جمعه 3 خرداد 1398 - 17:32
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

ماه در محاق (کوتاه هايي از زندگي امام کاظم (ع))

 

 

- ماه در محاق (کوتاه هايي از زندگي امام کاظم (ع))

- مهدي قزلي

- کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، چاپ اول 1390

- شابک: 9- 372- 303- 964- 978

- قيمت: 1550تومان

در روزگاري که تشخيص سره از ناسره و خوب از بد سخت شده است، آشنايي با تاريخ زندگاني، شخصيت و سيره­ي معصومين (ع) که منبع صدور حق و حقيقت بوده و هستند ضرورتي غير قابل انکار است.

اين مجموعه – زندگاني چهارده معصوم – سعي خواهد داشت با تأمل و دقت در زندگاني حضرات نور و متکي بر کوتاهه نويسي و ساده نويسي در نثر، زمينه­ي آشنايي سريع و صريح با ايشان را فراهم کند.

«ماه در محاق» نهمين اثر از اين مجموعه مي­باشد که درباره­ي زندگي امام موسي کاظم (ع) است. دوران امامت امام کاظم (ع) همزمان با دوران اوج قدرت بني عباس بود. تهديد و تحديدهاي بني عباس جريان امامت را در تنگناهاي خاصي قرار داده بود. مخصوصاً که جريان­هاي فکري و عقيدتي غير صحيح در اين دوران رشد پيدا کرده و بعضاً متولد شد . . .

در اين شرايط تنها چيزي که مي­توانست فرصت مبارزه و حرکت فکري و سياسي براي اهل بيت و ياران صديق ايشان را فراهم کند، توسل به شيوه­ي الهي تقيه بود. . .

قضيه­ي امام قضيه­ي مبارزه­اي طولاني، تشکيلاتي و مخفي بود که البته با ندانم کاري برخي خويشاوندان ناخلف امام، مراعات نکردن اصول تقيه توسط بعضي شيعيان و البته تجسس همه جانبه­ي جاسوسان دستگاه حاکم، بخش­هايي از آن به گوش خليفه عباسي رسيد و منجر به زندان­هاي طولاني و در نهايت شهادت آن امام بزرگوار شد.

نويسنده زندگي امام را در قالب روايت­هاي کوتاه، کوتاه از بخش­هاي مختلف دوران زندگي­ ايشان –از تولد تا شهادت – نقل مي­کند :

امام صادق همراه خانواده­اش رفته بود حج. موقع برگشتن در نزديکي مدينه، حميده که پا به ماه بود، درد زايمان گرفت. امام صادق را خبر کردند، وقتي بچه به دنيا آمد امام بغلش کرد. چشم­هاي نوزاد قبل از هرکسي به صورت امام باز شد. امام صادق در گوش راست و چپش اذان و اقامه گفت و گوشهاي بچه هم قبل از هر حرفي، کلمه­ي توحيد را شنيد. امام برگشت پيش يارانش. پرسيدند چه خبر؟ امام گفت: خدا پسري به من داد که بهترين مخلوقش است، يادتان باشد بعد از من او امام است. حميده گفت: موسي که به دنيا آمد دستهايش را گذاشت زمين، سرش را بلند کرد سمت آسمان و شهادتين گفت. امام صادق لبخند زد و گفت: امام است ديگر. اين هم از نشانه­هايش. من هم که به دنيا آمدم همين کار را کردم.

نويسنده در ادامه به هوش و ذکاوت امام کاظم، علاقه­ي زياد امام صادق (ع) به امام کاظم و عدالت و تعادل ايشان اشاره مي­کند. امام درباره­ي ازدواج مي­فرمايند: دو رکعت نماز مرد متأهل بهتر از عبادت يک شبانه روز مرد مجرد است. نگارنده همچنين درباره­ي عبادتهاي آن حضرت چنين مي­گويد: بيشتر وقتها مشغول نماز بود. هروقت هم مي­ايستاد به نماز يا دعا، اشک چشمش قطع نمي­شد، دست و پايش مي­لرزيد. نافله­هايش طولاني بود. گاهي سر شب مي­رفت مسجد پيامبر و شروع مي­کرد به نماز خواندن. مي­رفت به سجده و تا وقت نماز صبح سر از خاک برنمي­داشت. با اين حالش گاهي در ذکر مناجات­هايش مي­گفت: خدايا گناه من بزرگ است اما عفو و بخشش تو بهتر است اي اهل آمرزش و تقوا.

امام بيشتر عمر شريفشان را در زندان بودند با اين حال، از زندان دلگير و ناراحت نبود. روزها روزه بود و شبها بيدار. هميشه مشغول نماز و دعا و سجده بود. گاهي در تنهايي و تاريکي زندان صداي امام شنيده مي­شد که مي­گفت: خدايا هميشه از تو جاي خلوتي مي­خواستم براي عبادت. ممنون که دعايم را مستجاب کردي. همين رفتار و گفتار امام باعث شد نگهبانهاي زندان يکي يکي مجذوبش شوند.

پس از زنداني کردنهاي طولاني امام را آزاد کردند ولي از ترس دوباره هارون دستور داد که ايشان را اسير کنند و به زندان بياورند و در آخر نيز از ترس امام، ايشان را مسموم کردند و امام کاظم در همان زندان به شهات رسيدند.    

 

 

يكشنبه 21 اسفند 1390 - 9:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری