شنبه 29 مهر 1396 - 8:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

مديران فرهنگي نبايد به تشخيص هنري هنرمندان شک داشته باشند

 

گفتگو با اسماعيل اميني

نبايد فراموش کرد که جشنواره 1404 يک جشنواره موضوعي نيست که اين مهمترين مطلبي است که بايد به آن پيرامون اين جشنواره توجه کرد. نبايد از ياد برد که تفاوت ميان علم و ادبيات سر منشا حرکت­هاي مهمي در حوزه ادبيات است ادبيات از لحاظ منظرگاه و شيوه روائي موضوع را با ظرفيت گسترده­تري از علوم تعريف مي­کند در طول سالهاي پس از انقلاب که ادبيات متعهد را با رونق مضاعفي در بخش نظم و نثر مواجه بوده است به دليل عدم شناخت تفاوت­هاي موضوع در داستان و شعر با علوم ديگر آسيب­هاي متعددي بر ادبيات وارد شده است. اين خطاها و سوء برداشت­هاي متولده از آن به تخطئه بخشي از ادبيات با واژگاني چون ادبيات شعاري، ادبيات دولتي و ادبيات سفارشي انجاميده است. از اين رو ترسيم پيوستگي ذاتي ميان موضوعات با ماهيت ادبيات مسيري را پيش روي ادبيات مي­گشايد که چيزي جز مضامين ديني و متعهد منجر نخواهد شد. سند چشم انداز ايران در افق 1404 که در سال 1382 از سوي مقام معظم رهبري به سران قواي سه گانه ابلاغ شد تبلور قانون اساسي و ترسيم واضحي از حکومت اسلامي است که امام راحل آنرا پايه­گذاري کرد به نظر مي­رسد. نقش نويسندگان و شاعران در چنين فرآيندي بسيار تعيين کننده است. زيرا براساس قاعده «ذات نايافته از هستي بخش / کي تواند که شود هستي بخش» نويسنده فرهيخته­اي که خودش از اقشار جامعه در حرکت است و به مقام بصيرت رسيده است صلاحيت شناخت موانع، راه حل و هدايت مخاطب را خواهد داشت بنابراين به نظر مي­رسد پيام روشن افق 1404 ايران اسلامي به اهالي ادبيات انديشه در خود و رسالت انساني و هنرمندانه آنان است.

اسماعيل اميني از جمله نويسندگان و شاعران متعهد است که به اين اصول پايبند است هنرمندي با پشتوانه ادبي خاص و محکم که در اين زمينه حرف­هاي منطقي و البته پرکنايه­اي داشت.

 

 

- ضرورت برگزاري جشنواره از نگاه شما چيست؟

به نظر مي­رسد که روش­هاي مختلفي براي آينده­نگري هنري و فرهنگي هر کشوري وجود دارد به طوريکه در يک کشور از مطالعات آماري استفاده مي­کنند که اين طريق بيشتر براي ارزيابي بازارهاي اقتصادي و بحث درآمد و مباني به اين طريق استفاده مي­شود اما مباحث فرهنگي و آينده­نگري هنري کشور را نمي­توان به صورت آمار صرف تصويرسازي کرد. آينده­نگري در هنر صرفاً توسط هنرمندان عملي خواهد شد چرا که اين هنرمندان هستند که با ديد کلي و وسيع خود مي­توانند اتفاقات آينده را به تصوير بکشند.

- به نظرتان انجام فعاليت هنري و اين تصويرسازي­ها بايد در قالب جشنواره­ها شکل بگيرد؟

لزوماً نياز به اين امر نيست اما به دليل اينکه در نهادها و سازمان­ها پرداختن به جشنواره­ها يک امر دم دستي و بسيار راحت است بنابراين انتخاب اول مديران هنري ما پرداختن به بحث جشنواره­ها است.

- با توجه به اينکه ذهن امروز هنرمند درگير مباحث شديد مالي است، آيا اين ذهن توانائي تصويرسازي ايراني ايده آل براي 1404 را خواهد داشت؟

خيلي به اين نکته قائل هستيم که براي خلق اثر مطلوب و ايده آل بايد تمام شرايط خاص و مطلوب را فراهم کرد. در گذشته داشتيم که حتي کساني که از نظر فرهنگي غني اما از نظر مالي تهي بودند توانستند خلق اثري مؤثر بکنند لزوماً اينگونه نيست که هنرمنداني که در پر قو پرورش پيدا کرده­اند مي­توان خلق اثر موفق بکنند ما هنرمنداني داريم که از نظر مالي هيچ گونه نيازي احساس نمي­کنند اما آثاري درخور توجه خلق نمي­کنند و معکوس اين افراد هم هنرمنداني بودند که مؤثر حرکت کرده­اند. به نظرم مهمترين دليل براي موفق يا ناموفق بودن يک اثر اعتمادي است که بايد به هنرمند بشود. نگاه فرهنگي و هنري يک هنرمند به هنر نگاهي نيست که طبق شرايط اقتصادي يا سياسي يک مملکت تبيين شود که موجب نگراني عده­اي از مديران و ترويج بي اعتمادي به هنرمندان بشود. بلکه هنرمند از مخاطب خود تنها حس اعتماد را طلب مي­کند هنرمند در طلب اين است که تجربه­هاي او اعتماد کنند. به تفکر هنرمند قالب و جهت ندهند چرا که ذهن هنرمند براي خلق اثر در نهايت بايد آزاد و رها باشد البته بنده مخالف بحث سفارشي کار کردن نيستم چرا که مهمترين آثار جهان از همين بحث سفارشي بودن اثر سر در آورده­اند مثلاً مسجد اصفهان يک اثر کاملاً سفارشي بوده است يا تابلوهاي کمال الملک به خواسته­ي دربار به تصوير کشيده شده­اند. اما يک بخش از ذهن هنرمند براي خودش محفوظ است اکثر مديران هنري ما به تشخيص هنرمند شک دارند چرا که علاقه دارند هنرمند را در تسلط خودشان داشته باشند.

- هدف فراموش شده است.

به غايت اين اتفاق افتاده است هنرمند با زير سلطه رفتن تبديل به يک کارمند شده است. اين براي هنر يک هنرمند و شخصيت او اصلاً مفيد نيست. نبايد هنرمند به کارمند تبديل شود که اگر اينگونه باشد هنرمند نمي­تواند آينده­اي را پيش بيني کند و اتفاقات را بازگو کند يک مثال براي شما مي­زنم. در بازي فوتبال اگر دقت کنيد همه­ي مخاطبين به دنبال نتيجه­ي بازي هستند هر دو طرف سعي دارند به هر طريقي نتيجه را به نفع خودشان تمام کنند از طرفي کساني که به مقوله­ي اقتصادي بازي­ها فکر مي­کند غرق در اين مقولات است. از تبليغات روي پيراهن لباس ورزشکاران گرفته تا حق پخش تلويزيوني، فروش بليط، تبليغات کنار زمين و . . . اما اين ميان يک انسان هنرمند نگران چه چيزي مي­تواند باشد. هنرمند نگران اين است که چرا بازيکنان به يکديگر فحش مي­دهند؟ چرا براي اينکه نتيجه به نفع خودشان رقم بخورد به يکديگر لگد مي­زنند يا خودشان را روي زمين مي­اندازند. چرا پاي يکديگر را مي­شکنند؟

- شايد هنرمند به هيمن دليل تنهاست؟

دقيقاً به همين دليل هنرمند تنهاست. چون به چيزهائي فکر مي­کند که کمتر کسي به آن توجه مي­کند.

- پس هنرمند محکوم به مهجوريت است؟

نه. حرف از اتفاقات وجودي يک انسان و در قالب کلي يک هنرمند است. نگاه کنيد در يک اداره مديران براي اينکه بتوانند کنترل بيشتر و بهتري بر روي کارمندان خودشان داشته باشند سعي مي­کنند افرادي را به خدمت بگيرند که در ازاي توجه بيشتر مديران فعاليت خبرچيني کنند. اين کار انجام مي­شود و شايد اين ميان چند تا مفسده هم کشف شود اما اين ميان يک انسان جاي خودش را به يک خبرچين مي­دهد ما با اين شيوه از خراب شدن چند تا دستگاه کامپيوتري جلوگيري مي­کنيم اما نمي­دانيم که در ازاي اين چند وسيله بي اهميت چند انسان را خراب کرديم هنرمند با رفتارهايش اين نکات ظريف را هشدار مي­دهد.

- به نظرتان همسو بودن هنرمندان با اهداف جشنواره نکته مثبتي است؟

اصلاً هنرمندان به خصوص اهالي شعر و طنز بايد از اين فرصت استفاده کنند و ساز مخالف را کوک کنند. اصلاً کار يک هنرمند طنزپرداز نق نق کردن است و دوستي با همسوئي و از اين گونه الفاظ ندارد.  

- از نگاه تفکيکي و مفهومي؟

به طور دقيق نمي­توان نظر داد اما به هر حال اين داشته­هاي ما در اين بخش است بايد ديد با اين داشته­ها بايد چگونه برخورد کرد تا بهره­وري بالاي هنري داشته باشد به نظرم جمع آوري اين آثار مانند جمع آوري يک تيم ملي است ما براي اينکه بتوانيم يک تيم ملي قوي داشته باشيم از چه منابعي استفاده مي­کنيم نمي­توانيم اين منابع را از خارج کشور وارد کنيم اين آثار برآيند آينده هنري اين کشور است. نمي­توانيم اين آثار را حذف کنيم. از طرفي نمي­توانيم براي اينکه اين سند را آنطور که مي­خواهيم تنظيم کنيم در حضور عده­اي از هنرمندان خاص جلوگيري کنيم. اين سند تصوير ملي است بنابراين براي رسيدن به هدف متعالي رشد ايران 1404 بايد از همه نگاه­ها استقبال کرد. آينده فرهنگي و هنري ايران توسط همين هنرمندان ساخته خواهد شد بنابراين بايد با نگاه­هاي تلخ و شيرين آشنا شد. نبايد آثار را از روي تفکيک عقيدتي و سياسي و اخلاقي انتخاب کرد. اگر اينگونه عمل کنيم جشنواره 1404 مي­تواند تيم ملي هنرهاي کشور را معرفي کند در غير اينصورت بايد منتظر باشيم تا تيم اداري هنرهاي کشور بر روي تصوير ظاهر شوند.

- چه دروازه­هائي براي تشکيل تيم ملي بايد باز شود؟

مهمترين و اصلي ترين نکته­اي که بايد رعايت شود اين است که سياست دست خود و سايه سنگينش را از بدنه­ي فرهنگ و هنر بردارد و اين سايه فرهنگ و هنر باشد که بر سياست و اهالي آن بيافتد. ما در زمان گذشته داشتيم که اين نظام علمي بود که جهت دهنده به نظام اقتصادي مي­شد اما . . .

- منظورتان از گذشته دقيقاً چه زماني است؟

مي­توان از اوائل انقلاب نام برد. زمانيکه ما انقلاب فرهنگي کرده بوديم در آن زمان اين نظام علمي بود که تصميم گيرنده بود چنانچه هنوز هم در حوزه علميه ما اين نظام علمي است که حرف آخر را مي­زند. امروز در جشنواره­ها و مراکز فرهنگي و هنري­مان مانند حوزه هنري و ارشاد اسلامي اين اهالي سياست هستند که تشخيص هنري مي­دهند در صورتيکه اين تشخيص بايد به دست هنرمندان باشد و سياست به اين منش و روش تنها خدمت کند امروز اهل سياست اهالي هنر را به خدمت گرفتند.

- که موفق هم بودند.

متأسفانه بايد گفت کم نه. البته در همه جاي دنيا اينکه از هنرمند حمايت مالي بشود يک منش مرسوم است اما نبايد به اين نام از هنرمند سوء برداشت و استفاده شود امروز در همه جاي دنيا بزرگترين هنرمندان روي به فعاليت­هاي تبليغاتي مي­آوردند که از سلطه نظام سياسي و ابزار و قدرت­هاي سياسيون در امان بمانند. هنرمنداني که تبليغات محصولات شيريني و شکلات مي­کنند اما تن به خيلي از امور غير هنري نمي­دهند.

- به نظرم، نظرتان به سمت نگاه دولتي و غير دولتي کار کردن پيش مي­رود.

ما چيزي به اين اسامي که شما مي­گوييد نداريم. مگر آنان که در مراکز غيردولتي کار مي­کنند کجا کار مي­کنند؟ همه­ي ما در جامعه وام دار دولت و دولتمردان هستيم. شما يک عنوان کار نام ببريد که از طريق دولت حمايت نمي­شود. از اين مباحث خارج شويم و به اصل داستان بپردازيم. چرا به هنرمندان اعتماد نداريم و تشخيص هنري­شان را تشخيص نمي­ دانيم. مثالي مي­زنم. فردي که از حج برمي­گردد خانواده­ي او برايش پارچه نويسي مي­کنند فرد تنها سفارش کار را مي­ دهد چون پول پرداخت مي­کند اما آيا مي­تواند پيرامون چگونگي استفاده خط و هنر خطاطي اظهار نظر هم بکند. امروز اکثر مديران ما در کنار مسائل اداري و اجرائي يک هنرمند و کارشناس هنري هم شده­اند. چه بسا داستان و موزيک و ترانه هم کار مي­کنند. اين درهم ريختگي مطالب باعث خاکستري شدن فضاي هنري­شان شده است. متأسفانه مديران اجرائي ما دچار يک اعتماد به نفس کاذب شده­اند به طوريکه شعر و داستان هم مي­گويند. اين از پيامدهاي زيان بار در اختيار داشتن منابع قدرت و پول است.

- اين سند چه مقدار توانائي راهبردي دارد؟

به حال اين فکر از ذهن فرهيخته مقام رهبري تراوش کرده است و بسيار موقعيت احترام و خاص است اما نبايد اينگونه نگاه کنيم که لزوماً هر آنچه که در اين سند تدوين مي­شود بايد سرمشق هنري هنرمندان و فرهيختگان هنري جامعه­ مان شود. اين تصورات هنرمندان آن تصور مطلق و فراگير و کاملي نيست که بتوانيم بر روي آن يک برآيند هنري طراحي کنيم چرا که هنوز براي رسيدن به چنين فضائي به زمان بيشتري نياز داريم. از طرفي ما توانائي اين را نداريم که شرايطي را فراهم کنيم که هنرمند تنها در آن حرکت کند اصلاً چه کسي مي­تواند چنين تشخيصي بدهد؟ وضعيت موجود برآيند تضادها است معلوم نيست که همانطور مي­خواهيم دنيا پيش برود عده­اي از ما چون به محل کارمان وابستگي داريم محافظه کارانه­تر مي­کشيم و مي­نويسيم و عده­اي ديگر بي پرواتر حرکت مي­کنند اما نمي­توانيم بر روي هيچ کدام از اين موارد حسابي باز کنيم بنابراين برآيند اين جشنواره يک دستورالعمل هنري نخواهد شد به طور کلي الان يک فضاي مبهم هنري پيش روي هنر و هنرمند گشوده شده است که با برگزاري جشنواره ايران 1404 اين فضا اندکي روشن­تر مي­شود.

 

شنبه 15 بهمن 1390 - 10:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری