پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 23:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

تجليل از بازيگري پيشکسوت و تاثيرگذار

 

نگاهي به کارنامه بازيگري داوود رشيدي به مناسبت تجليل از او در جشنواره فجر امسال

داوود رشيدي با نام اصلي داوود رشيدي حائري 25 تير سال 1312 در تهران متولد شد. او تحصيلات متوسطه را (بدليل فعاليت‌هاي ديپلماتيک پدرش) در ترکيه و پاريس به پايان رساند و تحصيلات دانشگاهي را در ژنو ادامه داد. (فارغ التحصيل کنسرواترا ژنو در رشته کارگرداني و بازيگري تئاتر و ليسانس حقوق سياسي از دانشگاه ژنو).

رشيدي در مورد آغاز فعاليت هنري اش مي گويد : «عبدالحسين نوشين که از پايه‌گذاران تئاتر علمي در ايران بود که متاسفانه خيلي کم در مورد ايشان تحقيق مي‌‌شود، نمايشي به نام (مردم) در دست تهيه داشت که در پرده اول نياز به نقش چند تا بچه بود و من که حدود هشت سال داشتم به طور اتفاقي انتخاب شدم.

اون جلسات جدي نوشين و پشت‌صحنه تئاتر، صداي تماشاچي‌ها، وقتي نمايش شروع مي‌‌شود، همهمه تماشاچي، وقتي‌که چراغ‌ها روشن مي‌‌شود، فضاي تئاتر و اين‌ها همه و همه خيلي روي من اثر گذاشت و در ذهنم باقي ماند.

در ۱۳ سالگي به خاطر شغل پدرم که عضو وزارت‌خارجه بودند به فرانسه و در پاريس به دبيرستان رفتم. در سيستم آموزشي فرانسه به تئاتر خيلي اهميت مي‌‌دهند و اين ادبيات دراماتيک در مدارس تدريس مي‌‌شود و حتي ماهي يکي، دو بار هم ما را به تئاتر مي‌‌بردند و روزهاي تعطيل هم وقتي‌که من از شبانه‌روزي نزد پدرم مي‌‌آمدم، آن شب را به تئاتر يا سيرک مي‌‌رفتيم.

پس از گرفتن ديپلم در فرانسه به پدرم گفتم مي‌‌خواهم تئاتر بخوانم، ايشان مخالفتي نکردند، فقط شرط گذاشتند که بايد تحصيلات دانشگاهي هم داشته باشم که آشنايان فکر نکنند نتوانستم درس بخوانم. به همين دليل به ژنو رفتم و وارد دانشگاه شدم و در رشته علوم سياسي ليسانس گرفتم و همزمان تئاتر خواندم و در آکادمي موزيک ژنو ديپلم بازيگري و کارگرداني تئاتر دريافت کردم. سپس وارد تئاتر (کارژور) شدم که يکي از تئاترهاي خوب اروپا بود و هنوز هم در ژنو هست. به طور حرفه‌اي حدود چهار سال در آنجا کار و بازي کردم و سال 1342 به ايران برگشتم.»

رشيدي  پس از بازگشت به ايران در اداره تئاتر آن زمان وابسته به وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد. سپس گروه تئاتر امروز را پايه گذاري نمود، که بازيگراني مانند: پرويز فني زاده، داريوش فرهنگ، مهدي هاشمي، فهيمه راستکار، سياوش طهمورث، مرضيه برومند، سوسن تسليمي، به عضويت در اين گروه درآمدند. در سال1352 از اداره تئاتر به تلويزيون ملي ايران رفت و در سمت مديريت گروه نمايشات و سرگرمي‌هاي آن سازمان (شامل: سريال ها، مسابقات، تئاترهاي تلويزيوني) مشغول به کار گرديد. رشيدي از سال ۱۳۵۰ با فيلم سينمايي «فرار از تله» وارد عرصه بازيگري سينما شد و علاوه بر بازيگري و کارگرداني در سينما، تلويزيون و تئاتر به تهيه کنندگي سينما نيز پرداخته است.

رشيدي در مورد اولين بازي اش سينما مي گويد: «در سال 1347 ، جلال مقدم به من پيشنهاد بازي در يک فيلم را داد. در آن زمان دکتر فروغ(مدير اداره هنرهاي دراماتيک) به سختي مجوز بازي در سينما را صادر مي‌کرد. ولي با اين حال به من اجازه بازي در فيلم (فرار از تله) را داد. ابتدا کمي مردد بودم چون سينما نوع کارش با تئاتر خيلي فرق مي‌‌کرد، ولي بالاخره قبول کردم و (فرار از تله) اولين فيلم سينمايي من شد.»

رشيدي درباره تفاوت بين سينماي قبل و بعد از انقلاب اسلامي مي گويد: «بايد به اين نکته اشاره کنم که در سينماي قبل از انقلاب من و امثال من زياد فعال نبوديم . فيلمهاي کمي بازي مي کرديم و آنها نيز بيشتر معطوف به تئاتر و تلويزيون بود .

سينماي معمول و در واقع سينماي امروز ما تاحدي ريشه در سينماي قبل از انقلاب دارد. ولي متاسفانه سينماي قبل از انقلاب صرفا يک سينماي تجارتي، براي وقت پرکردن و ارضاي غرايز پست تماشاگران بود . با پيروزي انقلاب اسلامي و بوجود آمدن ارزشهاي جديدي که انقلاب آنها را به وجود آورده بود ، فيلمهايي به وجود آمدند که جنبه پر کردن اوقات فراغت تماشاچي را داشته ، در ضمن پيام و تعهدي نيز داشت . به اين دلايل حتي جلوي فيلمهاي خارجي گرفته شد که به اين صنعت و در واقع به اين هنر بيشتر کمک شود و در مواردي معدود و شرايطي خاص فيلم هاي غربي و يا هندي نمايش داده مي شود و بيشتر در سينماهاي ما به فيلم داخلي بپردازند و اين اهميتي است که به حيات سينماي ما منجر مي شود.

با کمک هايي که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و بنياد سينمايي فارابي به اين فيلم ها کردند ، فضا عوض شد و کساني به اين کار مشغول شدند که از نظر داشتن توانايي ، تعهد و حرفه اي بودن ، واجد شرايط بودند و کسانيکه قبل از انقلاب تعهد داشتند و کارهاي خوبي  ارائه مي دادند ، کارشان را ادامه دادند و باعث شدند جوانان بيشتر به اين وادي کشيده شوند و راه براي عوامل فني جديد از جمله کارگردانان ، بازيگران و... بازشود تا بتوانند وارد صحنه شده و فعاليت نمايند . اين امر باعث شد که  نگاه انساني ملت ايران به جهان ، از طريق سينماي ايراني که اکنون بسيار پيشرفته تر از گذشته است ، به جهانيان معرفي شود و حالا ديگر يک چهره پاک و سنجيده را در مقابل غربي ها که مي خواستند يک چهره زشت و خشن از ايران نشان دهند نمايان کند.

اين سينما توانست تمام تبليغات آنها را خنثي کند و چهره واقعي مردم و انقلاب ما را به غرب نشان بدهد ، اين يک پيروزي بسيار بزرگ در سينماي ماست ، به جرأت مي توانم بگويم که هيچ هنر ديگر ، هيچ ارگان ديگر و در يک کلام هيچ نيرويي نتوانست همچون سينما به ايران خدمت کند.»

رشيدي در مورد هنر اسلامي هم مي گويد: «من فکر مي کنم بهتر است بگوييم فرهنگ هزار و چهارصد ساله اسلامي که يکي از غني ترين فرهنگهاست ، بيش از يک ميليارد افراد کره زمين را در بر مي گيرد و 14 قرن است که ادامه دارد . به تمام اين دلايل هم از نظر قدمت ، هم از نظر نفوذ و هم از نظر پيشرفت يکي از فرهنگها مؤثر جهان مي باشد. پس قابل احترام است به خصوص براي ما که اسلام را برگزيده ايم و نسل اندر نسل با اين فرهنگ و علوم الهي خو گرفته ايم در اين مورد نظري بسيار مساعد ، تاثير گذار و پويا نسبت به فرهنگ و طبيعتا هنر اسلامي دارم .»

برخي از آثار صحنه‌اي:

-کارگرداني و بازي در نمايش بريتانيکوس نوشته ژان راسين (به زبان فرانسه)؛ ژنو؛ 1959

-کارگرداني و بازي در نمايش مريد شيطان نوشته برنارد شاو (به زبان فرانسه)؛ ژنو؛1958

-بازي در نمايش آنتيگون به کارگرداني ژان وارژا ؛ژنو ؛ 1958 ـ 1959

-بازي در نمايش مگس‌ها به کارگرداني ژان وارژا ؛ ژنو ؛ 1958 - 1959

-بازي در نمايش يک نوکر و دو ارباب به کارگرداني فيليپ مانتا ؛ ژنو، تالار تئاترمدرسه بين الملل ؛ 1360

-بازي در نمايش ريچارد سوم به کارگرداني فيليپ مانتا؛ ژنو، تئاترکاروژ؛ 1360

-کارگرداني نمايش مي‌خواهيد با من بازي کنيد؟ نوشته مارسل آشار؛ تهران، تالار اداره هنرهاي دراماتيک؛ 1342؛ تئاتر کسري؛ 1343

-کارگرداني و بازي در نمايش کاپيتان قراگز نوشته لوئي گويس؛ تهران، تالار فرهنگ و تئاتر نصر؛ 1343

-کارگرداني و بازي در نمايش اوژني گرانده نوشته انوره دو بالزاک؛ تهران، تئاتر کسري؛ 1343

-کارگرداني نمايش ديکته و زاويه نوشته غلامحسين ساعدي؛ تهران، تالار سنگلج ،1347

-کارگرداني و بازي در نمايش پيروزي در شيکاگو؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي

-کارگرداني نمايش ريچارد سوم نوشته شکسپير؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي

-کارگرداني و بازي در نمايش هنر نوشته ياسمينا رضا ؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو

-بازي در نمايش اسب‌ها به کارگرداني محمد رحمانيان؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1383

-بازي در نمايش آوازه‌خوان طاس به کارگرداني فرخ غفاري، (به زبان فرانسه)، تهران

-بازي در نمايش تئاتر بي‌حيوان، نوشته ژان ميشل ريب، به کارگرداني محمود عزيزي؛ تهران، تالار چهارسو؛ 1384

-بازي در نمايش زمين مقدس به نويسندگي و کارگرداني ايوب آقاخاني؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقايي؛ 1385

برخي از آثار سينمايي:

پرچم هاي قلعه کاوه، ماه شب چهارده ،ملاقات با طوطي، تکيه بر باد، تهران روزگار نو، بزرگ خيلي بزرگ، بازيهاي پنهان، خط آتش، عبور از تله، بي بي چلچله، تاتوره، گلهاي داوودي، تفنگدار، خانه عنکبوت، شيلات، کمال الملک، هيولاي درون، جايزه، رهايي، بازرس ويژه، مرز، شمر، آقاي هيروگليف، اعدامي، طلوع انفجار، کرکس‌ها مي‌ميرند، قدغن، کندو و ...

 

 

 

سه‌شنبه 25 بهمن 1390 - 14:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری