سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 13:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

احساس ناب و زلال زيارت

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «شب»(رسول صدر عاملي)

رسول صدرعاملي متولد سوم خرداد ماه سال 1333 اصفهان است. وي فعاليت سينمايي خود را با تهيه كنندگي فيلم «خونبارش» به كارگرداني امير قويدل آغاز كرد. «شب» نهمين اثر صدر عاملي است.

رسول صدر عاملي پس از آنکه سه گانه اش درباره دختران نوجوان (دختري با کفش هاي کتاني، من ترانه پانزده سال دارم، ديشب باباتو ديدم آيدا) را ساخت؛ به سراغ مجموعه «شهري که دوستش داريم» رفت.

طرح هاي اوليه سيزده قسمت مجموعه را اصغر فرهادي نوشته بود و صدر عاملي نگارش فيلمنامه ها را به چند نفر سفارش داد که از ميان همه آنها، نوشته هاي کامبوزيا پرتوي پيش از ديگران در مرحله توليد قرار گرفت.

اين مجموعه قرار بود سيزده فيلم باشد. يعني برنامه ريزي در واقع اين گونه بود که سيزده فيلم نود دقيقه اي در قالب يک سريال و به عنوان يکي از توليدات فاخر تلويزيون با مضمون مذهبي به نمايش دربيايد. وقتي قرار شد «شب» به عنوان اولين فيلم مجموعه ساخته شود محمد رضا شريفي نيا به عنوان انتخاب کننده بازيگرها ترکيب سه نفره عزت الله انتظامي، خسرو شکيبايي و امين حيايي را برگزيد.

«شب» داستان يک خلافکار مسن و يک مامور نيروي انتظامي است که همراه هم شبي مجبور به اقامت در مشهد مقدس مي شوند تا صبح روز بعد به راهشان ادامه دهند. نقش مامور را امين حيايي بازي مي کند(و براي اين فيلم برنده جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر شد) و خلافکار پير عزت الله انتظامي است. خسرو شکيبايي هم کسي است که درشب اقامتشان، پذيرا و در کنار آن هاست.

در فيلمنامه اوليه(همان نسخه اي که گروه با آن عازم مشهد شدند) دليل اقامت شبانه در مشهد پيدا نکردن ماشين در تاريکي هوا بود؛ چيزي که به دل کارگردان ننشسته بود و به دنبال دليل ديگري مي گشت. وقتي گروه به مشهد مي رسد، در روزهاي پاياني بهمن، برف سنگيني در مشهد مي بارد و باعث مي شود عبور و مرور با مشکل مواجه شود و همين هم دليل ماندن خلافکار و مامور در شهر مي شود. با تغيير در برنامه ريزي، سه روزه صحنه هاي خارجي و برفي گرفته مي شود و باقي کار در اسفند ادامه يافته و تا شب عيد پس از يک ماه، فيلمبرداري به پايان مي رسد.

صدر عاملي درباره چگونگي نگارش فيلمنامه مي گويد: «من هميشه دغدغه داشتم که درباره امام رضا(ع) فيلمي بسازم. الان دوران سختي است که بتوان درباره موضوعات مذهبي و معنوي فيلم ساخت که ناگهان متهم به رياکاري نشوي. سال ها بود خودم را مديون زائران امام رضا(ع) مي دانستم. چند سال پيش من و اصغر فرهادي با مهدي فرجي که آن زمان مدير گروه فيلم و سريال شبکه يک بود، مذاکره اي کرديم و فرهادي چند طرح درباره ساخت فيلم هاي مذهبي داشت که در حد يک يا دو صفحه بود، من خواهش کردم که به من بدهد و حدود دو سال بر اساس آن طرح ها فيلمنامه اي نوشتم.»

صدرعاملي درباره ساخت فيلم هايي با محوريت امام رضا(ع) مي گويد: «براساس آمارهاي آستان قدس رضوي 2 سال پيش حدود 17 ميليون زائر به مشهد سفر کرده اند و در نظر بگيريد که همين تعداد هم قصد سفر داشته اند و نتوانسته اند. يعني نصف بيشتر مردم دغدغه زيارت دارند حال با اين تعداد مخاطب چرا فيلم سازان ما نبايد فيلمي درباره اين خاندان بسازند و به موضوعات سخيف بپردازند!

بزرگ ترين معجزه زيارت اين است که وقتي از سفر برمي گردي، حالت خوبه. و اين خيلي خطرناک بود که اين موضوع را در فيلم به نمايش بگذاري. هر فيلم سازي وقتي بخواهد، فيلمي بسازد اول بايد در خودش تحول ايجاد شود.»

صدرعاملي درباره ساخت فيلم مي گويد: «تمام گروه سعي مي کردند که آداب زيارت در حرم را رعايت کنند. آستان قدس با ما همکاري زيادي کرد و حدود 400 نفر از هنرجويان آموزشگاه هاي بازيگري مشهد هم به ياري ما آمدند و نقش زائر را بازي کردند تا هنرپيشه هاي اصلي در ازدحام جمعيت با مشکل مواجه نشوند.»

عزت الله انتظامي درباره چگونگي همکاري با صدرعاملي مي گويد: «من براي ايشان احترام زيادي قائل بودم و از چند فيلم ايشان مثل «من ترانه 15 سال دارم» و «دختري با کفش هاي کتاني» خيلي خوشم آمده بود. آقاي صدرعاملي مسير حرکت به جلو در سينما را خيلي منظم طي کرده است. ما قبلاً در يک سفر خارج هم با هم بوديم و خيلي در آن سفر با هم حرف زديم. همان دفعه اولي که آقاي صدرعاملي را ديدم، متوجه شدم که با ايشان مي شود رابطه برقرار کرد، درحالي که با بعضي ها نمي شود ارتباط داشت.  آقاي صدرعاملي يک روز لطف کردند و آمدند منزل ما و گفتند که فيلمنامه خوبي دارند و مي خواهند من بازي کنم. فيلمنامه را دادند و رفتند. من فيلمنامه را خواندم و بعد تلفني گفتم اين نقش را بازي نمي کنم. ايشان گفتند که اين نقش شما نيست.

من بدون ذهنيت فيلمنامه را خواندم. وقتي گفتند براي فلان نقش شما را مي خواهم، يک بار ديگر فيلمنامه را خواندم. اولاً خيلي به نظرم کار نويي آمد و دوماً اينکه صدرعاملي است و سوال ندارد. وقتي کارگردان ميل من باشد و فيلمنامه هم خوب باشد، ديگر مشکلي ندارم.

وقتي فيلمنامه را مي خوانم، خودم تشخيص مي دهم که چه کاري مي توانم بکنم. وقتي ديدم خودم مي توانم کاري بکنم، مي گويم. خب او هم تا حدي کمک مي کند و نقش خوب مي شود. وقتي فيلمنامه را خواندم ديدم نقش خاص و پيچيده اي است.»

انتظامي درباره نقش خود در فيلم مي گويد: در اين فيلم کاراکتري را بازي مي کنم که دستش دستبند خورده و با يک گروهبان همراه است. گروهبان تمام مدت مراقب است که اين مرد فرار نکند. وقتي خواندم گفتم خوشم آمد و بازي مي کنم. بعد گفتند اين سريال تلويزيوني است و من هم گفتم سريال بازي نمي کنم. بعد از مدتي گفتند سريال نيست و يک فيلم سينمايي متعلق به کانال يک است.

کار سه پرسوناژ داشت. من بودم، حيايي بود و خسرو (شکيبايي). اولش يک کم از اينکه نقش چه چيزي در مي آيد، وحشت داشتم. فيلمنامه جوري بود که مي بايست حدود 30 شب تا صبح کار مي شد. ما زماني که با آقاي حاتمي براي «هزاردستان» شب تا صبح کار مي کرديم، شب بعدش استراحت داشتيم و فيلمبرداري تعطيل بود. من هم عادت دارم ساعت 30/9 شب مي خوابم و از آن طرف ساعت 4 صبح بلند مي شوم. پيش خودم فکر مي کردم که مي توانم اين نقش را بازي کنم يا نه. همه نقش در شب مي گذشت و شوخي نبود.

من اعتقادي به امام رضا (ع) دارم و امام رضا (ع) هم به من کمک کرد. وقتي پسرم در برلين تصادف کرد، من نذر کردم که اگر خوب شد، شب هاي عيد به ديدن امام رضا (ع) بروم. تا حالا هم اين اتفاق خدا را شکر افتاده است. خلاصه اواخر بهمن به مشهد رفتيم تا کار را از اوايل اسفند شروع کنيم. سرماي سختي در مشهد بود و اين مساله کار را سخت مي کرد.

در مجموع بسيار کاراکتر پيچيده اي بود و خيلي جاي کار داشت. البته گريم زياد سنگيني نداشتم. روي گوشم بايد تغييراتي مي دادند که به نظرم اگر نمي شد هم زياد فرقي نمي کرد. گوش اين کاراکتر را پدرش بريده بود و البته آقاي صدرعاملي زياد روي اين مساله تاکيد نکرد تا اين شخصيت کريه و زشت جلوه نکند. در هنر حرف اول را زيبايي و استتيک مي زند. حتي اگر کسي نقش گوژپشت نوتردام را هم مي خواهد بازي کند بايد جذاب و شيرين باشد تا تماشاگر آن را باور کند.»

انتظامي درباره دشواري هاي کار مي گويد: «آن سال خيلي آدم به مشهد آمده بود و کار توليد را براي ما سخت کرده بود. آقاي صدرعاملي مي خواست لوکيشن در مسافرخانه اي در بافت سنتي شهر باشد. البته قبلش در راه آهن فيلمبرداري داشتيم که خيلي سختي کشيديم. کار با دو، سه دوربين فيلمبرداري مي شد و از آن طرف مردم هم جمع شده بودند و همزمان با دو سه هزار موبايل مشغول فيلمبرداري بودند، هر چي ما مي گفتيم نکنيد، اصلا و ابدا کسي گوش نمي داد، آنها آن ور براي خودشان فيلم مي گرفتند و ما هم اين ور براي خودمان، يا مثلاً در يک صحنه قبل از فيلمبرداري من دستم به حيايي دستبند خورده و صدرعاملي روي صندلي کنار ما نشسته بود تا پلان را براي ما توضيح دهد. بعد آقايي آمد و به صدرعاملي گفت بلندشو، بلندشو من مي خواهم با اين آقا عکس بگيرم. خودتان تا انتهاي ماجرا را بخوانيد... ما با اين وضع فيلمبرداري کرديم.

لوکيشن اصلي ما هم در طبقه هفتم مسافرخانه اي در بافت سنتي و قديمي مشهد بود. اين مسافرخانه آسانسور هم نداشت و براي من خيلي دشوار بود که هفت طبقه را بالا و پايين بروم. آقاي صدرعاملي گفت دو نفر بيايند و انتظامي را کول کنند و بالا ببرند. من هم گفتم از کول کردن بدم مي آيد چرا که آدم کوچک مي شود و شخصيتش را از دست مي دهد. حتي در فيلم آقاي جيراني (ستاره مي شود) هم راضي نشدم جلوي دوربين آن شخصيت را که معلول بود، کول کنم. گفتم شما يک کاري بکنيد. دست هايتان را به هم بدهيد و مشت کنيد. بعد من مي نشينم و من را بالا ببريد. به هر حال يک مدت من اين طوري بالا و پايين مي رفتم.

جداي از اين من مي ترسيدم اين شرايط روي بازي ام تاثير بگذارد و نتوانم نقش را دربياورم. البته آقاي صدرعاملي در صحنه خيلي مديريت دارند و کار را خوب رهبري مي کنند. ايشان خيلي خوب عوامل را راهنمايي مي کنند و به خصوص از همه موقعيت هاي حسي بازيگران بهره مي برند.»

صدر عاملي در يادداشتي بر فيلم در جشنواره فيلم فجر نوشت: فرقي نمي کند به زيارت کعبه رفته اند يا در واتيکان حاضر شده اند؛ پاي چشمه مقدس نشسته اند يا به امامزاده اي در دوردست رسيده اند؛ مهم اين است که زائرند. آماده اند براي زيارت و خواسته اي دارند و حس و حالي دست نيافتني؛ قرار است سبک شوند و دل شان آرام گيرد؛ همين کافي است براي اين که نزديک شان شوي و حسي را تصوير کني که ناب است و زلال.

مشخصات «شب»:

کارگردان: رسول صدرعاملي، بازيگران: عزت الله انتظامي، خسرو شکيبايي و امين حيايي، فيلمنامه: کامبوزيا پرتوي (بر اساس طرحي از اصغر فرهادي)، تهيه کننده: سيدکمال طباطبايي، مدير فيلمبرداري: ابراهيم غفوري، تدوين: بهرام دهقاني، موسيقي: محمدرضا عليقلي، طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، طراح چهره پردازي: محمد قومي، صدابردار: محمد مختاري، صداگذاري: عليرضا اسحاقي، مدير توليد: افشين قلي پور، مدت زمان: 97 دقيقه.

 

چهارشنبه 3 اسفند 1390 - 8:25


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری