شنبه 28 مرداد 1396 - 6:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

استاد اگر استاد باشد، آفتي وجود نخواهد داشت

 

گفتگو با منوچهر اکبرلو

مدت­ها است که موضوع پايين بودن کيفيت برخي کلاس­هاي داستان نويسي انحصار آموزش داستان نويسي در جلسات خانگي و نيمه خصوصي و نبود نظام آموزش علمي و کاربردي در دانشگاه­ها و بررسي محتواي و بهره­وري مباحث مطرح شده در اين جلسات مطرح شده است. اوائل انقلاب گفته مي­شد که تأسيس هر نوع رشته تحصيلي بايد از سوي شوراي فرهنگي انقلاب صورت بگيرد اما هنوز سال­ها است که براي پايه گذاري رشته­هاي تحصيلي از اين دست اين ارجاع منتفي تلقي شده است هنوز رشته­هاي تحصيلي زيادي در ايران وجود ندارد در حاليکه در کشورهاي خارجي نه چندان پيشرفته مانند ترکيه، اين رشته­هاي تحصيلي به سنت تبديل شده­اند يعني نه تنها پايه­هاي علمي آن بنا شده است بلکه در اثر مرور زمان و تعميق آن سنت­هاي آن نيز شکل گرفته است يکي از اين رشته­ها در حوزه ادبيات رشته نقد ادبي و ديگري داستان نويسي خلاق است. ضرورت تشکيل کلاس­هاي داستان نويسي براي اولين بار در سال­هاي 1329-1330 احساس شد که اين کلاس­ها توسط پيشروان داستان نويسي ايران در همان سال­ها و در خانه­ي برخي از اين نويسندگان نباشد. در سال­هاي اخير تعداد کساني که اين توانائي را در خود ديدند که بتوانند اين کلاس­­ها را تشکيل و اداره کنند افزوده شد، در حالي که شايد کارنامه ادبي آنان تنها يک ياد و عنوان کتاب خلاصه مي­شود. اين موضوع البته عده­اي از دوستداران ادبيات داستاني را نگران کرده است آنان معتقدند برخي از اين کلاس­هاي داستان نويسي تنها با انگيزه مالي مطرح مي­شوند و هدف اصلي آنان همانا تربيت مهارت و خلاقيت در هنرجويان داستان نويسي است، کمتر مورد توجه قرار مي­گيرد. در اين کلاس­ها سرفصل­ها مشخص نيست، متد خاصي ارائه نمي­شود يا اگر مي­شود محدود است و . . .

با اين نگراني منوچهر اکبرلو، مدرس دانشگاه، روزنامه نگار، منتقد، پژوهشگر و نويسنده و ويراستار ادبي را که چندين دوره نيز تجربه برگزاري کلاس­هاي داستان نويسي را در کارنامه ادبي خود دارد را مهمان ويژ گفتگوي خود کرديم تا محتواي اين کارگاه­هاي ادبي را بيشتر مورد بررسي قرار دهيم:

- کلاس­هاي داستان نويسي چه اثربخشي براي هنرجويان دارد؟

راجع به کلاس خاصي صحبت نمي­کنم و کلي مي­گويم. اگر شخصي مراحل اوليه نوشتن داستان را طي کرده باشد حضور در اين کلاس­ها حتماً مي­تواند مفيد باشد. به نظرم از طرفي بهره­وري بالاي اين کلاس­ها بستگي به استاد هم دارد که در اين زمينه تدريس هم مي­کند بسياري از کلاس­هائي که به عنوان داستان نويسي تشکيل مي­شود. اگر براي مخاطبان ضرري نداشته باشد سودي هم ندارد معدود کلاس­هائي هستند که به معني واقعي کلمه استاد دارند و مي­ توانند در اين زمينه براي مخاطبان مفيد واقع شوند.

- پيرامون مراحل ابتدائي نوشتن توضيح دهيد؟

در همه هنرها از جمله ادبيات داستاني قدم اول براي آموزش تماس مستقيم با محصولات با ارزش آن رشته است در داستان نويسي شخص بايد قبل از هر چيزي داستان­هاي ارزشمند زيادي را خوانده باشد طوري که بشود گفت در زمينه محتوائي و هم در زمينه ساختاري به حد اشباع رسيده است قدم دوم اين است که تمرين نوشتن داشته باشد معمولاً تمرين نوشتن از نوشتن خاطرات روزانه شروع مي­شود بعد از مدتي شخص احساس خواهد کرد چشمه­هائي از درون وجودش چشم باز مي­کند بالاخره زماني مي­رسد که احساس نوشتن مي­کند و مي­خواهد دست به قلم بردارد و داستان بنويسد و تازه سؤالي برايش بوجود مي­آيد که در اين خواندن شاهکارهاي ادبي و نقد و شرکت در جلسات نقد و خواندن کتاب­هائي که به عنوان هنر داستان نويسي شناخته مي­شوند مي­تواند براي آنان بسيار مفيد باشد و کمک شاياني در اين مسير به ارمغان بياورد.

- نقد داستان با داستان نويسي تفاوت­هائي دارد يعني نويسنده مي­تواند نقد ادبي خوبي هم بنويسد؟

نقد داستان لزوماً کار نويسندگان بزرگ نيست بسياري از نويسندگان خوب ما هم هستند ولي منتقد خوبي نيستند و باالعکس هم داريم. در حاليکه نويسندگاني که نقد هم مي­دانند منتقدين خوبي هستند که در عمل و در تئوري بسيار ماهرند و مي­توانند منتقدين خوبي هم باشند.

- کلاس­هاي داستان نويسي تا چه اندازه باعث مي­شوند انديشه­ها و افکار نويسنده به هنرجو القا شوند؟

اصولاً علوم انساني به طور عام حتي آنجائي که فني و علمي صحبت مي­کند در حال القا ديدگاه و جهان بيني است اين هم از متون درسي رشته­هاي علوم انساني حاصل مي­شود و هم از ديدگاه استاد و در اين ترديدي نيست. اگر استاد، استاد باشد آفتي وجود ندارد. گاهي دريافت­هاي حاصل از آموزش ناقص است و اين مي­شود که همان جريان حکايت نيمه طبيب بلاي جان است و نيمه حکيم بلاي ايمان. يعني گاهي اوقات خيلي از مسائل را ندانيم بهتر است تا اينکه ناقص متوجه شويم. برخي خيال مي­کنند که علم­شان کامل است ولي اين طور نيست و با علم ناقص به خود ضربه مي­زنند وقتي علم و دانش کامل­تر باشد مفيدتر است.

- پيرامون مفاهيم مطرح شده در کلاس­هاي داستان نويسي توضيحاتي را بگوييد؟

اصول داستان قاعده اصلي اين جلسات است و در کنار بحث تئوريک نمونه­هائي از داستان­هاي معروف را مي­خوانيم و بحث شخصيت پردازي را که چگونه نويسنده به شخصيت پردازي داستان خود رسيده است کل کلاس­ها حالت کارگاهي دارند جزوه­هائي که به هنرجويان داده مي­شود تا با اين مباحث تئوريک از جمله بن مايه داستان، شخصيت پردازي کشمکش بين داستان آشنا شوند، در مرحله بعدي انواع ادبي از ابتداي شکل ادبيات داستاني را آموزش مي­دهيم اين کارگاه آموزشي به هنرجويان مي­آموزد که تا با ساختار و ويژگي­هاي انواع ادبي از جمله قصه، حکايت، داستان، رمان، افسانه، اسطوره و داستان کوتاه آشنا شوند و در نوشتن اين گونه­ها را رعايت کنند البته تاريخچه اين مباحث هم مطرح مي­شود که مبدأ اين گونه ادبي کجا بوده است و سبک ادبي را نقد مي­کنند. در مرحله سوم نقد داستان صورت مي­گيرد به هنرجويان دو هفته زمان داده مي­شود تا کتاب­هاي شاخص ادبيات جهان که به نوعي شاهکار ادبي محسوب مي­شوند را بخوانند و به نقد کتاب بپردازند.

- کلاس­هاي داستان نويسي حوزه هنري تا چه حد جدي بوده است؟

اين کلاس­ها بسيار پربار و جدي است حوزه هنري از اول انقلاب سال­هاي سال است که کلاس­هاي داستان نويسي برگزار مي­کند که البته تغييراتي هم داشته است اين تکامل براساس قصه خواني بوده است در حال حاضر اين کلاس­ها نظم خاصي دارند و جزوه­هائي که در اختيار هنرجويان قرار مي­گيرد و تمام اينها باعث مي­شود که تا يک کلاس در راستاي بهتر بودن پيش برود. در سال­هاي 60 تا 62 نويسندگان در اين کلاس­ها شرکت مي­کردند و کتاب آنها هم به چاپ مي­رسيد. کلاس­ها شديداً تأثير دارد وقتي هنرجويان در کلاس هستند سوژه­هاي ناب به ذهنشان خطور مي­کند و اين عمل باعث مي­شود تا قدم به قدم به جلو هدايت شده و مرحله­هاي بعد را با قدرت بيشتر پيش بروند و اين راه طولاني را ادامه دهند.

- ساختار داستان نويسي چگونه است؟

داستان يک قالب هنري براي بيان حرف­هاي اساسي است بر فرض مثال داستان را مانند يک ظرف بدانيم که وقتي نمي­توانيم تمام حرف­ها و گفته­هايمان را مطرح کنيم آنها را قالب هنري شکل مي­دهيم و به گونه­اي طراحي مي­کنيم که حرف و پند و اندرز را به صورت مستقيم عرضه کرده و مانند رازي به آن پي ببريم. حتي اگر مسائل ديگر را هم به صورت داستان بيان کنيم بسيار موفق­تر خواهيم بود. مانند اتفاقات جنگ يا خاطرات که مي­تواند در قالب داستان بيان کرده و يا در فيلم به کار بگيريم ساختار اصلي داستان که بسيار حائز اهميت است با تأثير بيشتر و غير مستقيم مسائل ديني اجتماعي، تاريخي، سياسي و . . . بيان مي­کند.

- اين کلاس­ها چه اندازه داستان نويسان ما را کمک کرده است؟

وقتي اسلوب علمي را به هنرجويان بگوييم هم داستان خود را نقد مي­کنند هم الگوهاي موفق داستاني را به خوبي مي­ شناسند اگر صدها الگو را ايجاد کنيم خواننده سوژه­هاي گوناگوني به ذهنش خطور مي­کند که مي­تواند در قالب کار علمي بريزد و مفيد واقع شود.

- آفت­هاي نويسنده پروري در چه چيزي مي­تواند باشد؟

هنرمندان داستان نويسي دو دسته تقسيم مي­شوند نويسندگاني که کپي برداري مي­کنند و دوم هنرمندي که خلاقيت دارد کپي بردن و نداشتن خلاقيت واقعاً براي يک نويسنده خطرناک است.

- تفاوت کلاس­هاي مکاتبه­اي با حضوري در چيست؟

کلاس­هاي مکاتبه­اي به گونه­اي است که با تلفن يا نامه، نقد را مي­فرستد و اصلاح داستان برايش صورت مي­گيرد و با اين رابطه­ها مي­تواند در داستان نويسي پيشرفت کند البته روش مکاتبه­اي به اندازه حضوري کارساز نيست در کلاس­ هاي حضوري مکانيزم وجود دارد که استاد در دسترس هنرجو است و بسيار مفيدتر خواهد بود.

- داستان نويس شدن تنها يک استعداد خدادادي است؟

براي اينکه يک نويسنده بتواند خوب بنويسيد بايد سه نکته را دارا باشد: اول استعداد دروني که شيوه بيان قصه گوئي و قصه سازي را با نوعي خلاقيت در ذهنش بپروراند، شرط دوم تجربه­هاي ناب زندگي داشته باشد، تجربه­ها براي ديگران شنيدني است و سوم داشتن مهارت که بسيار مهم است و اين مهارت با همين کلاس­هاي داستان نويسي توليد مي­شود کتاب مطلق خوب وجود ندارد و بالاخره در کنار نکات مثبت زياد مي­توان نقصاني را در کتاب ديد. حوزه هنري سرمايه گذاري­هائي را براي هنرجويان در اين زمينه کرده است تا استعدادهاي ناشناخته را کشف کند و اين استعدادها رشد کنند که بهترين قسمت چاپ آثارشان خواهد بود.

- گاهي اوقات نويسندگان گونه­هاي ادبي را به شکل­هاي نامأنوس بيان مي­کنند و در رساندن پيام خود دچار مشکل مي­شوند اين از چه چيزي ناشي مي­شود؟     

خب نويسندگان القاطي زياد داريم و در کشور خودمان هم زيادتر. تلفيق ناهمگوني از مکاتب مختلف ادبي در يک اثر واحد وجود مي­آورند. نويسندگان اگر اطلاعات کافي راجع به گونه­هاي مختلف ادبي و مکاتب ادبي نوشته باشند کمتر دچار اشتباه مي­شوند. گاهي اطلاع کافي ندارند و باعث مي­شود که در آثارشان التقاط زياد شود.           ­      

 

دوشنبه 22 اسفند 1390 - 10:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری