سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 7:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

بابك راكخواه

 

پيام آيت الله جوادي آملي به ششمين مراسم تكريم چهره هاي قرآني

 

با توجه به برگزاري ششمين مراسم تكريم چهره هاي قرآني به‌همت سازمان دارالقرآن الكريم وابسته به سازمان تبليغات اسلامي كه جمعه 14 بهمن در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد، پيامي ازسوي حضرت آيت‌الله جوادي آملي صادر شد كه در پي مي‌آيد.

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

 مقدم حضار بزرگوار كه در جهت اجلال قرآن‌پژوهان و حافظان و مفسران و علاقه‌مندان به قرآن و عترت حضور پيدا كرديد گرامي مي‌داريم، و از سازمان دارالقرآن حق‌شناسي مي‌كنيم، و از سازمان محترم تبليغات كه همة اين بركات زير مجموعه اين سازمان وزين است حق‌شناسي مي‌كنيم، از همه بزرگواراني كه در احياي نام حق به وسيله قرآن و عترت تلاش و كوشش كرده و مي‌كنند سپاسگزاري ‌داريم، از خداي سبحان مسئلت مي‌كنيم همگان را مشمول ادعيه زاكيه ولي عصر(عج) قرار بدهد سعي همه مشكور باشد. به بركت كوشش امام و خون‌هاي پاك شهدا، اين عزيزان بتوانند دَين خودشان را به قرآن و عترت به‌خوبي ادا كنند و جامعه اسلامي را در سايه اين دو وزنه وزين هدايت كنند و به مقصد كامل برسانند.

 نكاتي كه در محفل شما عزيزان قابل طرح هست اين است كه براي قرآن و همچنين براي عترت معارف فراواني ياد شده است. اما برجسته‌ترين معرفتي كه و اثري كه دراينجا قابل طرح است در شرايط كنوني يعني بيداري اسلامي خاورميانه اين است كه خداي سبحان فرمود در وحي آسماني، فيه ذكر كم يعني اگر بخواهيد نامور شويد نام‌آور بشويد نامي پيدا كنيد در جهان، به وسيله علوم وحياني است.

 آنچه كه خاورميانه را بيدار كرده است و ان شاء‌الله به‌ مقصد مي‌رساند در سايه توجه به قرآن و عترت است. زيرا براساس رهنمود قرآن انسان تنها به خداي سبحان متّكي است. انسان فقير هست اما فقير الي الله، هم بايد فقر خود را درك كند، هم بايد غناي الهي را درك كند، هم در سايه رهنمود قرآن و عترت اين فاصله فقر و غنا را به وسيله ارتباط الهي برقرار كند، كه خود را مستغني كند. گرچه كسي غني نمي‌شود، غني يعني بي‌نياز، فقير يعني نيازمندي كه عامل رفع نياز را ندارد، و مستغني يعني كسي كه نيازمند هست ولي چيزي كه نياز او را برطرف كند دارد. بشر ذاتاً فقير است، در سايه فيض الهي مي‌تواند مستغني بشود، ولي غني شدني نيست (غني يعني بي نياز و اين وصف ممتاز خداي سبحان است)

 اگر جامعه بخواهد نامور بشود و نام جامعه اسلامي برترين نام باشد (نه برتري ملكي بلكه برتري ملكوتي) بايد در سايه قرآن و عترت باشد. چون خدا فرمود فيه ذكركم.

 اين ذكر يك وقتي است لفظي است مثل تسبيحاني كه مي‌گوييم صلواتي كه مي‌فرستيم و مانند آن، يك وقت ذُكر است ،يعني يادآوري است، اين تصور اين معنايي ،درك مفاهيم قرآن و اعتقاد به آنها و عمل به آنها، اينها هم ذكر است و هم ذُكر، يك وقت است كه قرآن فرمود ذكركم يعني شما نامو‌ر مي‌شويد صاحب نام مي‌شويد،

 

 

 اين كه از وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله الاف التحيه و الثناء) نقل شد ، الاسلام يعلوا و لايعلي عليه به‌ما دو مطلب را مي‌فهماند، يكي اينكه هرگز خود را برتر ندانيد. و دوم هم اينكه هرگز در برتري اسلام غفلت نكنيد. آنچه كه بالاست دين خداست و كلام خدا و دين الهي، وگرنه بشر همان بشر فروتن و متواضع است، فرمود نام شما از آن جهت كه مسلمانيد بالا مي‌رود. آن وقت نه استكبار،‌ نه صهيونيست طمع در شما نمي كند،

 براي اينكه جامعه اسلامي صاحب شرف و نام بشود بايد قولش قول سديد باشد. از قول شديد كاري ساخته نيست انسان اذكار را بلند بگويد با فرياد ذكر را بيان كنيد اين به جايي نمي‌رسد، ما را به قول شديد دعوت نكردند، ما را به قول سديد دعوت كردند، قولوا قولاً سديداً ، حرف مستدل، مبرهن، برهاني، علت‌پذير، قول سديد است كه سد است هم آب را نگه مي‌دارد و هم جلو تهاجم يأجوع و مأجوج هر عصري را مي‌گيرد. وگرنه فرياد كشيدن با صداي بلند ذكر گفتن، از اينها كاري ساخته نيست قولوا قولاً سديداً نه شديداً. قول سديد باعث آن است كه جامعه اسلامي همانند سد مي‌شود. و براي اينكه جامعه نامور بشود و صاحب نام بشود يعني نام اسلام بالا بيايد، نه اينكه مسلمانها بخواهند برتري خود را ازآن جهت كه بشرند ثابت كنند، اين بايد طوري باشد كه اين قول سديد يعني در رفتار و گفتار و نوشتار و اينها تجلّي داشته باشد.

 در قرآن‌‌كريم براي اينكه جامعه را نامور كند وليجدوا فيكم غلظه اين وليجدوا امر غايب است .يعني آنها دشمنان شما، مخالفان شما حتماً بايد در شما ستبري را احساس بكنند. مستحضريد دشمنان ما علم غيب ندارنديك. چشم غيب و درون بين ندارند دو .گوش غيب شنوا ندارند سه. ولي به صورت امر غايب خدا فرمود آنها حتماً بايد در شما ستبري را حس بكنند .وليجدوا يعني حتماً بايد بيابند. يك وقت است كه در ميدان مبارزه است، خداي سبحان و رسول گرامي(عليه و علي اله الاف التحيه و الثناء) دستور مي‌دهد. يا ايها النبي جاهد الكفار و المنافقين واغلظ عليهم در صحنه مبارزه مردم موظفند با غلظت و خشونت رفتار بكنند. چون ميدان جنگ ميدان آهن است، ميدان خشونت است. يك وقت است كه در ميدان جنگ نيست ،پشت صحنه جنگ است. ولي براي اينكه بيگانه طمع نكند و تهاجم را در سر نپروارند، حتماً شما بايد ستبر باشيد كه آنها ستبري شما،‌ استقامت شما، قدرت و توانمندي شما را بيابند وليجدوا فيكم غلظه.

 اگر جامعه‌اي خدا ناكرده در صحنه حاضر نبود يا جامعه‌اي خداي ناكرده اختلاف داشت، يا جامعه‌اي از نظر مسائل علمي تهي مغز بود، يا جامعه‌اي از نظر اعداد سلاحهاي لازم دستش تهي بود، اين جامعه ستبر و نيرومند و غليظ نيست.وقتي ستبر و نيرومند و غليظ نبود دشمن در باره آنها احساس غلظت نمي‌كند، وقتي دشمن احساس غلظت نكرد ممكن است به خودش اجازه تهاجم بدهد.

 بنابراين، اين گونه از محافل، كار سازمان دارالقرآن ،كار سازمان تبليغات اسلامي و مراكز قرآن‌پژوهي ديگر اين است كه جامعه را ستبر و محكم بكند، طوري كه دشمن حتماً جامعه اسلامي را جامعه نيرومند ببيند، وقتي جامعه را نيرومند ديد طمع نمي‌كند، الان هيچ كس به اين فكر نيست كه با بيل و كلنگ و امثال اينها به جنگ قله بلند دماوند برود و آن را ويران كند زيرا قله دماوند قابل تسخير نيست، قرآن فرمود سلسله جبال باشيد،‌ طوري كه دشمن در شما طمع نكند حتماً ستبريي شما را احساس كند.

 اين كه مي‌بينيد گاهي عزيزان دانشگاهي ما را كه در نيروي هسته‌اي تلاش و كوشش مي‌كنند شهيد مي‌كنند، يا ساير رزمنده‌ها را به شهادت مي‌رسانند، يا ساير علما و روحانيون و مسئولان را به شهادت مي‌رسانند، يا درصدد به شهادت رساندن آنها هستند، براي اينكه آنها نيروهاي قدرت بخش جامعه هستند ، اينها ستون فقرات يك ملت‌اند، بنابر اين قرآن‌كريم اين دستور را به ما مي‌دهد كه وليجدوا فيكم غلظه. چون امر غايب است و به آنها دستور مي‌دهد. آنهايي كه به خدا و قيامت و قرآن معتقد نيستند بازگشت چنين فرماني به جامعه اسلامي است.

 

يعني شما حتماً بايد طوري باشيد كه دشمن در شما طمع نكند، هم از نظر اعتقادي،‌ هم از نظر اخلاقي، هم از نظر طهارت دست و پا، كه مبادا خداي نكرده در بين شما سخن از اختلاس و سخن از سرقت و سخن از كم‌فروشي و گران‌فروشي و بد اخلاقي راه پيدا كند،‌ سخن از جهل علمي و جهالت عملي راه يابد. وگرنه در همه اين صورت هاي ياد شده دشمن در شما آن غلظت و استواري را ا حساس نمي‌كند.‌

 مطلب بعدي عمده آن است كه انسان بعد از مرگ هم صاحب نام باشد، و كسي صاحب نام است كه انبيا به ياد اويند، اوليا به ياد اويند، با انبياء محشور مي‌شود، با اولياء محشور مي‌شود، حشر با انبياء به اين است، كه با كتاب آسماني مأنوس باشيم. حشر با اولياء به اين است كه با عترت پيوند ناگسستني داشته باشيم. آنجا اگر كسي مذكور بود يعني نامدار بود و صاحب نام بود به مقصد مي‌رسد و روح و ريحان نصيبش مي‌شود.

 بنابراين كوشش مسئولان محترم دارالقرآن و ساير قرآن‌پژوهي و قرآن‌پژوهان اين است كه جامعه را صاحب نام بكنند ،آن گاه آن آثار ديگري كه فرمود. اذكروني اذكركم مطرح مي‌شود ،يا اذكروا نعمتي التي انعمت عليكم مطرح مي‌شود، و يا اعدوالهم ما استطعتم من قوه، مطرح مي‌شود ولي بايد بدانيم كه اين سفارش مخصوص يحيي شهيد و زاهد سلام‌الله عليه نيست، كه خداوند فرمود ،يحيي خذالكتاب بقوه، الان هم خداي سبحان به همه ما مي‌فرمايد يا ايها الذين امنوا خذوا القرآن بقوه ،و چون قرآن از عترت جدا نيست و عترت هم هماهنگ با قرآن است يعني خذوا الثقلين بقوه .وقتي از وجود مبارك امام صادق سلام‌الله عليه سئوال كردند اين كه خدا فرمود خذوا مااتيناكم بقوه، بقوه الابدان ام بقوه القلوب؟ حضرت فرمود : بقوه الا بدان و بقوه القلوب، يعني هم با ابزار مادي و بدني و هم با معرفت صحيح و راستين عقلي و قلبي، خذوا مااتيناكم بقوه القلوب خذوا ما اتيناكم بقوه الابدان، هم صحنه مبارزات بدني‌تان بايد قوي باشد و هم جبهه فرهنگي‌تان بايد نيرومند باشد، حرفهاي سست، قصه‌هاي بي‌دليل، خوابها و مانند آن اينها أخذ بقوه نيست، هرگز حرفهاي غيرمعقول، غيربرهاني، غيراستدلال، اخذ بقوه نيست، با خواب و امثال خواب كسي بخواهد قران و عترت را از خود راضي كند اين چنين نيست. فرمود خذوا ما اتيناكم بقوه و از قرآن ناطق، وجود مبارك امام صادق (صلوات‌‌ا لله و سلامه عليه) سئوال كردند ام بقوه القلوب ام بقوه الابدان؟ فرمود بقوه القلوب و قوه الابدان .

 مجدداً مقدم شما ميهمانان بزرگوار را گرامي مي‌داريم و سعي بليغ سازمان دارالقرآن و همچنين سازمان تبليغات مشكور باشد. ان‌شاءالله ،و محصول كار شما به عنوان بهترين هدية نثار روح امام راحل و شهداي انقلاب و جنگ مخصوصاً شهداي دهه فجر به بهترين وجه اهداء بشود، و حشر همه شما بزرگواران مخصوصاً پيشكسوتان و عزيزاني كه در اين راه تلاش و كوشش بيشتري كرده و مي‌كنند با صاحب قرآن و با دودمان طه و يس، خاندان پيغمبر عليهم الصلوه و عليهم‌السلام باشد .

 

سه‌شنبه 18 بهمن 1390 - 12:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر