سه‌شنبه 6 تير 1396 - 10:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

پيشرفت داستان نويسي در دو اپيزود

 

 گفتگو با: محسن سليماني درباره تجديد چاپ اثر او و همچنين بررسي داستان نويسي در کشور

 

محسن سليماني را بايد به‌عنوان يکي از پيشگامان ترجمه آثار آموزشي در داستان نويسي و رمان ناميد. چاپ چهارم کتاب«درس‌هاي داستان نويسي» بهانه‌اي شد تا با اين مترجم و نويسنده به گفتگو نشسته، به بررسي راه‌هاي پيشرفت داستان نويسي در کشور نيز بپردازيم. اهم گفتمان ما با سليماني به اثرگذاري ترجمه داستان‌هاي فارسي و همچنين ترجمه آثار بزرگان داستان نويس جهان و نقش آن در پيشبرد داستان نويسي در کشور گذشت.

آقاي سليماني براي شروع بفرماييد، هدف کلي شما از ترجمه کتاب«درس‌هاي داستان نويسي» چه بوده است؟

زماني که ترجمة اين کتاب را براي آموزش داستان‌نويسي انتخاب کردم دليل خاصي داشت، و آن هم اين بود که اگر شما کتاب‌هايي را که در زمينة داستان‌نويسي‌ نوشته شده مطالعه بکنيد، متوجه مي‌شويد که مطالب اين کتاب‌ها همگي بحث‌هاييْ کلّي است که بايد و نبايد هاي زيادي را در داستان نويسي مطرح مي‌کند. در اين کتاب‌ها، گاهي نويسنده خودشْ مطلبْ را خوب حس مي‌کند و بعد هم، سرسري، بدون اينكه مثالي بزند، از روي آن رد مي‌شود. ديگر اينکه در همة اين کتاب‌ها به تكنيك‌هاي داستان‌نويسي پرداخته نشده است. از سويي، در اين آثار، مخاطب كتاب‌ها عموما مشخص نيست که چه کساني هستند: داستان‌نويسان، منتقدان، يا علاقه‌مندانِ داستان. اما اين کتاب درس‌نامه‌اي دانشگاهي است با مثال‌هاي مختلف و جزئي براي مخاطبان. نکتة بعدي اين است که اين کتابْ بسيار واضح و مشخص‌ راهنمايي مي‌کند و از کلي‌گويي به دور است. ضمن اينکه بايد گفت نويسنده، خود، تك تك مثال‌ها را در کتاب، براي دانشجويانش در سركلاس درس انجام و تدريس کرده است. بنابراين، اين کتاب در زمينة آموزش داستان‌نويسي كتابي است منحصربه‌فرد.
ضمناً، اين اثر جزو ده کتابي است که در خودِ امريکا هنوز تدريس مي‌شود، بنابراين، کتاب معتبري است. در حال حاضر، کتاب‌هاي زيادي در بازار وجود دارد، ولي، به نظر من، هيچ كدام به جامعيت و دقيقي اين كتاب نيست و شيوه‌هاي اين کتاب‌ها، در كلاس‌ها، دقيقاً محك نخورده است.

مي‌توان نتيجه گرفت که اين اثر بيشتر براي دانشجويان و علاقه‌مندان به داستان‌نويسي به تحرير درآمده است؟

بله، مخاطب اصلي قطعاً دانشجويان و هنرجويان‌اند، براي پژوهشگران و منتقدان داستان‌نويسي نيز مفيد است.

جناب سليماني آيا شما به هنگام نگارش اين کتاب، احساس کرديد که قاطبة داستان‌نويسان ما به صورت علمي و آکادميک آموزش داستان‌نويسي را فرانگرفته‌اند؟

من هيچ‌گاه فقط به دنبال کتاب درآوردن نبوده‌ و نيستم. براي خلق کتاب‌هاي آموزشي، همواره اين نکته مدنظرم بوده است که از نظر آموزشي خلئي را پر بکند. مثلاً يک زمان در زمينة آموزش طنزنويسي احساس کردم اثرِ آموزشيِ خوبي وجود ندارد (يا اصلاً اثري وجود ندارد)، خوبْ كتابي نوشتم و ترجمه كردم و الآن زير چاپ است. من بيشتر مي‌خواهم خلاءهاي آموزشي را پُر کنم، نه اينکه به تکرار مکررات بپردازم.
البته، بايد گفت چند راه براي آموزش داستان‌نويسي وجود دارد: يکي اينکه با خواندن داستان‌ها، تکنيک‌هاي داستان‌نويسي را ياد بگيريم، و ديگر اينکه در کلاس‌هاي داستان‌نويسي شرکت کنيم. البته اگر بخواهيم در مدتي کوتاه تکنيک‌هاي داستان‌نويسي را فرابگيريم، به نظر من، اين کتاب مي‌تواند به ما کمک کند.

مي‌دانيم که داستان و رمان ايراني تا به امروز نتوانسته در جهان به جايگاه شايسته و بايسته‌اي برسد. آيا مي‌توان يکي از اين دلايل را فقدان آموزش‌هاي آکادميک در زمينة داستان‌نويسي ذکر کرد؟

اين را هم مي‌توان به عنوان يک دليل ذکر کرد. اما دليل اصلي، به نظر من، اين است که زبان فارسيْ زبان جهاني نيست، بنابراين، براي اينکه اثري شناخته شود، بايد آن اثر به زبان‌هايي مثل انگليسي و اسپانيولي و غيره ترجمه شود. عامل ديگر هم اين است که ما نويسندگان قدري نداشتيم كه يكي از دلايل آن مي‌تواند نبود كتاب‌ها و آموزش‌هاي خوب در اين زمينه هم باشد.

به گفته شما، ما نويسندگان شاخص در داستان‌نويسي نداريم، درحالي‌که در زمينه‌هاي مختلف از جمله ادبيات و هنر، از شاعران قديم گرفته تا موزيسين‌ها و کارگردانان و باقي هنرها، درخشيده‌ايم، اما چرا هنوز نتوانسته‌ايم در داستان‌نويسي به مقبوليت لازم برسيم؟

ببينيد، بحثْ بحثِ حمايت‌هاست، مثلاً از موسيقي بسيار حمايت مي‌شود؛ نه آنکه دولت حمايت کند، خود مردم به آن اقبال نشان مي‌دهند و از آن استقبال مي‌كنند. مردم اثر موسيقي را مي‌خرند. در سينما هم به همين روال است؛ مردم يا سي دي و دي وي دي مي‌خرند و يا اين که به سينما مي‌روند. پس يکي از اين موارد حمايت مردم و پس از آن حمايت دولت است ـ كه فعلاً فقط، با برخي جوايز، از مضامين خاصي در ادبيات حمايت مي‌كند نه از ادبيات رنگارنگ. يکي ديگر از اين موارد هم ضعف آموزشي است.

البته در کنار اين‌ها بايد تنگ‌نظري‌ها و خط‌کشي‌ها که نسبت به ادبيات، به‌ويژه در مورد داستان و رمان بوده، را بايد مدنظر گرفت؟

بله، متأسفانه اين موضوع هم اثرگذار بوده است.

به زعم شما براي پيشرفت در داستان‌نويسي چه کارهايي را بايد انجام داد؟

يکي از راه‌هاي پيشرفت در داستان‌نويسي ترجمة آثار به زبان‌هاي ديگر است. در اين زمينه اعراب بسيار از ما جلو افتاده‌اند. آن‌ها بيشتر کارهاي خوبشان در زمينه رمان و داستان را به زبان‌هاي زنده ترجمه مي‌کنند. در نتيجه، نويسندگان عرب با آثار خوب آشنا مي‌شوند، همچنين ترجمة آثار آن‌ها به زبان‌هاي ديگر هم باعث مي‌شود که آن‌ها در دنياي امروز شناخته ‌شوند. اگر ما هم در اين زمينه سرمايه‌گذاري کنيم، باعث پيشرفت داستان‌نويسي مي‌شود. اما وضعيت کنوني ما در ادبيات، مسلماً روند داستان‌نويسي ما را در دنياي امروز كُند مي‌كند.

ببينيد، ترجمة آثار و ورود آثار ادبي‌نويسان جهان به کشور يک رويکرد دوطرفه است، يعني همان‌قدر که ترجمه آثارمان به زبان‌هاي زندة دنيا به شناساندن ادبياتمان کمک مي‌کند، براي پيشرفت ادبيات هم دانشجويان و داستان‌نويسان بايد داستان‌ها و رمان‌هاي فاخر ادبي جهان را مطالعه کنند تا با تأسي از آن‌ها با ادبيات روز دنيا آشنا بشوند و بتوانند آثار مطلوبي را منتشر کنند؛ چون بايد بپذيريم که رمان‌نويسي و داستان‌نويسي در کشور ما بسيار جوان است؟

بله بايد مسئولاني را که به داستان‌ها و رمان‌هاي خارجي نگاه بدبينانه‌اي دارندرا قانع كرد كه ترجمة آثار وزين خارجي ضروري است، اين آثار بايد در کشور به دست مخاطبان برسد. عجيب اين است كه مسئولان ما بيش از آنکه نگران فيلم و سينما باشند نگران کتاب‌هاي رمان‌اند. تأثيرپذيري مخاطبان از فيلم بيش از رمان و داستان است. البته، نمي‌گويم که از فردا جلوي پخش فيلم‌ها را بگيرند و ديگر صدا و سيماي ما فيلم‌هاي خوب خارجي را پخش نكند؛ اما مي‌گويم چرا بين فيلم و رمان تبعيض قائل مي‌شويد و به رمان ظلم مي‌كنيد. مثلاً همين شبکه‌هاي مختلف صدا و سيما دائماً در حال نشان دادن فيلم‌هاي امريکايي و انگليسي و اروپايي است؛ و ادلشان اين است که فيلم‌هاي خوب و مطرح پخش مي‌کنند، خوبْ چرا اين تسامح را دربارة رمان انجام نمي‌دهند؟در صورتي كه مي‌دانيم دامنه و نفوذ فيلم به مراتب بيشتر از رمان و ادبيات است. در مجموع مي‌توان گفت براي پيشرفت در داستان‌نويسي و رمان‌نويسي، بايد آثار آموزشي برتر دنيا به فارسي ترجمه شود و در اختيار علاقه‌مندان قرار بگيرد.

برگرديم به کتابتان، در چاپ‌هاي جديد، آيا در کتاب تغييراتي را انجام داده‌ايد؟

چاپ جديد کتاب مطابق با نسخه‌هاي قبلي است، زيرا نويسنده ويرايش جديدي از اثرش ارائه نداده، من هم به هنگام ترجمه سعي کرده بودم دقت کنم تا ترجمه‌اي شايسته و درخور در اختيار مخاطبان ايراني قرار بدهم.

به نظر شما، بعد از قريب به دو دهه از چاپ‌ اين اثر، آيا اين کتاب توانسته مرجع علمي در بين محققان، دانشجويان و علاقه‌مندان به داستان‌نويسي باشد؟

بله، در اين مدتي که تجديد چاپ نشده بود افراد بسياري پي‌گير بودند، حتي بعضي‌ها براي آموزش در کلاس‌ها شديداً به دنبال تهية اين کتاب‌ براي هنرجوها بوده‌اند.

 

چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 13:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری