چهارشنبه 1 شهريور 1396 - 2:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

جشنواره 1404 به دنبال کشف ضابطه­هاي جديد است

 

 گفتگو با احمد شاکري

سند توسعه چشم انداز 1404 را مي­توان داراي ويژگي­هاي هنرمندانه و اديبانه­اي خاص دانست که هنرمندان و اديبان ما ممکن است دغدغه­هائي داشته باشند که از اهداف اين افق باشد آنچه که پيرامون جشنواره هنري ايران 1404 مهم جلوه مي­کند شايد اين نکته باشد که نبايد به اين جشنواره نگاهي صرفاً در حد يک فراخوان و مسابقه فرهنگي در يک مقطع خاص داشت چرا که به نظر مي­رسد اين جشنواره نقطه آغاز گشودن مضمون­هائي است که مرتبط با افق­هاي جامعه است. از طرفي نبايد اين نکته را فراموش کرد که پيشرفت ايران مي­تواند بر روي جوامع اسلامي اثرگذاري خاص داشته باشد که در اينصورت اين جشنواره بايد پيوند فرهنگ و هنر و ادبيات ما را با سند چشم انداز به وجود بياورد و پيوندي براي خلق آثار هنري با مضمون ايران پيشرفته اسلامي و جهان اسلام باشد. لذا بر آن شديم تا عواملي که موجب مي­شود به اين توسعه برسيم و به اهداف سند دست پيدا کنيم را از نگاه دبير ادبيات جشنواره هنري 1404 جويا شويم. چهره­اي شاخص در عرصه ادبيات که هميشه نگاه ويژه­اي به تعاملات فرهنگي و ادبي داشته است.

احمد شاکري، نويسنده آثاري چون، سرزمين پدري، عريان در برابر باد، نفس، باران نيمروز، بازتاب و . . . نگرش ويژه­اي به ضرورت­ها و آسيب­هاي ايران 1404 دارد:

- از نگاه شما به عنوان دبير جشنواره ضرورت­هاي برگزاري جشنواره 1404 در چه نکاتي مي­ بينيد؟

پيرامون اين جشنواره ملاک­ها به طور کلي به دو صورت ساختاري و تعريف جشنواره از موضوع مورد نظر است. در بخش ساختاري در ژانرهاي شعر و داستان طي فراخوان­هائي که داده شده است براي شعر قالب خاصي انتخاب نشده است و شعرا در قالب­هاي مختلف مي­توانند مضامين خود را براي شرکت در جشنواره ارسال کنند و در بخش داستان در دو عنوان زمان و داستان کوتاه مي­توانند هنرمند فعاليت کنند. به طور کلي براي برگزاري هر جشنواره­اي بايد چند مرحله رعايت و اصول اوليه کار در نظر گرفته شود. اولين فصل مقدماتي ما در بحث برگزاري جشنواره بحث دعوت از هنرمندان بود. به نظر مي­رسد فراخوان بايد از جنبه­هاي مختلف از جمله اقناع و تحرک بخشي به صورتي باشد که هنرمند به جوشش گراييده شود، برانگيخته شود و اثر توليد کند. بحث بعدي بحث داوري آثار است که بايد شفاف و صريح باشد امروز آنچه که در جشنواره­هاي موضوعي متداول است و باعث رونق آن مي­شود تکرار و شناخته شدن آن جشنواره براي مخاطبين است. مثلاً در بحث دفاع مقدس يا انقلاب اسلامي جشنواره کتاب سال دفاع مقدس و  جشنواره داستان انقلاب اسلامي در اينکه ضوابط و روابط خاص موضوعي دارند و نزديک به يکديگر هستند و از طرفي براي هنرمندان و مخاطبان هم شناخته شده­اند. امر شناخته شده بودن جشنواره يک امري تاثيرگذار است از جمله اينکه وقتي به هنرمند مي­گويند پيرامون دفاع مقدس بنويسد دفاع مقدس يک پديده شناخته شده است دفاع مقدس يک اتفاق طولاني مدت است و به نوعي همه دفاع مقدس را مي­شناسند و با پس زمينه­هاي ديني فرهنگي آن آشناييت دارند. چرا که اکثر افراد در  آن حضور داشته­اند و کسب تجربه کرده­اند حتي کسي که در جنگ شرکت نکرده است با مطالعه دو ماهه آثار جنگ مي­تواند پيرامون اين مقوله بنويسد اما درباره جشنواره 1404 در هر دو مقوله داراي تفاوت اساسي هستيم. يکي از اين تفاوت­ها به بحث سابقه­ي جشنواره بازمي­گردد. به اين معنا که جشنواره­ي 1404 براي اولين بار برگزار مي­شود و مخاطبان و هنرمندان اين جشنواره هيچ ذهنيت مشابهي پيرامون اين مقوله ندارند بنابراين اين سند سند شناخته شده­اي که هنرمندان بر روي آن اشرافيت داشته باشند و تجربه ماضي پيرامون آن داشته باشند نداريم. اين جشنواره اشاره دارد به يک امر مستقبل. اين دو مقوله يعني سابقه نداشتن جشنواره و دومي آينده نگري صرف اين مقوله موجب مي­شود که اين جشنواره در تحليل ملاک­هاي مسير و جريان سازي دچار دشواري­هاي خاص خودش باشد مگر با شناخته شدن کليت موضوع و امکان ارزش گذاري و ارزيابي آثار. اگر ملاکي براي انتخاب آثار هم نداشته باشيم به طور کل برگزاري چنين جشنواره­اي ضرورت و توجيه نخواهد داشت. هرچند که معيارهاي ارزيابي براي چنين موضوعاتي بسيار متغير است مطلع هستيم که اساساً در هنر و حوزه­هاي هنري هميشه ضابطه­ها پس از آفرينش­ها بايد ملاک قرار بگيرند و به نوعي اصلاً پديد مي­آيند. البته ضوابط کلي براساس بينش نويسنده و جامعه­ي خواننده­ي اثر رابطه تناسب دارد اما ضابطه­ها کلي است وقت اين تجربه­هاي کلي وارد بحث ادبيات مي­شوند مي­توانند به ضوابط ريزتر تقسيم شوند اما نمي­توانند اين ضوابط جزئي مسير را مشخص کنند بنابراين تجربه­هاي هنري مسير هدايت مي­کند برآيند اين گفته­ها اين است که ما قصد داريم آثار يا مسير پيدا شده در جريان جشنواره دست به کشف و استخراج بزنيم ما با استفاده از ملاک­هاي استخراجي امروز ملاک­هاي داراي نقصان ديروزي را کامل­تر کنيم. اين امر در جشنواره 1404 رنگ بيشتري به خود خواهد گفت ما به دنبال کشف ضابطه­هاي جديد هستيم. البته اين هدف گذاري به آن معني نيست که در بحث داوري­ها ميان آثار تفاوتي نمي­گذاريم بلکه در بررسي آثار از اين ملاک­ها و ضوابط جديد هم استفاده خواهيم کرد.

- در بحث فراخوان به نظر مي­رسد حوزه هنري موفق عمل نکرده است؟

مي­توان اين سؤال را به صورت­هاي مختلفي بيان کرد بايد اين نکته را در نظر گرفت که درباره جشنواره 1404 يا هر جشنواره ديگري که صحبت مي­کنيم بايد متوجه باشيم که از فضائي سخن مي­گوييم که عوامل متعددي در شکل دهي به آن دخيلند. يک جشنواره به تنهائي نمي­تواند بر روي اذهان عمومي اثرگذار باشند و جهت دهي مي­کند. آن چيزي که مطرح است اين است که سالانه جشنواره­هاي متعددي در سراسر کشور برگزار مي­شود البته نبايد از اين نکته غافل شد که اکثر اين جشنواره­ها به صورت موازي حرکت مي­کنند و اهداف حقيقي يک جشنواره هنري را دنبال نمي­کنند به هرحال برگزاري جشنواره­هاي ادبي در کشور و حضور هنرمندان به خصوص در بخش­هاي داستان نويسي يک طيف مشخص با رنج سني معين را معرفي کرده است که معمولاً مشتري­هاي ثابت جشنواره­ها به خصوص از نوع ادبي­شان هستند. بنابراين گسترده بزرگ جشنواره­هاي مختلف در سطح کشور و ثابت بودن مشتري­هاي اين جشنواره­ها باعث مي­شود که ذهن قابليت هنري­اش را از دست بدهد و به نوعي جشنواره نويس­ها طيفشان اشباع شود. هر چند اين گفته شما را تصديق مي­کنم که در بحث فراخوان مشکل داشته­ايم به نظر مي­رسد حتي کشاندن هنرمندان براي ارائه اثر به جشنواره علاوه بر ارائه فراخوان تدابير هنري و فکري ديگري را مي­طلبيده است. ببينيد به طور کلي يک رقابت خاصي هميشه ميان هنرمندان شرکت کننده در جشنواره­ها و خود جشنواره­ها براي برپائي دائمي و پررونق جشنواره وجود داشته است. به نوعي ديده شده است که جشنواره­ها براي بقاء خود اهداء جوايز، از جوايز نفيس و خاص استفاده کرده­اند و يا از پوشش خبري فراوان و مستمر يا برگزاري مراسم ويژه اختتاميه از جمله فعاليت­هاي ويژه جشنواره داران بوده است البته جشنواره 1404 هم به دلايلي که عنوان شد از اين قافله تا اندازه­اي عقب ماند. مي­توان در اين ميان اين نکته را هم اضافه کرد که از نظر موضوعي سند ايران 1404 يک مشکل مفهومي هم براي مخاطبان و هنرمندان ايجاد کرد که اين مشکل هم دليل به علت شده بود. متأسفانه اکثر شرکت کنندگان ما فهم موضوعي از سند 1404 نداشتند متأسفانه از طرفي مديران و متوليان ما هم از ارائه يک فهم درست هنري پيرامون سند 1404 که کار دشواري هم هست، غافل بوده­اند که به قولي از عهده هرکسي هم برنمي­آيد. اين دشواري­ها دلايلي شد که بخشي از شرکت کنندگان در اين زمينه به صورت تخصصي ورود پيدا نکنند البته اين خبر خوشي نيست که عده­اي از اين غافله عقب ماندند بنده احتمال مي­دهم در بحث اطلاع رساني دو اتفاق رخ داده باشد. از نظر اطلاع رساني طيفي که هيچ خبري پيرامون برگزاري اين جشنواره نداشته­اند که درصد اين گزينه کم است و مطلب بعدي افرادي هستند که از برگزاري جشنواره مطلع بودند اما از کم و کيف آن، شرايط و موضوعيت و چرائي موضوعيت و چرائي جشنواره اطلاعي نداشتند. به نظرم در اين باره به اندازه کافي در فضاي مجازي صحبت شده است به نظرم مطابق گفته­هاي قبل شرايط ذهني هنرمندان اعم از شاگردان و نويسندگان ما به گونه­اي بوده است که سند ايران 1404 برايشان قابل درک هنري نبوده است که اين عدم ترجمه هنري بزرگ ترين مشکل هنرمندان ما در اين عرصه است.

- دو نکته بي سابقه بودن جشنواره و باز بودن موضوعيت آن دليلي نخواهد شد که موضوعيت جشنواره بر ضد خودش عمل کند؟  

سؤال جالبي پرسيديد که جاي تأمل دارد. نگاه کنيد يکي از بندهاي اين جشنواره مربوط به تأثيرگذاري جشنواره بر روي جريانهاي ادبي است که بايد به آن تأمل ويژه­اي کرد. تا جائي که بنده مطلع هستم و تجربه دارم جشنواره خارج از اينکه کجا برگزار مي­شوند بدون در نظر گرفتن شرايط کلي به تنهائي نمي­توانند يک جريان ادبي خلق کنند. در ادبيات جهان، در ايران و ساير کشورها اگر جشنواره­اي بوده است که جريان ساز بوده است بواسطه کليت شرايط و نمود ظاهري و عيني و مجموعه عوامل حوزه ادبيات جريان سازي صورت گرفته است. اين مجموعه علل هم تا جائي که مطلع هستيم معمولاً از جلوي چشمان مخاطبان پنهان است بنابراين در جشنواره هنري ايران 1404 به خصوص در بخش ادبيات، جشنواره به عنوان ويترين در نظر گرفته شده است که تنها يک طرح موضوع و جائي براي تقدير و تشکر و از نويسندگاني است که حضور پيدا کرده­اند. از طرف ديگر به طور کلي جشنواره­ها و تفکر جشنواره­اي در کشور ما غروب و طلوع کوتاهي دارند در حاليکه جريان­هاي ادبي در طول دوره­هاي مختلف حضور دارند و از لحاظات مختلف جهات مختلف به خود مي­گيرند اما در اين جشنواره­ها تنها به عنوان ويترين از آن ياد مي­شود و تاثيرگذاري جريان ساز ندارند هرچند جشنواره­ها به اندازه خودشان مي­توانند کارساز باشند.

- خوب يکي از اهداف شما در جشنواره 1404 همين جريان ساز کردن جشنواره طي 14 سال آينده است؟

اگر منظور يک جريان هنري يا ادبي است که يک تفکر و محيط و مجموعه عوامل از اين جريان حمايت کند و جريان داراي اسلوب زيباشناسانه باشد و داراي افراد پيش برنده باشد و داراي يک سنت ادبي خاص، بايد بگويم که جشنواره­ها در ايران و حتي همين جشنواره هنري ايران 1404 توانائي انجام اين حرکت را ندارد. جشنواره يک جريان موضوعي است و نمي­تواند جريان ساز باشد مگر با استفاده از نفوذ شرکت کنندگان و مجموعه عواملي که در بندهاي قبل گفته شده است. اما پيرامون اين مطلب که گفتيد که مي­تواند اين جشنواره­ها با توجه گستردگي موضوعي ضد خودش حرکت کند و يک تفسير غلط از سند ارائه شود و جريان ثابت را دنبال نکند و يک تعبير يک سويه موضوعي و مفهومي داشته باشد، بايد گفت که باز هم اين موضوع منوط به توفيق در معرفي سند چشم انداز خواهد بود. نگاه مديران و هنرمندان به ترجمان هنري سند به عنوان يک فکر راهبردي که مي­تواند ترجمان هنري داشته باشد. البته برنامه ريزي­هائي شده است که اين اتفاق بيافتد و مسير اهداف جشنواره بر ضد خودش عمل نکند.

- متولياني که اين برنامه ريزي­ها را براي عدم انحراف مسير جشنواره از خطوط ثابت، طراحي کرده­اند، چه کساني هستند؟

اين افراد مجموعه­اي هستند اعم از دبيران بخش­هاي مختلف، متوليان و مديران فرهنگي و هنري و تمام کساني که از لحاظ فکري کمک مي­کنند. البته اين را بايد ذکر کرد که دغدغه شما دغدغه درستي است که اگر مسير درست هدايت نشود و حرکت به سمت توليد نباشد مي­توان اين احتمال را داد که جشنواره از اهداف اوليه­اش هم دور شود چنانچه هدايت جريان­هاي ادبي به سمت يک موضوع خاص ظرافت­هاي خاص خودش را مي­طلبد در اين هدايت­ها فارغ از شناخت کامل موضوع، نحوه هدايت نيز از ديگر عوامل مهم محسوب مي­شود. ما با سنت ادبي سابقه داري در کشورمان مواجهه نيستيم البته فهم بالائي در اين سنت وجود دارد و توانائي بکارگيري ساختارهاي هنري را دارد اما نمي­توانيم به يکباره اين سنت­ها را به سند 1404 نزديک کنيم. متوليان فکري طبيعتاً بايد پيرامون اين نکته چاره­اي بيانديشند که در جشنواره 1404 از همه اقشار به خصوص هنرمند دعوت به ياري شده است. به هر حال در اين ميان هنرمندان نقش بزرگ و پررنگ دارند به هر حال کساني که شرکت کردند و کساني که عضو داشتند و حضور پيدا کنند اما به هر دليلي اين امکان برايشان فراهم نشد به طور کلي يک مشکل بزرگ دارند و آن عدم فهم صحيح از سند 1404 است. يک فهم هنري يک بخش از اين مشکل با برگزاري جشنواره و استمرار آن رفع خواهد شد. يعني در جشنواره توضيحاتي بيان شود که نکات مبهم سند براي همه روشن سازي شود. بخش ديگر هم که از نقوص هنرمندان است بحث عدم تجربه هنرمندان ما است به عنوان مثال بايد ديد پيرامون ايران 1404 چه ميزان اثر روائي نوشته شده است. خود اين موضوع به فهم هرچه بيشتر سند چشم انداز 1404 کمک مي­کند اما اين تجارب بسيار کم است.

- بخش بزرگي از هنرمندان نتوانسته­اند سند را درک کنند و به نوعي يک ذهن انتزاعي نداشتند. آيا مي­توان به چنين ذهني براي تدوين سند هنري براي 1404 اعتماد کرد؟

هنرمندان ما هميشه نگاهي ماضي دارند و روايت آنان يک روايت گذشته است. شايد اين امر تا اندازه­اي مورد تصديق بنده هم باشد مثلاً داستان­هاي جاري ما که وقايع جاري ما است بسيار کمرنگ و روايت در اين زمينه­ها با خلأ همراه است. وقايعي مثل بيداري اسلامي و فتنه 88 هنوز هم جاي کار کردن و روايت کردن دارد. خوب به هر دليلي در اين فضا کمتر فعاليت مي­کنند که به نوعي اين خصيصه ايرانيان است. تعريف ما از روايت اين است که نويسنده تجربه­هاي خودش را بنويسد وقتي بحث روايت باشد نگاه هنرمند به تجربه­هايي است که گذرانده است. نويسنده دنبال حضور خودش مي­گردد به دنبال موضوع در خودش و تجربه­هايش مي­گردد و حوادثي که براي خودش اتفاق افتاده است را مي­نگارد که اين بازگشت به ماضي است که عوامل و علت­هاي آن را مي­توان به تعريف ما از روايت و داستان ربط داد. اينکه نويسنده با اين ذهنيت فکري و هنري مي­تواند براي جشنواره 1404 که يک امر مستقبل است بنويسد، با يک علامت سؤال مواجه مي­شويم. هرچند هنوز ايران 1404 احقاق نشده است اما هنر سند اين است که اميد را در شهري از ايران دنبال مي­کند و علاقمند است اين اميد در اقسام هنري در بخش ادبيات جلوه پيدا کند و نويسنده انتزاعي آنرا روايت کند نويسنده داستاني بنويسد که در ايران 1404 همه به يکديگر شوق و اميد بدهند اما نويسنده متأسفانه تصويري از اين موضوع ندارد اينجا سؤالي پيش مي­آيد که چگونه مي­توان به موضوعي در آينده پرداخت که ما تجربه­ اش نکرده­ايم؟ چگونه مي­توان اين موضوع را نوشت؟ در جواب بايد گفت ما نيازمند مهارت، تفکر و تعقل به موضوعات هستيم ما امروز در حوزه داستان نويسي در يک دوره جديد هستيم که با دوره­هاي قديم بسيار متفاوت است که البته اينجا جاي بحث نيست اما اجماع در اين است که در تکنيک­هاي زيباشناسانه و ساختاري دچار تحولات عظيمي شده­ ايم. آدم­ها، نگاه­ها و کارکردها تغيير پيدا کرده­اند از اين جهت ما در دوره­ي جديدي از تجربيات به سر مي­بريم. هرچند نمي­توانيم از خودمان هم زياد متوقع باشيم. غرب چيزي حدود 400 سال عقبه ادبي دارد ما با بضاعت ادبي­مان بايد شناخت­هاي جديدي از اين ظرفيت­هاي محدود داشته باشيم و پيرامون آينده فکر کنيم و بنويسيم. به نظرم مهمترين رکن براي نويسنده­اي که از روايت تاريخي و خاطره­اي به داستان رسيده است و از داستان مي­خواهد به نوشتن پيرامون آينده دست بزند، بايد قوه انتزاع خود را قوي کند. انتزاع يعني تجربيات را تحليل کنيم و مواد خام را براي داستان­هاي آينده استفاده کنيم. اين يکي از ويژگي­هاي ادبيات آينده نگر است.

- با توجه يه کيفيت آثار رسيده اعتماد به نفس نويسندگان پيرامون وقايع آينده به خصوص ايران 1404 را چگونه مي­بينيد؟

اين بحث قابل تفسير است. اگر پيرامون نويسنده صحبت کنيم ملاک­هاي ما با صحبت پيرامون افراد معمولي تفاوت­ هاي عميقي دارد. افراد معمولي نگرشي مبني بر اين دارند که به آينده اميدوارند و اکثراً هم سرنوشت را در آن دخيل مي­دانند مثلاً کسي به آينده خوش بين است اما آنرا از بخت بلند مي­داند. اين اعتماد به نفس نيست اعتماد به تقدير است به نظر مي­رسد شما منظورتان اين است که هنرمندي که آينده را روشن مي­بيند نقش خودش را در اين روشنائي چقدر مؤثر مي­داند. لذا با ديد خودش به آينده نگاه مي­کند به نظرم در آثار رسيده ما از يک طرف بام افتاده­ايم يا بسيار طبيعت گرا و ناتوراليسم هستيم يا بسيار اومانيستي به جريان نگاه مي­کنيم در حاليکه در عرفان ما چيزي ما بين اين دو را داريم. يعني در عين تلاش و کوشش چشم اميد به فيض الهي هم داريم. اين اتفاق پيرامون نويسندگاني که مي­ خواهند پيرامون آينده بنويسند بايد پررنگ­تر باشد.                             

 

شنبه 15 بهمن 1390 - 9:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری