جمعه 2 تير 1396 - 19:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

پوست جشنواره را بکنيد

 

  

گفتگو با عبدالحميد قديريان

 

 اين جشنواره جزو معدود جشنواره­هائي است که در آن هنرمندان به کمک دستگاه­هاي متولي و اجرائي آمده­اند لذا اين يک حرکت عملياتي دسته جمعي و گروهي هنري فرهنگي محسوب مي­شود. دميدن انرژي و پويا کردن بخش­هاي مختلف هنري کشور که از مهمترين اهداف جشنواره 1404 است که با توجه به بافت جشنواره و ساختار آن نگاه راهبردي، همياري و استواري را نسبت به اهداف سند را شديداً پيگيري مي­کند، وظيفه­اي خطير است که بر گردن مسئولين هنري و عملياتي اين حرکت فرهنگي هنري قرار دارد. همان طور که در اخبار داشته­ايم تا به حال جلسات گوناگوني با هنرمندان و نخبگان شناخته شده برگزار شده است تا پيرامون اهداف سند و برنامه هنرمندان گفت و گو شود که خوشبختانه نتايجي که از اين مباحث به دست آمده است راضي کننده بوده است که به عنوان نمونه مي­توان از ارسال نزديک به دو هزار و پانصد اثر به دبيرخانه جشنواره خبر داد البته عده­اي همين ميزان کميت را دليلي بر عدم استقبال هنرمندان و ضعف در اطلاع رساني مي­دانند که در طول گفت و گوهاي سلسله وار در وادي و حول و حوش جشنواره هنري ايران 1404 هرچه بيشتر پيرامون نظرات موافق و مخالف هنرمندان و مسئولين خواهيم شنيد. عبدالحميد قديريان نقاش و سينماگر برجسته که اين روزها دبير بخش تجسمي اين جشنواره­ را هم بر عهده گرفته است مهمترين بحث پيرامون جشنواره را توليد فکر و طرح سؤال مطرح مي­کند به گونه­اي که براي وي چگونگي (کيفيت) برگزاري جشنواره 1404 اصلاً مطرح نيست اما اينکه بعد از سال­ها مديران ما جرأت طرح مسئله و لزوم آينده نگري در هنر کشور را مطرح کردند، بزرگترين موفقيت اين جشنواره قلمداد مي­کند:

 

 

- تصوير در تدوين سند هنري ايران 1404 به چه معناست؟

جشنواره­ 1404 يک معناي بسيار گسترده هنري دارد به همين دليل هم موضوعيت جشنواره يک موضوعيت کاملاً باز است که اين همان چگونگي ساخت ايران هنري در سال 1404 است. اگر قرار است ايراني ساخته شود بايد اين آينده به طور کامل و روشن مشخص باشد که بدانيم بايد چه حرکتي براي پيش برد اهدافمان انجام بدهيم. يکي از مهمترين مشکلات ما در مقولات فرهنگي عدم آينده نگري است. در فرهنگ­هاي ديگر به خصوص فرهنگ غرب يک نوع آينده نگري خاصي وجود دارد که طبق اين آينده نگري خير و شر اهداف تبيين مي­شود و برنامه ريزي­ها صورت مي­گيرد و اين جريان حرکت پيدا مي­کند. مثلاً اگر در آمريکا تصميم گرفته مي­شود که شهري به نام نيويورک طراحي شود. اين سيستم به گونه­اي حرکت مي­کند که شهر نيويورک ساخته شود. در اين فضا سينماگر به سوي اين هدف حرکت مي­کند موزيسين و نقاش به اين هدف کمک مي­کنند و حتي جنگ­هاي اين کشور طبق رسيدن به يک آينده نگري کلي طراحي مي­شود. در بحث سينما داريم که وقتي به دست عوامل فيلم سناريو مي­رسد هرکسي يک فکري و تفکري دارد. اما با کشيدن طراح و عکس­ها سناريو يک تصوير و يک اجماع فکري عوامل تهيه فيلم پديدار مي­شود. از افکار پراکنده خارج مي­شوند و در مسير قرار مي­گيرند. ما بايد يک تصوير کلي از آينده داشته باشيم و اين تصوير هم تنها از اجماع فکري هنرمندان و مسئولين در تدوين سند 1404 برخواهد آمد. ما با اين تصوير مي­توانيم دورنماي خاص خودمان را از فضاي هنري بيان کنيم و اين نکته مهمترين اتفاقي است که با اجراي اين جشنواره به آن جامه عمل خواهيم پوشاند. در اجراي اين جشنواره هرکسي فکر و نظراتش را مي­تواند بيان کند فکري که به بحث اميد و حرکت در مسير تعالي ايران 1404 کمک کند موضوع کاملاً باز است. همه افراد هنرمند مي­­توانند دست به دست يکديگر بدهند و فضاي ايراني آباد و آزاد و پر اميد را به تصوير بکشند. براي ما مهم اين است که اين اتفاق بيافتد.

- پس مهمترين اتفاق کشيدن اين تصوير خواهد بود.

اين حرکت بايد انجام شود. ما در مباحث عقيدتي­مان چيزي به نام مدينه فاضله داريم. وقتي از مدينه نام مي­بريم تصوير يک شهر عالي و متعالي در ذهنمان نقش مي­بندد. وقتي در قرآن کريم از بهشت سخن به ميان مي­آيد خداوند از ما خواست رعايت قوانين و اصول را دارد و در ازاي آن به ما وعده بهشت را مي­دهد اما براي اينکه اين بهشت را بهتر درک کنيم از آن به ما يک تصوير ارائه مي­کند اين يک معامله است شما بايد ببينيد در اين معامله جنس معامله کننده مطلوب است. اصلاً ارزش دارد که به خودمان سختي بدهيم يا در اصول و قوانين حرکت کنيم. خدا بهشت را مي­دهد در ازاي عمل صالح، عبادت و شهادت. بعد که اين تصوير ارائه شد شما حق انتخاب داريد خودت مي­تواني براي ادامه دادن انتخاب کني که در کدام مسير قرار خواهي گرفت.

- براي به تصوير کشيدن اين آينده در سند 1404 از هنرمندان خاصي استفاده و انتخاب شده است؟

لزوماً چنين اتفاقي نيافتاده است سوژه اين جشنواره بسيار گسترده است ما اين موضوع را در اين ميان قرار داديم و از همه دعوت کرديم که براي به ثمر رساندن اين اتفاق عظيم نظر بدهند. هرکسي با هر تفکر و منشي مي­تواند در اين ميان به ارائه تصوير و نظر بپردازد. نمي­خواهيم موضوع را محدود کنيم. جنس اين نمايشگاه خاص و محدود نيست. اين جشنواره سالانه يا چند ماه يکبار برگزار خواهد شد براي اينکه به آن فکر کنيم به اينکه ما قرار است کجا برويم بيابيم براي حرکت­مان يک تصوير ارائه کنيم يک سند داريم که هنرمندان با مطالعه آن مفاهيم ذهني و تصورات­شان را مي­ فرستند اصلاً نقاط ضعف و قوت مطرح نيست مهم اين است که اين جشنواره­ در حال برگزاري است و به اين موضوع پرداخته مي­شود. در اين سند يک روح کلي حاکم است اين روح تعالي و اميد و حرکت رو به جلو است هنرمندان هم بايد قاعداً در اين حوزه تصوير بکشند تصوير بايد در فضاي اميد باشد. اين تصاوير را کنار يکديگر مي­ گذاريم و پيرامون آن صحبت مي­کنيم و به اين تصاوير شکل معين و يکدست مي­دهيم قرار هم نيست اين جشنواره سياست زده شود. البته مي­توانيم اين کار را بکنيم اما نمي­خواهيم به اين سمت حرکت کنيم چون مشکلي نداريم.

- بينش هنرمندان امروز ما چقدر به سمت ايراني آبادتر و هنري­تر موفق تصويرسازي کرده است؟

به اين زودي نمي­توان قضاوت کرد. ما مشکلات فرهنگي شديدي داريم. يکي از اين مشکلات اين است که هنرمندان ما ارتباطشان با قشر متفکر ما قطع شده است به نوعي هر هنرمندي احساس مي­کند که متفکر هم مي­تواند باشد. به عنوان مثال برخي در جامعه به جاي اجرا کردن قوانين سعي دارند يک فرد ايده ئولوگ باشند فردي که قانون را اجرا مي­کند اشکالي ندارد که ايده ئولوگ باشد اما جايگاه يک شخص ايده ئولوگ در جاي ديگري است هنرمند يک روح کلي دارد که بايد اين روح را تربيت کند اما براي تربيت آن کاري نمي­کند چرا که در طول سال در مجامع مختلف تنها از هنرمند تجليل مي­شود. هنرمندان تجربه­هاي محدود دارند هيچ گاه براي اينکه اين تجربه گسترده­تر شود به روح و روان خودش رسيدگي نمي­کند کلاً در چهارچوب احساس حرکت مي­کند. امروز در بحث­هاي هنري ما يک خلط مبحثي شده است به اين گونه که يک بحث من احساس مي­کنم، من اينگونه مي­بينم مطرح شده است که به کلي اشتباه است. شما بايد در فضاي تفکر حرکت کنيد حال در اين فضا مي­توانيد بيانگر احساس و ديده­هايتان هم باشيد. اما کليت اين فضاي تفکر است که به روح شما شکل مي­دهد و روح شما اثر مبتني بر آن تفکر خلق مي­کند که مي­تواند بروي هزاران نفر اثرگذار باشد. اين سؤال را هم بايد از افرادي پرسيد که مويد تزريق تفکر به جامعه هستند. آيا جامعه ما داراي تفکر است؟ کلاً فضاهاي مختلف کشورمان از سياست و علم گرفته تا اقتصاد و هنر فضاي تفکر نيست.

- اين بيماري است يا مصلحت؟

اين يک بيماري است فرض من اين است که جامعه و مردم و مسئولين صادق و صالح هستند. در اين فرض ممکن است فردي کم کاري کند بايد منتقد او بود امروز من هم منتقد متفکرين جامعه هستم. کساني که براي اين جامعه ادعاي تفکر دارند بيايند جوابگو باشند که تفکر در اين جامعه به چه سمت و سوئي است ما که ادعاي انقلاب فرهنگي و انقلاب فکر را داريم پس اين انقلاب چه شده است؟ کجا رفته است؟ انقلاب ما انقلاب تفکر بود؟ خوب اين تفکر کجاست؟ ما فضائي براي کار هنري و فرهنگي نداريم بعد از هنرمند دعوت مي­کنيم بيايد در اين فضاي خاکستري تصويري روشن از هنر بدهد. يک هنرمند چگونه مي­تواند چنين کاري را انجام دهد. هنرمند بايد به فرهنگ و روح هنر و تفکر وصل باشد تا بتواند خلق اثر اثرگذار کند. اگر چنين نباشد تنها اين احساس اوست که به تصوير کشيده مي­ شود پشتوانه تفکر و عقلي پشت آن نيست. عناصر حقيقي در جاي خودشان قرار ندارند. اگر بنده مطلبي را عنوان کنم مخاطب براي تأييد و تکذيب آن از چه تفکري استفاده مي­کند. در يک جامعه­ي بدون تفکر همه از روي احساس هر کاري که بخواهند انجام مي­دهند امروز مباني ما سر جايشان نيستند. امروز تفکر در غرب استيل زندگي کردن را در آنجا نمايان مي­کند غرب روش­هاي خاص خودش را دارد امروز از نقاشي و سينما و داستان و موسيقي و جنگ و اخلاق و رفتار مردم همه براي اجراي يک نوع تفکر فعاليت مي­کند. البته کاري ندارم که اين تفکر کاملاً شيطاني است و اين را با هزار دليل از قرآن و احاديث اثبات مي­کنم اما بايد به اين نکته توجه کرد که زندگي در آنجا بر پايه تفکر حرکت مي­ کند.

- آيا تفکرات ما نسبت به ديگر تفکرات حاکم در جهان تاريخ انقضاء زودتري ندارد؟

نمي­خواهم در اينجا عيار سنجي کنم. عنوان کردم که بنده آن تفکر را قبول ندارم و با هزار دليل هم اثبات مي­کنم که اين تفکر شيطاني است اصلاً هم برايم تفکرات غربي­ها مهم نيست اما مطلبي که مي­خواهم بگويم اين نکته است که سيم فکري و عملي اين کشورها براساس يک تفکر کلي و حاکم حرکت مي­کند. همه با يکديگر عجين هستند. امروز يک تفکر و عقيده واحد نداريم براي همين تفرقه وجود دارد. هنرمندان تفکري ندارند و تفاوت در خصوصيات شخصي و خصوصي­شان است مثلاً اگر هنرمندي چند تا دوست مذهبي داشته باشد کار مذهبي ارائه مي­کند اگر منزلش تغيير کرد و چند تا دوست لائيک پيدا کرد هنرش به سمت ديگري حرکت مي­کند. چرا که آلوده تفکر نيستيم بيشتر آلوده فضاها هستيم. نمونه­ي خوب آن در هنر انقلاب است. هنر انقلاب در يک فضاي واحد ايجاد شد. و هنرمندان در آن فضاي واحد به خلق اثر پرداختند بعدها فضا عوض شد و گفت و گوي تمدن­ها پيش روي پاي ما قرار گرفت همان هنرمندان به گونه­اي ديگر حرکت کردند و نوشتند بعدها مباحث هنر براي هنر و تجملات هنري و مفاهيم قوم و . . . عملي شد و هنرمندان انقلاب ما در اين فضا هم شناور شدند. آيا به اين هنرمند مي­توان گفت در حق هنر و هنرمند نامردي و نامهرباني کرد؟ اينجا مشخص مي­شود پايه­هاي فرهنگي اين کشور دچار مشکل است. اگر قرار است پايه­هاي ايران 1404 را بنا کنيم بايد پايه­هاي محکم فرهنگي ايجاد کرد. به عنوان نمونه حضرت آقا با بانوان و شاعران و انديشمندان و . . . جلسات مختلفي برگزار مي­کند که به مشکلات اين اقشار رسيدگي کنند. در حالي که رهبري بايد در جامعه توليد فکر کلان کنند. اين نشان مي­دهد که مديران مياني ما توانائي ندارد که اين فکر بزرگ و کلان را در سطح مردم و اجتماع عملي و رهبري کنند. سطح بالاي هرم رهبري با يک ديد عالي و فکري روشن و در سطح کف اين هرم مردمي خوب و مهربان و پرتلاش داريم. اين وسط کساني که اين تفکرات را به مردم برسانند و توليد فضا کنند تا مردم و هنرمندان که بخشي از اين مردم هستند به توليد در جهت آن فکر بزرگ کنند، اين حرکت شکل نمي­گيرد.

- نقش هنرمندان در تدوين سند 1404 پررنگ است چرا که اين بينش هنرمندان است که برآيندي براي 1404 خواهد شد. اين بخش ما بيشتر از اينکه از تفکر برآمده باشد بيانگر احساسات هنرمند است چقدر به اين برآيند در اين سند مي­توان اعتماد کرد؟

موضوع اين جشنواره را نمي­شود در 10 جلسه يا چند اثر که دبيرخانه و اين جشنواره­ رسيده است به طور کلي مورد مطالعه قرار داد قبلاً هم اشاره کردم که ضعف و قوت اين جشنواره اصلاً براي ما مهم نيست مهم اين است که طرح مسأله شده است. اگر کسي به بنده بگويد اين جشنواره از هر نظر دچار افت شديد بوده است من دست ايشان را مي­ بوسم. اين بيانگر اين است که بايد بيايند و ببينند که چرا هنرمند ما براي 20 ساله آينده­اش هيچ گونه تصويري ندارد. اين ضعف به چه کسي برمي­گردد؟ به هنرمند يا متفکر ما؟ آقاياني که متفکر مذهبي و فلسفي در جامعه هستند بيايند و جوابگو باشند که در اين ساليان چه تفکري به جامعه انتقال داده­اند؟ چه چيزي ارائه کردند که هنرمند در اثر آن توليد اثر فاخر کند. توليد فخر کند. کدام فخر؟ فخر ابتدا بايد درون فکر هنرمند باشد. فکري که تهي است چه توقعي از خلق هنر بايد داشت. بايد اين نقاط ضعف توسط شما دوستان رسانه­اي کاملاً بازگو شود به قول دوستان پوست اين جشنواره بايد کنده شود تا بتوانيم در دوره­هاي بعدي کمتر شاهد نقاط ضعفي به اين شديدي باشيم. تا کجا بايد سرمان را زير برف نگه داريم. متأسفانه مسئولين فرهنگي ما به مقولات فرهنگي نگاه يک پيمانکار را دارند. نگاه بايد نگاه يک متولي فرهنگي باشد. نگاه يک متولي به صورتي است که اگر در جائي از فرهنگ کشور نقص پيدا شد با برگزاري نمايشگاه، سفارش کارهاي جمعي و گروهي به هنرمندان شاخص و طراحي­هاي خاص و علمي و فني نقص فرهنگي را سريعاً از بين مي­برد. اما اگر شما مجري باشيم جامعه هنري ضرر خواهد کرد.

- شما به عنوان دبير بخش تجسمي جشنواره­ هنري ايران  1404 دليل شرکت ندادن هنر ايراني اسلامي خوشنويسي به جشنواره را در چه مي­دانيد؟

مگر شرکت داده نشده است؟! نمي­دانم. تا حالا به آن فکر نکرده بودم. خوبي اين مصاحبه همين بس که ما را متوجه يکي از بزرگترين ايرادات کارمان کرد. خوب زماني که من آمدم چارت­ها بسته شده بود.

- به نظرتان به عنوان يک دبير مي­شد بهتر از اين عمل کرد؟

اين جشنواره آنقدر ضعف دارد که اين موضوع گم است اما باز هم از همين فرصت استفاده مي­کنم و از اهالي خوشنويس کشور، اساتيد و هنرمندان عذرخواهي مي­کنم.  مطمئناً جاي چنين هنري در جشنواره خالي است. به هر حال مي­توان گفت مديران متولي اين امر بايد بيشتر به اين نکته توجه مي­کردند.

- دبير اجرائي جشنواره در بخش تجسمي هستيد، موضوع را به گردن کس ديگري بيندازيم؟

باز هم از اهالي خوشنويس عذرخواهي مي­کنم.                                                                  

 

 

شنبه 29 بهمن 1390 - 10:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری