دوشنبه 25 شهريور 1398 - 15:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گلستان

 

اتحاد نعمت الهي براي بشريت

 

اتحاد و همبستگي و صبر و پايداري رمز موفقيت ملتها و اختلاف و تفرقه و تن پروري و دنيا طلبي موجب شکست و ذلت آنهاست و اين سنت پيوسته الهي در ميان جوامع بشري است از همين رو قرآن از اتحاد به عنوان نعمت الهي ياد مي کند و خطاب به مسلمين مي فرمايد:

و اذکرو انعمت الله عليکم اذکنتم اعداء فالف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا .

نعمت خداوند را به ياد آوريد که دشمنان هم بوديد و خداوند بين قلبهايتان دوستي برقرار کرد و به برکت آن برادران يکديگر شديد.

مدني الطبع بودن انسان به طور فطري باعث مي شود که آدمي از تنها زيستن بگريزد و زندگي گروهي را انتخاب کند اما اين مسأله در کنار فوايدي همچون تلاش متقابل براي رفع نيازمندي ها مشکلاتي را نيز به همراه دارد ،که تنازعات و مرافعات از جمله آنهاست.

 

فرد و نياز به اجتماع

اجتماع مرکب از افراد است , وابستگي فرد و اجتماع همانند بدن و اعضاء آن است.

انسان در هر دوره اي از زمان عمر ,کودکي ,جواني ,پيري به اجتماع نيازمند است ,زيرا بشر ذاتاً اجتماعي آفريده شده و هرگز نمي تواند بدون کمک ديگران زندگي نموده به تنهائي بر همه مشکلات فائق آيد.

و اگر کسي بخواهد از تمام جهات خود را از اجتماع کنار بکشد مسلماً دچار مشکلات جبران ناپذيري خواهد شد و همان مشکلات است که او را وادار به معاشرت مي نمايد.

روي همين اصل است که خاندان رسالت صلوات الله عليهم اجمعين پيروان خود را به اجتماعي بودن امر ميکنند.

امام صادق (ع) ميفرمايد:

خالِطُوهُم وَآتُوهُم واعينُوهُم ولا تَجانِبَو هُم وَقَولَولَهُم کَما قَالَ اللهُ تَعالي وَقُولُوا لِلنّاسِ حُسناً

با مردم بياميزيد,در اجتماعاتشان شرکت کنيد و آن هارا در کارها ياري نمائيد وازجامعه کناره نگيريدو هميشه در معاشرت هاي اجتماعي دستور خداوند را بکار ببريد که فرموده است با مردم بخوبي سخن بگوئيدو با مردم بخوبي برخورد کنيد. 

پيغمبر عاليقدر اسلام درباره ارتباط اجتماع با ايمان چنين مي فرمايد:

انما المومنين في نراحُمِهِم و تعاطفهم بمنزله الجسد الواحد,اذا اِشتَکي منه عُضوٌ واحد تَداعي له سايرو الجسد بالحُمّي والسَّحر وَ السَّيرَ .

افراد جامعة با ايمان از نظر مهر و عاطفه همانند يک بدنند,که اگر عضوي دچار دردي بشود ساير اعضاء مراتب همدردي خود را با بيداري و ناراحتي اعلام مي دارند.

نتيجة بيان پيامبر اعظم (ص) اين است که اگر فرد مسلمان و مومني دچار دردي و محنتي شد بر همة افراد جامعه لازم است به کمک او بشتابند و شريک غم يکديگر باشند.

سعدي شيرازي هم با الهام ازبيان بالا چنين گويد :

بني آدم اعضاء يکديگرند                         که در آفرينش زيک گوهرند

           چو عضوي بدرد آورد روزگار                           دگر عضو ها را نماند قرار

ولي عضو گاهي يک ناخن است و گاهي کبد و قلب است ,افراد نيز چنينند,گاهي يک فرد آن چنان ارزش اجتماعي دارد که کار کبد و ريه را انجام ميدهد و گاهي يک فرد آن چنان دور از وظايف و عقب افتاده است که نقش مهمي در اجتماع ندارد.

نظريه مستشرق اروپائي از زبان مفتي اعظم

يکي از مستشرقين بزرگ اروپائي وارد (قاهره) شد و (اَلاَزهَر) را ديد و بعد براي آنکه آثار اسلامي قاهره را ببيند ما همراه اين دانشمند بزرگ اروپائي روانه شديم ،مساجد شهر را ببينيم،در يکي از بزرگترين مساجد مصادف شديم با صفوف فشرده نماز جماعت،هزاران نفر مسلمان رديف همديگر بصف رو بقبله خانة توحيد مرکز تجمع مسلمين ايستاده انديکنواخت ميگويند(الله اکبر) يکنواخت ميگويند (سبحان الله) يکنواخت برکوع مي روند و يکدفعه سجده و يک دفعه بر مي خيزند,مفتي اعظم مي گويد ديدم آن دانشمند اروپائي رنگش را باخت. گفتم:چرا اينجور شدي؟ گفت: جبروت و عظمت اين نماز و عبادت تمام بدنم را بلرزه در آورد،اين همآهنگي،اين اتحاد .

 

موانع اتحاد و انسجام اسلامي

به يقين اتحاد ميان مسلمين که مايه قدرت و شوکت آنان و ضعف دشمنان آنان مي گرددو همچون خاري در چشم متکبران جهان است ،بدون مانع نخواهند بود و واکنش و عکس العمل سخت آنان را همراه با برنامه ريزي دقيق و طولاني براي ايجاد تفرقه بين صفوف مسلمين و کمرنگ ساختن ارزش هاي اسلامي که جانمايه اين اتحاد است ،به همراه خواهد داشت شناخت اين موانع و شناساندن آن به امت اسلام و تلاش در جهت رفع آن از سوي عاملان و انديشمندان مسلمان امري بايسته و قطعي است که بي توجهي به آن خسارت عظيمي به پيکر امت اسلام وارد خواهد ساخت چنان که  مسلمانان از جهت بي تدبيري حاکمان و رهبران و کوتاهي عالمان و انديشه وران خويش ضربه ها خورده اند و فرصت ها سوزانده اند.موانع اتحاد و عوامل اختلاف در اين نوشته به دو دسته تقسيم شده است :

الف) موانع اخلاقي اتحاد.

ب) موانع سياسي و اجتماعي اتحاد.

اگر چه بررسي دقيق و همه جانبه اين موانع فرصت و مجال بسيار گسترده اي را مي طلبد اما کوشش ما در مجال اندک آن است که به خطوط کلي و اصلي آن اشاره گذرا داشته باشيم.

 

 

 

موانع اخلاقي اتحاد

 

1.هوا پرستي و عدم اخلاص :

در بسياري موارد اختلافات افراد و گروه ها،ظاهري علمي و فکري دارد اما در واقع جز هوي پرستي، خود پرستي و خودخواهي منشأديگري ندارد.

2.تعصب کورکورانه

تعصبات شخصي،مذهبي و گروهي از جمله موانع مهم اتحاد است،انسان متعصب به صرف وابستگي مذهبي،ملي و گروهي و بدون دليل و برهان و به صورت افراط گونه به حمايت يا نکوهش حزب،فکر و يا مذهب ديگري مي پردازد و جزء جناح و عقيده خويش همه آراء و ديدگاه ها را باطل مي شمارد .

3.تکبر و خود پسندي

تکبرآفتي است که درنابساماني روابط اجتماعي تأثيربسزايي دارد،خوي استکباري تنها متعلق به بيگانگان نيست بلکه بسياري ازمسلمان نماهانيزداراي چنين روحيه اي هستند که درصورت رسيدن به قدرت ضررهايي بيش ازمستکبران خارجي برمسلمين                      وارد مي کنند.

4.حسادت ،کينه ورزي و بدگماني

درروابط ميان مسلمانان طبيعتاً اختلافات و کدورتهايي پيش مي آيد که با بزرگ منشي ،مسالمت جويي،عفو و گذشت قابل رفع است و برعکس کينه ورزي موجب افزايش شکاف و تعمق اختلافات و کدورتها ست.

5.دنيا پرستي و جاه طلبي

اتحاد در بسياري از موارد نيازمند روحيه ايثار و فداکاري عفو و بخشش و تواضع و فروتني است،دنيا طلبان و عاشقان شهرت و مقام که هيچ عملي را جز در راستاي مال و مقام انجام نمي دهند و در لحظات بحراني و مشکلات اجتماعي به جاي ميدان دادن به افراد لايق و گذاشتن ازحقوق خويش برحفظ قدرت و موقعيت حزب و جناح خويش تاکيدميکنند، بزرگترين سنگ اندازي را در جهت اتحاد مسلمانان ايجاد مي کند.

 

سقوط مسلمين اسپانيا شاهد خوبي است

کشور اسپانيا درجنوب غربي اروپا قرار دارد در سال 711 ميلادي ،در زمان خلافت بني اميه بدست مسلمانان فتح شد،(طارق بن زياد) که از طرف موسي بن نصير فرماندة منصوب از جانب خلفاي اموي در آفريقا مأ موريت يافت خواست اسپانيا را فتح کند،از راه جبل الطارق که اکنون بنام اوست وارد خاک اسپانيا شد و هيچ اميد نمي رفت که بتواند با دوازده هزارنفرلشکر خود بتواند اين کشور را فتح کند و در مقابل لشکر مجهز حاکم پانجا مقاومت کند ولي روح سلحشوري و شهامتي که در جسم و جان آنان بود اين مشکل بزرگ را حل کرده و در مدت بسيار کوتاهي آنجا را يکي پس از ديگري تصرف کرد.

مسلمانان در حدود هشتصد سال براين کشور حکومت داشتندو اکنون نيز آثار تاريخي آنها ،از قبيل مسجد قرطبه و قصر اشبيليه و مسجد الحمراء و قصرآن که خود منبع درآمدسرشاري براي آن کشور است و هر ساله مبالغ زياد و هنگفتي از راه سياحان و توريستهائي که براي تماشاي آن آثار تاريخي به آنجا ميروند بدست مي آيد.

دنياي مسيحيت با تمام تجهيزات و نقشه هائي که کشيدند و جنگهاي خونيني که براه انداختند نتوانستند در اين مدت کشور مزبور را از دست مسلمانها بگيرند ولي در اثر رواج گناه و ترويج فحشاء و بي بند و باري بين جوانان توانستند کم کم رخنه کنند و از سرگرمي آنان به عياشي و شهوتراني استفاده نموده پستها و مشاغل حساس را بدست گيرند و ناگهان ضربه کاري را بر آنها وارد سازند.

خلاصه آنچه را که مورخين در اين باره نوشتند اين است که :

زمامداران مسيحي براي پياده کردن نقشة ماهرانة خود يکي از افسران خائن مسلمان را بنام[ براق بن عمار ] با خود همدست کرده،از وي کمک گرفتند ومهمترين کاري را که بدست وي انجام دادند آن بود که :

1- مشروبات الکلي را بحد وفور وارد شهرهاي اسپانيا کردند با قيمت هاي بسيار نازل در اختيار جوانان مسلمان قرار دادند و حتي يکي از کشيشان مسيحي در يکسال تمام انگورهاي قرطبه را که يکي از شهرهاي اسپانيا است پيش خريد نموده و همه را شراب کرد و سوگند يادکرد که آن ها را فقط به دانشجويان اسلامي بدهد و همين سبب شد نه تنها جوانان بلکه بعضي از بزرگسالان باين سم مهلک معتاد گرديدند.

2- دختران زيبا و دلرباي اروپائي را گروه گروه وارد اسپانيا کردندو به آنها راه دلربائي جوانان مسلمان را ياد دادند و آنها را آزادانه در تفرجگاه ها و معابر عمومي بگردش وا داشتند و در نتيجه جوانان مسلمان را بفحشاء و بي بند و باري کشاندندوتدريجاً بزمامدارن نيز سرايت کرد و مقدمات نابودي و سقوطشان فراهم گرديد و چيزهاي ديگر از اين قبيل که هر کدام به خوشگذراني و عياشي آنها کمک ميکرد،تا وقتي که تدريجاً مسيحيان پست هاي حساس را در دست گرفتند و از خارج نيز دشمناني که در کمين بودند تجهيز قوا نموده شروع به حمله کردند و طولي نکشيد که اسپانيا سقوط کرده و قتل عام مسلمانان بدست مسيحيان شروع شد.

 

موانع سياسي و اجتماعي اتحاد

تفکيک دقيق موانع اتحاد به جهت در هم تنيدگي موضوعات و ارتباط و انسجام آنها با يکديگر امکان پذير نيست ،موانعي که درزيرشمرده ميشوندراميتوان از جمله مهم ترين موانع سياسي و اجتماعي وحدت دانست.

1.عزلت گزيني

مسئوليت پذيري ،حضور در اجتماع و مراسم جمعي از لوازم اتحاد است،آنان که به بهانه هاي واهي نظير کفايت حضور ديگران ،ناسالم بودن محيط،عدم توان مديريت ... کنج عزلت گزينند،افراد مسمومي براي شکل گيري انسجام اسلامي هستند،چنين مسلماناني نه تنها منفور بيگانگان نيستند،بلکه اساساً مورد حمايت و تشويق آنان نيز قرار مي گيرند.

2.تحزب گرايي

با رشد احزاب و طيف هاي سياسي در غرب پاره اي از به اصطلاح روشنفكران دواي درد مشكلات كشورهاي اسلامي را در ايجاد احزاب مختلف مي بينند و تعدد احزاب را به هر شكل ماية شكوفايي و رشد سياسي يك كشور مي دانند.

3.اطا عت ناپذيري از رهبر

رهبر به سان ناخداي كشتي است كه وجود او لازم و حياتي است،اگر ساكنان كشتي هر يك به صرف وراه خود باشند ، نه تنها كشتي به مقصد نمي رسد كه خطر غرق شدن آن هم بسيار است.

اطاعت از خداوند، پيامبر او و اهل بيت ايشان و رهبران صالحي كه خدا محوري را سرلوحه كارشان قرار داده اند،در قرآن مورد تأكيد است:« اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» قرآن كريم يكي از وظايف پيامبر را به عنوان رهبر جامعة اسلامي ،حل اختلافات كه عامل عمده اي در عدم انسجام است ،مي داند و از مردم مي خواهد در اختلاف به حكم خدا و پيامبر گردن نهند:«فان تنازعتم في شيء فردوه الي الله و الرسول».

4.استعمار

خوي استکباري و روح استعماري هرگز اجازه برتري و عزت مسلمين را نخواهد داد، از اين رو مستکبران همواره به دنبال يافتن راهکاري ضعيف کشورهاي مستقل و آزادي خواه هستند و از آنجا که خطر جامعه منسجم اسلامي براي آنان قطعي است، و از آنجا که قرآن و آموزه هاي الهي محور وحدت است،از بزرگترين شگردهاي آنان تضعيف آموزه هاي ايمان مسلمين است. علاوه بر دو مانع عمده بيان شده،مي توان از مسئله جهل و بي خبري و غلفت و بي توجهي ،بي هدفي و شناخت ناقص از دين و جزئي نگري و صرف عمر در مناقشات جزئي به عنوان موانع فکري اتحاد نام برد که تفصيل آن در منابع اسلامي قابل پيگيري است.

 جهل از اهميت اتحادو موانع آن،جهل از آثار زيانبار تفرقه،جهل از توطئه هاي گسترده استعمار،غفلت از مشکلات مسلمانان و نيازهاي حياتي آنان ،عدم انتخاب هدف درست و پايداري در راه آن،تأکيد بر بخشي از آموزه هاي ديني از جمله عبادات فردي و غفلت از ابعاد اجتماعي دين که چهره ناقصي از دين را متجلي مي سازد،عدم نگرش کلان به مسايل و کوته نظري و خرده بيني از جمله محورهاي مهم اين موانع است،که در مجال گسترده تر بايد مورد توجه قرار گيرد.

 

دعوت به سوي اتحاد

 

واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا

در اين آيه بحث نهائي که همان مسئله اتحاد و مبارزه با هرگونه تفرقه باشد مطرح شده و مي فرمايد:همگي به ريسمان الهي چنگ بزنيد,و از هم پراکنده نشويد . اين آيه با کمال صراحت به موضوع (( با هم )) بودن و با هم دستورهاي الهي را اجرا کردن و پراکنده اجراء نکردن توجه کرده است:

اندک توجهي به مفهوم آيه مي رساند که عنايت اين کتاب آسماني به اين است که مسلمانان متفرق و پراکنده نباشيد.

دنباله آيه اين است (با يک آيه فاصله) مي فرمايد:

ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم

يعني شما مانند ديگران (پيروان ساير اديان) مباشيد که پس از آن که ايات روشن الهي برايشان آمد فرقه فرقه شدند و اختلاف پيدا کردند, براي چنين کساني عذاب عظيم است،مفهوم اين نيز واضح است.

اين آيه مخصوصاً به تفرقات مذهبي ، يعني فرقه فرقه شدن ها و مذاهب به وجود آمدن ها اشاره مي کندزيرا اين نوع اختلافات از نوع ديگر خطرناک تر است.

جالب توجه اين است که درسورۀ آل عمران آيه 104 که در ميان اين دو آيه قرار گرفته است، اين است.

ولتكن منكم امة يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون

يعني بايد جماعتي از شما يا بايد شما جماعتي باشيد که دعوت بر خير و صلاح و نيکي بکنند،امر به معروف و نهي از منکر نمايند،همانا آنها هستند که رستگارانند.

 ببينيد آيه اي که در ميان اين دو آيه قرار گرفته است آيه دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منکر است.

اين براي آن است که قرآن کريم مي خواهد بفهماند که همواره بايد از طريق دعوت به خير و صلاح و امر به معروف و نهي ازمنکر اين وحدت محفوظ بماند، اگر اين استوانه اسلامي يعني اصل دعوت و ارشاد و امر به معروف و نهي از منکر بخوابد وحدت اسلامي و اتحاد مسلمانان نيز از ميان ميرود.

 

 محمدعلي رحيمي رخشان

 

يكشنبه 16 بهمن 1390 - 14:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری