جمعه 31 شهريور 1396 - 11:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

هنرمندان نبايد پا پس بکشند

 

 

 گفتگو با محسن مطلق

 (دستگاه مرده شور ديجيتالي) عنوان اثري است که محسن مطلق اينبار خودش را با آن به اولين جشنواره هنري ايران 1404 پيوند زده است. اثري که به گفته نويسنده آن از نظر زماني بسيار قبل از برگزاري اين جشنواره نوشته شده بوده است و تنها با پيشنهاد و عنايت دوستانش در دفتر طنز و به اصرار همکاران با اندکي تغييرات به جشنواره 1404 ارسال کرده است. مطلق هم جزو هنرمنداني است که بزرگ­ترين نقطه ضعف جشنواره 1404 را عدم اطلاع رساني مناسب عنوان مي­کند و معتقد است هنوز هم وقتي با برخي از همکاران هنري­اش در خارج يا داخل حوزه به گفتگو مي­نشينند، ايشان از برگزاري چنين جشنواره­اي با چنين سطح اهميتي ابراز بي اطلاعي مي­کنند.

محسن مطلق متولد 1348 تهران است. در نوجواني يعني در سال 1362 براي اولين بار به جبهه­هاي جنگ رفت. و تحت تأثير آن فضا تا پايان جنگ در جبهه ماند. مطلق کار نوشتن را با (زنده باد کميل) آغاز کرد و چند کتاب ديگر مانند (برد ايمان)، (مخمل يادها)، (نگاه شيشه­اي)، (مهاجر مهربان)، (يک روز يک مرد)، و مجموعه داستان (آنجا که من بودم) از جمله کارهاي اوست. وي بعد از جنگ در دانشگاه علم و صنعت تهران طراحي صنعتي خواند و دستي هم در موسيقي دارد و سالهاست که ني مي­نوازد. با او فضاي جشنواره 1404 را پيگيري مي­کنيم. با ما باشيد:

 

- شما به عنوان يکي از شرکت کنندگان در اين جشنواره فضاي کلي اين اتفاق را چگونه ارزيابي مي­کنيد؟

به نظرم برگزاري اين جشنواره يکي از مهمترين فعاليت هائي بوده که طي اين سالها در فضاي فرهنگي و هنري کشور اتفاق افتاده است اما احساس مي­کنم که حوزه هنري تنها برگزار کننده و دبير اين جشنواره بوده است. به نظرم متولي اين امر بايد يک مرکز يا نهاد ديگري باشد چرا که از نظر بحث اطلاع رساني و حضور پررنگ هنرمندان جشنواره دچار نقص­هاي جدي است.

- شما چگونه وارد اين جشنواره شديد؟

چندي قبل کتابي نوشته بودم با عنوان دستگاه مرده شور ديجيتالي که به مرکز طنز حوزه هنري ارائه کردم که نظر دوستان در اين باب اين بود که داستان از نظر مفهومي تناسب کاملي با موضوعيت ايران 1404 دارد که با نظر دوستان در اين مرکز داستان دستگاه مرده شور ديجيتالي به دبيرخانه اين جشنواره فرستاده شد البته يک سري تغييراتي در داستان پديدار گشت که با تکميل آن داستان براي شرکت در جشنواره آماده شد.

- بسياري از آثاري که در جشنواره شرکت کردند حاصل سفارش بوده است؟

اگر حوزه هنري سفارشي کاري براي شرکت در اين جشنواره به بنده داده بود فکر نمي­کنم که هرگز مي­توانستم بنويسم. به هر حال داستان مرده شور ديجيتالي قبل از برگزاري اين داستان نوشته شده بود و خواست خداوند بود که اين اثر براي اين جشنواره آماده و ارسال شود.

- فکر و نظر شما براي جامعه هنري پذيرفته شده و منطقي بوده است. به نظر شما اهداف جشنواره 1404 چقدر از نظر کاربردي حرفه­اي به نظر مي­رسد؟

به نظرم مهمترين مشکل اين جشنواره عدم اطلاع رساني مناسب است به طوري که احساس مي­شود کار به نوعي فشل است. بنده طي اين چند هفته­اي که دبيرخانه جشنواره به طور دائم در حال فعاليت است از اکثر هنرمندان داخل و خارج حوزه هنري پيرامون جشنواره 1404 سؤال مي­کنم اظهار بي اطلاعي مي­کنند که اين بزرگترين نقطه ضعف اين جشنواره محسوب مي­شود که به نظرم با اين روش کار نمي­توان توقع داشت که جشنواره به همه اهدافي که تعيين کرده است دست پيدا کند. اصلاً خود من نمي­دانم که دبير اصلي جشنواره کيست. حتي امروزه تازه متوجه شدم که دبير بخش طنز جشنواره جناب فيض است اين نشان دهنده اين است که کار کاملاً فشل است. شمار مي­داند که مجموعاً چقدر اثر به دبيرخانه جشنواره رسيده است؟

- حدود 2500 اثر کلي به دبيرخانه رسيده است.

اگر اينگونه باشد بايد گفت که اصلاً استقبال مناسبي از اين جشنواره به عمل نيامده است اگر اين آثار را به تعداد هنرمندان يا افرادي که مستعد هنري در کل کشور هستند تقسيم کنيم چه رقمي بدست خواهد آمد در هر بخش مثل موزيک و ادبيات و تجسمي و ديگر هنرها در اين تقسيم بندي هريک چه مقداري سهم خواهند برد.

- از طرفي نبايد از ياد  برد که حدود  از اين آثار سفارشي هستند؟

بنابراين اوضاع فجيع­تر مي­شود. البته اين احتمال هست که در بخش­هائي کارهائي کم رسيده است و بنابراين براي جبران اين کمبود مجبور به سفارش کار شده­اند. از طرفي به نظرم مي­رسد در برخي از بخش­ها خود مديران هنري هم سردرگم بودند که واقعاً سوژه ايران 1404 در بحث هنر چگونه بايد بيان شود. مثلاً در حوزه طنز شايد بتوان اثر بنده را به عنوان نمونه ياد کرد که داستان قبل از جشنواره کار شده بود اما بنابر نظر دوستان و نظر خودم با اندکي تغييرات براي جشنواره کار کرديم و پسوند 1404 را هم به اسم داستان اضافه کرديم. به هر حال با توجه به آثار رسيده به جشنواره بايد بگويم که ميزان کارها بسيار کم و استقبال ضعيف بوده است.

- با داوري و تيم­هاي داوري مشکلي نداريد؟

به هر حال در هر بخش کميته­هاي داوري و سرداوران حضور دارند و انشاالله بدون غرض ورزي کار داوري را انجام خواهند داد.

- از برخي از هنرمندان حوزه خواسته شده بود که کارهاي سالانه­شان را براي شرکت در اين جشنواره آماده و تحويل دهند.

بنده که در حوزه هنري مشغول فعاليت هستم چنين چيزي نشنيده­ام حالا شما اين اطلاعات را از کجا بدست مي­آوريد براي ما سؤال برانگيز است اما اگر چنين اتفاقي هم بيافتد بنده موافق نيستم.

- از نگاه شما ضرورت برگزاري جشنواره هنري ايران 1404در چيست؟

به نظرم به طور کلي جشنواره­ها براساس ضرورت برگزار نمي­شوند بلکه براي سنجيدن داشته­هايمان در هر عرصه­اي بهترين سنجش و راحتترين آن برگزاري جشنواره است براي اينکه مديران وضعيت را به طور کامل مشاهده کنند و براي بهبود و يا ادامه­ي روش­هاي مثبت خود اقدام کنند. اين جشنواره هم مجزا نيست. اما به نظرم اين ضرورت بايد از کساني سؤال شود که سردمدار برگزاري اين قبيل برنامه­ها هستند. به نظرم کساني که اين حرکت را به اين شکل انجام داده­اند بيشتر از اينکه هنرمند باشند سياستمدار و مديران غير هنري بوده­اند. مديران غير هنري سعي داشتند تا از اين طريق بتوانند وضعيت هنري و فرهنگي کشور را به طور کامل رصد کنند. ببينيد به طور کلي فعاليت­هاي هنري و فرهنگي در کشور به دو صورت انجام مي­شود يا مديران ابتدا طرح کلي را بيان مي­کنند سپس به دنبال اجزا فرهنگي و هنري آن مي­گردند يا برعکس عمل مي­کنند در اينجا شاهد اين هستيم که ابتدا يک مفهوم کلي به نام ارتقاي فرهنگي و هنري ايران در سال 1404 مطرح شده است سپس براي رسيدن به آن به دنبال راهکارهاي عملي مي­گردند که البته اين حرکت اصلاً مشکل خاصي ندارد که ابتدا کليت و سپس جزئيات را فراهم کنيم اما نبايد مديران فراموش کنند که برگزاري جشنواره در ابتدا تنها بخشي از اين مسير است ابتدا بايد ديد که اصلاً اين طرح و سند برنامه­ريزي مي­شود سپس بياييم براي آن جشنواره برگزار کنيم به نظرم اين جشنواره بايد در سال 1402 برگزار مي­شد. الان تا سال 1404 حدود 12 سال مانده است و اين مدت زمان در عصر ديجيتالي به اندازه 12 قرن احتمال تغييرات جدي در هر عرصه­اي وجود خواهد داشت اصلاً اينگونه نخواهد بود که منطق و سياست فرهنگي که امروز مشخص مي­کنيم طبق همين برنامه تا سال 1404 بدون کوچکترين تغييراتي گام خواهيم گذاشت چرا که اگر اينگونه باشد شک نکنيد که از توسعه دور خواهيم شد هرچند اکثر مديران ما با اين واژه غريبه­اند اما نبايد شک کرد که چنين نگرشي چنين نتيجه­اي به دنبال خواهد داشت.

- البته نبايد فراموش کرد که اين اهداف اکثراً ذهني است.

بله. اصلاً يکي از دلايلي که به هنرمندان سفارش کار کرده­اند همين بوده است که هنرمندان اثري خلق کنند که در آن تمامي شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و ديني و ملي کشورمان لحاظ شده باشد که البته کاري بسيار دشوار است به طوريکه اگر به خود بنده سفارش کار مي­دادند از انجام چنين کاري مستثني مي­بودم. ذهن هنرمندان ما بايد مثل هنرمندي مثل اسپيلبرگ بتواند آثاري را خلق کند که مردم 10 سال بعد از اينکه آثار او را مي­بينند تازه وسائلي را که او در فيلم­هايش به نمايش گذاشته است استفاده کنند يعني يک ذهن که بتوانند آينده را به بهترين نحو ممکن به صورت عيني حدس بزنند.

- پس 90% هنرمندان شرکت کننده اسپيلبرگ هستند.

خير. اسپيلبرگ نيستند اما با اين نظر هم مخالفم که يک نمود عيني نمي­تواند کاربردي عملي براي آينده و آيندگان داشته باشد. هنرمند اگر هنرمند است بايد به اين سمت حرکت کند. خيلي از فضاها و آثار ما در جهان ذهني هستند. چند درصد از آثار بزرگ جهان که در هاليوود توليد مي­شوند ذهني نيستند؟

- جناب آقاي مطلق داستان فکري و هنري، شرايط و اقتضاعات زماني آنان با کشور ما و هنرمندانمان متفاوت است بيشتر از اينکه فضاهاي هنري در آن کشورها مهم باشد اين ذهن آماده­  هنرمند است که مي­تواند با استفاده از بينش و شناخت خاص خودش از وضعيت خود و کشور و زمانه دست به توليد آثاري بزند که ده­ها سال بعد از خود را نيز به درستي پيش بيني کند.

اين نکته را قبول دارم اما هنرمندان ما هم نبايد پا پس بکشند. بايد در اين فضاها با هر شرايط ذهني کار کنند چرا که غير از اين باشد نمي­توانيم در اين درستي و نادرستي­ها مسير بهتر و صحيح­تر را پيدا کنيم به نظرم اين مسير محک مناسبي است که ببينيم هنرمندان ما با توجه به داشته­هاي گذشته و حال خود مي­توانند تصويري از آينده ترسيم کنند.

- به نظرتان اين سند به نوعي جهت دهي خاص به فکر و ذهن هنرمند نيست؟

خير. زماني بايد اينگونه فکر کرد که روي شقيقه هنرمند اسلحه گذاشته شده است که اين سند به نظرم يک راهبرد مهم براي عقيده و فکر هنرمندان است به هر حال اين سند يک سند هنري است هنرمندان هم تماماً ملزم به رعايت اين سند نيستند از طرفي هنرمنداني که بايد اين سند را سرلوحه کار خود قرار دهند بايد سند را طوري طراحي کرد که با فضاي روحي هنرمندان بيشترين سازگاري را داشته باشد که هنرمندان بتوانند به صورتي اصولي سند را اجرا کنند.

- دليل حضور خودتان در اين جشنواره هنوز روشن نيست؟

به هرحال کارهائي به اين طريق بيشتر از اينکه براي پول تهيه و تنظيم شده باشند براي دل هنرمند است. اگر اين اثر به جشنواره هم راه پيدا نمي­کرد در دفتر طنز مي­ماند و بالاخره يک سرنوشتي پيدا مي­کرد براي اينکه اثرم را توليد کنم هيچگاه به فکر جيبم نبوده­ام تنها دلم را ديدم و خواهم ديد.

- در گفته­هايتان اشاره کرديد مديران ما بيشتر از اينکه هنري باشند غير هنري­اند. به نظرتان همسو شدن يا ساز مخالف زدن با مديران ارشد هنري کشورمان ثمري براي هنرمان خواهد داشت؟

صحبت همسو بودن يا نبودن هنرمندان با مديران هنري و غير هنري کشور نيست. به هر حال اکثر اين مديران از هنرمندان نبوده­اند و دغدغه­هاي هنرمندان را درک نمي­کنند. بنابراين نمي­توانند تشخيص لازم هنري را براي ساليان آينده هنر اين مرز و بوم تجويز کنند تعامل ميان هنرمندان و مديران بايد تا آنجا باشد که وارد حيطه کاري و حرفه­اي يکديگر نشوند در غير اين صورت هر دو طرف ضرر خواهند کرد. به نظرم هنرمندان بايد از فضاهاي خاص سياسي فاصله بگيرند چرا که اين حرکت به نفع دو طرف خواهد بود.

- شايد اين همسو حرکت نکردن باعث نوعي مهجوريت اجباري براي هنرمندان شود.

ما در بخش­هاي مختلف هنري فضاهائي را داريم مانند انجمن سينماگران، انجمن قلم و . . . که يک سري فعاليت­هاي خاص در حيطه هنري خودشان را دارند اما وابستگي دولتي هم ندارند و از طرفي نه مخالفند و نه به صورت کلي موافق اهداف کلي دولتي هستند اينکه يک هنرمند مدام بلندگو بردارد و اعلاميه بدهد که هنر و هنرمند نمي­شود به هر حال ممکن است 4 تا هنرمند هميشه مخالف هم پيدا شود اما به نظرم کليت هنر و هنرمندان نسبت به اين فضاهائي که صحبت کرديم کاملاً خنثي هستند. از طرفي نبايد از اين نکته هم غافل شد که برخي از هنرمنداني که از اين شهر و کشور مهاجرت کردند و براي خودشان اسم و رسمي هم پيدا کردند از همين حوزه هنري و همين دفتر طنز شروع کردند. موسيقيداناني هستند که از افراد مستمر و هميشگي برنامه در حلقه رندان بودند که مديران هم هميشه تذکر مي­دادند که يک سري موازين را رعايت کند اگر اين فضاها نامناسب بود پس هيچگاه پله ترقي بسياري از هنرمندان داخل و خارج کشور تبديل نمي­شد. اگر بخواهيم جاهاي دولتي را نامناسب و مخالف رشد فکري مردم و هنرمندان بدانيم پس بايد استقبال هنرمندان و مردم هم از اين مراکز بسيار محدود باشد اما هرگز چنين نبوده است.

- به عنوان يک هنرمند خاص در حوزه خودتان فضاي ايران 1404 را چگونه توصيف مي­کنيد؟

مطمئن باشيد فضاي هنري ايران در سال 1404 بسيار متفاوت با آن چيزي است که بتوان فکر کرد مقوله هنر موضوعي نيست که بتوانيم به چهار تا اثر خلاصه­اش کنيم شايد بتوانيم اقتصاد و سياست را يا هر موضوع ديگري را با برنامه ريزي طوري هدايت کنيم که بتوانيم به خواسته­هايمان برسيم اما در هنر چنين اتفاقي نخواهد افتاد آن زمان پديده­هائي هنر خواهند شد که الان شايد رنگ و بوي ضعف دارند به نظرم نمي­توان براي آن الگوئي تنظيم کرد.                                                       

 

 

چهارشنبه 26 بهمن 1390 - 8:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری