پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 1:51
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

فرهنگ خير به غير را زنده کنيم

 

گفتگو با امير محمدخاني

اين درست است که تاريخ يک کشور مي­تواند موجب غناي شخصيت آن ملت گردد ليکن استمرار و پيوستگي بنيادهاي هويتي آن ملت در ادامه مسير موفقيت­ها بسيار مهم­تر است. متأسفانه در صد سال اخير کشور ما آنقدر درگير مسائل بيروني و دروني بوده که نتوانسته است مواجهه درستي با مقوله مدرنيسم و پيشرفت تکنولوژي داشته باشد خيانت انديشمندان خود فروخته به غرب و شرق در سال­هاي قبل انقلاب و آشفتگي فکري آنان بعد از انقلاب هم عملاً اين مشکل را تشديد کرد بي شک بازگشت به نقطه اوج در اين شرايط کاري بس دشوار، اما کاملاً قابل انجام است. فراموش نکنيم هنر معماري همانند ساير هنرها آينه تمام نماي شخصيت اجتماعي يک کشور است بدين دليل اين بي هويتي را بايد داراي ريشه­هاي اجتماعي دانست و براي حل مشکلات معماري به مباحث روانشناختي اجتماعي نيز توجه کافي داشت هنر معماري در هميشه تاريخ کاملاً وابسته به علوم انساني بوده است و ناديده گرفتن اين موضوع معماري را در حد ساختمان سازي تنزل مي­دهد امروز در آستانه­ي يک فاجعه قرار گرفته­ايم شايد اين گفته به مذاق خيلي­ها خوش نيايد اما مي­توانيم با يک برنامه ريزي درست خود را از اين فاجعه برهانيم البته مي­توانيم خودمان را به تغافل بزنيم و از وضعيت هنر و معماري­مان ساعت­ها تعريف کنيم و منتظر يک فاجعه بزرگتر باشيم. ما بايد براي آينده­مان تصميم درستي بگيريم تصميمي که با آينده و چشم انداز مملکتمان همسو باشد اصالت معماري ما به معماري متعهد و با اصالت به سبک زندگي مردم بوده است معماري ايراني در همه بدنه شهرها از کوچک­ترين فضاها تا وسيع­ترين باغ­ها داراي ويژگي­هاي بسيار ممتازي بوده است که به همه­ي اين مجموعه معماري پرافتخار ايراني مي­گويند. شايد بهتر باشد ادامه­ي اين بحث را از زبان امير محمدخاني رئيس مرکز معماري حوزه هنري پي بگيريم. دغدغه­هاي دکتر امير محمدخاني سنگين و نگران کننده است:

- سطوح مختلف معماري را چگونه ارزيابي مي­کنيد و به طور کلي تبلور معماري ايراني در چه سطوحي نمود بيشتري دارد؟

ببينيد نگاه کلي اين گونه است که گذشته ايران اسلامي به راحتي بدست نيامده است که بتوان خيلي ساده از آن گذر کرد و بدون در نظر گرفتن آن به سطوح مختلف معماري ايراني پرداخت. به گواهي تاريخ، گذشته ايران و تاريخ اين کشور از فراز و نشيب­هاي زيادي عبور کرده است. از تجاوزات مختلف، ايجاد تمدن ايراني، خودباختگي­هاي فرهنگي و ديگر عناصر ذاتي و خودآگاه و غير خودآگاه از اصلي­ترين مفاهيم تشکيل دهنده اين تمدن و گذشته پربار محسوب مي­ شوند. اگر به گذشته پر فراز و نشيب­مان نگاهي کنيم کدام موفقيت و فرهنگ متعالي را بدون هزينه کردن بدست آورده­ايم؟ براي اين تمدن بي شمار از خود گذشتن در پدران و اجداد تمدني ما وجود داشته است از هنرمند و روشنفکر و دولتمرد و سياستمدار تا خانواده­ها و حتي مغازه­دار عادي اجتماع براي رسيدن به اين فضا تلاش و نقش آفريني کرده­اند. به طور کلي تمدن ايران و ايراني با واژه­اي به نام ايثار پيوند خورده است. تمدن بسياري از کشورها اينگونه بوده است که بار تمدني به دوش يک گروه خاص سنگيني مي­کرده است اما در کشور ما اين آحاد ملت بودند که اين بار را براي رسيدن به هدفشان تحمل مي­کردند. به نظرم اگر اين واژه در ميان ملت ايراني وجود نداشت اين کشور و فرهنگ صدباره تجزيه و متلاشي شده بود و هيچ چيز از تمدن ما باقي نمي­ماند. اگر امروز ما يک ايراني مسلمان هستيم و به داشته­هايمان افتخار مي­کنيم نتيجه به کارگيري همين واژه ايثار در زندگي گذشته و حالمان است. به هر حال وقتي به سي سال گذشته يا تاريخ معاصرمان نگاه مي­کنيم مي­بينيم که در اين گذشته پرمخاطره، فراز و نشيب­ها را از جلوي پاي يکديگر برداشتيم و امروز به جائي رسيديم که فکر مي­کنم هر آنچه در امروز اتفاق مي­افتد گذشته آيندگان ما را رقم خواهد زد. و از خداوند مي­خواهم که آيندگان ما هم به مثابه تفکر ما پيرامون گذشتگان ما نسبت به ما باشد. وقتي به گذشتگان و پدران­شان در دهه­هاي 70 و 80 و 90 فکر مي­کنند افتخار کنند که آنان نيز به مثابه پدرانشان براي آيندگان تلاش کردند و از اين تلاش سربلند بيرون آمدند. اگر ما در اين ميان هويت ملي­مان را حفظ کرده قهرماناني را يافت مي­کنيم که مي­توانيم ده­ها فيلم و قالب هنري براي افتخارات اين افراد توليد کنيم. از طرفي بايد به قضاوت بنشينيم که آيندگان ما را هم جزو همين قهرمانان قرار خواهند داد يا ما امروز اين سلسله اسطوره­هاي تاريخي­مان را قطع خواهيم کرد؟

- زمينه سازي براي رسيدن به اين هدف نيازمند توانمندي­هاي تربيتي و آموزشي است.

دقيقاً اما نبايد فراموش کنيم که تصميم گيرنده نهائي خودمان هستيم. بزرگاني که در تمدن و هنر ايران اسلامي اثرگذار بوده­اند در چه شرايطي به اين رشد رسيده­اند. به عنوان مثال شهيد چمران يا شهيد آويني چه شخصيتي داشتند؟ آيا اين افراد براي رشد کردن و خاص شدن از امکانات ويژه­اي بهره برده­اند؟

- نگرش اجتماع توليد انگيزه کرد.

چند نفر زماني که شهيد آويني به شهادت رسيدند ايشان را مي­شناختند؟ اکثراً از روي صداهاي پخش شده ايشان به او علاقمند شده بودند و اطلاعات خاصي از فضا و ذهنيات ايشان نداشتند. اما زمان ايشان را کشف کرد. اتفاقاً شرايط اجتماعي به شهيد چمران اجازه ظهور و بروز نداد. وظيفه هنرمندان متعهد ما در اين ميان چيست؟ آيا نمي­توان از اين اشخاص ماندن و انتظار کشيدن را ياد نگرفت؟ اين بزرگان منتظر شناخته شدن و کف و دست و سوت طرفدارانشان باقي نماندند. اينان حرکت کردند چون به هدفي که داشتند معتقد بودند. اين بزرگان حرکت کردند و بعد از مدت­ها زمانه اينان را به جامعه شناساند مهم تکليفي بود که اين افراد انجام دادند حال اين سؤال را بايد از تک تک معماران پرسيد که ما مي­خواهيم به کجا برسيم اگر به آيندگان و نگاه ويژه­شان به هنر معماري توجه نکنيم اين ما هنرمندان امروزي هستيم که از اين بي توجهي متضرر شده­ايم. نبايد براي رسيدن به اين اهداف و ادامه سير اسطوره­هاي هنري کشورمان منتظر باشيم بايد از خودمان شروع کنيم و براي شروع بهتر است اين سلسله سؤالات را از خودمان بپرسيم. ببينيد در گذشته ايراني و تمدني­مان فرهنگي بوده است به نام فرهنگ خير به غير. اين فرهنگ خير به غير از همان واژه ايثار گرفته شده است هر ايراني بنابراين فرهنگ به افرادي که غير ايراني و غريبه بودند خير مي­رساندند اينکه ما به شخصي که مي­شناسيم کمک کنيم يک فرهنگ نيکو است اما در اين فرهنگ ما به کساني کمک خواهيم کرد که حتي ممکن است هنوز به دنيا هم نيامده باشد و براي صد سال ديگر برنامه ريزي و ديده شدن انجام مي­گيرد. اينکه حرکتي انجام دهيم که آيندگان دور سود ببرند. اينکه هنر معماري خلق کنيم که افراد امروزي هم از اين اثر استفاده کنند و در کنار آن کساني که صد سال ديگر هم به اين نگاه نياز ندارند از خلق آن لذت ببرند که اگر آثارمان اينگونه باشد هيچ اثري رنگ و طعم کهنگي به خود نخواهد ديد. اگر به روستاهاي کشورمان سفر کنيد آثاري را خواهيد ديد که هنوز هم بعد از گذشت قرن­ها و سالها از ديدن آن لذت مي­بريم. اين حاصل فرهنگ خير به غير پدرانمان است.

- امروز ما داعيه دار اين فرهنگ هستيم ولي در عمل حرکتي انجام نمي­گيرد اما شاهد هستيم که در فرهنگ­هاي ديگري که داعيه دار خير به غير هم نيستند اتفاقات تاريخي و آينده نگرانه عجيبي مي­افتد.

اگر اين اتفاق­ها در ديگر کشورهائي مي­افتد که اين مثل در فرهنگ­شان جائي ندارد مي­توان گفت که اين يک اتفاق است و اتفاق هم يکبار مي­افتد. اما اگر اين مقوله جزو فرهنگ آن ملت باشد مي­تواند خودجوش عمل کند. که در اين صورت اين فرهنگ نمي­تواند براي يک زمان يا مکان خاص باشد و در طول سلسله تاريخي آن ملت اين فرهنگ بارها و بارها متبلور خواهد شد. پس نبايد اميدمان را براي رسيدن به اين فرهنگ (خير به غير) از دست بدهيم. در رشته معماري اين فرهنگ هنوز هم به چشم مي­خورد و بزرگاني هستند که در اين زمينه در حال تلاش هستند چرا که اين اتفاق يک حرکت خودجوش است. اما بايد نسل­هاي بعدي براي حفظ اين فرهنگ به خوبي تربيت شوند که کار مشکلي هم نيست. تنها بايد به اين نسل­ها  فضا داد تا بتوانند حرکت کنند و استعدادهاي بالقوه­شان را به بالفعل تبديل کنند. ما در مورد جنگ تحميلي اين فرهنگ خير به غير را داشتيم افرادي که از همه چيزشان گذشت مي­کردند تا کف دستي از اين خاک مورد تجاوز قرار نگيرد. هرچند فضاي تجاوزگري به خاک و آب هميشه بوده است و اين فرهنگ ايثار ايستادگي ما را از کليه خطرات حفظ کرده است. به نظرم ما در حوزه معماري از اين دست افراد کم نداريم که البته چهره خاصي هم ندارند و معروف نيستند اما اين وظيفه مراکزي مانند حوزه هنري است که اين افراد را شناسائي کند و براي حفظ آنان بکوشد.

- به هر حال ما بايد شاهد نمود عيني اين افتخارات در سطح جامعه باشيم اما امروز شاهد اين هستيم که آثار فاخر هنري­مان در خارج از اين مرزهاي کشورمان بيشتر مورد استقبال قرار مي­ گيرد. شايد مردم با هنر و هنرمند غريبه شدند؟ شايد هم هنرمندان انگيزه خاصي براي ارائه آثارشان در داخل کشور ندارند؟

اين نکته را بايد متوجه مديران هنري کشور کنيم که استفاده از نخبه­هاي هنري کشور نياز به ايجاد انگيزه ندارد. خواست ما از مديران تنها اين است که انگيزه کشي نکنند. تمدن ما به گونه­اي است که خود به خود ايجاد انگيزه مي­ کند. به طور کلي ايرانيان انگيزه بالائي براي خلق اثر دارند به گونه­اي که مي­توان مصداق اين گفته را از احاديث رسول اکرم پيرامون علم جوئي ايرانيان در گستره تاريخ به ميان آورد. به همين دليل ايرانيان داراي مناعت طبع بلندي هستند اين خواست مطلوب هميشه در تاريخ تمدن ايرانيان گسترده بوده است بنابراين ما بايد سعي کنيم که اين انگيزه­ها را از بين نبريم. البته نمي­خواهم شعار بدهم اما حرف­ها گفته شده است دو صد گفته چون نيم کردار نيست. امروز وقت عمل کردن است همه راهکارها براي رسيدن به اهداف بلند و زيباي اسلامي عنوان شده است اما مشکل نبودن يک همت بلند براي به ثمر رساندن اين اهداف است.

- نسل به نسل هم به يکديگر پاس مي­دهند.

در اين پاسکاري­ها هم يک سري سودجوئي­هاي اقتصادي مي­کنند. ما امروز به اندازه کل تاريخ تمدن­مان باشيم سربلند بوده­ايم. حال به هنر معماري نگاهي کنيم. اگر امروز ما ساختمان­هائي خلق کنيم که آيندگان به آن­ها افتخار کنند ما سير تاريخي افتخارات را حفظ کرده­ايم. و اين رشته را قيچي نکرده­ايم. بنده به عنوان همکار و به نوعي مديري که در يک عرصه فرهنگي هنري مسئوليت بر دوش دارم از خودم و ديگر دوستانم سؤال مي­کنم که واقعاً براي رسيدن به اين آينده بزرگ و حفظ حرمت و هويت ايراني چه کار کرده­ايم؟ آيا آيندگان به وجود ما و هنرمان افتخار خواهند کرد؟ تاريخ پيرامون ما چه قضاوت خواهد کرد؟ اين سؤالات واقعاً بايد پرسيده شود. آيا وظيفه ما به عنوان معماران ايراني تنها چيدن سنگ و آجر بر روي يکديگر است؟ آيا به اين فکر کرده­ايم که آيندگان ما را نقد خواهند کرد که در نتيجه قضاوت آنان پيرامون ما چه خواهد بود؟

- زمينه حفظ اين هويت از ديدگاه شما چيست؟

اگر بخواهم صحبت از مطالعه تاريخ و کتاب­هاي هنري کنم بحث را به کليشه و حاشيه کشانده­ام همه تاريخ را کم و بيش مطالعه کردند حتي اگر اين کار را هم نکرده باشند مي­تواند از پدرانشان سينه به سينه اين سؤال­ها را پيرامون تاريخ انجام دهند. اما اين نکته را بايد يادآور شوم که در سير اين مطالعات به کشورهائي برخورد مي­کنيم که از اندک افتخارات پنهان تمدن و تاريخشان به گونه­اي بسيار خاص و بزرگ نما شده و يا تحريف شده استفاده مي­کنند تا بتوانند بر روي فرهنگ آينده­شان و قضاوت ديگر ملل بر روي فرهنگشان اثرگذار باشند ما وقتي تاريخ ملل مغرب زمين را مطالعه مي­کنيم به شخصي به نام اِل سيد برخورد مي­کنيم شخصي که شخصيتي سفاک صفت داشته است و به نوعي خان به شرح روز خود بوده است اما مغربيان اين شخصيت را از دل تاريخ بيرون مي­کشند و با تحريف از آن انساني مي­سازند حق گرا به جد انسان صفت که حتي تاريخ نيز از اين تحريف متعجب شده است. ما در فيلم اِل سيد، يک قهرمان را تصويرسازي شده مي­بينيم. بنابراين شاهد اين اتفاق هستيم که ديگر ملل با استفاده از ابزارهائي چون هنر و رسانه از ناداشته­هايشان داشته­هاي تاريخي مي­سازند و ديگران را تحت تأثير قرار مي­دهند. حال ما اگر خاطرات خودمان را لک کنيم به خوبي توليد متن کرده­ايم خوب آيا واقعاً اين همه متن لازم داريم؟ البته نمي­خواهم يک طرفه به قاضي بروم. در طول اين سالها فعاليت­هاي بزرگ و کوچکي انجام شده است اما با توجه به هجوم بيگانه­ها و سرعت تغيير فرهنگ­ها اين عملکردها به چشم نمي­آيند. اين کارها به نسبت اين تغيير و تحولات کم است. شايد اين اتفاقات اگر 50 سال پيش انجام مي­شد بسيار جالب و حيرت برانگيز مي­بود اما امروز اين جريان، جرياني کم فشار است. امروز زمانه تغيير کرده است. زماني بود که اگر در تهران 4 تا ساختمان مي­ساختيم يک جريان هنري در عرصه معماري ايجاد مي­ کرديم اما امروز اين حرکت با 40 ساختمان هم ايجاد نمي­شود. در کشورمان اتفاقات با سرعت در حال انجام شدن است. چون هم زمان فضاهاي گوناگوني ايجاد مي­شود. الان سالهاست که مطرح مي­شود سر فصل دروس دانشگاهي ما با نيازهاي علمي­مان تطبيق ندارد. اما عملاً اساتيد ما هنوز در دانشگاه­ها مشغول تدريس همين سرفصل­ها هستند فضاي دانشگاهي ما به صورت عمدي ميل به نخبه کشي دارد. استعدادهاي خاص ما با تلاش شخصي­شان به موفقيت­هاي بزرگ مي­رسند. اگر نخبه­هاي هنري­مان به موفقيت مي­رسند نه از راه دانشگاه­ها و مراکز آکادميک است بلکه با تکرار و تلاش و تلاش و تلاش به اين موقعيت­ها دست پيدا کرده­اند. روش­هاي آموزشي ما مبتني بر کميت محوري است. مبتني بر نمره محوري و شگفتي سازي در حوزه هنر معماري اين نوع نگرش به مبحث معماري حتي در غرب هم ساليان درازي است از ميان رفته است. رهبر معظم انقلاب بارها تأکيد کرده­اند که در سرفصل­هاي دانشگاهي­مان تجديد نظر شود حتي اين گفته به صورت دستوري به دستگاه­ها ابلاغ شده است اما هنوز هم در اين زمينه­ها کوتاهي مي­شود که اگر کوتاهي هست از امثال بنده روي مي­دهد اگر در رأس سرفصل­هاي متون دانشگاهي­ مان تغيير صورت نگيرد و تفکر علمي هنرپرور و نخبه پرور وجود نداشته باشد نخبه­هاي هنري­مان تبديل به بساز و بفروش مي­شوند. در اين ميان هم وقتي با اساتيد دانشگاهي صحبت مي­کنيم آرزو مي­کنيم که از ميان هر 100 دانشجو حداقل يک نفر به سطوح عالي هنري برسد.                                                         

 

 

يكشنبه 21 اسفند 1390 - 9:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری