شنبه 28 مرداد 1396 - 6:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

«پت و مت»هايي که قبله عالم بودند

 

 گفتگو با:  کوروش علياني درباره انتشار سه کتاب تازه اش

 

خيلي راحت پذيرفت که با هم گفت‌وگو کنيم. انگار درست سرِ به زنگاه رسيده بودم. مي‌خواستم دربارة سه کتابي که براي انتشار به سورة مهر سپرده بود با او گپ‌و‌گفت کنم؛ درستْ در زماني که مشغول امضاي قرارداد انتشار کتاب‌ها بود. کورش علياني مجري شناخته‌شده‌اي است. او را بسيار از قاب جعبة جادويي ديده‌ايم. وبلاگ‌نويس‌ کهنه‌کاري هم است. شايد همين سروکارش با دنياي مجازي است که قلم او را متفاوت کرده است. موضوع کتاب‌هايش هم تا حد زيادي از کتاب‌هاي هم‌رديفش متفاوت است. گپ‌وگفت با اين نويسنده را دربارة کتاب‌هاي در حال انتشارش در سورة ‌مهر بخوانيد.

گويا شما سه کتاب براي انتشار به سورة مهر تحويل داده‌ايد. دربارة اين کتاب‌ها توضيح مي‌دهيد؟ و اينکه عنوان اين سه کتاب چيست؟

اولين کتابم «يادداشت‌هاي پاي پنجره» است. اين کتاب دربارة يک سري يادداشت دربارة رژيم صهيونيستي است. بيشتر سعي کرده‌ام اخبار روز را دنبال کنم و هر کدام از اين خبرها را که حواشي و زواياي پنهان داشتند، انتخاب کرده و درباره‌شان يادداشت نوشته‌ام. اين يادداشت‌ها مي‌تواند براي خواننده جالب باشد؛ هم به لحاظ اينکه خوانندة آن خبر خاص را شناسايي مي‌کند و هم بدين سبب که اطلاعاتي عمومي دربارة اسرائيل - که هميشه دربارة آن حرف زده مي‌شود و چيزي هم دربارة آن نمي‌دانيم، به دست مي‌آورد.

اين کتاب چند صفحه است؟

 حجم اين کتاب با توجه به اينکه تصويرسازي هم خواهد شد نزديک 150 صفحه است.

و کتاب بعدي؟

کتاب دومم با نام «ولگردي در کوچه‌هاي زبان» يادداشت‌هايي است درباره پديده‌هاي زباني. سعي کرده‌ام در هر کدام از اين يادداشت‌ها، پديده‌هاي زبان فارسي را با ديد علمي بررسي کنم. البته، در زمينة زبان اختلاف نظر وجود دارد. به طور خاص زبان‌شناسان بيشتر به ويژگي‌هاي زبان‌شناختي زبان نگاه مي‌کنند. ولي واقعيت اين است که زبان نه ابزار تزيين است و نه به مکتوبات محدود مي‌شود. زبان بيش از اينکه ابزار تزيين و مکتوب باشد ابزار ارتباط انساني است. اين ارتباط انساني خيلي خيلي گسترده‌تر از اين مفاهيم است. مثلاً اينکه هر روز شما دوستتان را مي‌بينيد و مي‌گوييد: «سلام حالتان چطور است؟» مي‌گويد: «خوبم...» و ممکن است دوست شما اصلاً حالش خوب نباشد، ولي با اين جملة «خوبم»، وضع روحي‌اش را انتقال نمي‌دهد. بنابراين، ما فقط مفاهيم را انتقال مي‌دهيم. لذا، اين جملات از معنا تهي است و فقط کارکردي اجتماعي دارد. اين را زبان‌شناسان به رسميت نمي‌شناسند و ملاک را زبان مکتوب و زبان گذشته مي‌گيرند. زبان معيار را ملاک قرار مي‌دهند. تصوري حاکم است که زبان معيار به عنوان معيار زبان دانسته مي‌شود - که اين تصور درست نيست. ما زبان معيار داريم ولي زبان معيار برآيند جامعه است و اصلاً به اين معني نيست که معيار زبان است.

بنابراين، به نظر شما، زبان معيار چيست؟

اصلاً اين سؤال را مي‌شود مطرح کرد که زبان به معيار نياز دارد؟ اينکه شما به چه قسمي از زبان نگاه کنيد مهم است. اگر شما زبان را به عنوان ابزار نگاه کنيد، ابزار به معيار نياز ندارد. ابزار به مهارت نياز دارد. شما هيچ وقت نمي‌گوييد اين خودکار غلط است. شما مي‌گوييد مي‌توانيد با اين خودکار بنويسيد يا نه؟ يا مي‌گوييد اين خودکار براي نوشتن مناسب است يا نه؟ اين خودکار است يا قاشق؟ هيچ وقت غلط و درست دربارة آن نمي‌گوييد. بنابراين، به معيار نياز نداريد. بلکه به مهارت نياز داريد. زبان نه يک ابزار، بلکه سامانه‌اي از سامانه‌هاست. زبان مجموعة بزرگي از ابزارها را به ما مي‌دهد. بنابراين، ما به معيار نيازي نداريم. بلکه به ساختن آن و استفادة ماهرانه از آن نياز داريم.

درباره کتاب سومتان هم توضيح مي‌دهيد؟

اسم موقت کتاب سومم «همينه» است. شما با شنيدن يا خواندن اسم اين کتاب بايد دستِ‌کم به ياد «پت و مت» بيفتيد. چيز عجيبي که در دنيا وجود دارد اين است که «پت و مت»هايي در جاي جاي اين دنيا وجود دارند که بر مردم حاکم مي‌شوند و پوست مردم را مي‌کَنند که به اين‌ها مي‌گويند شاه و هيچ روال منطقي هم حاکم نيست که شاهي بيايد حاکم بر مردمي شود و بعد شما که رعيت باشيد جز رنج و محنت چيزي حاصلتان نيست. و اگر هم که دور و بري شاه باشيد که خوش‌شناس خواهيد بود. اما اين چنين نباشيد و بتوانيد از اين شاه يک فاصلة تاريخي بگيريد جز خنده چيزي نمي‌بينيد. طنز خوب، که هزل و هجو نباشد، خصوصيت مهم آن اين است که موقعيتي را توصيف مي‌کند که اگر در آن موقعيت قرار داشته باشيد، درد خواهيد کشيد و اگر بيرون از آن باشيد و آن را ببينيد، قاه قاه به آن مي‌خنديد. شما اگر جاي چارلي چاپلين باشيد و زمين بخوريد، درد مي‌کشيد، اما از پشت دوربين که به زمين خوردن او نگاه کنيد خنده‌دار است. مثل ِخنديدن به آنچه در دوران مختلف بر تاريخ کشورمان گذشته.

مثلاً چه دوره‌اي؟

اولين دوره دورة صلاح‌الدين ايوبي است. به سبب بلاهتي که در جنگ‌هاي صليبي بود. اين بلاهت که از آن سر دنيا آمدند اينجا که يعني ما اينجا حقي داريم. بعدي، سلطان محمد خوارزم‌شاه است. کسي که لطف کرد و پاي چنگيزخان را به کشور ما باز کرد. بعدي، خود چنگيزخان و بعدي پسر سلطان‌محمد است که مي‌توانست نسبت به پدرش لايق‌تر باشد، ولي نشد که بشود. بعدي، جناب شاه‌شلطان حسين است که ما خيلي از ايشان ممنون هستيم. ايشان هر نوع کاري کردند که اين کشور به غارت برود. بعد از شاه‌سلطان حسين داستان به سمت نادرشاه افشار مي‌رود، سپس محمدشاه و آخرين هم ناصرالدين‌شاه است که اين بحث ما تمام مي‌شود و من به بقية شاهان خاندان قاجار و رژيم پهلوي نپرداخته‌ام.

چرا؟

درواقع، تصورم اين است که هنوز موقع خنديدن به آن‌ها نرسيده است. بحث‌هاي مربوط به آن‌ها هنوز داغ است. ما هنوز درگير اين هستيم که مشروطه تا کجا و مشروعه تا کجا؟ ما هنوز درگير اين هستيم که سلسلة پهلوي از کجا آمد؟ هنوز در مورد 28 مرداد دچار ابهام هستيم. هنوز وقت خنديدن به آن‌ها نرسيده است. راستش را بخواهيد به ناصرالدين‌شاه که رسيدم عصباني شدم و نتوانستم بخندم. زيرا من هم در اين دوران و مضرات آن ذي‌نفعم. ديگر نمي‌توانستم بلاهت اين‌ها را هم تحمل کنم و بخندم.

و سؤال آخر اينکه چرا يک‌باره سه کتاب را براي چاپ به يک ناشر داده‌ايد؟

اينکه چرا هم‌زمان سه کتاب به سورة مهر داده‌ام انگيزه اي است کاملاً شخصي که گفتنش به نظرم خوب نيست. ولي اينکه چرا سورة مهر را انتخاب کردم دليل دارد؛ به هر حال، براي هر نويسنده‌اي که مي‌خواهد کتاب منتشر کند چند چيز مهم است: اول اينکه کتاب ظاهر زيبايي داشته باشد. من هميشه از فيزيک کتاب‌هاي سورة مهر راضي بوده‌ام و از اين روند رو به رشد هم رضايت دارم. از نحوة توزيع آن هم راضي‌ام. بالاخره هر نويسنده‌اي دوست دارد کتابش توزيع و خوانده شود. سومين چيزي که از اين‌ها مهم‌تر است درآمد اثر است و، به نظرم، سورة ‌مهر ناشر منصفي است. من کاري را نزد ناشري بردم و بعد از مدت‌ها معطل شدن، گفتند که کتاب را منتشر مي‌کنند ولي در آن قرارداد ذکر شده بود که نويسنده ده چاپ اول را به ناشر بدهد. در مقايسه با چنين رفتاري سورة مهر را ناشر منصفي مي‌دانم.

 

 سيد محمد طباطبايي  

 

سه‌شنبه 18 بهمن 1390 - 14:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری