جمعه 2 تير 1396 - 9:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

ما امروز دو فيلم خوب پيرامون جنگ و انقلاب نداريم

 

 

گفتگو با محمود فرهنگ 

شروعمان را مي­توان با اين  حرف تکراري آغاز کرد که «برگزاري جشنواره­هاي موضوعي در سال­ها اخير به يکي از مسائل پيچيده سينماي ايران تبديل شده است» در ادامه اين مطلب هم مي­توان با استفاده از جملاتي مانند: برگزاري جشنواره­هاي غير ضروري، ريخت و پاش بي جهت و . . . مطالبي مفصل نوشت و اساس برگزاري چنين جشنواره­هائي را نفي کرد اما براي نگاهي واقع بينانه­تر به چنين رويدادي بهتر است صرف نظر از چنين پيشداوري­هائي ابتدا به اين سؤال پاسخ داده شود که اساساً جشنواره­هاي موضوعي مانند جشنواره فيلم­هاي مستند و . . . با چه اهدافي از سوي برگزارکنندگان آن برگزار مي­شود و از طرفي برگزاري اين نوع جشنواره­ها تا چه اندازه با اهداف چنين جشنواره­هائي همراهي داشته است؟ تلاش کرديم که در اين مطلب پاسخ اين سؤالاتمان را از محمود فرهنگ نويسنده و کارگردان و منتقد تئاتر بگيريم.   

- ضرورت برگزاري جشنواره­ها چيست؟

با توجه به تجربه­هاي خاص بنده در زمينه توليد و هدايت 120 قسمت برنامه تلويزيوني در زمينه کودکان و نوجوانان و همچنين برنامه­هاي خاص آموزشي در شبکه­هاي مختلف سيما، کارگرداني و مشاوره بيش از 250 قسمت برنامه توليدي، توجه به جشنواره­ها نگاه خاصي را طلب مي­کند که چنين تجربه­اي نيز شايد نتواند نگاه کامل و جامعي به بحث بررسي ضرورت وجودي جشنواره­ها داشته باشد طبيعي است که اگر پرداختن به جشنواره­ها تنها پر کردن بيلان کاري باشد حرکتي بيهوده و تهي قلمداد مي­شود اگر سياست­هاي برگزاري جشنواره­ها به طور کلي چنين سمتي را طي کند صرفاً يک حرکت برنامه پُرکن مي­شود برنامه­اي که در آن هيچ گونه آينده نگري در نظر گرفته نمي­شود اگر جشنواره­ها طي مراحل برگزاري آينده نگري نداشته باشند و هر سال بدون توجه به برنامه ريزي و پژوهش و تمرکز در فعاليت­هاي سال­هاي قبل برگزار شود به تکرار مي­رساند. معمولاً هم در برگزاري جشنواره­ها کمتر به اين موضوع پرداخته مي­شود که 5 سال آينده را نگاه کنند و اهداف خاص بلندمدت را در نظر بگيرند شما همين جشنواره فيلم­هاي مستند و ديني را نگاه کنيد. خوشبختانه پتانسيل­هاي گسترده­اي در برگزاري اين نوع جشنواره­ها ديده مي­شوند اما استفاده از اين پتانسيل قوي و عظيم به نگرش مديران راهبردي و مياني و حتي مديران ارشد فرهنگي و هنري اين دايره برمي­گردد. بايد سعي شود محيطي فراهم شود که دانشجويان رشته­هاي هنري فعاليتشان را نمود دهند و اين شرايط هم با کمک مديران اجرا خواهد شد. اگر بخواهيم اثربخشي جشنواره­ها را بالا ببريم بايد به چند نکته اصلي و اساسي دقت ويژه­اي داشته باشيم. اول اينکه مي­توانيم آثار بزرگ و تأثيرگذار مستندسازان جهان را در قالب يک سري کارگاه­هاي آموزشي خاص براي مخاطبان خلاق و داوطلب نمايش دهيم مقوله بعدي بحث آموزش است که اصلاً جدي گرفته نمي­شود. اين نکته اشکالي ندارد که بتوانيم دغدغه­هاي فردي افراد را نمايش بدهيم. چه بسا که اين دغدغه مي­تواند يک دغدغه­ي جهان شمول باشد اما اين دغدغه­ها با يک سري آموزش­هاي تکنيکي بايد به گونه­اي باشد که بتواند بر روي مخاطب حداکثر اثرگذاري را داشته باشد. بحث بعدي که متأسفانه در بحث جشنواره­ها به شدت جدي گرفته نمي­شود بحث پژوهش است. امروز شاهد اين نکته هستيم که در بحث جشنواره­ها چند اثر تأليفي و در اکثريت اين آثار ترجمه­اي هستند که گوي سبقت را ربوده­اند آثاري که بسيار ضعيف هستند و به موضوعات خاص هم ضعيف نگاه مي­کنند. به نظر مي­رسد اگر فنداسيون جشنواره­ها را روي مباحثي چون آموزش و پژوهش و نمايش تجربه­اي آثار جهان شمول بزرگان هنري جهان پايه ريزي شود شايد بتوان ضرورت ايجاد جشنواره­ها را توجيه کرد اينکه ما يک جشنواره تجربي فيلم برگزار کنيم و از هرکسي که يک دوربين در دست دارد بخواهيم بدون پرداختن به قواعد بازي حاصل تجارب خود را براي نمايش و حتي انتخاب به دبيرخانه ارسال کند يک کار بيهوده و عبث است اگر اينگونه باشد جشنواره­ها تنها دور تکرار مي­زنند و عده­اي هم در اين جشنواره­ها بدون اينکه خودشان بخواهند فيلم ساز مي­شوند که البته اين هم بد نيست. اينکه جوانان به علايق­شان برسند مثبت است اما دانشجوياني که مي­خواهند وارد فضاي سينما و فيلم سازي شوند و الويت هم با اين افراد است از اين جشنواره­ها چه بهره­اي خواهند برد به نظرم بايد از تزها و پايان نامه­هاي اين دانشجويان به طور کامل حمايت شود. حمايت از کساني که سکان­دار اين حرفه خواهند شد به طور کلي پرداختن به موضوع فيلم و سينما دو بعد تئوري و عملي دارد که جشنواره­ها در بحث عملي مي­توانند بسيار اثرگذار باشند.

- شما نقطه ضعف اصلي جشنواره­ها را خلا آموزش و پژوهش برشمرديد. اگر اين کارگاه­ها به صورت ويژه برگزار شود چند درصد از همين دانشجويان شرکت خواهند کرد؟   

نگاه کنيد وقتي يک جشنواره­اي براي سال­هاي پياپي در حال برگزاري است هر سال دبيران اجرائي جشنواره بايد فعاليت­هاي سال قبل اين جشنواره را مورد بررسي قرار دهند به هر حال معني پژوهش چيست؟ مطمئناً چيزي غير از اين نمي­تواند باشد که مديران در يک گروه تلفيقي از تماشاچي، شرکت کننده و اجراکننده جشنواره يک ارزيابي خاص بدست بياورد که در جهت برگزار کردن يا نکردن اين جشنواره در سال­هاي بعدي اثرگذار باشد. اگر در اين جمع بندي توفيقات حاصل شده بالاي 60% بود اجراي اين جشنواره در دوره­هاي بعدي نيز مي­تواند نتايج مثبتي را به همراه داشته باشد که در غير اين صورت برگزاري آن تنها يک دوره تسلسل است. ما هم وقتي جشنواره حقيقت را بررسي کرديم ديديم که به 90% اهداف­مان دست يافته­ايم بنابراين طبيعي است که براي برگزاري جشنواره در سال آينده بودجه نويسي کنيم. اين اتفاق در همه­ي جشنواره­ها بايد اتفاق بيافتد که اگر به حد تعالي نزديک شديم جشنواره برگزار کنيم. البته اشکالي هم که در اين ميان نبايد از آن غافل شد اين است که متأسفانه دبيران اين جشنواره­هاي ما يک دوره خاص کنار گذاشته مي­شوند که اين امر باعث مي­شود که تيم اجرائي جديد کليه سياست­هاي تيم اجرائي قديم را ناديده بگيرد و همه چيز را از صفر آغاز کند اينکه ما در دنيا شاهد اين موضوع هستيم که يک جشنواره 20 سال برگزار مي­ شود و سال به سال هم به اهداف خود مي­رسد و پررنگ­تر مي­شود اين است دبيران جشنواره يک سري سياست­هائي را براي اين جشنواره­ها طراحي کردند و براي دستيابي به آن زمان مشخص کردند و تا اين مديران به آن اهداف طي زمان مقرر دست پيدا نکنند خبري از جابه جائي و برکناري نيست. اگر هم کسي مدتي در جائي بماند و نتواند به سياست­هاي تعيين شده دست يابد و صرفاً حرکت فرهنگي او جنبه­ي آماري و صرف بودجه باشد يک کار عبث فرهنگي و تکرار تلقي مي­شود که متأسفانه  اين مورد در کشورمان به وفور ديده مي­شود دبيران اجرائي اگر هنرشان اين است که طي سه يا پنج سال به عملکرد مناسبي در کارنامه­شان برسند بايد از فرصت­ها با دقت و انرژي بيشتري استفاده کنند مديران ارشد هم نبايد با کوچکترين اشتباه تغيير سياست داده و دبيران را برکنار کنند. اين حرکت يک فرصت سوزي است چرا که تيم جديد کليه فعاليت­هاي تيم قبلي را پاک مي­کند. در جريان­هاي فرهنگي اگر دبيري يک برنامه چند ساله داشت بايد به او زمان داد پس از يک بازده زماني به جمع بندي و ارزيابي فعاليت دبيران و جشنواره بنشينند و حاصل جمع اين نگرش ادامه همکاري يا توقف فعاليت دبيران را همراه داشته باشد. اين حرکت يک حرکت حساب شده و بسيار مهم و سخت است که يک اصل در فعاليت مديريتي مديران ارشد فرهنگي و هنري ما به حساب مي­آيد. از طرفي متأسفانه کمتر جشنواره­اي وجود دارد که دبيرخانه­اي دائم و مستمر و فعال در طول سال داشته باشد اکثر جشنواره­ها، دبيرخانه دو ماه مانده به آغاز جشنواره فعاليت­شان را آغاز مي­کنند و پس از برگزاري جشنواره نيز دبيرخانه تعطيل مي­شود.

- به نظر شما چرا اينقدر تغيير مديريتي در سطح مختلف فرهنگي و هنري داريم؟

اين برمي­گردد به اهداف و سياست­هاي مديران و دبيران ما.

- گفته شما خيلي کلي است.

مسائل و مشکلات پيش روي مديران مياني و دبيران ما دسته­هاي گوناگوني دارد. از مقولات مالي و امکانات فرهنگي شروع مي­شود تا اينکه اين تغييرات در سيستم دولتي اتفاق مي­افتد. ببينيد شما اگر در سيستم دولتي مشغول به کار هستيد بايد آنگونه که سياست­هاي کلي حاکم مي­کند حرکت کنيد به عنوان مثال اسپانسرهاي برگزار کننده يک جشنواره حوزه هنري و ارشاد هستند هماهنگي ميان سياست­هاي فرهنگي اين دو نهاد فرهنگي و هنري اصلاً کار ساده­ اي نيست. روشن نمودن اهداف، بودجه و چشم اندازهاي برگزاري جشنواره با توجه به اينکه هريک از اين دو نهاد فرهنگي سياست­هاي خاص خودشان را دارند اصلاً کار سهلي نيست. مثلاً حوزه هنري هر سال يک مقدار خاصي از بودجه مالي اين جشنواره­ها تأمين مي­کند، سال آينده ممکن است در اين بخش حرفي براي گفتن نداشته باشد مثلاً از نظر يک مدير بالا دست پرداختن هر ساله به بحث جشنواره­ها ممکن است ضرورتي نداشته باشد و يک سال الويت فرهنگي در نشر و چاپ خلاصه شود. به هر حال اين روند دولتي يک روند ثابت و مستمر و پايدار نيست. طبيعي است که اينها توليد مانع مي­کنند.

- معمولاً اين گونه برخوردها در کليه جشنواره­هاي ما نمود عيني دارد؟

متأسفانه تا حد زيادي اينگونه است شما همين جشنواره فيلم­هاي مستند و تجربي را نگاه کنيد اگر به اين جشنواره اهتمام ورزيده شود غوغا مي­شود. مثلاً يکي از برنامه­هاي خاص در زمينه فيلم­هاي مستند مستند طبيعت و انسان از شبکه 4 سيما است. برنامه­اي که ساختار و تکنيک آن انسان را حيرت زده مي­کند اينجا مشخص مي­شود که کار يک مستندساز بسيار سخت است چرا که بايد زواياي پنهان يک اتفاق را براي مخاطب روشن کند برنامه­اي پخش مي­شد از اين شبکه و اين برنامه که در آن معترضين امريکائي توسط انگليسي­ها به اردوگاه­هاي مرگ فرستاده مي­شدند قسمتي اين مستند بازسازي شده بود خوب وقتي نگاه مي­کنيم نمي­توانمي اين تفاوت را درک کنيم که آيا اين صحنه­ها واقعاً بازسازي شده­اند؟ اين تکنيک بالا مرهون سياست­هاي مستمر فرهنگي، پژوهش و آموزش و صرف زمان و بودجه مناسب و آينده نگري خاص در امر هنر است. آيا آنان يک شبه به اين اهداف دست پيدا کرده­اند؟ مثلاً در مستند انسان و طبيعت جنگ ميان انسان و طبيعت و انسان را حيران مي­کند. انسان ماشيني چگونه مي­تواند بر قواعد سخت و سنگين اين طبيعت فايق بيايد و زنده بماند. تکنيک نمايش اين اتفاقات حاصل يک شب و يک اتفاق ساده نيست آيا ما در کشورمان شاهد چنين طبيعت بکري نيستيم؟ آيا ما در کشورمان چنين تکنيکي هم داريم؟ آيا انسان­هاي فداکاري داريم که در اين مسير وقت بگذارند و به يک نتيجه پررنگ برسند؟ متأسفانه هنرمندان ما هنوز پتانسيل­هاي خودمان و کشورمان را نمي­شناسيم؟ اکثراً فکر مي­کنيم اروپا بهشت گمشده­ي ماست. در حاليکه در کشورمان در هر نقطه­ي آن 4 فصل و 4 آب و هوا داريم نشان دادن اين فضا کار کيست؟ آيا کسي غير از يک مستندساز حرفه­اي مي­تواند در اين عرصه قدم بردارد؟ مستندساز اگر هم به فکر برگشت مالي تهيه مستندش است تلويزيون بهترين برگشت مي­تواند باشد.

- که تا به حال چنين چيزي را شاهد نبوده­ايم.

خوب مديران ما بايد فضاها را براي اينگونه فعاليت­ها باز کنند شما فکر مي­کنيد يک فيلم چگونه جهاني مي­شود و رشد و نمو پيدا مي­کند به نظرم راهي جز اين حرکت نمي­تواند موفقيت يک فيلم و فيلمساز را تضمين کند. از طرفي هم شاهد اين هستيم که فيلم­هاي مستند ما در جشنواره­هاي خارجي شرکت مي­کنند و با استقبال خاصي هم مواجهه مي­ شود. متأسفانه برخي از فيلم سازان ما به اين نکته آگاه نيستند که جشنواره­اي خارجي به طور کلي يک نوع ذهنيت خاصي نسبت به کشور ما دارند آثاري هم که براي نمايش انتخاب مي­شوند بازگو کننده همين نقطه ضعف­هاي داخلي ماست. شخص فيلم ساز توقع دارد استقبالي که از فيلم او در اين کشورها طي اين نوع سياست خاص شده است در داخل هم همين اتفاق بيافتد در حاليکه براي يک سند مستندساز نبايد زمان و مکان معني داشته باشد بايد محصولي خلق کند که برآيند زمان­ها و مکان­ها از ديدن و داشتن آن لذت ببرند.

- جناب آقاي فرهنگ در قسمتي از گفته­هايتان فرموديد که بايد آثار بزرگ و ارزشمند جهاني را براي آگاهي بخشي و آموزش در سطح جشنواره­ها نمايش داد. اينجا با يک مشکل فرهنگي روبرو هستيم که بسياري از آثار فرهنگي و قدرتمند و تأثيرگذار جهاني بنا بر اختلاف فرهنگي نمي­تواند به نظر بيننده برسد.

خوب توقع اين نکته نيست که کليه اين آثار براي مردم پخش شوند چون افراد عادي شايد نتوانند آن درک خاص و جامع را از ديدن اينگونه فيلم­ها داشته باشند که البته لازم  به نمايش هم نيست اما براي يک دانشجو که بايد همه چيز را در کلاس همراه با استاد تجربه کند اين يک واقعيت است که بايد اين آثار نمايش داده شود. کساني که در کار هنر هستند بايد تمام اسلوب را کار کنند و با همه­ي تکنيک­ها آشنا شوند اين مسلم است که برخي از اين آثار تنها بايد براي هنرمندان اکران بگيرد هنرمندان امروز ما بايد بدانند که پيشرفت تکنيک­هاي تئاتري و سينمائي ما در کجاست. به نظرم براي کساني که از نظر علمي و اخلاقي ظرفيت پذيرش اينگونه فيلم­هاي اثرگذار تاريخي جهان را دارند بايد اکران اتفاق بيافتد اما اکران عمومي آن را توصيه نمي­کنم. به هر حال الان تلويزيون يک شبکه مجزا براي پخش فيلم و مستند دارد نهادهاي فرهنگي مثل سازمان تبليغات اسلامي و ارشاد هم کار خودشان را انجام مي­دهند چه اشکالي دارد که در جشنواره­ها هم يک بخش اکران خصوصي باشد که اين آثار براي دانشجويان و هنرمندان از نظر آموزشي و پژوهشي نمايش داده شود. کلاً ما در اين بخش اصلاً کار نکرديم و اِلا امروز بايد سينماي حرفه­اي تجربي ما يک بخش در جشنواره بين المللي فجر براي خودش داشته باشد. بايد يک سري کارهائي انجام مي­داديم که نداديم.

- جناب فرهنگ ما در سير تاريخي کشورمان يک پتانسيل عظيم فرهنگي و تاريخي به نام انقلاب 57 و جنگ تحميلي را داريم که مي­توانستيم از اين دو بازه تاريخي عظيم­ترين مستندهاي جهان را خلق کنيم. چرا آنگونه که بايد عمل نکرديم؟

ما اگر تاريخ 150 ساله کشورمان را مي­شناختيم هرگز اينگونه فرصت­سوزي نمي­کرديم اگر تاريخ 150 ساله­مان را مي­ شناختيم امروز بسيار بهتر و بيشتر قدر آب و خاک و هواي اين کشور را مي­دانستيم. اگر تنها از دوره اميرکبير تاريخ­مان را نگاه کنيم فراز و فرودهاي عجيب و غريب کم نداشته­ايم اميرکبيرها، مصدق­ها، مدرس­ها و . . .  تلاش زيادي کردند تا بن مايه انقلاب 57 بدون آنکه خودشان بدانند، ريخته شود در انقلاب 57 هيچ کس حتي جهان هم فکر نمي­کرد که اينگونه پيروز ميدان مردم باشند، چرا که همه چيز در اختيار استعمار بود، کسي فرصت پيدا نکرد تا از اين اتفاق تاريخي مستندي تهيه کند اگر هم فيلم 8 ميلي متري و عکسي بود هم بسيار محدود بود. امروز در بهشت زهرا قسمتي هست براي کساني که در همين خيابان­هاي شهر، خيابان­هائي که محل رفت و آمد بسياري از جوانان امروزي است، جلوي توپ و تانک سينه سپر کردند تا انقلاب 57 به ثمر بنشيند. اگر بخواهيم به اين موضوع کلي­تر نگاه کنيم وضعيت سينماي کشور در اين رابطه فاجعه آميزتر است. ما امروز دو فيلم خوب پيرامون جنگ و انقلاب 57 نداريم حال چه برسد به مستند و غيره. اگر ما بخواهيم انقلاب خودمان را به جوان فردا معرفي کنيم چه محصولي داريم؟ در اين کشور اتفاقات عجيب و غريب و باورنکردني زيادي رخ داده است. سوژه­هاي نابي که تنها مشغول خاک خوردن هستند. يکي از اين اتفاقات تعويض کابينه دولت در زمان قاجار بوده است که در يک بازه 6 ماهه 36 بار کابينه سقوط مي­کند و دوباره کابينه جديد تشکيل مي­شود. از اين دست سوژه­هاي ناب در گذر تاريخي کشورمان کم نبوده است. به نظرم ما بايد شناخت داشته باشيم و اهدافمان را بشناسيم. مستندسازان بزرگ از يک موضوع پيچيده کاري بس ساده و از يک موضوع ساده کاري بسيار پيچيده خلق مي­کنند و ما اينجا در حال فرصت و سوژه سوزي هستيم. يادم مي­آيد زمان رياست جمهوري مقام معظم رهبري ايشان سفري به  کشور کره داشتند کره­اي­ها انقلاب خودشان را با يک گروه 5 هزار نفري به نمايش گذاشتند و اين اتفاق تا به امروز هم در اين کشور اتفاق مي­افتد. اما متأسفانه ما هرکسي را که وارد کشور مي­کنيم به جز نشان دادن آب و هوا و پهن کردن سفره­هاي رنگين کار ديگري انجام نمي­دهيم.                                                                        

 

 

چهارشنبه 19 بهمن 1390 - 11:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری