جمعه 27 مرداد 1396 - 17:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

نيما نوربخش

 

شور مذهبي عزاداران و لزوم انتقال پيام عاشورا

 

گزارشي از پخش مستند «اهل سوگ» و افتتاح بنياد تعزيه

 

1-مستند «اهل سوگ»:

آيين ها، تصويري كامل از فرهنگ و آداب و باورهاي هر قوم هستند كه نسل به نسل و خطه به خطه خود را با شرايط زمان و مكان وفق مي دهند و به خوبي شكل مي پذيرند.

از آنجا كه آيين ها بيشتر شكلي نمايشي دارند و مجموعه اي از نماها و نواها محسوب مي شود شايد نتوان حقيقت آن را به درستي مكتوب كرد و به آيندگان سپرد.

آنچه در زمينه حفظ و انتقال اين آيين ها در دوران حاضر ضروري به نظر مي رسد، نه ايجاد دايره المعارفي مكتوب، بلكه مجموعه اي تصويري است كه بتواند اين حقيقت را در خود آنچنان كه هست حفظ كند و آن را به آيندگان انتقال دهد.

به گزارش ايرنا مجموعه مستند اهل سوگ كه نخستين قسمت از سه گانه داريوش ياري است و به آداب و رسوم و آيين هاي ايراني مي پردازد، با اين چشم انداز ساخته شده و چندي است از شبكه مستند سيما پخش مي شود.

اين مستند قصد دارد آيين هاي عزاداري و سوگواري ايرانيان را در نقاط مختلف كشور پوشش دهد و اتفاقا در هر قسمت با انتخاب موضوعي كه بين آيين ها مشترك است به تصوير اين شباهت ها و يگانگي ها و حتي تفاوت ها و شايد بهتر است بگوييم تنوع ها برسد.

اهل سوگ از دو بخش كارشناس محور و همچنين تصوير و روايت استفاده مي كند؛ نكته قابل توجه در ساخت اين مستند همكاري بيش از 20 گروه مستندساز در شهرهاي مختلف كشور است كه براي

نخستين بار تصاويري ناب و ديدني از آيين هاي عزاداري و سوگواري شهرهاي مختلف تهيه كرده و به عنوان مواد خام و مستند در خدمت مجموعه قرار داده اند.

اين اتفاق خوشايند نه تنها اثر را چندتكه نكرده، بلكه با كارگرداني و تدوين يك دست و خوب و مناسب به اثري نهايي رسيده است كه از قضا در قسمت هاي مربوط به هر شهر با توجه به بومي بودن گروه تصويربرداري، تصاويري بهتر، بومي تر و نزديك تر به حال و هواي آن منطقه را ارايه مي كند.

البته بهتر بود كه با امكانات بيشتر،شهرها و حتي روستاهاي بيشتري تحت اين ثبت تصويري كه ارزش آن شايد از يك دايره المعارف تاريخي كمتر نباشد، قرار مي گرفتند.

حضور كارشناسان متخصص در زمينه هاي مختلف فرهنگي، ادبي، تاريخي و مردم شناسي و ... به قدرت علمي اثر افزوده است؛ آن هم وقتي كه در هر زمينه بيش از يك كارشناس و پژوهشگر به ارائه اطلاعات مي پردازند.

البته گاهي در بخش هايي از مجموعه بخصوص در قسمت هايي كه به تاريخچه سوگواري پرداخته مي شود، استفاده بيش از حد از سخنان كارشناسان به افت ريتم مجموعه منجر شده و گاهي نيز بالعكس، استفاده از نريشن ها(گفتار متن) مجموعه را از حالت مستند به جنگ تصويري بدل مي كند.

داريوش ياري گاهي با تمهيداتي مثل بازسازي برخي رويدادهاي تاريخي اين روند را بهبود بخشيده است كه اين بازسازي ها بنا به هر دليلي نسبت به زمان كل مجموعه كم بوده و تقريبا ديده نمي شوند.

از اتفاقات خوب ديگر در اهل سوگ تقسيم بندي جذاب موضوعي آن است و اين كه هر قسمت سعي دارد از عنوان موضوعي آن قسمت در نوع تدوين و صداگذاري استفاده كند.

براي نمونه در قسمتي با موضوع كودكان و نقش آنها در آيين هاي سوگ شاهد ريتمي لطيف و همراه با جلوه هاي صوتي و تصويري كه گويي در تخيلي كودكانه دست و پا مي زنند روبه رو هستيم تا به طور مثال قسمتي كه به طور كاملا جدي و دقيق تاريخچه عزاداري را بررسي مي كند.

نواها و موسيقي هاي محلي نيز نقش مهمي در شكل گيري و زيبايي مجموعه دارند و حتي به نوعي نمايانگر و پيوند دهنده كل اثر هستند.

در تيتراژ ابتداي برنامه نواهايي درهم تنيده از نواحي مختلف ايران به گوش مي رسد. پازلي از صوت و رنگ و لحن ها و حتي لهجه ها كه به خوبي هدف كار را معرفي مي كند.

اين تركيب در طول هر قسمت و بسته به موضوع كم كم به يك يگانگي مي رسد و در پايان و تيتراژ نهايي وحدتي از نوايي سوگ آميز را سر مي دهند.

اين تمهيد به شكلي بصري نيز در طول كار ديده مي شود؛ اين كه در هر قسمت زني گوشه اي از يك تابلويي بزرگ را كامل مي كند. و در واقع در هر قسمت يك تصوير كامل اما با استفاده از يك تكنيك كشيده شده و بخشي از يك كل نهايي را شكل مي دهد تا به پايان آن قسمت برسد.

در قسمت بعد باز هم گوشه اي ديگر از اين تابلو و با تكنيكي ديگر از نقاشي و يا كلاژ كامل مي شود واين موضوع ادامه دارد تا قسمت آخر و تكميل تابلويي نهايي.

اين شيوه اگر چه جذاب است و كار را يك دست مي كند، اما به نظر مي رسد استفاده از تكنيك هاي نقاشي غربي در بعضي از قسمت ها خيلي با فضاي آييني ايران هم خواني ندارد و اگر تنها به نقاشي سنتي ايران و تكنيك هاي آن اكتفا مي شد، به حال و هواي اثر هم كمك شاياني مي كرد.

در مجموع مي توان گفت اهل سوگ با وجود كاستي هايي كه در ساخت دارد، نخستين اثر توليدي شبكه مستند سيماست كه سعي دارد حافظه تاريخي يك ملت را حفظ كند و شور مذهبي عزاداران را به تصوير بکشد.

2-افتتاح بنياد تعزيه:

به گزارش خبرگزاري فارس در اين نشست محمدباقر مديرعامل بنياد تعزيه گفت: بنياد تعزيه به همت دوستان، فرهيختگان و عوامل موثر تعزيه شکل گرفته است و ساختمان اين بنياد با حمايت شهرداري تهران به ما اختصاص پيدا کرده است.

وي افزود: بعداز يکسال و نيم مراحل لازم را انجام داديم تا اين ساختمان به بهره‌برداري برسد و خوشبختانه شروع بهره‌برداري آن با سوگواري «مشک‌هاي تشنه» همزمان شد.

سوگواره «مشک‌هاي تشنه» براي اولين بار به نمايش لوازم و ادوات تعزيه مي‌پردازد که در اين نمايشگاه نشست‌هاي تخصصي تعزيه نيز برگزار مي‌شود که مورد استقبال مردم قرار گرفت و بهانه‌اي شد تا ما در آينده اين نمايشگاه را در نقاط ديگر کشور نيز برگزار کنيم.

مديرعامل بنياد تعزيه تصريح کرد: افتتاحيه اين مراسم حتما با حضور مسئولين کشوري با نام امام حسين(ع) همراه خواهد بود البته بنياد با انجام فعاليت‌هاي خود عملا کار خود را آغاز کرده اما مراسم افتتاحيه به دليل ساختمان آن است.

وي در خصوص تاسيس خبرگزاري تعزيه گفت: اين خبرگزاري به مسائل ديني-‌آييني مي‌پردازد که بخش اصلي آن پژوهش است. ما از طريق اين بخش از خرافه‌گويي‌ها در آئين‌مان جلوگيري کرده و آن را به سمت علم حرکت مي‌دهيم البته از بحث ايجاد خبرگزاري تعزيه سوءتعبير شده است ما مي‌خواهيم به تعزيه بپردازيم که اين پتانسيل در کشور ما وجود دارد.

محمدباقر بيان داشت: از سوي سفارت ترکيه به ما پيشنهاد شده تا در ايام فاطميه يک گروه حرفه‌اي را براي اجراي تعزيه به آن کشور اعزام کنيم.

بنياد تعزيه در خصوص معرفي شهداي تعزيه نيز گفت: ما ساليان سال به دنبال شهداي تعزيه بوديم به طور مثال عباس بابايي تعزيه‌خوان بوده است و همچنين قصد داريم افرادي که در حين انجام تعزيه فوت کرده‌ايم را شناسايي کنيم.

وي اقدامات وزارت ارشاد در حوزه تعزيه را فصلي خواند و بيان داشت: ضمن احترامي که براي وزارت ارشاد قائل هستيم، ارشاد متاسفانه در اين حوزه به صورت فصلي کار مي‌کند اما بنياد تعزيه کار تخصصي را به صورت دائمي انجام مي‌دهد البته ما در حال تعامل هستيم تا از پتانسيل ارشاد به عنوان يک نهاد دولتي استفاده کنيم. رقابت سالم در دستگاه امام حسين(ع) با وزارت ارشاد از نوع سالمش خوب است. ما موازي‌کاري را با وزارت ارشاد نداريم و انجام نمي‌دهيم.

محمدباقر در ادامه افزود: ارشاد بايد سياست‌گذاري در سطح کلان انجام دهد و بخش اجرايي را به ديگر نهادها بسپارد اما متاسفانه ارشاد فقط بخش اجرايي شده است. بحث تخصصي تعزيه هيچگاه مورد توجه قرار نگرفته است، ما قصد داريم زيربنا را در اين حوزه فعال کنيم و تمام گروه‌هاي مربوط به اين حوزه را شناسايي کنيم.

ما به بحث تحقيقات و پژوهش و بسترسازي تعزيه مي‌پردازيم که در نهايت موجب ماندگاري آن مي‌شود.

وي درباره حمايت‌هاي شهرداري از اين بنياد گفت: بنياد تعزيه به عنوان يک نهاد نوپا توانايي برخي اقدامات را نداشت. بنياد مثل ديگر نهادهاي مردمي مي‌تواند از حمايت‌هاي دولتي و غيره استفاده کند ما پس از مراوده با شهرداري و ايجاد تعاملات لازم ساختماني را از سوي معاونت اجتماعي فرهنگي شهرداري در اختيار گرفتيم. اهداف و برنامه‌هاي ما مشخص است و به دنبال اين هستيم که از کمک همه نهادها استفاده کنيم. بودجه ما هنوز از جايي تامين نشده و اگر حمايتي صورت نگيرد از طريق مجالس و محافلي از خيرين دعوت به همکاري و کمک به بنياد تعزيه مي‌کنيم.

جلالي قائم مقام ستاد مديريت حمل و نقل سوخت نيز در اين برنامه گفت: وزارت ارشاد بايد به نوعي سياست‌گذاري و مديريت کند تا در سراسر کشور نهادهاي خصوصي و دولتي به رقابت بپردازند. اين نوع بنيادها بايد افزايش پيدا کنند تا پيام عاشورا را انتقال دهند. در کنار هم قرار دادن ارشاد و بنياد تعزيه کار درستي نيست. اگر بنياد بخواهد سياست‌گذاري در حوزه تعزيه انجام دهد به نوعي موازي‌کاري محسوب مي‌شود اما بنياد تعزيه بازوي کمکي وزارت ارشاد است.

 

چهارشنبه 5 بهمن 1390 - 9:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری