دوشنبه 1 آبان 1396 - 3:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

جشنواره 1404 اميدوار کننده بود

 

گفتگو با رضا مهدوي

سال­هاست که هرکس بنابر دانش و سليقه خودش شرايطي کنوني موسيقي ايران را به گونه­اي تفسير مي­کند و در صورت ناراضي بودن از آن دست به اقدامي در جهت تغيير وضعيت موجود و رسيدن به شرايط مطلوب مي­زند. اين جريان که در فضاي هنري­مان شکل گرفته است از طرفي امکان ورود و بررسي موضوعات متنوع و تجربه­هاي تازه را فراهم مي­کند و از طرف ديگر نوعي آشفتگي و جدال دائمي به همراه دارد. با در نظر گرفتن اين چهارچوب با رضا مهدوي مدير مرکز موسيقي حوزه هنري و دبير بخش موسيقي جشنواره هنري ايران 1404 به گفتگو نشسته­ايم. وي در اين گفتگو در خصوص ديدگاه­هاي تازه و گشودن باب سخني درباره موسيقي کنوني ايران و نقش دست اندرکاران در شکل گرفتن آينده سخن به ميان مي­آورد:

 

- تعداد آثار رسيده به دبيرخانه جشنواره 1404 در بخش موسيقي چند اثر و در چه ژانرهائي بوده است؟

از 33 نفر از موسيقيدانان حدود 77 اثر رسيده است که برخي از اين عزيزان اثرشان را بصورت آلبوم ارسال کرده­اند و اين آثار در ژانرهاي سرود (کرال)، پاپ و سنتي  است که ما اصطلاحاً از اين سبک از عنوان سبک کلاسيک ياد مي­کنيم.

- به نظرتان آثار رسيده اميدوار کننده است؟

کارهائي که رسيده است به طور کلي اميدوار کننده است اما متأسفانه دوستان به موضوع جشنواره توجه نداشته­اند. بنابراين اکثر کارها خارج از موضوع جشنواره بوده است مثلاً هنرمندان آلبومي را سالها قبل کار کردند حتي اين آثار را به مراکز مختلف هم ارائه کرده و حتي مجوز هم دارند اما باز هم اين کارها را به جشنواره ارسال کرده­اند.

- پس شما جزء مديراني هستيد که براي جشنواره يک موضوع خاص را در نظر گرفته­ايد؟

بحث نظر من نيست. ايران 1404 يک هدف کلي و موضوعيت کلان دارد. اگر دوستانمان کتابچه اهداف طراحي شده براي جشنواره 1404 را که همان 14 هدف کلي است مطالعه مي­کردند مطمئناً آثار ارسالي مرتبط­تر با جشنواره ارسال مي­کردند. به طور کلي امسال به دليل اينکه سال برگزاري جشنواره بوده است سعي کرديم از ميان اين 77 اثر داوري انجام گيرد که حتي در طول اين داوري زمان يک هفته اين گذاشته شد که از اين ميان آثار مناسب و زيبايي انتخاب کرديم هرچند که اين آثار ارتباط موضوعي با موضوع جشنواره نداشتند مثلاً در يک اثر آهنگسازي عالي بوده است به هر ترتيب با اساتيد فن و داوران به اين نتيجه رسيديم که از يک سري از اين افراد به دليل حضور در جشنواره و ارائه کارهاي مطلوب تقدير کنيم.

- به نظرتان در بحث اطلاع رساني خوب عمل شده است؟

ما سعي کرديم بحث اطلاع رساني را در مراکز تخصصي و حرفه­اي موسيقي انجام دهيم هرچند معتقدم در اين رابطه به نحو صحيحي عمل نشده است. ببينيد اکثر اساتيد و هنرمندان برتر در زمينه موسيقي اساساً تخصص آکادميک حوزه­ي موسيقي ندارند اکثر اين افراد يا دکتر هستند، مهندس، کشاورز، طراح، تکنيسين رايانه و . . .  بنابراين ما شاهد حضور کمرنگ اساتيد فن در اولين سال برگزاري جشنواره هنري 1404 بوده­ايم. به ياد دارم چندي پيش جشنواره ناي و ني از طرف سپاه پاسداران در تالار وحدت برگزار شد سراسر تهران پر بود از تبليغات محيطي اين جشنواره که اين جشنواره هم يک نگاه کلي به بحث سوگواري­هاي عاشورائي داشت اما ما در بحث تبليغات محيطي جشنواره 1404 يک بيلبورد نديديم الان هم خيلي از هنرمندان تماس مي­گيرند و هنوز از برگزاري چنين جشنواره­اي اظهار بي اطلاعي مي­کنند دوستان ما در حوزه هنري فکر مي­کنند رسانه­اي کردن يک خبر در يک سايت خاص در روز يک حرکت انقلابي تبليغاتي است مگر همه هنرمندان ما به کامپيوتر دسترسي دارند يا هرکس که به فضاي مجازي وارد مي­شود براي جستجو کردن پيرامون جشنواره 1404 است. يک نمونه از مباحث تبليغاتي كه مي­توانست به طور ويژه در جشنواره اثرگذار باشد بحث smsهاي فراگير بود.

- به نظر مي­رسد که با اين سطح پايين اطلاع رساني با توجه به اينکه جشنواره هنري ايران 1404 داراي يک سطح عميق فرهنگي و هنري است ،  هنرمندان نگاه حاشيه­اي به جشنواره خواهند داشت؟              

دقيقاً. متأسفانه ما هنوز عمق اين جشنواره را پيدا نکرده­ايم. نبايد حرکت­هاي بزرگ را با برخوردهاي کوچک به حاشيه برد. قطعاً بايد 1000 اثر تنها به بخش موسيقي جشنواره مي­رسيد اما امروز شاهد ارسال بيش از 2500 اثر به کل جشنواره هستيم که از نظر کمي يک نقطه ضعف محسوب مي­شود. هرچند بنده به عنوان يک حرکت هنري در سال و مرحله اوليه اين حرکت را مثبت مي­دانم و در طي مراسم هم از 7 نفر از هنرمنداني که آثار مطلوبي فرستاده بودند قدرداني خواهيم کرد. اما اين نکته را به ايشان يادآور خواهيم شد که آثارشان از نظر موضوعي ربطي به جشنواره نداشت، راهکارها را ارائه مي­کنيم و منتظر حضورشان در جشنواره بعدي ايران 1404 خواهيم بود.

- پس حرکت اميدوار کننده بوده است؟

بله بسيار اميدوار کننده است. با توجه به اين کمبودها و سياست­هاي متغير اين ميزان کمي و کيفي کار براي اولين دوره مطلوب بوده است. هرچند سفارشات هنري ما هم فوق العاده بوده­اند، آثار احمد پژمان، ناصر چشم آذر، حسين پرنيا، گلشن و سرود گروهي محراب که در اختتاميه اجرا خواهد شد از شاهکارهاي هنري ايران 1404 هستند. ما نمي­توانيم در اين جشنواره با توجه به نوپا بودن آن خيلي شعاري عمل کنيم بايد آسيب­ها را شناسائي کنيم از طرفي هم علاقمند بوديم به دليل اينکه معتقديم اين جشنواره بزرگترين جشنواره هنري بعد از انقلاب است نگاه شاخصي هم به اين جشنواره مي­شد و عملکرد مديران و متوليان هنري بهتر از اين مي­بود. هرچند که ما تجربه­هاي گوناگوني در اين زمينه­ ها داشتيم. ما در طول اين ساليان تجربه­هائي چون بيداري اسلامي، انقلاب اسلامي، دفاع مقدس و جنگ و . . . را داشته­ايم و به نوعي کاربلد هستيم به همين دليل هم حوزه هنري را متولي برگزاري جشنواره کردند اما خروجي کار بايد در يک حرکت و مکاني مشخص و نمود عيني داشته باشد. اگر خروجي کارها حتماً تنها در يک سايت بازگو شود. الان خبرگزاري مهر که متعلق به خود سازمان تبليغات اسلامي از ارائه همه­­ي اخبار مرتبط با جشنواره خودداري مي­کند. صدا و سيما هم که از طرف ديگر روي خوشي به اين جشنواره نشان نداده است.

- در بخشي از گفته­هايتان به سفارشي کار کردن برخي از آثار رسيده اشاره کرديد. جناب آقاي مهدوي به نظرتان در وادي هنر به خصوص جشنواره 1404، سفارشي کار کردن يک آسيب است يا يک فرصت؟

به ياد داشته باشيم که آثار بزرگ دنيا اکثراً آثاري سفارشي بوده­اند. موسيقي­هاي معروف اروپا يا سفارش کليسا بوده­اند يا دولتمردان. جشنواره به حضور آثار سفارشي نياز دارد اما نبايد سفارش معطوف به افراد خاصي شود نگاه کنيد برخي از نمادها در بحث سفارش اثر و نوع اجرا را براي هنرمندان مشخص مي­کنند و هرکس اين اثر را بهتر اجرا کند اثر براي او خواهد شد يعني هنرمند هيچ دخل و تصرف يا نظري درباره اجراي اثر ندارد. اما حوزه هنري هميشه براي هنرمند ارزش قائل بوده است. ما با هنرمند از بن جريان گفتگو مي­کنيم و گره­ها را باز مي­کنيم. ابتدا بايد ديد اصلاً خواننده و هنرمند به اصل اعتقادي اجراي اثر در نظر گرفته شده اعتقادي دارد يا خير؟ اگر به تشخيص هنري احترام گذاشته نشود اثر توليدي تنها يکبار براي هميشه به گوش مخاطب خواهد رسيد و ديگر مخاطب ميلي براي گوش دادن دوباره اثر نخواهد داشت. شما اثر ناصر چشم آذر پيرامون جشنواره 1404 را بشنويد. خواهيد ديد که اين اثر بي نظير است. اثر احمد پژمان به نام خورشيد ايران گوئي يک اسب با تمام توان به سمت جلو حرکت مي­کند و يک ايران حماسي و موفق در آينده رقم خواهد خورد. اين کارها از طرف شنونده در هر لباسي با تحسين همراه شده است اين حرکت چيزي نيست جز وجود هنرمند که در اثر متبلور شده است. اگر تشخيص هنرمند در ارائه اثر دخيل نباشد کار يکبار مصرف خواهد بود. که البته مراکزي از اين دست داريم که هنرمندان روزي 10 اثر در اين مراکز خلق مي­کنند اما هيچ گاه به گوش مخاطبان نمي­رسد. اما در اثر حوزه هنري الگو مي­شود و ديگران به اين آثار نزديک مي­شوند. هنرمندان آثارشان را براي تشخيص هنري نزد ما تنها يک هفته مي­گذارند و ما ضمن اين يک هفته با بررسي­هاي دقيق يا اثر را مي­پذيريم يا با استدلال اثر را به هنرمندان بازمي­گردانيم اما اگر اثر او پذيرفته شده اصلاً موضوع جشنواره 1404 براي ما در مرحله دوم قرار مي­گيرد و مطمئناً پيش از اين جشنواره اين حوزه هنري است که براي بالا بردن سطح سليقه هنري مخاطبان خود به هنرمند پذيرفته شده سفارش اثر مي­دهد.

- موسيقي يکي از پرکاربردترين هنرها است. مردم ما به نوعي با اين هنر زندگي مي­کنند و فشارهاي مستقيم و غيرمستقيم اجتماعي و فرهنگي در نوع موسيقي انتخابي مردم اثرگذار است به نظرتان چقدر نگاه هنرمنداني که در جشنواره 1404 شرکت کرده­اند با جريانهاي اجتماعي و زيرپوستي شهرمان نزديک است به گونه­اي که موسيقي ارائه شده از طرف هنرمند براي مخاطب باورپذير شود؟

اولاً که کارهائي از اين دست کاملاً دلي است. اينکه هنرمند بايد به ايراني آباد و آزاد و داراي رفاه همگاني معتقد باشد يک اصل براي ارتباط برقرار کردن هنرمند با بدنه اجتماعي است. اما به نظر مي­رسد در اين ميان اين تنها مباحث فقهي و عدم پخش تصويرساز نيست که اين عدم قرابت موسيقي با بدنه اجتماعي را رقم زده است اگر خوب دقت کنيم اين خود هنرمندان نيز هستند که در اين ميان به گونه­اي دچار اشتباه مي­شوند. برخي از هنرمندان با توجه به اينکه نقد مي­کنند و از شرايط موجود هم ناراضي هستند باز هم ميدان را خالي نمي­کنند و اثر توليد مي­کنند اما از طرفي برخي از هنرمندان تنها به تعزل گرايش دارند يا ميدان را خالي کرده­اند و به گوشه­اي خزيده­اند. اما اين ميان آن هنرمندي ماندگار است که با لحظه لحظه اتفاقات جاري کشور و مردمش حرکت و جوشش داشته باشد. هنرمند بايد اهل دغدغه و تفکر و مردم شناس باشد نبايد تفکر محدودي داشته باشد که تنها عده­اي از او تعريف کنند بلکه بايد همگام با مردم باشد.

- هنرمندي که براي اثرش به اين جشنواره به اندازه مطالعه اهداف جشنواره وقت مي­گذارد آيا مي­توان به تفکر او پيرامون آينده اعتماد کرد؟

هنرمند بايد به اين شناخت برسد و اگر اين اتفاق نيافتد خودش متضرر مي­شود به هرحال اينجا نبايد سخن از هرکسي از ظن خود شد يار من به ميان بيايد. همدلي و توجه به اهداف ملي حرف اول را مي­زند.

- نقش سرودها در اين جشنواره چقدر پررنگ است. به ياد دارم که در اکثر گفتگوهايتان ضرورت پرداختن به نقش سرودها به ميان مردم توجه ويژه­اي کرده بوديد؟

خوب سرود يک هنر دم دستي و کاملاً ساده است که در دهه 70 و 80 اين حرکت هنري به فراموشي سپرده شد حال ما حاضريم اين هنر را احيا کنيم. از طرفي کار بسيار ساده­اي است اما چون خيلي ساده است اکثراً سراغ آن نمي­روند هنرمندي پيش ما مي­آيد و دنيائي از نت و احوالات پيچيده موسيقي را براي ارائه به مخاطب پيشنهاد مي­دهد در حاليکه فهم سرودها براي مردم بسيار بيشتر از اين هنرهاي خاص است. مردم به دنبال موسيقي هستند که بتوانند آن را زمزمه کنند و يک حرکت جوششي داشته باشند وقتي بر روي صحنه اجرا مي­شود مردم همراه آن پاي بکوبند. خوب مردم دنبال اين نوع هنري هستند در اين ميان هم متأسفانه سرودها به باد فراموشي سپرده شده­اند وقتي علت را جويا مي­ شويم مي­بينيم سطوح مختلف هنر موسيقي ما علم زده شده است. به نوعي اين صدها دانش آموخته مؤسسات و دانشگاه­هاي ما در طول سال شده­اند يک سري هنرمند شيفته فرهنگ غرب. يادم مي­آيد همين دانشگاه موسيقي سوره که تعطيل شد، تا زمانيکه ما بوديم ايرانيت آنرا حفظ کرديم اما دوستان ما پس از ما کاري کردند که دانشگاه تعطيل شد.

- در جنشواره هنري ايران 1404 صادرات هنري جايگاهي براي صحبت دارد؟

به نظرم بعد از اين جشنواره شرايط بايد طوري شود که هنرمندان ما در سراسر جهان حضور پيدا کنند و آثارشان را ارائه کنند. ما بعد از انقلاب متأسفانه در هيچ فستيوالي نبوده­ايم.

- اگر اين اتفاق بيافتد گزينش افراد منتخب براي حضور در اين فستيوال­ها چگونه خواهد بود؟

ابتدا بايد يک معرفي کلي از هنر موسيقي خودمان داشته باشيم. متأسفانه غرب و اروپا ايران را داراي موسيقي قلمداد نمي­کنند. به نظرم در اولين حرکت احمد پژمان با حضور در بزرگترين ارکسترهاي جهان از اوکراين تا امريکا، بايد هنر  موسيقي ايراني و خودش را به جهانيان منعکس کند تا همه با هنر چندوجهي ايراني آشنا شوند. از همين اساتيد مانند مشايخي، چشم آذر، پرنيا و . . . بايد در اين مسير استفاده شود البته متأسفانه تا براي رسيدن به اين هدف مسيري را پيشنهاد مي­دهيم مقولات مالي مطرح مي­شود. در روزنامه ايران خواندم بودجه جشنواره موسيقي فجر در امسال چيزي بالغ بر 800 ميليون تومان برآورد شده است. حالا اين مبلغ را مقايسه کنيد با رونمائي از يک فيلم سينمائي در ايران که ميلياردها تومان هزينه دارد و هيچ بازگشتي هم ندارد. اين هم از وضعيت سينماي ما است که هر روز در آن يک اتفاق جديد مي­افتد. از طرفي نبايد از نظر دور داشت که امسال ما براي کمک به جشنواره موسيقي فجر و پرافتخار برگزار شدن جشن انقلاب با در اختيار گذاشتن تالارهاي مهر و انديشه چيزي بالغ بر 100 ميليون تومان هم به جشنواره کمک کرده­ايم.

- به نظرتان در راهيابي آثار به جشنواره هنري ايران 1404 به خصوص به بخش داوري مميزي وجود دارد؟

به هيچ وجه اينگونه نيست. البته يک سنت در جشنواره­ها است که افرادي که منتخب نمي­شوند اين حاشيه­ها را درست کنند.

- اين بحث اصلاً قبل از داوري آثار مطرح شده بود؟

اگر چنين بوده که نکته­اي به دبيرخانه ­ما منعکس نشده است. به هر حال اگر امسال بنده دبير جشنواره هستم از جشنواره تعريف و تمجيد مي­کنم اما سال آينده که از جشنواره کنار گذاشته مي­شوم يک منتقد تمام عيار مي­شوم خوب اين يک سنت ميان مديران هنري ما است. به هر حال اين داوران چهره­هاي شاخص هنري ما هستند ممکن است سال آينده اشخاص ديگري بيايند و نظر ديگري داشته باشند اصلاً سمت و سوي جشنواره تغيير کند. در فيلم هم داريم که مردم فيلم خاصي را انتخاب مي­کنند اما داوران نظر ديگري دارند اما اين وسط حب و بغضي وجود ندارد در جشنواره 1404 اکثر داوران اساتيدي هستند که خودشان استاد اکثر هنرمنداني هستند که در جشنواره شرکت کرده­اند. از طرفي اين ميدان براي جوانان در نظر گرفته شده است تا حضور پيدا کنند و به مسابقه بپردازند و در تحت لواي اين جشنواره به نقاط ضعف و قوت خودشان پيرامون آينده هنري­شان مطلع شوند خوب اين جشنواره براي حضور اساتيد در مرحله مسابقه تدارک ديده نشده است اين اساتيد با يک سري از آثار سفارشي محتوا و موضوعيت جشنواره را هدايت و روشن نگه مي­دارند اما اين جوانان هستند که بايد هر ساله حضور پيدا کنند و ديدگاهشان را به قضاوت اساتيد بگذارند. اين حرکت باعث مي­شود حضورشان در جشنواره تبديل به يک کارنامه هنري، انگيزه هنري و يک عرق ملي و وطني شود که لازمه فعاليت هنري براي پيشبرد اهداف ملي و مذهبي کشور است. از طرفي اگر جشنواره نباشد آيا اين جوانان هنرمند نبايد کار کنند؟ هرچند فضا براي حمايت و انرژي به هنرمندان چندان مهيا نيست اما وظيفه هنري و رسالت هنرمند چه مي­شود؟ هنرمند چگونه مي­تواند کسب تجربه کند؟ به هر حال نگاه ما نگاه مميزي نيست ما قصد داريم الگوسازي کنيم. ما اصلاً مميزي نداريم. اصلاً راحت­تر بگويم که ما مميزي را ذره­اي قبول نداريم. مگر ما که هستيم که کارهاي مولانا و سعدي و حافظ را مميزي کنيم.

- يکي از دلايل موفقيت اکثر جشنواره­هاي بزرگ دنيا ثابت بودن اهداف و تصميم­هاي اجرائي جشنواره­ها طي ساليان طولاني در سراسر جهان بوده است. آيا اين امکان براي جشنواره 1404 با توجه به مستمر بودن اهداف اين مجموعه اتفاق خواهد افتاد؟   

البته نمي­توان پيش بيني کرد اما به هر حال بايد در اين مسير دو اتفاق بيافتد ابتدا کشف استعدادهاي جوان و دوم توليد است، ولا غير. حوزه هنري اگر توليد نکند مي­ميرد. ما امروز شاهد اين هستيم که بزرگترين آرشيو موسيقي محلي را در اختيار داريم نهادهاي ديگر اگر مرجعي دارند اين مرجع کپي شده از متون هنري حوزه هنري است. در طول اين سه دوره مديريتي که در حوزه هنري تغيير و تحول انجام گرفته است اين اهداف به قوت خودش باقي مانده است اما اينکه نظر بدهيم دو تار حاج فريان بهتر است يا دو تار استاد درپور اين يک کار کارشناسانه است به طور کلي اگر هنر نابي يافت مي­شود بايد براي حفظ آن هزينه کرد و حوزه اين کار را در دستور اهداف خودش داشته است. به هر حال بحث مالي در حوزه هنري به عنوان يک معضل بزرگ وجود داشته است هميشه به مديران ارشد هنري کشور اين پيشنهاد را داده­ام و گفته­ام که فارغ از جشنواره­هائي مانند 1404 اگر رضا مهدوي تنها سه ميليارد تومان بودجه هنري داشت خاورميانه را با موسيقي و هنر فاخر و انديشمند ايراني و ملي فتح و تسخير مي­کرد. طي زمان 2 سال اين اتفاق مي­افتاد. اصلاً نمي­گذاشتيم به سال 1404 برسد. موسيقي توليد مي­کرديم که از کشورهاي ديگر بيايند و پيشنهاد حضور گروه­ هاي مختلف هنري در کشورهاي مختلف جهان را به مديران هنري و فرهنگي کشورمان بدهند. متأسفانه امروز موسيقي ايراني را با نام موسيقي ترکي، هندي يا عرب مي­شناسند که اين براي ما بسيار ناگوار است. حالا اين ميان افرادي از دوستان هنر موسيقي ما را در يونسکو ثبت مي­کنند بايد سوال کرد که پس اين اتفاق چه رويدادي رخ داده است؟ خوب با ثبت اين هنر در يونسکو چه اتفاقي در مجموعه هنري کشور افتاد؟ به نظرم با اين کار تنها هنرمان را در تاريخ خاک کرديم. ما بايد امروز روي صحنه باشيم که نيستيم. متأسفانه اين جشنواره امسال برگزار مي­شود تا سال آينده ديگر خبري از آن نخواهد بود ما هنوز به اين درک نرسيده­ايم که موسيقي چه کمک بزرگي مي­تواند در زمينه پر کردن خلاءهاي فرهنگي و اجتماعي به جامعه ما بکند. اگر طي اين روزها و ماه­ها براي رسيدن به ايران موفق 1404 آسيب شناسي انجام ندهيم تنها خودمان را سرکار گذاشته­ايم. در سال 1404 همين جا که الان ايستاده­ايم خواهيم ايستاد. موضوعاتي چون تدريس علمي موسيقي، مباحث آکادميک، تصويرساز، مباحث فقهي، مباحث آموزشگاهي و . . . بايد مورد بحث قرار گيرد. اينکه چرا اکثر هنرمندان بزرگ ما از فضاي مه آلود موسيقي امروز دلخورند و رنجور. آيا موسيقي­دان ايراني تيتر يک اخبار ما شده است؟ آيا همان قدر که براي فحاشي هنرمندي وطني در آن طرف مرزها ارزش قائليم و انعکاس گسترده رسانه­اي مي­دهيم هنرمند وطني را احترام مي­کنيم؟ ناصر چشم آذر چند روز پيش اظهار کرد براي اجراي اثر جشنواره 1404 نيازمند حضور 70 نفر بر روي صحنه و اجراي اين اثر است. چشم آذر حتي از دستمزد خودش هم صرف نظر کرده و تنها خواستار حمايت از اين 70 نفر شده که ما در جواب ايشان تنها توانستيم سکوت کنيم. به نظرم اينها آسيب­هاي هنري و فرهنگي ما است که بايد طي اين روزها و ماه­ها به صورت کلان بررسي شود. امروز در کنار پرواز علم و صنعت 14 سال وقت داريم تا هنرمان هم به مثابه­ي اين دو رشته پرواز کند و همسان با آنها حرکت کند. اين اتفاق نخواهد افتاد مگر با نقدهاي منصفانه که در طول اين 14 سال بايد گفته شود. به نظرم پس از برگزاري اين جشنواره بايد سمينار برگزار شود. سميناري که طي دو شب از همه اساتيد اهل هنر مراکز علمي مختلف دعوت کنند تا در يک تريبون آزاد کليت مشکلات و موانع بررسي و راهکار ارائه کنند. مباحثي مانند کپي رايت، مباحث فقهي، وضع مميزي، مباحث عمراني و ساخت تالارهاي مختلف و . . . بيان شود.

بايد گفته­ها منطقي بيان شود در غير اين صورت حوزه هنري طي اين 14 سال 14 آهنگ فاخر و دلپسند هم بسازد چه خواهد شد؟ يک دست در عرصه هنري هيچ گاه صدا نداشته است پس بياييم دست­هايمان را به هم قفل کنيم. اگر کليت اين سند و موضوعات مطروحه در آن در کنار يکديگر حرکت کنند به موفقيت خواهيم رسيد در غير اينصورت بايد کلاهمان را طور ديگري قاضي کنيم.                                 

 

سه‌شنبه 11 بهمن 1390 - 9:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری