چهارشنبه 26 مهر 1396 - 9:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان فارس

 

دعاي امام حسين(ع)

 

دعا در طينت و سرشت امام حسين(ع) وجود داشته است. جد آن‌حضرت لحظه‌اي از دعا غافل نبوده است. اين دعاها پس از آغاز نهضت امام حسين عليه‌السلام شدت بيشتري پيدا كرده، كيفيتش تغيير مي‌يابد. امام حسين(ع) بارها و بارها خدا را مي‌خواند تا در مشکلات پناهگاه او باشد و او را تنها نگذارد: «اي قدرت و توان من هنگام شدت مشکلات، و اي فريادرس من هنگام سختي! مرا به چشمت که خواب در آن راه ندارد حفظ فرما و به پناهت که مورد تجاوز قرار نمي گيرد پناهم ده.

امام(ع) در ادعيه خود تنها نيازهاي روحي و جسمي‌اش و نيز همه خواست‌هاي مشترک مسلمانان بلکه همه انسان‌ها را مطرح مي‌کرد و خداوند را مي‌خواند تا آنها را اجابت کند. عموم دعاهاي امام حسين(ع) را در موارد ذيل مي‌توان خلاصه کرد:

1-در مواقع سختي و بروز مشکلات.

امام در اين مواقع از خدا مي‌خواهد تا به او شکيبايي عنايت کند و از لغزش او جلوگيري کند.

2-دعا براي بارش باران.

يکي از موضوعات دعا بارش باران است. باران به قدري براي حيات بشر مهم است که معصومان (اعم از پيامبران وامامان)، هم براي بارش دعا مي‌کردند و هم نماز مخصوص آن را به‌جا مي‌آوردند از جمله امام علي(ع) براي خواندن نماز استسقا اهتمام مي‌کرد وخطبه‌اي به نام استسقا ايراد کرده است. امام حسين عليه‌السلام نيز چنين دعاهايي داشته است. از جمله در جايي فرمود: «پروردگارا باراني گسترده و فراگير، و بدون ضرر بر ما بفرست.»3

3-هدايت‌خواهي.

 امام حسين(ع) به‌رغم اين که مؤمن و فرزند رسول خدا(ص) است همچنان از خدا مي‌خواهد تا بر هدايتش افزوده شود. روشن است که هدايت در اينجا، هدايت مناسب امام حسين(ع) است.

4-طلب بخشش گناهان.

 «خدايا اگر مرا به گناهانم بازخواست کني من تو را به کرم و بخششت مي‌خوانم، اگر مرا با خطاکاران قرار دهي دوستي‌ام نسبت به تو را به اطلاع آنان خواهم رساند.»

حق همي‌گويد: چه آوردي مرا

اندر آن مهلت که دارم مر تو را؟

عمر خود را در چه پايان برده‌اي؟

قوت و قوت در چه زماني کرده‌اي؟

گوهر ديده کجا فرسوده‌اي؟

پنج حس را در کجا پالوده‌اي؟

گوش و چشم و هوش و گوهرهاي عرش

خرج کردي، چه خريدي تو ز فرش؟

دست و پا داده‌ست چون بيل و کلند (كلنگ)

من نبخشيدم ز خود آن کي شدند؟

بنابراين بهترين دعاي انسان بايد آن باشد که از خدا، خدا را بخواهد. اما پيش از ابراز چنين درخواستي بايد مقدمات آن را از خداوند بخواهد که عبارتند از:

-بي نيازي روحاني؛

-يقين قلبي؛

-اخلاص در عمل؛

-بصيرت در دين.

پس از تحصيل اينها براي بنده عاشق اين امکان فراهم مي‌شود که از خدا خود را بخواهد. البته چنين نعمتي وقتي به طور حقيقي درک خواهد شد که موانع آن نيز از بين برود از اين جهت امام(ع) در فراز بعدي از خداوند مي‌خواهد تا آن موانع را نيز از بين برد.

«...خداوندا! رحيما! اندوهم را برطرف گردان و پنهان گردان و پنهان‌کردني‌هاي مرا بپوشان و گناهم را ببخشا، و شيطانم را از من دور فرما و ذمه‌ام را از همه ي تکاليف و حقوقي که بر عهده دارم آزاد بساز. خداي من! درجات عاليه‌اي را در آخرت و دنيا نصيبم فرما.

مهم‌ترين اين موانع وسوسه‌هاي شيطان است که اگر خداوند لطف نکند انسان به‌تنهايي نمي‌تواند از دام آن رها شود.

دام سخت است، مگر يار شود لطف خدا

ور نه انسان نبرد صرفه زشيطان رجيم

خدايا! مرا به که وامي‌گذاري؟ آيا به خويشاوندان که پيوند خويشاوندي را خواهند گسست؟ يا به بيگانه که بر من برآشفتند؟

-طلب مرگ آسان:

بي‌شک يکي از معضلات انسان مرگ است. مرگ بي‌نظيرترين راز زندگي انسان است. زيرا تنها تجربه‌اي است که هرگز تکرار نمي‌پذيرد و حقيقتاً انسان نسبت به کيفيت و ذات آن جهل مطلق دارد و طبيعتاً دست انسان صد در صد از حل آن کوتاه است. از اين جهت يکي از مهم‌ترين مصاديق دعاي انسان، دعا براي حل آن است. امام حسين‌(ع) از اين مسأله غفلت نکرده از خداوند مي‌خواهد آن را برايش حل کند. گذشت زمان نشان داد که دعاي امام به بهترين وجهي اجابت شد و امام شاهد شهادت را در آغوش گرفت.

«از تو درخواست مي‌کنم به‌ نورت که با آن آسمان و زمين را روشن ساختي و پرده از تاريکي‌ها برداشتي و با آن کار اولين و آخرين را اصلاح مي‌گرداند که مرا به حال خشم و غضبت و نميراني و غضب خود را بر من فرود مياور!»

-تنها پناه و پناهگاه انسان:

امام حسين(ع) دقيقاً به عجز انسان پي برده است و بر اين نکته پافشاري مي‌کند که تنها پناهگاه انسان خداوند است و هيچ موجود ديگري نمي‌تواند جاي او را پر کند. در دشواري‌ها وقتي که انسان از همه‌جا قطع اميد مي‌کند تنها موجودي که انسان را حفظ مي کند خداوند است. از اين نظر امام(ع) از خداوند به عنوان پناهگاه ستبر ياد مي‌کند.

«تو پناهگاه مني وقتي که راه‌ها بر من با همه وسعت صعب و دشوار شوند و وسعت زمين بر من تنگ شود.»

-اعتراف به گناه:

امام(ع) براي رساندن عظمت گناه خود، عظمت خداوند را يادآور مي‌شود تا زمينه تحقق بخشايشگري خداوند بيشتر فراهم شود. آن حضرت با عبارت «اي كسي كه بزرگي و رفعت را ويژه خود قرار داده است و دوستانش نيز در سايه عزت او عزيزند...!» رفعت خداوند را بيان کرده و پس از چند فراز به اوج ذلت و خواري خود اشاره کرده است که از تقابل اين دو، چيز سومي به نام غفران الهي زاده مي‌شود.

«اين من هستم که با اعتراف بر گناه خويش پوزش مي‌طلبم. بر من ببخش! من هستم که بد کردم، من هستم که خطا کردم، من هستم که در گناه اصرار ورزيدم، من هستم که جهالت کردم، من هستم که غفلت کردم، من هستم که سهو کردم.»

طلب رستگاري: هدف اصلي همه اديان الهي نجات و رستگاري انسان است. از اين جهت امام(ع) نيز همين هدف را موضوع اساسي دعاي خود قرار داده است. از نظر آن حضرت تمام اذکار، اعمال و دعاهاي انسان براي رسيدن به اين نکته است. پس رستگاري اهم خواسته‌هاي انسان در وي است. اين تعليمي نيکو به همه انسان‌ها است که هرگز از آن غفلت نورزند.

«خدايا ما را در اين وقت پيروز و رستگار فرما..!»

البته بايد توجه داشت که بدون معرفت و عبوديت رستگاري فراهم نخواهد شد. زيرا اگر رستگاري عزت مي‌آورد عبوديت فروتنانه علت و موجد اصلي آن است.

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندي بر آسمان توانزد

از اين جهت است که امام که در دعاهاي پيش از خداوند خواست تا او را نعمت عبادت محروم نسازد زيرا چنين محروميتي، محروميت از رستگاري را نيز به دنبال خواهد آورد به عکس تحقق عبوديت تحقق رستگاري را به بار خواهد آورد.

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد

که بستگان کمند تو رستگارانند.

-بازگشت به وصف خداوند:

 امام هر چند که خواست‌هاي خود را مطرح مي‌کند عظمت خداوند را يادآور مي‌شود تا بدين‌وسيله اعلام کند که اگر گناهان بزرگ‌اند و مشکلات زياد، در عوض خدا از همه بزرگ‌تر و غفران او بيشتر است.

«خداوندا! اي کسي که مالک جهان هستي و توانا بر آن! و اي توانايي که غلبه‌ي مطلق از آن توست! اي ستار مهربان که معصيت مي‌شود و تو آن را با آن محبت الهي مي پوشاني اي مقصود نهايي مشتاقان بارگاهش و اي غايت آروزي اميد وار رانش، اي خداوندي که علمش بر همه چيز احاطه دارد و رأفت و رحمت و حلم او فراگير همه‌ خطاکاراني است که به اميد بخشش به درگاهش روي مي‌آورند

-تحقق عشق:

تمام تلاش حضرت امام حسين(ع) اين بود که در صحراي کربلا شاهد تحقق عشق‌ورزي او با خداوند باشد. عشق عصاره هستي و هدف تمايي حرکت امام حسين(ع) و دعاي عرفه اوست.

عشق نه تنها در عرفان بلکه در حکمت و فلسفه نيز مورد توجه خاص قرار گرفته و حکماي بزرگي چون بوعلي  و صدرالمتألهين    و... درباره آن به تفضيل سخن گفته‌اند که از آن ميان، حکيم بزرگ شيخ اشراق [شهاب‌الدين سهروردي] در تعريف عشق مي‌گويد:

محبت چون به غايت رسيد آن را عشق خوانند. العشق محبه مفرط. و عشق از محبت خاص‌تر، و محبت خاص‌تر از معرفت است. پس اول‌پايه معرفت است و دوم‌پايه محبت و سوم‌پايه عشق، و به عالم عشق که بالاي همه است نتوان رسيد تا از معرفت و محبت، دوپايه‌‌ي نردبان نسازد. عشق را از عشقه گرفته‌اند و عشقه گياهي است که در باغ پديد آيد در بن درخت. اول بيخ در زمين سخت کند، پس سر برآورد و خود را در درخت بپيچد و هر غذا که با آب و هوا به درخت مي‌رسد به تاراج ‌برد تا آنگاه که درخت خشک شود.

همين عشق بود که سالار عاشقان را وادار نمود تا در عرفات بگويد: «ماذا وجد من فقدک و ما الذي فقد من وجدک. لقد خاب من رضي دونک بدلا»  و در نينوا گفتار را به کردار، و عشق نيايشي و عرفاني را به عشق حماسي و عيني پيوند دهد.

در نامه‌اي که امام حسين(ع) به معاويه درباره رد بيعت با يزيد نوشته است: «و اني والله ما اعرف افضل من جهادک فان افعله، فانه قربه الي ربي و ان لم افعله فاستغفرالله لديني و اساله التوفيق مما يحب و يرضي.»

در اين کلام حضرت نيز تقرب و عشق به خدا و جلب رضايت حق به عنوان يگانه‌محور و انگيزه قيام او معرفي شده است.

 

منابع و مآخذ:

- قرآن کريم

- فرهنگ سخنان امام حسين(ع) به کوشش محمد دشتي، قم انتشارات مشهور،

- نيايش امام حسين(ع) در روز عرفه در مجموعه همايش امام حسين(ع)، ج. ا، تهران، مرکز چاپ و نشر مجمع جهاني اهل بيت (ع)، 1381

-ديوان حافظ

-مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي

-نيايش امام حسين (ع) در روز عرفات، محمدتقي جعفري مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، 1380

-  -جلوه‌هاي عرفاني نهضت حسيني، محمد امين صادقي ارزگاني، قم، بوستان کتاب 1384.

---نهج البلاغه

 

تهيه وتنظيم :  خانم غفاري آزاد  

اداره تبليغات اسلامي لارستان

 

چهارشنبه 3 اسفند 1390 - 11:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری