پنجشنبه 23 آذر 1396 - 20:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

بررسي كارنامه ادبي سعيد بيابانكي در«حكايت شعر»

 

 نشست نقد و بررسي كارنامه ادبي سعيد بيابانكي با نام «حكايت شعر» با حضور اين شاعر و منتقدان و کارشناسان، سيدعلي موسوي گرمارودي و بهروز ياسمي در تالار اوستاي حوزه هنري برگزار شد.

در ابتداي يان نشست، سيدعلي موسوي گرمارودي نوشته‌اي را با عنوان «پريزاده‌ها در شعر بيابانكي» خواند و گفت:«بيابانكي از ميان قالب‌ها و انواع شعري كه از او خوانده‌ايم‌، در دو عرصه غزل و چهارپاره پيوسته برجسته‌تر است. بيابانكي تا كنون پنج دفتر شعر منتشر كرده است؛ «نيمي از خوش»، «پرواز اصفهان - مشهد»، «نه ترنجي نه اناري»، «باغ دوردست» و «سنگچين». بيابانكي در اين مجموعه‌ها دراغلب قالب‌ها از چهارپاره پيوسته تا رباعي و مثنوي، قصيده و غزل و حتا نوعي تركيب و نيز نيمايي شعر دارد؛ اما قلمرو اصلي تاخت و تاز او در دو قالب غزل و چهارپاره است.»

اين شاعر افزود:«موفق‌ترين شعرهايي كه بيابانكي با زبان محاوره سروده، در همين دو قالب غزل و چهارپاره است. يك مثنوي هم به زبان محاوره دارد به نام «بهار خانوم» كه مخاطبان آن نوجوانان‌اند.»

گرمارودي درباره غزل‌هاي سعيد بيابانكي عنوان كرد:‌» پيش از اين در مقدمه‌اي بر مجموعه غزل‌هاي يك شاعر ديگر نوشته‌ام كه «غزل بي‌گمان پريزاد شعر پارسي است» غزل ‌مثل برخي از انواع و قوالب شعر‌، چون قصيده و مثنوي نفس‎گير و نفس‌بر نيست‌. بلندترين غزل در 15 ـ 16 بيت به پايان مي‌رسد. »

او همچنين عنوان كرد:« يك دسته از بهترين شعرهاي سعيد بياباكي غزل‌هاي اوست. من اگر مانند او در عنفوان جواني استادي چون غزل‌سراي بزرگ كشور خسرو احتشامي هونه‌گاني‌، بالاي سر مي‌داشتم و به من راه نشان مي‌داد،‌ هيچ‌گاه جز غزل‌، نوع و قالب ديگري انتخاب نمي‌كردم.»

گرمارودي با اشاره به اين موضوع كه بيابانكي از جهت ريخت و ساخت به سوي غزل نو گام‌هاي تازه‌اي برداشته است، اظهار كرد:« ويژگي غزل نو،‌ معاصر بودن شاعر آن است‌ در بينش و نگرش. از ميان انواع غزل، بيابانكي غزل عاشقانه و آييني مي‌سرايد و در اين غزل‌ها زبان او معاصر است. اگرچه غزل قالبي كلاسيك است؛ اما امروز غزل نو گام به گام قالب‌هاي پويا حركت مي‌كند.»

او افزود:«غزل معاصر را در سير سنوي بايد از شاعران مشروطه آغازيد؛ يعني از بهار‌، ايرج‌ و عارف لاهوتي و سپس رسيد به فرخي يزدي‌، اديب پيشاوري و آن‌گاه به درگذشتگاني چون رهي معيري و پژمان بختياري‌ و بيرياي گيلاني تا برسيم به شهريار، سپس مسعود فرزاد‌، حميدي شيرازي‌، بهزاد كرمانشاهي‌، صاحبكار سهي و به شاعران برجسته‌اي مي‌رسيم كه سايه‌شان بر سر غزل بحمدالله مستدام است؛ چون استاد محمد قهرمان و استاد مشفق كاشاني كه برخي از اين بزرگواران در برخي از غزل‌هاي‏شان تا آستانه غزل نو پيش مي‌آيند.»

موسوي گرمارودي گفت:«در همين دسته برخي از غزل‌هاي اخوان‌، توللي‌، نادرپور‌، منوچهر نيستاني‌، سياوش مطهري و عباس صادقي (پدرام) را مي‌توان در جرگه غزل نو ياد كرد. اما غزل نو را با معناي دقيق‌تر آن بايد در آثار معاصران جست‌وجو كرد: شفيعي كدكني‌، سيمين بهبهاني‌، هوشنگ ابتهاج‌، نوذر پرنگ (در مجموعه «فرصت درويشان»)‌، خسرو احتشامي‌، محمدعلي بهمني، محمد ذكائي، ولي‌الله دروديان، عليرضا قزوه، شهرام وفايي، سعيد يوسف‌نيا، بهمن صالحي، رحمت موسوي، قربان وليئي، فاضل نظري و چند نفر ديگر.»

او در ادامه متذكر شد:« يكي از مؤلفه‌هاي غزل نو در ژرف‌ساخت معاصر بودن به لحاظ بينش و نگرش است. غزل بيابانكي هم شعر به دقيقه اكنون است و نگاه شاعر در آن امروزين است. حتا در غزل‌هايي با محتواي آييني هم به جاي آن‌كه غزل ما را به زمان حادثه ببرد‌، حادثه را به امروز و زمان حال مي‌كشاند.»

اين شاعر با اشاره به ويژگي غزل در روساخت گفت:« در روساخت هم يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي غزل نو‌، اجتناب از تعابير، ‌زبان و بيان قدمايي است. زبان سعيد بيابانكي در غزل، زبان معيار امروز ماست. آن‏قدر كه وقتي در يك مورد به ضرورت حفظ وزن يك تركيب آركاييك مي‌آورد، يعني به جاي «گرفتي» مي‌گويد برگرفتي، به ذوق مي‌زند: «گرد از كتابخانه من برگرفتي و / تاريخ مرده و كهنم بوي گل گرفت».

گرمارودي همچنين گفت:« او گاهي هم برعكس در غزل‌هايي كه به زبان رسمي معيار سروده است، ناگهان يك دو كلمه‌ي محاوره‌يي مثل «درندشت» و «كلاغ‌پر» را به كار مي‌برد: «در اين بسيط درندشت،‌ چون سپيداران/ خوشا در اوج به پابوسي تبر رفتن/ به جرم هم‌قدمي با صف كبوترها / خوشا به خاك نشستن كلاغ‌پر رفتن.»

اين شاعر پيشكسوت خاطرنشان كرد: بيابانكي چهارپاره‌ها و غزل‌هاي بسيار موفقي كلا به زبان محاوره دارد كه برخي از آن‌ها بخصوص چارپاره‌هاي او كه اغلب در اوزان سبك و بحور خوش‌ركاب مثل بحر خفيف يا هزج هستند، ‌در شعر معاصر كم‌نظيرند. «ديگه از انتهاي اين دالون/ صداي تك تك عصا نمياد/ هيچ صدايي تو كوچمون الا / صداي نوحه و عزا نمياد.»

او در ادامه افزود: در قالب غزل هم به زبان محاوره سه غزل از او خوانده‌ايم؛ «رودخانه‌ها» و «زير بارون» از مجموعه «باغ دوردست» و «من و تو» از مجموعه «سنگچين». هرچند بيابانكي در اين غزل‌ها موفق است؛ اما توفيق در هر شعر محدود به قريحه نيست؛ هزار نكته باريك‌تر ز مو اين‌جاست. در غزل به طور اخص اين نكته‌ها باريك‌تر هم مي‌شود. از جمله اين‌كه يك غزل كه به زبان محاوره گفته شده باشد‌، بر فرض كه موفق بيفتد‌، همان غزل اگر به زبان معيار گفته شود‌، موفق‌تر مي‌شود. اين از آن‌روست كه غزل فخيم والا و درخشان‌، زبان محاوره را برنمي‌تابد. زبان غزل حتا در غزل نو كه نخستين ويژگي آن احتراز از كاربرد زبان و تعابير كليشه‌يي قدمايي است‌، همچنان‌كه افراط آركاييسم را تحمل نمي‌كند،‌ تفريط زبان محاوره را برنمي‌تابد.»

او ادامه داد:«علاقه بيابانكي به شعر محاوره، در چهارپاره‌، مبارك و موفق است و در مثنوي مبارك‌تر و موفق‌تر؛ اما در غزل‌، هرچند ناموفق نيست‌، بهتر است تنها به زبان معيار، باشد. زبان غزل نو‌ نه آركاييك است و نه محاوره‌. زبان غزل نو، زبان معيار است.»

گرمارودي همچنين خاطرنشان كرد:« بيابانكي دست كم بايد در غزل خود را از زير نفوذ فضاي زبان و بيان محاوره‌يي، برهاند؛ همان‌طور كه در غزل‌، خود را از زير نفوذ تعبيرات ايلي در زبان و بيان غزل خسرو احتشامي رهانده است.»

اين شاعر درباره چهارپاره‌هاي سعيد بيابانكي عنوان كرد:«‌ اين قالب شعري كه در ادب ما آن را چهارپاره ناميده‌اند و نوع خاص قافيه‌بندي آن را قافيه چليپا ناميده‌اند، تا آن‌جا كه من مي‌دانم، از ابتكارات ملك‌الشعراي بهار است. بعد،‌ شاعران نسل‌هاي پس از بهار همچون توللي و نادرپور طبع خود را در آن آزموده‌اند. بيابانكي هم در اين قالب شعرهاي موفقي دارد مانند شعر «ايستگاه بعدي.»

او ادامه داد:« گرچه دو سه اشتباه در ميان بيش از يك‌صد شعر در حكم معدوم است؛ اما در صفحه 50 مجموعه «سنگچين» در مصراع: «اين‌جا به سنگ‌ها گره خواهد بست»،‌ به ضرورت وزن،‌ خواننده شعر ناچار است‌، هاي ملفوظ گره را‌ مثل‌ هاي غيرملفوظ بخواند و اين كار از مجوزات و اختيارات شاعري نيست.»

در ادامه اين مراسم، بهروز ياسمي با اشاره به آشنايي خود با سعيد بيابانكي عنوان كرد:« من از سال 1369 با سعيد بيابانكي آشنا هستم و 21 سال است كه ما به واسطه شعر به هم متصل هستيم. ما از كنگره‌هاي دانشجويي و جشنواره‌ها در كنار هم بوده‌ايم و به نظرم بيابانكي دو خصيصه كلي دارد؛ يكي اين‌كه او شاعري حرفه‌يي است؛ يعني كار ديگري نمي‌كند و تنها شعر مي‌گويد. اين خصيصه مهم است كه او وقف شعر شده است. و ديگر اين‌كه شعر او مردمي است. او شعرش را از اجتماع سفارش مي‌گيرد. شاعران هميشه در برج عاج نشسته‌اند و از ديدگاه خود براي اجتماع شعر گفته‌اند؛ ولي اين شيوه در ديدگاه اين شاعر نيست.»

اين شاعر افزود:«‌بيابانكي به لحاظ ريشه‌اي كه در سنت‌ها دارد، براي وقايع اجتماعي شعر مي‌گويد. اين شاعر ابايي ندارد كه اولين كسي باشد كه به وقايع اجتماعي واكنش نشان مي‌دهد.»

ياسمي اساس كار بيابانكي را غزل‌هاي او خواند و گفت:« ما وارث آدم‌هاي بزرگي درغزل هستيم. شوخي نيست كه كسي در اين قالب مدعي شود. غزل شناسنامه ما ايراني‌هاست و به نظر من اين قالب بايد ثبت ملي‌ شود؛ چون تمام خاطرات اين ملت در غزل ثبت شده است و نيازي به واكاوي اين ملت نيست و فقط كافي است غزل‌هاي اين ملت را بخوانيم. بنابراين سخت است كه امروز شاعري در اين قالب مخاطبش را حفظ كند.»

او همچنين عنوان كرد:«غزل به نوزايي خود ادامه داده است و با وجود اين‌كه ساختار مشخصي دارد، معلوم نيست اين نوزايي از كجاست. در حوزه ادبيات حيرت‌آورترين متن ادبي غزل است كه انعطافي حيرت‌آور دارد. در كار بيابانكي مضمون و زبان با هم حركت مي‌كنند و دو عنصر برجسته كه در غزل‌هاي بيابانكي بسامد زيادي دارد، اسلوب معادله و بازسرايي مفاهيم قديم به شكل امروزين است.»

ياسمي با اشاره به وجه آييني و ديني در شعر سعيد بيابانكي گفت:«در همه شعرهاي او حتا شعرهاي عاشقانه رد مذهب در ذهن شاعر ته‌نشين شده است. ما تا جنگ، مرثيه‌ي عاشورا را در شعر شاعران داشتيم؛ اما جنگ وجه حماسي را به شعر عاشورا اضافه كرد. »

او درباره طنز در شعر سعيد بيابانكي اذعان كرد:‌» طنز پيچيده‌تر از اين حرف‌هاست كه در شعر بيايد. طنز بيابانكي طنز مضمون نيست؛ بلكه طنز با شعر جدايي ندارد. سعيد طناز است؛ طنز او آن‌قدر شيطنت مي‌كند كه در كارهاي جدي هم خودش را نشان مي‌دهد. او طنزي فاخر را در شعرش مي‌آورد، حتا آن زمان كه او طنز مي‌گويد،‌ طنز از تجربه برمي‌آيد.»

ياسمي درباره ترانه‌سرايي سعيد بيابانكي تصريح كرد:‌»ترانه‌سرايي بيابانكي متعلق به اكنون نيست كه پول در ترانه‌سرايي‌ است؛ بلكه او از سال‌ها پيش ترانه مي‌گفت.»

اين پژوهشگر همچنين عنوان كرد:‌»جامع‌الاطراف بودن از ويژگي‌هاي شاعر امروز است. اگر كسي مي‌خواهد شاعر باشد، بايد دغدغه‌ها در او تنيده شده باشد. طنز‌، ترانه‌، شعر آييني‌، غزل و چهارپاره جزو تاروپود شاعر است. »

در پايان اين مراسم، سعيد بيابانكي خاطراتي از شاعري خود را براي حاضران بيان كرد و چند شعر خواند.

 

 

 

چهارشنبه 19 بهمن 1390 - 10:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری