چهارشنبه 7 تير 1396 - 2:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

سيدرضا آباقي

 

بررسي و نقد سنجش دينداري در ايران

 

نگاهي به محتواي سلسله نشستهاي علمي «بررسي و نقد سنجش دينداري در ايران»

سلسله نشست‌هاي علمي «بررسي و نقد سنجش دينداري در ايران» با همكاري دفتر برنامه‌ريزي و توسعه پژوهشهاي كاربردي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي و موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران در 8 سرفصل مختلف «امكان سنجش دينداري» (7دي)، «امكان سنجش دينداري2» (14 دي)، «ملاحظات ديني سنجش دينداري» (21 دي)، «سنجش‌هاي ضمني دينداري در ايران» (28 دي)، «به كارگيري مدل در سنجش دينداري» (12 بهمن)، «تفاوتهاي روانشناختي و جامعه شناختي سنجش دينداري» (25 بهمن)، «مدلهاي بومي در سنجش دينداري؛جامعه شناسي» (3 اسفند) و «مدلهاي بومي در سنجش دينداري؛روانشناسي» (10 اسفند) با حضور جمعي از پژوهشگران و دانشجويان علوم اجتماعي در تلار شهيد مطهري دانشكده علومك اجتماعي برگزار شد.

دكتر شجاعي زند اداره اين نشستها را به عهده داشته است.تا كنون 6 نشست از اين سلسله نشستها برگزار شده كه نگاهي اجمالي به محتواي آنها مي‌اندازيم.

نشست اول: امکان سنجش دينداري

اين نشست با حضور دكتر سراج زاده، دكتر طالبان و دكتر محدثي هفتم دي برگزار شد.

در ابتداي اين نشست دکتر سراج زاده به عنوان اولين سخنران به ارائه ديدگاه‌هاي خود پرداخت.

وي با تاكيد بر اهميت رويکردي واقع گرا به موضوع سنجش دينداري و مطالعات پيمايشي درباره دين، گفت: من تعمدا مطالعات پيمايشي در مورد دين را به موضوع سنجه‌ها مرتبط کردم، به دليل اينکه بحث سنجه‌ها يک موضوع خاص است و بحث مطالعات پيمايشي در مورد دين يک موضوع ديگر.

وي ادامه داد: اگر به سابقه‌ اين موضوع نگاه کنيم،‌اينکه از چه زماني بحث سنجش دينداري و پيمايش‌هاي مربوط به دينداري مطرح شده، مي‌توان گفت ‌تقريبا از حدود دهه‌هاي 1950، 60 و 70 اين مباحث آغاز شده‌اند. اين سه دهه دوره‌اي است که بحث‌هاي مربوط به ايجاد سنجه‌ و ارائه مدل‌هايي براي رسيدن به سنجه‌هايي درباره دينداري بسيار پر رونق است به خصوص در آمريکا، البته در کشورهاي ديگر هم مطرح بوده ولي تمرکز اين بحث‌ها در بين پژوهشگران اجتماعي و به ويژه پژوهشگران حوزه‌ دين همين‌‌طور روانشناسي در آمريکا بوده بوده است.

اجماعي نسبي درباره‌ اينکه يک مدل مي‌تواند دينداري را بسنجد به وجود نيامده

سراج زاده در بخش ديگري از سخنانش افزود: نظريه‌هايي مطرح شده بود مبني بر اينکه جامعه‌ مدرن غربي در حال سکولار شدن است و دين آرام آرام از حيات اجتماعي کنار گذاشته مي‌شود. اين نظريات سوال و بحثي را مطرح مي‌کردند که آيا اين درست است يا نه؟ آزمون‌هاي تجربي در اينباره چه مي‌گويند، مطالعات و شواهد تجربي چه مي‌گويند؟ بر همين مبنا خود اين موضوع هم کمک کرد به اينکه هم سنجه‌هاي دينداري اهميت پيدا کند و درباره آنها کار شود.

وي تصريح كرد: اجماعي نسبي درباره‌ اينکه يک مدل مي‌تواند دينداري را بسنجد به وجود نيامد و تا امروز هم محققان مختلف از سنجه‌ها و مدل‌هاي مختلف استفاده مي‌کنند. محققان زماني که مي‌خواهند رابطه‌ بين دينداري را با متغيرهاي ديگر به عنوان پرسش تحقيق خودشان،‌ آزمون و مطالعه کنند، از مدل‌هاي مختلفي استفاده مي‌کنند.

سراج زاده ادامه داد:در ارتباط با سنجه‌هاي مورد استفاد در ايران از دهه هفتاد شمسي در ابتدا مدل گلاک و استارک بود که تا حدي با محتواي باورهاي ديني تشيع در ايران تطبيق داده شد، و ‌سعي شد آن قالب با آن محتواي ايراني معرفي شود. بعد در بين روانشناسان کارهايي آغاز شد آقاي دکتر خداياري فرد و همکارانشان کاري را از نيمه‌ دهه‌ 70 شروع کردند كه تا به امروز ادامه دارد.

نشست اول با ارائه مباحث و نظرات دكتر محدثي ادامه پيدا كرد.

وي در آغاز سخنانش گفت: مطالعات موجود درباره‌ اندازه‌گيري دينداري است و در نتيجه موضوع نوع دينداري از نظر مغفول واقع شده است. به آن ميزان که که درباره اندازه‌گيري خود متغير دينداري به عنوان يک متغير مشخص تحقيقات وجود دارد، در مورد نوع دينداري اساساً کار جدي‌اي نداريم و حتي مدل‌هاي شناخته‌شده‌اي وجود ندارد و اين بحث کاملاً در دنيا از جمله در ايران مغفول واقع شده است.

ديندارسازي آمرانه را نبايد برابر با ديندار شدن جامعه دانست

دكتر محدثي افزود: در ايران معاصر دو پديده‌ قابل توجه در عرصه دين داريم،‌که ناديده گرفتن آنها باعث خطاهاي فاحشي در جامعه‌شناسي دين مي‌شود. من اين خطا را هم در کار جامعه‌شناسان غربي ديده‌ام و هم در برخي از اشارات جامعه‌شناسان و يا محققان ايراني.  خطاي اول اين است که سکولارسازي آمرانه را در زمان شاه به معني سکولاري شدن جامعه تلقي مي‌کنيم. پديده‌ عکس اين است که ما يک ديندارسازي آمرانه داريم و خطايي که اينجا صورت مي‌گيرد اين است که ديندارسازي آمرانه را برابر با ديندار شدن جامعه بگيريم.

سومين صاحب نظر در اين نشست، دکتر طالبان بود. وي بحث خود را با نقد نظريه امتناع سنجش دينداري شروع کرد و گفت: اين بحث بيشتر يک سوال نظري است تا تجربي، بنابراين بحث امکان و امتناع ضرورت بيشتر در حوزه فلسفه است. حکما هم اصل را بر امکان گذاشته‌اند يعني گفته‌اند اصل در عالم امکان است مگر اينکه خلافش مطرح شود، مگر کسي در امتناع استدلالي کند.

 

نظريه امتناع سنجش دينداري درست نيست

وي ادامه داد: بحث امتناع را ما مي‌توانيم در دو مقام تعريف و بررسي کنيم. در مقام تعريف به راحتي و به طور پيشيني مي‌توانيم دو واژه‌ دينداري و اندازه گيري را به نحوي تعريف کنيم که متضاد يکديگر باشند که در اين صورت اصطلاح ترکيبي اندازه گيري دينداري دچار تنافي اجزاء يا امتناع خواهد شد. مثلا بگوييم اندازه گيري يعني کمي سازي و دينداري نيز يعني جوششي کميت ناپذير در درون انسان. در اين صورت مسلم و بديهي است که جمع بين کميت پذير و کميت ناپذير ممکن نيست.

طالبان تصريح كرد: ولي اگر چنين امتناع تعريفي احتمال دارد، عکس آن هم از طريق تعاريف ديگر از اندازه‌گيري و دينداري نيز محتمل است. يعني مي‌توان دينداري اندازه‌گيري را به انحاء مختلفي تعريف كرد که هيچکدام متضاد يکديگر نباشند.

نشست دوم: امکان سنجش دينداري(بخش دوم)

اين نشست با حضور دكتر مسعود آذربايجاني، دكتر مقصود فراستخواه و دكتر سارا شريعتي 14 دي برگزار شد.

در ابتداي اين نشست دكتر سارا شريعتي نظرات و عقايد خود را در قالب دو بحث چالش پيشينه سنجش دينداري و ضرورت، امکان و روش سنجش دينداري ارائه داد.

وي تصريح كرد: بحث اول از اين نظر اهميت دارد که بيشتر مطالعات مورد اجماع مربوط به مطالعات کشورهاي انگلوساکسون و پروتستان‌ها است. لازم است به زمينه‌هاي کاتوليک در کشورهايي مانند فرانسه و پرتغال و... که شباهت بيشتري به ما داشته‌اند بپردازيم. دوم اينکه اغلب زمان آغاز را دهۀ شصت ميلادي مي‌دانستند. اما در زمينۀ کاتوليکي و به ويژه فرانسه اين نوع تحقيقات به جنگ جهاني اول و به ويژه دهه 30 قرن بيستم بر مي‌گردد.

زماني دين خلوص و نمود بيشتري دارد که امتيازي براي آن مطرح نباشد

فرزند دكتر شريعتي خطيب معروف در بخش ديگري از سخنانش تاكيد كرد: امروز اين سوال مطرح است که بعد از 30 سال حکومت ديني جامعۀ ما ديندارتر شده يا نه؟ ما در اين 30 سال در هر زمينۀ اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مديريت ديني داشته‌ايم. لذا اين سوال مهم است که پس از30  سال مديريت ديني جانعۀ ما ديندارتر شده يا نه؟ مسالۀ ما اين است که ما در جامعه‌اي ديني با مديريت ديني زندگي مي‌کنيم، آيا جامعۀ ما مسلمان تر شده يا نه؟ به نظر محققي آلماني اين پرسش مطرح است که آيا دين خودش را در شرايط ديني بهتر نشان مي‌دهد يا در شرايط بي ديني؟

شريعتي ادامه داد: زماني دين خلوص و نمود بيشتري دارد که نه منفعت و نه امتيازي براي آن مطرح باشد. حال با اين وصف، پروبلماتيک روش کار چيست؟ اگر کيفي باشد مي‌گويند گزينشي است در کار کمي هم عمق فهم مساله مهم است.

وي تصريح كرد: نخستين پرسش اعتبار اين پرسشنامه است. اين پرسشنامه‌ها وقتي معتبرند که همزمان دينداري و بي‌ديني را بتوانند بسنجند. وقتي دينداري امري شهروندي و سياسي و حقوقي است، چگونه مي‌توان آن را و به ويژه بي‌ديني را سنجيد لذا هم اعتبار اين پرسش‌ها و هم ثبات آنها مطرح است. جامعه در حال تغيير است و بنابراين، دغدغه‌هاي ديني هم تغيير مي‌کند، پس بحث ثبات اين سنجه‌ها مهم است.

وقتي ديني‌سازي پروژه‌اي دولتي باشد ظاهرسازي ديني هم داريم

دکتر فراستخواه به عنوان دومين سخنران در اين نشست با بيان اين كه مطالعه دين ورزي در يک پارادايم خاص صورت مي‌گيرد،گفت:اين پارادايم ها بعضا نا گفته مي‌مانند. به ويژه در حوزه دعاوي دانش ما در باب اينکه دينداري چيست، اين دعاوي بيشتر پنهان مي‌مانند.در فضاي اثبات گرايي دعوي دين سنجي مؤلفه هاي خاصي پيدا مي‌کند که در نهايت مدعي عينيت مي‌شود.

وي ادامه داد: از  نظر من بررسي دين ورزي امکان دارد. اما اين امکان از نوع امکان مضاف است، بنابراين بايد بر حسب هر پارادايم امکان بررسي دينداري و دين‌ورزي به طور خاص مطرح شود. در فضاي پارادايم عقلانيت انتقادي روش و پرسشنامه خاص آن مطرح مي‌شود. در اين فضا فرض بر اين است که نگاه، نگاه جهاني  و فراتر از يک مذهب، دين فراتر از مسلماني و مسيحي است. 

فراستخواه افزود: در باب ضرورت، که بايد نسبت به اينجا و اکنون مطرح شود، دو مقدمه لازم است: يكي نوع ديني‌سازي به معناي حداکثري کلمه و به صورت پروژۀ دولتي مطرح است. اگر اين مقدمۀ اول را بپذيريم گويا يک بازي دو طرفه است، از طرفي مي‌خواهند جامعه  را ديني کنند و از طرف ديگر جامعه هم منفعل نيست و اين بازي را انجام مي‌دهد، نمونۀ بسيار ساده آن ظاهر سازي ديني است.

وي تصريح كرد: مقدمۀ دوم فاصله‌اي است ميان سياست‌هاي رسمي و اعمال زندگي روزمرۀ مردم و حتي خود دولتيان. فاصله‌اي ميان سياست‌ها و تجربه‌ها. سياست‌هاي رسمي ديني‌سازي با اعمال واقعي مردم، نا همداستان است. از اين دو مقدمه مي‌توان نتيجه گرفت که بررسي دين ورزي مردم کار علمي بسياري مي طلبد.

امروز 300 تعريف مختلف از دين وجود دارد

دکتر آذربايجاني نيز در اين نشست به ارائه ديدگاه‌هاي خود پراخت.

وي اظهار داشت: در بحث ضرورت سنجش دينداري سه موضوع مطرح است: 1ـ ابعاد فردي که خودسنجي و مباحث باليني را شامل مي‌شود. 2ـ محور اجتماعي، 3ـ  مباحث علمي ـ پژوهشي در دانشگاه‌ها . در باب امتناع، بايد دقت کرد از لحاظ فلسفي، يک امکان عقلي داريم و يک امکان وقوعي. مفاهيمي مانند سنجش دينداري از لحاظ عقلي امکان دارند. اما در بحث امکان وقوعي ما بيشتر با مشکلات و موانع آن مواجه مي شويم.

آذربايجاني با اشاره به اين كه امروزه حدود 300 تعريف از دين وجود دارد، افزود: بعد از تعريف مسالۀ تفسير دين مطرح مي‌شود . در اسلام سه قرائت کليدي وجود دارد ؛ قرائت فلاسفه، قرائت عرفا و قرائت فقيهانه. هر کدام از اين تفاسير نهادينه، با برجسته‌سازي ويژه اي در اسلام وجود دارند. هر تعريفي از دين بايد با تفسير همراه باشد. اين مساله در سنجش دينداري بسيار مهم است.

نشست سوم: «ملاحظات ديني سنجش دينداري»

اين نشست با حضور حجت‌الاسلام دكتر مسعود آذربايجاني، حجت‌الاسلام دكتر حميد پارسانيا و حجت‌الاسلام دكتر عليرضا پيروزمند بر خلاف نشست هاي قبلي كه در دانشكده علوم اجتماعي برگزار شده بود، روز 21 دي در سالن همايش‌هاي دفتر تبليغات اسلامي قم برگزار شد.

در اين نشست ابتدا دکتر پيروزمند به ارائه ديدگاه‌هاي خود پرداخت.

اگر دينداري سنجيده نشود،‌ قدرت آسيب شناسي و دريافت بازخورد امور را نخواهيم داشت

وي تصريح كرد: بنا به تعريف اوليه، دين؛ برنامه سعادت و کمال فرد و جامعه است. بر اين مبنا دينداري ميزان التزام مومنان به اين برنامه است. در فضاي علمي معمولا سنجش ديندراي در سطح فردي مطرح مي‌شود، اما وجه مهمتر آن، دينداري جمعي است. زيرا در قرآن گاهي خطاب نه به فرد، ‌بلکه به جمع است.اگر دينداري سنجيده نشود،‌ قدرت کنترل، آسيب شناسي و دريافت بازخورد امور و استراتژي ها را نخواهيم داشت.

وي موانع و آفت‌هاي سنجش دينداري را برشمرد و افزود: عدم اشتراک در مفاهيم، طيفي بودن برخي مفاهيم کليدي در دينداري، تداخل و به هم تنيدگي اين خصايص، دست نيافتن به شاخص مناسب ، تجزيه نگري، مقطع نگري،‌ظاهر گروي، كميت گرايي، دخالت در حوزه خصوصي مردم و مقهور روش‌هاي کمي شدن از جمله آفت‌هاي مهم در اين زمينه است.

در ادامه اين نشست دکتر پارسانيا به ارائه نظرات خود در اين زمينه پرداخت.

از نظر اسلام شناخت دينداري ضرورت دارد

وي با بيان اين كه با توجه به علقه و ساحت‌هاي دين در قلمرو فردي و اجتماعي ،‌شناخت اين ساحت ها اهميت دارد، گفت: با توجه به ويژگي‌هاي اسلام در عرصه‌هاي فردي و اجتماعي شناخت دينداري ضرورت دارد. در روايات هم اشاراتي به ضرورت شناخت دين زمانه هست. البته يک بحث مهم هم اين است که اصولا دين مي پذيرد که خودش ابژه مطالعه باشد يا صرفا ابژه بودن را براي ساير اديان مي پذيرد.

پارسانيا افزود: سنجش دينداري مي‌تواند هم از منظر درون ديني باشد و هم از منظر برون ديني. در کل با توجه به اهميت ابعاد اجتماعي دين، شناخت و سنجش آن ضرورت دارد. با توجه به مظاهر اجتماعي دين، امکان سنجش دينداري هم وجود دارد.

دينداري امري ذومراتب است

سومين نشست يا سخنراني دكتر آذربايجاني ادامه پيدا كرد. وي تصريح كرد: اشارات و تصريحاتي در خود دين براي سنجش دينداري وجود دارد. در برخي از روايات بابي به نام اختبار هست که از لحاظ معنايي مترادف با سنجيدن و ارزيابي است. البته در عبن حال آيات و رواياتي هست که مي‌توان از آنها تعبير به منع سنجش دينداري کرد.  البته در باره اين آيات بايد دلالت دقيق آنها را دانست.

 

وي ادامه داد: در باب ملاحظات ديني سنجش دينداري بايد به چند نکته دقت كرد: 1ـ دينداري امري ذومراتب است،‌ 2ـ توجه به ابعاد و ساحت‌هاي مختلف دينداري  3ـ دينداري داراي علائمي است که ديندار حقيقي از غير حقيقي مشخص مي‌شود. 4ـ پرهيز از ظاهرگرايي.

نشست چهارم: «سنجش‌هاي ضمني دينداري در ايران»

اين نشست با حضور دكتر محسن گودرزي، دكتر عباس كاظمي و دكتر افسانه كمالي 28 دي برگزار شد.

دکتر گودرزي اولين سخنران اين نشست بود. وي با بيان اين كه پيمايش‌هاي موجود با دو هدف توصيف و رصد کردن جامعه و کشف عوامل موثر بر تغييرات رخ داده انجام شده است، گفت: در سال 53 پيمايش دکتر اسدي با اين منطق انجام شد که جامعه ما در حال تحول از سنتي به صنعتي است و نظام اجتماعي ما دچار تحول شده و توده‌هاي مردم و نخبگان نسبت به اين تحول و نفوذ فرهنگ بيگانه نگران هستند.

گودرزي ادامه داد:در سال 74 دکتر محسني پيمايشي ملي ديگري را سرپرستي مي‌کند، در آن زمان بحث تهاجم فرهنگي بسيار پر رنگ شده و يکي از ضرورت‌ها بود بنابراين هدف پيمايش شناخت روندها و امکان مانيتورينگ جامعه بود که به نوعي در ادامه کار دکتر اسدي است اما تمايزاتي نيز با آن دارد، بخش رسانه کم حجم‌تر شده و به خاطر شرايط جامعه هم کارفرما و هم محقق تمايلي به ورود به بحث‌هاي حساسي مانند حوزه دين نداشتند بنابراين گويه هاي مربوط به نماز و روزه و نماز جمعه و غيره در آن حذف شد.

وي تصريح كرد: سال 81 نيز پيمايشي با همان اهداف اما با شوراي سياستگذاري متفاوت انجام شد و در نهايت در سال 83، كه 30 سال از اولين مطالعه مي‌گذشت و با تکرار همان مطالعه مي‌خواستيم امکان مقايسه اطلاعات وجود داشته باشد بنابراين مطالعه ترکيبي از 53 و 74 بود.

مشكل اصلي تعريف دين است

خانم دکتر کمالي سخنران بعدي نشست چهارم بود.

وي سخنان خود را اين گونه آغاز كرد: من پيش از اينکه قصد نقد داشته باشم معتقدم بهتر است که در وهله اول از اين پيمايش‌ها دفاع بکنيم چرا که همين اطلاعات اندک فعلي نيز حاصل آن پيمايش‌ها هستند و نقد ما تنها از اين جنبه است که در آينده کارها بهتر بشود و اميدوارم که به رغم وقفه طولاني دوباره فرصت پيگيري‌اش پديدار شود.

كمالي افزود: مشکل اصلي در همه اين‌ها تعريف دين است. ما براي سنجش هر مفهوم به مدل احتياج داريم، مدل قالب سؤالات را جهت مي‌دهد تا بعداً امکان تحليل و تبيين وجود داشته باشد. در اين پيمايش‌ها مشکل اين است که مفاهيم مورد سنجش در قالب مدل قرار نمي‌گيرند.

وي يادآور شد: در پيمايش 53، 17 سؤال و در پيمايش 74، 6 سؤال به دينداري پرداخته بودند که همگي بر مناسک تاکيد داشتند و هيچ بعد اعتقادي، تجربي و عاطفي مورد نظر نبوده است. بخش ديگري از سؤالات به ارزيابي فرد از وضعيت دينداري جامعه برمي‌گردد. در اين تحقيقات بين مناسک جمعي و فردي تفکيک نشده است و علي‌رغم اينکه هدف يکسان بوده اما نتايج قابل مقايسه نيستند.

بايد ميان ابعاد دينداري و مؤلفه هاي مرتبط با دينداري تمايز قائل شويم

دکتر کاظمي نيز در اين نشست با بيان اين كه در مورد سنجش کمي دينداري سه دسته نظر وجود دارد، گفت: دسته اول منکران، که مي‌گويند ممکن نيست که به نظر من مشکل اينها با کار علمي است و نه فقط سنجش دينداري. دسته دوم شکاکان، که بيشتر کيفي‌کاران هستند و دليلش از نظر من اينست که با کار کمي آشنايي ندارند و دسته سوم معتقدان هستند.

وي ادامه داد: وقتي از سنجش دينداري حرف مي‌زنيم، بايد روشن کنيم که انتظارمان از سنجش دينداري چيست؟ بايد روشن کنيم  چه ابعادي را مي‌شود کمي سنجيد؟ چه ابعادي را مي‌شود کيفي سنجيد؟ و چه ابعادي را اصلاً نمي‌شود سنجيد؟ بايد بحث شود منظور ما از سنجش دينداري چيست؟ شامل کدام مؤلفه‌هاست؟ بايد ميان ابعاد دينداري و مؤلفه هاي مرتبط با دينداري تمايز قائل شويم.

نشست پنجم: «به كارگيري مدل در سنجش دينداري»

اين نشست با حضور دكتر سراج زاده و دكتر ميرسندسي 12 بهمن برگزار شد.

در ابتداي اين نشست دكتر مير سندسي با تاكيد بر اين كه در يک تقسيم بندي مي‌توان دينداري را به دو نوع متعادل و غير متعادل تقسيم کرد، گفت: در نوع متعادل همه ابعاد به تناسب رعايت مي‌شوند اما در دينداري غير متعادل ، يک يا چند بعد حذف و يک يا چند بعد ديگر پر رنگ مي‌شوند .

وي ادامه داد: ما واقعيتي در جامعه داريم به نام دينداري و مي‌خواهيم آنرا بسنجيم. حال مساله اين است كه  آيا مدل گلاک و استارک اين واقعيت را مي‌سنجد يا آنرا دگرگون نشان مي‌دهد ؟ يا اگر مدلهاي بومي به کار رود واقعيت ديگري رخ مي‌نمايد؟ جواب براساس کاري که آقاي سراج زاده و پويافر انجام دادند ، منفي است. تا وقتي که مدلهاي جديد توضيح دهنده تر نيستند ، جايگزين کردن آنها جالب نيست.

غايت دين اخلاق است

پنجمين نشست با سخنراني دكتر سراج زاده ادامه پيدا كرد.وي غايت دين را اخلاق دانست و گفت: مناسک و ساير امور مي‌خواهند ما را به آن هدف برسانند. پايبندي به دين يعني باورهاي آن  دين خاص را قبول داشتن ، در مناسک آن شرکت کردن و در نتيجه اين‌ها عواطفي در مومن شکل گرفتن، دانشي در مومن ايجاد شدن و همچنين در زندگي فردي هم بايدها و نبايدهايي که از آنجا برگرفته مي‌شود را رعايت کردن. پايبندي بيش از اينها چيزي نيست.

وي ادامه داد: مدل‌ها نوعب قالب هستند که البته من سر هيچ  مدلي اصرار و تعصب ندارم . بايد به اقتضاي دين يا حتي جمعيت مورد مطالعه سراغ تفصيل مدل يا اجمال آن برويم و به تبع آن محتواي مناسب را تنظيم کنيم.  بنده به تکثر مدلها قايلم و مدل به نظر من تاثيري در کار ما نمي‌گذارد. هيچ اشکالي هم ندارد که هر کس مدل خودش را داشته باشد و تاکيدات خوش را.

سراج زاده تصريح كرد: با اين ايده هم که گفته شود چون مدل در غرب به وجود آمده است‏، بايداز آن اجتناب کنيم، مخالفم. زيرا به وحدت روحي بشر قايلم و معتقدم اين وحدت روحي باعث مي‌شود آنچه که در تمدن ويژه‌اي شکل گرفته مورد قبول عام و مشترک با ما باشد.

 

نشست ششم: «تفاوت‌هاي روان شناختي و جامعه شناختي سنجش دينداري»

نشست ششم از سلسله نشست‌هاي سنجش دينداري 25 بهمن در تالار شهيد مطهري دانشگاه تهران با حضور دکتر خسرو باقري، دکتر محمدرضا طالبان و دکتر باقر غباري برگزار شد. 

دکتر باقري به عنوان اولين سخنران بحث خود را اين گونه آغاز كرد: اشکالي در موضوع مشترک مورد مطالعه دو رشته نيست. اشکال آنجا ممکن است پيش بيايد که هر رشته از ديدگاه متفاوت مختص رشته خودشان به موضوع نگاه نکرده باشند و کارها در هر دو رشته مشابه باشند.

وي اضافه كرد: از نظر بنده اگر ما براي پاسخ به سوال «دينداري چيست؟» سراغ خود متون ديني برويم، اشکال به وجود مي‌آيد. اگر هدف ما از سنجش دينداري ايجاد نردبان مدرجي از دينداري و نشاندن مردم در جاهاي مختلف آن باشد، اولين اشکال اينجاست که آيا برآوردن اين هدف، مسئله‌اي روان شناختي است يا جامعه شناختي؟ از نظر من هيچ‌کدام.

رويکرد جامعه شناس و روانشناس به دين بايد متفاوت باشد

وي ادامه داد: از نظر من رويکرد جامعه شناس و روانشناس به دين بايد متفاوت باشد. دغدغه جامعه‌شناس نبايد مؤمن‌تر بودن يا نبودن مردم باشد بلکه بايد هدف خود را بررسي رابطه پديده دين و دينداري با اقشار اجتماعي قرار دهد. مانند مطالعاتي که «وبر» روي دينداري دهقانان و نظاميان داشته است. مسئله جامعه شناس در مورد دين بايد رابطه دين با ساير پديده‌هاي اجتماعي باشد نه اينکه چه کسي ديندارتر است.

باقري تصريح كرد : اما روانشناس بايد از ديدگاه رشته خودش به دين بپردازد. او بايد داد و ستد وضعيت رواني افراد و دين را موضوع مورد مطالعه خود قرار دهد. رابطه دين و وضعيت رواني فرد، رابطه‌اي دو سويه است. هم دين روي وضعيت دينداري فرد اثر مي‌گزارد، هم وضعيت رواني فرد روي دينداري فرد و ديني که فرد اخذ مي‌کند، اثر مي‌گذارد.

تفاوت ميان جامعه‌شناسي و روانشناسي تأثيري در سنجش دينداري ندارد

در ادامه نشست دکتر طالبان بحث خود را با تحديد موضوع بحث آغاز كرد. وي تاكيد كرد: بحث ما، بحث از دين به عنوان صفت يک سيستم نيست بلکه بحث از دينداري به عنوان صفت فرد است و همچنين بحث از انواع دينداري هم موضوع ما نيست، ميزان دينداري با نوع دينداري رابطه دارد اما يکي نيست.تفاوت ميان جامعه‌شناسي و روانشناسي تأثيري در سنجش دينداري ندارد. تفاوت رشته‌هاي دانشگاهي در هر جايي که تفاوت ايجاد کنند، علي‌الاصول در سنجش يک پديده تمايز ايجاد نمي‌کنند.

وي ادامه داد: سنجش، فرايند بازنمايي يک مفهوم است. ما در سنجش مفهوم انتزاعي را به سطح مشاهده مي‌رسانيم به طوريکه آن مشاهده نشان دهنده آن مفهوم انتزاعي باشد. در سنجش يک مفهوم مهم اين است که آيا سنجه مورد نظر توانسته است همه ابعاد آن مفهوم را به درستي بسنجد؟اگر سنجه‌اي اين دو ويژگي را داشته باشد مهم نيست متعلق به چه رشته‌اي است همه مي‌توانند از آن استفاده کنند.

هم در جامعه شناسي و هم در روانشناسي نمي توان دين را ناديده گرفت

دکتر غباري نيز در اين نشست علت اشتراک توجه به موضوع دين در دو رشته روانشناسي و جامعه شناسي را اقتضائات خود اين رشته‌ها دانست و گفت: هيچ جامعه شناسي نمي‌تواند هنگام مطالعه جامعه، دين را ناديده بگيرد و همچنين هيچ روان‌شناسي نمي‌تواند دين و رابطه‌اش با روان فرد را ناديده بگيرد و اگر روانشناسان و جامعه‌شناسان هرکدام با حفظ اصول خودشان به سراغ مطالعه دين بروند، هر کدام ديدگاه‌ها و دستاوردهاي متفاوتي خواهند داشت اما از نظر من در مورد موضوع سنجش دينداري هر دو از اصول و حيطه رشته خودشان تخطي مي‌کنند.

وي ادامه داد: روانشناس و جامعه‌شناس بايد هر کدام از منظر رشته خودشان به دين نگاه کنند. در اين صورت اشکالي هم به وجود نمي‌آيد. حتي درون هر رشته هم رويکردهاي متفاوت نتايج متفاوتي به دست خواهد داد. مثلاً رفتارگراها يا شناخت‌گرا ها در روانشناسي و يا سازه گرايان و کارکردگرايان نتايج متفاوتي از مطالعه دين به دست مي‌آورند.

 

 

 

دوشنبه 22 اسفند 1390 - 12:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری