پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

رمانم سريالي 90 قسمتي است

 

 
جايزه ادبي "جلال آل‌احمد" به عنوان گرانترين جايزه ادبي تاريخ كشور در دوره چهارم برپايي، 110 سكه داستاني خود را تقديم نويسنده‌اي كرد كه رمانش ويژگي خاصي دارد. "جاده جنگ"روايت نيم قرن تاريخ كشور به قلم داستاني دنباله‌دار "منصور انوري" است كه پيش از اين نيز موفق به دريافت جوايز "کتاب فصل" و "قلم زرين" شده بود. او اين روزها جلد هشتم اين رمان بيست جلدي را در حال نگارش دارد .

 

رمان «جاده جنگ» پس از برگزيده شدن در چند جايزه ادبي بويژه جلال آل احمد، مطمئنا مخاطبان داستاني را متقائد به خواندن خود مي‌کند. اما نويسنده در اين «جاده»‌ و «جنگ» و تلفيق اين دو به دنبال القاي چه معنايي بوده که خواننده هم آن را درک کند؟

اتفاقا سوال جالبي است! چون عنوان کتاب که "جاده جنگ" باشد يک نام استعاري است که بر چند مفهوم دلالت و اشاره كرده است. کشور ما بر سر راه شرق و غرب قرار دارد و بخاطر اين موقعيت استراتژيک و سوق‌الجيشي از ديرباز در محل جنگ‌هاي بسياري قرار داشت که با توجه به دنباله‌دار بودن جنگ‌ها، خود اين جاده عبور ناوگان متفقين را ميسر مي‌ساخت. از بندر جنوب تا شاهرود و عشق‌آباد و سرانجام شوروي امکاني براي عبور از ايران داشتند.

شايد به همين دليل اين مجموعه رمان تا دوران جنگ تحميلي را نيز روايت خواهد کرد که «جنگ» را هم اشاره‌اي کامل داشته باشد!

البته؛ همانطور که در اين رمان نيم قرن تاريخ کشور را جا داده‌ام. زماني سرزمين ما متحمل جنگ جهاني دوم بود و جايي هم شايد نه در ظاهر بلکه بطور اعلام نشده در گيراگير جنگ جهاني هشت ساله تحميلي قرار گرفت و جنگ را متداوم در اين نيم قرن به خود ديد.

بنابراين بايد بطور کلي رمان را در قالب داستاني جنگ، ببينيم؟

نه! تماما جنگ نيست.

چطور؟

چون منحصر به داستان جنگ نبوده و در واقع برهه‌اي تاريخي است که در اين محدوده زماني، مقطع 50 ساله ايران را با تمام خصوصيات، سنن، قوميت‌ها و تمام مسائلي که کشور با آن درگير بوده را خلاصه‌وار ترسيم کرده‌ام.

ولي خب در اين بازار کتاب شايد پرداخت به جنگ و اين نوع نگاه کمتر مخاطبي را راغب به مطالعه هر اثري کند!

شخصا اعتقادي ندارم حتي همين ادبيات دفاع مقدس بخصوص در حوزه داستاني، امروزه توانسته جاي خود را باز کند.

بنابراين اين مجموعه رمان را به گمان نويسنده‌اش بايد "تاريخ داستاني" دانست يا "داستان تاريخي"؟

قصدم اين بوده که مخاطب آن را به عنوان قطعه‌اي از حيات کشور با تمام مسائل درگير آن بداند و با اين نيت به سراغ آن برود. خود را مقيد به تاريخ، سياست، آداب و نکته ديگري نکند.

قلم و نگاه شما هم با اين نيت بوده؟منظورم همان هدف اصلي است!

مسلما. به همين خاطر هم در نگارش کتاب چه قبل و چه الان که مشغول نوشتن جلدهاي ديگر آن هستم انگار رنجي را نکشيده‌ام. انگيزه و دغدغه به مذهب و اداي ديني به تاريخ کشور و انقلاب اسلامي بوده که سعي در نوشتن آن دارم.

البته اين ايده تازه‌اي نيست و بارها گوشه‌اي از آن در قلم برخي نويسندگان ديده شده. ولي رويکرد شما به آن به چه زماني برمي‌گردد! جرقه اصلي نوشتن «جاده جنگ» از کجا نشأت مي‌گيرد؟

از سال‌هاي پيش و جالب اينکه شخصا پس از پيروزي انقلاب دنبال چنين اثري مي‌گشتم که تاريخ مدنظر را روايتي داستاني کند. به نظرم بهترين راه ثبت و ضبط قالب داستاني آن به شکل رمان است.

چرا؟

چون اگر به خوبي ساخت و پرداخت شود و جذابيت را به خود ببيند، مخاطب پيگير اطلاعات تاريخي را بهتر و بيشتر به سمت خود مي‌کشاند.

در عين حال مخاطب کتاب تاريخي در قياس با کتاب داستاني، مخاطب کمتري دارد.

دقيقا؛ چون تاريخ را کمتر کسي مي‌خواند ولي داستان اگر با فضاسازي و تکنيک درست همراه باشد چرا که نه! هم شرح زماني است و هم رجوع قصه‌وار را مدنظر دارد و اين يعني جذب کردن دو گروه کتابخوان.

بنابراين «جاده جنگ» نبايد خود را مقيد به عنصر تاريخي کتاب کند. درست است؟

 بله ولي بدين معني نيست که وقايع دستکاري شده باشد. گاها بوده که رويداد به سبب زماني جابه‌جا شده ولي اگر هم بوده بخاطر تقويت و حفظ جذابيت داستاني است. بويژه از جلد هفتم رمان که مبحث قيام 15 خرداد به بعد است، ارجاع به مستندات بيشتر خواهد شد.

با اين شرايط سير "داستاني" در دل "تاريخ" مستلزم قلمي است که هم پايبند به تاريخ باشد و هم جذابيت را وارد کار کند. چگونه با اين قضيه کنار آمديد؟

نگاه کنيد گاه موضوع خود جذابيتش را داراست و خب گاه نه! داستان اين مجموعه رمان في نفسه جذابيت داشت. ازطرفي برخي حوزه‌ها و روايت‌ها شايد در واقعيت وجود نداشته باشند اما با داستان‌پردازي به کار اضافه شده‌اند.

به نوعي نيز تفاوت رمان‌نويسي و تاريخ‌نويسي است!

بله در همين مجموعه رمان، برخي برهه‌هاي زماني و رويدادها از جذابيت کافي برخودار بود ولي در بعضي موارد آن را روتوش داده‌ام. بنابراين سعي‌ام براين بوده زمان‌هاي سير شده را همگي با تلفيق جذابيت به تصوير بکشم. چنانکه اين رويکرد را در مورد پوشش، آداب و رسوم و لهجه‌هاي مورد استفاده در کتاب رعايت کرده‌ام.

نکته ديگري که در مورد اينگونه آثار، لازم و به مراتب فقداني محسوب مي‌شود عنصر «تحقيق» است. چقدر تلاش شده که اين مجموعه رمان خالي از اين معيار نماند؟

ايده کار از سال‌ها پيش در ذهنم بود. براي همين تمام مطالب ريز و درشت و مستند را از بسياري منابع جستجو کردم. تحقيقات بسياري را انجام دادم که اين نکته در کيفيت کار هم ديده شده و موثر است.

اين گمان در مورد کتب چندين جلدي هم ديده مي‌شود. همانطور که رويکرد به سمت داستان کوتاه نوشتن نيز زياد شده و مخاطب از اين قالب استقبال مي‌کند البته به شرطي که به معناي واقعي کيفيت را همراه داشته باشد.

اين نگاه اشتباهي است که از رمان‌هاي چندين جلدي چه در مقام نويسنده و چه خواننده اجتناب کنيم. اگر داستان خوب باشد و قابليت بسط با حفظ جذابيت را داشته باشد، چرا ادامه نيابد؟ مگر فيلم‌هايي با قسمت‌هاي بالا غير از اين بوده‌اند؟

شايد روش شما در درگير کردن مخاطب با چند داستان موازي در مجموعه رمان «جاده جنگ» نيز به همين دليل بوده! که مخاطب را وادار به پيگيري مطالعه رمان و ممانعت از دلزدگي او کند.

چون روش شخصي خودم است. معتقدم داستان‌هاي خطي با برش موازي در کارهايي با حجم بالا تکنيک خوبي است که در آثارم سعي بر دنبال کردن اين شيوه دارم.

از اين گذشته با توجه به نوع نگاه شما در ترسيم داستان، چه نوع مخاطبي سير داستاني اين وقايع را با خود عجين مي‌دانند؟

براي اين کار کتاب را به اشخاصي از قشرهاي مختلف سپردم که نظر بدهند. توجه‌شان حاکي از اين بود که مخاطب کتاب تنها گروه يا قشر خاصي نيست. در واقع هر فردي چيزي را در اين کتب مي‌تواند جستجو کند.

اگر احيانا به عقايد گروهي نخورد، چطور؟

 اتفاقا براي اين کار چاره‌انديشي کردم و در اين راستا جذابيت را در اولويت قرار دادم تا برخي که شايد اين تاريخ به عقايشدشان شبيه نباشد، اين جاذبه آنها را درگير متن کند. چرا که جذابيت را مهمترين اصل در اين مجموعه گذاشتم.

سوال آخر را هم به سابقه شما ربط بدهم و همان سابقه فيلمنامه‌نويسي که از آن دوري کرده‌ايد. تا چه اندازه «جاده جنگ» قابليت تبديل به کاري تصويري را دارد؟

کار من روايتي است ميان فيلم و رمان. البته رمان را پايدارتر مي‌دانم و علاقه بيشتري بدان دارم. اتفاقا پيش طرحي با اقتباس از اين رمان قرار بود به سريالي تبديل شود که به سرانجام نرسيد. با اين حال همچنان پيشنهاداتي شده و در صورت امکان حاضرم اين مجموعه که همانند تاريخ مي‌ماند را تبديل به سريالي متناسب با انقلاب اسلامي کرده تا در حجمي حتي 90 قسمتي روايت تصويري کنند.

 

محسن غلامي

 

چهارشنبه 12 بهمن 1390 - 14:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری