جمعه 2 تير 1396 - 16:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

خودشناسي هنرمندان زمينه ساز آينده نگري­شان است

 

 

گفتگو با مهدي حاجي محمدي فريماني

 

  «جهان در حال حرکت و تغيير است و به گواهي تاريخ کساني در تاريخ در اين مقاطع مي­توانند آينده را به نفع خودشان رقم بزنند که بيدار باشند و حوادث را به سمت و سوي آرمان­هاي خود جهت دهي مي­کنند. جشنواره هنري ايران 1404 بهانه­اي است تا هنرمندان آينده مطلوب خود را براي مردم ترسيم کنند و ملت را براي رسيدن به آن تهييج کنند. اگر بيداري ملت­ها و به خصوص جهان اسلام و نيز به بن بست رسيدن جهان ليبرال دموکراسي از عوامل اساسي اين تغيير بدانيم قطعاً مردم ايران و انقلاب اسلامي در آن نقش اساسي خواهند داشت. مردم ايران به دليل گذشته پرافتخارش در شکل گيري تمدن اسلامي و نيز فداکاري­هايشان در راه اندازي نهضت بيداري اسلامي استحقاق آينده­اي باشکوه و افتخار آميزي را دارند. اما اين آرزوها هنگاميکه تحقق پيدا مي­کند که متکي به اراده­هاي قوي و همت بلند آحاد ملت باشند. هنرمندان ما به عنوان چشمان بيدار جامعه بايد موانع سر راهشان را بشناسند و با آنها مبارزه کنند. علاوه بر دشمن بيروني که سر راه آرزوهاي اين ملت است و آرزوي ذلت و نابودي ما را دارد برخي از کژ­ي­هاي رفتاري و اخلاقي نيز از ديگر موانع داخلي براي رسيدن به اين اهداف است که با هوشياري هنرمندان عرصه فرهنگ و هنر و مديران مدبر و کارآمد حل و فصل خواهد شد.»  

مهدي حاجي محمدي فريماني از هنرمندان صاحب نام حوزه گرافيک با بيان اين مطالب اضافه مي­کند: «باور من اين است که هرکسي بتواند در جايگاه انساني خود به يک کمال فردي برسد به طور حتم در آينده نيز مي­تواند زمينه ساز ايجاد همدلي ميان افراد جامعه خود نيز باشد.» فريماني متولد سال 1348 شاهرود است وي ليسانس گرافيک و فوق ليسانس نقاشي از دانشگاه­هاي هنر و تربيت مدرس را دارد همچينين وي عضو واحد گرافيک حوزه هنري، انجمن صنفي طراحان گرافيک ايران، عضو انجمن خوشنويسان ايران، مدرس دانشگاه­هاي شاهرود و شهيد رجائي نيز مي­باشد. داوري جشنواره 1404 بهانه ما براي ورود به مبحث بود:

 

- ضرورت برگزاري جشنواره 1404 از نگاه شما چيست؟

پايه و اساس اين حرکت بسيار جالب و استوار بوده است چنانچه در کشورهاي صنعتي و پيشرو مي­توانيم نظاره­گر اين موضوع باشيم که هنر هميشه براي اين کشورها يک وسيله پيش برنده بوده است. در دوره­هاي زماني مختلف در کشورهاي گوناگون اين داستان­ها و رمان­ها و قصه­هاي فاخر ادبي بودند که فرهنگ را جهت دهي مي­کرده­اند و اثرگذاري خاصي بر روي توسعه اين کشورها داشته­اند. پس هنر نقش اساسي در اين ميان دارد به طور کلي هنر و پيش بيني هنري آينده هر فضائي يک حس اميدواري و حرکت توليد مي­کند. چنانکه به نظر مي­رسد برگزاري جشنواره ايران 1404 همين هدف را دنبال مي­کند هميشه هنرمندان ما از اينکه بيش از 2700 سال سابقه تاريخ هنري و فرهنگي بر سر اين مملکت سايه افکنده است احساس غرور و فخر مي­کردند اکنون اين وظيفه و فضا به دست خود اين افراد سپرده شده است که تصويري از آينده فرهنگي و فکري و هنري ايران ترسيم کننده و مايه غرور فخر آيندگان شوند. برگزاري اين قبيل جشنواره­ها حس اميد و بيداري را در جامعه توليد مي­کند به نظر اين حرکت يک حرکت مثبت است اما چگونگي برگزاري اين قبيل برنامه­ها جاي بحث دارد.

- به نظرتان تأثيرپذيري از مقولات هنري بستگي به شرايط زمان و فضاي خاص اقتصادي و سياسي حاکم ندارد؟

بحث خوبي مطرح کرديد. به نظرم اين گفته شما تا اندازه­اي صحيح است به هر حال هر اثر هنرمندي چه سفارشي و غيرسفارشي براي اثرگذاري بالا بايد خود را از اين شرايط دور نگه دارد هرچند تأثيرپذيري از اين فضا امري غير قابل اجتناب است. هنرمند هنرش داراي دو بخش متفاوت است. به هنر هنرمند بايد از دو جنبه­ي ارزشي و مادي نگريست. به هر حال شايد شرايط اقتصادي امروز شرايطي فراهم کرده که هنرمند از نظر اقتصادي هميشه گله مند است اما در دوره­هاي مختلف هنري اين کشور هنرمنداني بودند که بهائي بيش از مباحث مادي براي هنرشان قائل بوده­اند. هنرمندي که تنها به ماديات بيانديشد هرگز نمي­تواند اثري اثرگذار خلق کند.

- اين دوره­ها مربوط به چه زماني مي­شود؟

اگر دهه 40 يا 50 به قبل را در نظر بگيريد اين گونه رفتارهاي خاص هنري بسيار پررنگ­تر بوده است. بيشتر عشق به خود هنر مطرح بود و درگيري مادي بسيار کمتر بود. در قديم مردم هم بهائي که به هنر هنرمند مي­دادند بيشتر از امروز بود. شايد تأثيرات تکنولوژي بر زندگي مردم اين بوده است که نگاه مردم دور از هنر و هنرمند است به هر حال اين نوع فضاسازي­هاي هنري و بسترسازي به نوعي براي آينده هنري و فرهنگي کشور يکي از واجبات و اصول محسوب مي­ شود اما هنرمند هم در اين ميان جدا از مباحث مادي بايد چند نکته ديگر را هم در نظر بگيرد. امروز هنرمند متأسفانه خودش را فراموش کرده است. هنرمند شناخت مناسبي از خودش ندارد. در همين جشنواره ايران 1404بحث داوري بخش­هاي گرافيک و کاريکاتور به عهده بنده و دو تن از اساتيد بزرگ هنري کشورمان بود. از 90% آثار رسيده به اين بخش­ها شاهد اين نکته بوديم که هنرمند حتي سعي کرده است امضاء اثر را لاتين کار کند. تکنيک­ها و اصول کاملاً وابسته به اصول غربي است نبايد فراموش کنيم که هدف اين جشنواره پرداختن به داشته­هاي هنري خودمان است. بايد در اين جشنواره از حداکثر ابزار داخلي و تکنيک­هاي خودمان استفاده کنيم. لازمه­ي پرداختن به اين نوع تصويرسازي هم شناختن خود است. هنرمند تا درون خود را نشناسد و آن را باور نکند اثرش براي مخاطبين باورپذير نخواهد بود.

- شايد هنرمند قصد داشته است اين کم رنگ شدن هنر شرقي را در 1404 بيان کند؟

اينگونه نبود. نگاه­ها کاملاً مشخص است. البته برخي نقاط ضعف­هاي امروز را به تصوير کشيده بودند که اين نکته هم براي ما جالب بود چرا که هنرمند قصد داشته است بيان کند که تا اين نقاط ضعف برطرف نشود نمي­توان چشم اميد به آينده­اي متعالي مثبت داشت اين نکته مويد اين است که هنرمند بايد نگاهي به حال داشته باشد و با استفاده از حال، آينده را ترسيم کند. اگر نسبت به اتفاقات جاري کشوري و دور و اطراف خودش بي خبر باشد و هيچ شناختي نداشته باشد چگونه مي­تواند فضاي هنري ايران 1404 يا هر زمان ديگري در آينده را ترسيم کند. به هر حال اين عدم خودشناسي که بازگو کردم ريشه در اتفاقات آموزشي ما در مقاطع دبيرستان و دانشگاهي ما دارد يادم مي­آيد زمانيکه بنده در دانشگاه تحصيل مي­کردم بحث هويت يک امر بسيار داغ بود. هرجا بوديم بحث هويت بود اما الان ديگر کسي براي اينگونه مباحث تره هم خرد نمي­کند. بنابراين کمتر کسي حس خوبي نسبت به آينده دارد.

- امروز هم در مقاطع تحصيل عالي ما جاي اين مبحث خالي است چنانچه اساتيد هنري و مدرسين ما هم ديگر از مطرح کردن اين مباحث خودداري مي­کنند. شما در دانشگاه­ها چه برخوردي با دانشجويان داريد؟

هميشه سعي کردم که اين مباحث را مطرح کنم هرچند استقبال کمي از اين مي­شد.

- پس مقصر دانشجو نيست بلکه اساتيد هستند که توانائي طرح سؤال به شيوه مطلوب و جذاب را ندارند؟

کسي قصد ندارد که تقصير را به گردن دانشجو بياندازد اما اين صحيح نيست که اگر اساتيد ما کم کاري کردند دانشجو هم به واسطه اين امر از تحقيق و پرس و جو دست بردارد. به هر حال پرداختن به هويت ملي و آشنائي با آن از مراحل رشد و تعالي فرهنگي و هنري­مان است اگر حال­مان را درست کنيم و خودمان را بشناسيم آينده را ساخته­ ايم. از طرفي ديگر مردم به دنبال سخنراني و حرافي نيستند. اگر مديران عرصه­هاي هنري از تلاش روز افزون هنري براي ارتقاء هنري خبر مي­دهند براي آن بايد دست به عمل هم بزنند چرا که معتقدم يکي از نقاط ضعف ما در ساخت ايراني هنري با فرهنگي متعالي نداشتن الگوهاي هنري است. امروز همه تنها حرف از حرکت هنري مي­زنند. اگر هرکسي از خودش شروع کند بسياري از مشکلات در اين مسير حل و فصل خواهد شد. اصلاً معني هنر خودشناسي است در هنر خوشنويس داريم که بعد از اينکه هنرمند 12 اصل اساسي هنر خوشنويس را پشت سر مي­گذارد در مرحله آخر به شأن و صفا مي­رسد يعني تازه پس از طي اين طريق به ابتداي خودشناسي مي­رسد. خدا رحمت کند استاد ضرب ايران را استاد تهراني. ايشان مي­گفتند که به دانشجويان هميشه تاکيد کرده­ام که من هنر ضرب را از صفر به يک رسانده­ام. کاري نکنيد که به نقطه صفر بازگردد اگر مي­خواهيد ضرب بنوازيد وضو بگيريد. خودتان را اصولي بشناسيد تا اين هنر را از يک به دو ببريد. متعالي کردن هنر گره در شناخت خودمان دارد.

- فکر مي­کنم بيش از 400 اثر به بخش گرافيک و کاريکاتور رسيده است.

از اين ميان 40 اثر برگزيده شده است.

- به نظرتان از لحاظ داوري، زمان يک نيمه روز براي داوري بيش از 400 اثر هنري در جشنواره ايران 1404 با ضرورت تدوين سند هنري و فرهنگي اسلامي ايراني، کافي است؟

به هر حال اين زمان يک زمان مشخص و استاندارد است که در اکثر جشنواره­ها لحاظ مي­شود البته شايد در برخي از برنامه­ها داوري آثار به يک روز کاري هم برسد اما تيم داوري اين جشنواره به لحاظ قدرت علمي و عملي بالا بيش از اين زمان نياز به داوري بيشتر نداشت. از طرفي شرايط داوران به اينگونه است که تعداد داوران فرد است بنابراين از لحاظ اتفاق نظر آثار به سرعت بازبيني مي­شوند اگر هم اثري نياز به زمان و بحث بيشتر باشد در يک زمان مشخص بر روي اثر گفتگو خواهد شد. يک سري از کارها هم که در مرحله اول با اولين نگاه انتخاب يا حذف مي­شوند. تيم داوري کاملاً با يکديگر هماهنگ بوده است.

- جناب فريماني تدوين سند چشم انداز هنري ايران 1404 از لحاظ کاربردي و عملي کارآئي لازم را خواهد داشت؟

اينکه يک هنرمند مي­تواند آينده را تدوين کند و به آن جهت بدهد يک امر طبيعي و شدني است اما در اين ميان لحاظ کردن يک زمان خاص و استراتژي معين بسيار با اهميت است. هيأتي که اين مباني را تدوين مي­کنند چقدر نياز اجتماع و مردم را هم در نظر مي­گيرد. به هر حال اين نيازسنجي يک نگاه هنري را هم از مديران اجرائي ما طلب مي­کند که اکثراً اين مديران تهي از اين نگاه هستند. مقام معظم رهبري با بينش فراخ و گسترده خودشان رهنمودي به اين زيبائي ارائه کرده­اند اما براي به ثمر نشاندن اين نگرش شگرف نياز به همکاري و همياري همه­ي دست اندرکاران هنري و اجرائي کشور است. انسان وقتي يک خانواده­ام تشکيل مي­دهد براي رساندن خانواده به تعالي و رشد شروع به هدف گذاري مي­کند اين اجزاء خانواده هستند که بايد شرايط را طوري فراهم کنند که دستيابي به اهداف در نظر گرفته شده محقق شوند.

- بزرگترين نقطه ضعف جشنواره­ 1404 را در چه مي­بينيد؟

به هر حال هر حرکت هنري نياز به يک برنامه ريزي قوي دارد. هرچند که اجرائي شدن اين جشنواره در سال اولش يک سري نقاط ضعف را به دنبال خواهد داشت اما به طور کلي اجرائي شدن اين جشنواره­ نياز به برنامه ريزي مدون­تر و دقيق­تري داشت. شايد نياز بود که کميته­هاي هنري همبستگي و هماهنگي بيشتري با يکديگر مي­داشتند از طرفي برگزاري اين جشنواره در دوره­اي اتفاق افتاد که مردم با مشکل شديد اقتصادي در جدال هستند و اين در شرکت کردن و حضور مردم و هنرمندان و کساني که مستعد مقوله هنري هستند بسيار اثرگذار بوده است. اگر شرايط داخلي و خارجي بهتر از اين بود مطمئناً فضاي فرهنگي و هنري ايران 1404 بسيار روشن­تر و زيباتر مي­بود. به هر حال نمي­توان هنرمند را مجبور کرد که يک اثر اثرگذار را تا انتهاي هفته خلق کند شايد يک اثر زيبا در لحظه­اي خاص نياز به تراوش و خلق داشته باشد. از طرفي شرايط و فشارهاي جامعه بيشترين اثر را بر کار هنرمند مي­گذارد. اگر اين موانع کمرنگ­تر بود شايد شرايط برگزاري جشنواره بهتر بود.

- شما مخالف فعاليت­هاي هنري به صورت سفارشي هستيد؟

به هر حال مردم در طول روز از نظر معيشت به گونه­اي وابسته به دولت هستند و هنرمندان هم از اين امر مستثني نيستند اما بايد ديد اين دعوت به همکاري چگونه صورت مي­گيرد اينکه به هنرمند پول داده شود و از او استفاده ابزاري کنيم تا اثري خلق شود يک حرکت نامناسب است معتقدم بايد هنرمند را به گونه­اي تحريک کرد فارغ از هر گونه مقوله مادي هنرمند، توليد هنر را يک وظيفه و رسالت تلقي کند که گوئي دارد يک وظيفه ملي و هنري و فرهنگي صرف انجام مي­دهد.

- به گونه­اي که شرايط مالي هنرمند هم کاملاً روشن و مناسب در نظر گرفته شود.

اصلاً اگر هنرمند نتواند با هنرش خود را تأمين کند هنر به چه دردش مي­خورد به هر حال هنرمند غير از فعاليت هنري کار ديگري بلد نيست. حرفه­اش هنر است. اگر ما بگوييم که اين هنر صرف است و ارزش مادي ندارد و يک سري الفاظ ماورالطبيعي را به کار ببنديم که از زير مقوله مادي آن فرار کنيم يک نوع خيانت به هنر و هنر هنرمند است تأمين نيازهاي هنرمند يک حرکت حرفه­اي است که اگر در ذهن مديران فرهنگي ما جاي نداشته باشد نبايد خواستار ايراني متعالي و هنر سالم و صادق باشيم.                                            

 

سه‌شنبه 18 بهمن 1390 - 12:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری