدالعزيز بن عبدالله، مجموع فتاوي، ج 2، دارالوطن، رياض،  بي تا، چاپ1‌.

2. ابن تيميه، احمد بن عبدالحليم، اقتضاء الصراط المستقيم مخالفه اصحاب الجحيم، دارالحديث بالازهر، قاهره،  بي تا.

3. الاميني، عبدالحسين، الغدير في الکتاب و السنه و الادب، ج5، دارالکتاب العربي، بيروت،  1403ق، چاپ5.

4.الجزيري، عبدالرحمن، الفقه علي المذاهب الاربعه، ج1، داراحياء التراث العربي، بيروت،  1406، چاپ 7.

5.الخطيب الشربيني، محمد، مغني المحتاج الي معرفه معاني الفاظ المنهاج، ج1، دار احياء التراث العربي، بيروت،  بي تا.

6.الدويش، عبدالله، اخطاء فتح الباري في العقيده، الرساله2، مکتبه اسدالسُّنَّهَ، قاهره،  1426، چاپ 1.

7.السمهودي، نورالدين علي بن احمد، وفاء الوفا، باخباردار المصطفي، ج4، داراحياء التراث العربي، بيروت،  1393ق، چاپ 2.

8.السيوطي، جلال الدين، الدر المنثور في التفسير بالماثور، ج2، منشورات مکتبه آيه الله العظمي المرعشي النجفي، قم، 1404 ق.

9.العثيمين، شيخ محمدبن صالح، فتاوي العقيده، دارالنبلاء للنشر و التوذيع، جده، 1424ق،‌چاپ1.

10.الغامدي العبدلي، عبدالله، اخطاء فتح الباري في العقيده، الرساله 1،  مکتبه اسدالسنّه، قاهره،  1426ق، چاپ 1.

11. الهندي، علي المتقي، کنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، ج 12، موسسه الرساله، بيروت، 1405 ق، چاپ 5‌.

 

 

توران عيوض اوغلي-از مبلغات استان اردبيل



 مقاله  مستخرج  ازپايان نامه  کا رشناسي ارشد دانشگاه آزاد اسلامي واحد اردبيل تحت عنوان مغايرت هاي فقهي وهابيت بافقه مذاهب اربعه

 

چهارشنبه 24 اسفند 1390 - 12:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری