سه‌شنبه 21 آبان 1398 - 11:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

قصه­ي الاغ

 

- قصه­ي الاغ

- عبدالتواب يوسف

- مترجم: آرزو رضايي

- تصويرگر: صلاح بيصار

- کتابهاي شکوفه وابسته به انتشارات اميرکبير، چاپ اول 1390

- شابک: 5- 649- 300- 964- 978

- قيمت: 1300تومان

« قصه­ي الاغ » سومين داستان از مجموعه­ي زندگاني پيامبر در بيست قصه به قلم عبدالتواب يوسف مي­باشد. داستان اين قصه درباره­ي دوران شيرخوارگي پيامبر و چگونگي پيدا کردن دايه­اي براي پيامبر مي­باشد که از زبان يک الاغ – الاغ شخصي به نام حليمه که بعدها دايه­ي پيامبر شد – نقل شده است. يوسف داستان را اين چنين آغاز کرده است: «اجداد من از صدها سال پيش در بيابان زندگي مي­کردند. من هم در همان بيابان روزگار مي­گذراندم. من الاغ زني بودم به اسم «حليمه سعديه». کار حليمه شير دادن به کودکاني بود که مادران آنها نمي­توانستند بچه­هايشان را شير بدهند. در آن روزگار، شير خشک نبود تا مادرها بچه­هايشان را با شير خشک بزرگ کنند. عربهاي آن زمان، بچه­هاي خود را به دايه­هايي مي­سپردند که در بيابان زندگي مي­کردند. دايه­ها به بچه­ها شير مي­دادند و آنها را بزرگ مي­کردند. حليمه زني فقير و تهيدست بود. با همسرش حارث توي چادري در بيابان کم آب و علفي زندگي مي­کرد. بياباني که در آن باران کمي مي­باريد و محصول کشاورزي زيادي نداشت. . .»

نگارنده در ادامه سپردن پيامبر به حليمه را چنين بازگو مي­کند:

«. . . هنوز ظهر نشده بود که حليمه شاد و سرحال به پيش ما برگشت! در حاليکه بچه­اي در آغوش داشت به ما نزديک مي­شد، شوهرش را از دور صدا مي­زد و مي­گفت: مبارک است، مبارک است. خدا را شکر.

من و شتر هم از شادي او خوشحال شديم. بچه را که ديديم خوشحالي­مان بيشتر هم شد. بچه بوي خوبي مي­داد. زيبا و شيرين بود و حليمه چه بچه­ي نازنيني آورده بود. خوشبو و زيبا مثل ماه شب چهارده. همسرش به کنارش آمد. بچه را ديد و خنديد. از حليمه پرسيد: پدرش کيست؟ اسمش چيست؟ حليمه گفت : اسمش محمد است. محمد پسر عبدالله، پسر عبدالمطلب. جد اين کودک از بزرگان قريش و رهبر آنها است. محمد پدر ندارد. پدرش عبدالله قبل از اينکه محمد بدنيا بيايد مرده است. او يتيم است. اسم مادرش آمنه است؛ آمنه دختر وهب است که از شناخته­ شده­ي عرب بشمار مي­آيند. . .».

نگارنده در ادامه به خير و برکتي که با آوردن محمد (ص) به خانه­ي حليمه آمده بود و اشاره مي­کند.

 

 

 

چهارشنبه 28 دی 1390 - 9:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری