شنبه 29 مهر 1396 - 1:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

تولد گونه تازه اي در ادبيات آييني

 

جايگاه داستان هاي کوتاه کوتاه عاشورايي در ادبيات داستاني امروز

 

 در حوزه ادبيات آييني اتفاق تازه اي که اخيراً به وقوع پيوسته و باعث شکل گيري گونه جديدي از شيوه نوشتاري در اين حوزه فرهنگي شده است، روي آوردن نويسندگان به شکل تازه اي از داستان نويسي با نگاهي به نيازهاي مخاطب امروز است که در قالب داستان هاي کوتاه کوتاه عاشورايي خلاصه شده است. اين شيوه نوشتاري در حوزه هاي ديگري مانند انقلاب اسلامي و دفاع مقدس پيش از اين تجربه شده بود، اما در بخش ادبيات آييني به ويژه در حوزه فرهنگ عاشورا سابقه چنداني نداشته است. اوج فعاليت نويسندگان در اين بخش به ايام برگزاري اشگواره داستان هاي کوتاه کوتاه عاشورايي بر مي گردد که چندي پيش از سوي پايگاه ادبي «لوح» در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي بر گزار و مورد استقبال نويسندگان معاصر به ويژه جوان تر ها قرار گرفت. براي آشنايي بيشتر با کم و کيف اين موضوع به سراغ تعدادي از داوران و نويسندگان داستان هاي کوتاه کوتاه عاشورايي رفتيم.

سارا عرفاني، داستان نويس در اين باره مي گويد:«در دوره و زمانه اي که ما زندگي مي کنيم، با پيشرفت هاي روز به روز و لحظه به لحظه اي که در حال وقوع است، شايد کم پيش بيايد که بتوانيم روزها و ماه ها براي خواندن يک رمان چند جلدي وقت بگذاريم. اما داستان کوتاه کوتاه تلاش مي کند تمام کلمات اضافه را حذف کند و در عين حال که داستان بودن خود را حفظ مي کند، با کمترين عبارات بيشترين تاثير را روي مخاطب بگذارد و او را براي ساعت ها و حتي روزها، به فکر وادارد.»

همچنين احسان عباسلو، نويسنده و منتقد ادبي که در کار داوري داستان هاي کوتاه کوتاه مشارکت داشته است مي گويد:«با ديدن آثار راه يافته به مرحله نهايي داوري، مشخص شد داوران در مرحله اول کار خود را به خوبي انجام داده اند؛ چرا که آثار خوبي به اين مرحله رسيده بود و بايد دانست مضاميني چون عاشورا هم مي تواند در قالب داستان کوتاه کوتاه بگنجد.»

او مي افزايد:«با مشاهده داستان ها متوجه شدم برخي آثار قابل اعتنا هستند؛ البته حادثه عاشورا چند ويژگي دارد که اين قابليت را به نويسنده مي دهد تا بتواند آن مفاهيم را در قالب داستان کوتاه کوتاه بنويسد. از جمله اين ويژگي ها مي توان به ارزش ها احساسي اشاره کرد.»

به گفته وي، داشته هاي احساسي در مخاطب و داستان کمک مي کند اين دو با يکديدگر پيوند داشته باشند، چرا که يکي از ويژگي هاي خاص داستان کوتاه کوتاه اين است که در درون مخاطب شکل گرفته و اتفاق مي افتد و وجه تمايز آن با با داستان هاي بلند آن است که داستان بلند را نويسنده و داستان«داستان کوتاه کوتاه» را مخاطب مي سازد. «داستان کوتاه کوتاه» ميناتوري از روايت است که بخشي از آن بر روي کاغذ اتفاق مي افتد، اما جهاني درون خواننده است.

احسان عباسلو معتقد است، ويژگي ديگر، «دامنه تصويري» و «مفهوم گرايي» است که در ذات«داستان کوتاه کوتاه» است، چرا که در عين حال که به فرم نياز است و از دل ايده هاي فرماليستي بيرون آمده، اما در ماهيت خود گريز از فرم  و تکيه بر معنايي دارد که ارائه مي کند. از اين حيث عاشورا حرف هايي براي گفتن در اين حوزه دارد.

موضوع ديگر، قراردادي بودن معنا در حوزه زبان شناسي است؛ از آنجا که عاشورا براي خواننده مفاهيم و معناي ثابتي دارد، اين اشتراک معنايي به درک بهتر داستان کمک مي کند و در نهايت گريز از شخصي بودن داستان است، زيرا بسياري از داستان ها برگرفته از اين موضوع و شخصي است، اما داستان هاي عاشورايي از شخصي بودن مي گريزد، زيرا به موضوعي وراي شخص ارجاع پيدا مي کند.

اما منيژه آرمين، از ديگر داوران اين مسابقه ادبي مي گويد:«اکثر داستان ها نامفهوم است. شايد بهتر است بگويم ابتر است. ابهام داستان به اين دليل نيست که نکته فلسفي يا محتوايي در آن است يا مخاطب را به تامل و انديشه وا مي دارد، بلکه به خاطر اين است که داستان طرح درستي ندارد و سر در گم است و اطلاع کافي از سوژه ندارد در بعضي از داستان ها، تناقص ميان گفتار و شخصيت و زمان وجود دارد نويسنده بايد بگردد دنبال يک تکيه کلام عربي. اين همان اشتباهي است که متاسفانه در مجموعه هاي مذهبي تلويزيون هم بارها و بارها تکرار شده است.

ما نمونه بسيار خوبي از اين نوع داستان را در حکايت هاي سعدي داريم که همه مشخصات که داستان کوتاه کوتاه را حتي به معناي امروزي دارد.

داستان کوتاه کوتاه مي بايست صريح، سريع، آهنگين و با هدفي مشخص نوشته شده باشد، نه آنکه خواننده را وادارد تا به حل يک معماي چند مجهوله بپردازد.»

مهدي قزلي، داستان نويس و داور ديگر اين مسابقه هم مي گويد:«داستان کوتاه به معناي عرفي آن مبتني بر فرم است، زيرا جايگاه آن کوچک است و از بازي هاي کلامي و چينش حوادث براي پيشبرد آن استفاده مي شود. در داستان کوتاه کوتاه فرم از اين هم مهم تر است و سوار بر همه داستان مي شود. اين منش در ادبيات به فرماليست ها بر مي گردد، چون آن ها در دوره اي که اصالت با محتوا بود ظهور کردند و براي ابراز خستگي از اين عقيده توجه خودشان را معطوف به فرم کردند. فرم ها کوتاه شد و شعار آن ها يعني«کم هم زياد است.» ظهور کرد.»

او معتقد است، کساني که مينيمال را ابداع کردند معتقدند کوتاه کوتاه نبايد به نکات اخلاقي بپردازد، شخصيت پردازي داشته باشد و به حافظه سياسي افراد اتکا کند. اگر بخواهيم اين ملاک ها را مد نظر قرار دهيم، عملاً مينيمال نوشتن از عاشورا غير ممکن است، اما من معتقدم اين عقايد درست نيست و به قول نويسنده خوب کشورمان آقاي رضا اميرخاني ادبيات از شدت بومي بودن است که جهاني مي شود. امروز مي بينيم که ادبيات بومي امريکاي لاتين کاملاً جهاني شده و براي همه شناخته شده است. بنابر اين، اين دور از ذهن نيست که ما به واسطه مينيمال نويسي بتوانيم عاشورا جهاني کنيم. انچه که نظريه پردازان مينيمال مي گويند قطعيت ندارد.»

همچنين علي اصغر عزتي پاک، از داستان نويسان معاصر کشورمان در اين باره مي گويد:«داستان هاي کوتاه کوتاه عاشورايي چون در دل يک فرهنگ خاصي شکل مي گيرند، نياز به مخاطبان خاص هم دارند که اين افراد پيش از خواندن اين داستان ها، اطلاعات قبلي راجع به موضوع داستان ها هم داشته باشند. چون اگر مخاطب اطلاعات قبلي درباره موضوع اين داستان ها نداشته باشد، به سختي مي تواند با معناهاي مورد نظر نويسنده که در دل متن تنيده شده، همسو شود و در تاويل و تفسيرهاي خود از متني که پيش رو دارد موفق باشد. بنابر اين، اولين پيش فرض در اين زمينه، اطلاعات جانبي مخاطب است که نويسنده از يادآوري بسياري از آنها در داستان هاي کوتاه کوتاه پرهيز مي کند و با حذف حواشي کار، به طور مستقيم به سراغ موضوع اصلي مي رود.

به گفته اين نويسنده، اگر خواننده داستان کوتاه کوتاه عاشورايي با فرهنگ عاشورا آشنايي کاملي نداشته باشد، بسياري از نمادها و استعاره هاي به کار رفته در اين داستان ها برايش بي معنا خواهد بود؛ چرا که نويسنده داستان هاي کوتاه کوتاه عاشواريي فرصتي براي شخصيت پردازي کامل ندارد و از اغلب شخصيت هاي تاريخي مرتبط با واقعه عاشورا فقط با ذکر نام ياد مي کند که در اين خصوص، دانسته هاي قبلي مخاطب مي تواند او را در اين باره ياري کند و در غير اين صورت، غالب عمکلرد و رفتار اين شخصيت ها براي مخاطب توجيه چنداني نخواهد داشت.»

به اعتقاد عزتي پاک، اين وضعيت به نويسنده داستان هاي کوتاه کوتاه عاشواريي يادآوري مي کند که براي مخاطب خاصي دارد داستان مي نويسند و مي تواند در اغلب موارد با اشاره به برخي از نشانه هاي اين فرهنگ، از توضيح مفصل درباره تک تک آنها پرهيز کند. 

 

چهارشنبه 28 دی 1390 - 10:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری