يكشنبه 29 مرداد 1396 - 12:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

امر مقدس احسان به والدين

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «ارتباط خانوادگي»(نادر مقدس)

نادر مقدس متولد بيست و هشتم فروردين ماه سال 1337 آمل است. وي فعاليت هنري خود را از دوران نوجواني آغاز كرد و به كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان راه يافت و به تدريس در زمينه موسيقي پرداخت و فعاليت فيلمسازي خود را از همين مركز آغاز و سال ها بعد موفق به ساخت چندين فيلم كوتاه 16 و 35 ميليمتري از جمله «كوره هاي آتش» شد. او همچنين در عرصه كارهاي تلويزيوني نيز به فعاليت پرداخت و در دو مجموعه تلويزيوني «دومين انفجار» و «تنگنا» حضور پيدا كرد. شروع فعاليت سينمايي مقدس با فيلم «چون باد» (محمدعلي سجادي) به عنوان مدير تدارکات در سال 1367 بود.

فيلمنامه نويسي، مديريت توليد و دستياري بخشي ديگر از فعاليت هاي مقدس را تشكيل مي دهد. مقدس در سيزدهمين جشنواره فيلم فجر (1373) در بخش فيلم هاي اول، کانديداي سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني (براي فيلم دشت ارغواني) شد. «ارتباط خانوادگي» پنجمين اثر مقدس است.

نادر مقدس درباره چگونگي ساخت فيلم مي گويد: «من پيش از اينکه وارد سينماي حرفه‌اي بشوم تعدادي فيلم کوتاه ساخته بودم که بيشتر آنها در امتداد همين «ارتباط خانوادگي» بود و بايد بگويم که سينماي مورد علاقه من از همين جنس است، نه فيلم «شور عشق». البته بعد از اين فيلم کارهاي زيادي از روي آن ساخته شد، اما من ديگر سراغ آن دست فيلم‌ها نرفتم. چرا که سليقه من در سينما چيز ديگري بود.

سال ها پيش وقتي «شهرقصه» فقط سينما بود، داستان توکيو را همراه با آثار ديگر ياسوجيرو اوزو مثل آخر پاييز، پايان تابستان و ... ديدم. همان زمان بود که به خودم گفتم کاش من اين فيلم ها را ساخته بودم. باورم نمي شد به اين راحتي بشود قصه تعريف کرد. بدون هيچ اغراقي، نه کم داشت نه زياد، ساده و پر شور.

فرصت ها آمد و رفت و زمان را از دست دادم. وقتي به خودم آمدم که ديگر سينما، شهرقصه نبود. دل تنگ آن روزها شدم، با خاطرات آن شب هاي باراني. به خودم گفتم اگر شهرقصه نيست داستانش که هست. پس سراغ داستان توکيو رفتم. ديگر فيلم را نديدم، چون از حفظ بودم. ارتباط خانوادگي قصه من شد. 

نوشتن فيلم‌نامه چندين ماه به طول انجاميد و حدود يک سال هم طول کشيد تا طرح به درستي در‌بيايد و فيلمنامه شکل واقعي خود را پيدا کند. نويسنده اين فيلم خانم افسانه منادي بود و من نيز اگر چيزي به ذهنم مي‌رسيد با ايشان مطرح مي‌کردم و بعد از اعلام نظراتمان به او، خودشان اين تغييرات را در فيلمنامه لحاظ مي‌کردند و اگر بازنگري و بازبيني مجدد روي کار انجام مي گرفت، با همکاري خود نويسنده انجام مي‌شد.

 با توجه به اينکه اين فيلم از روي يک داستان خارجي الهام گرفته شده، بايد تمام سعي‌مان را مي‌کرديم تا اين فيلمنامه هويت ايراني خود را حفظ کند و بتواند با خانواده‌هاي ما هم‌خواني داشته باشد. به همين دليل بايد بر هويت ايراني فيلم به گونه‌اي که نمايشگر خانواده‌هاي ايراني باشد تأکيد مي‌کرديم.

خدا را شاکرم که سيما فيلم شرايط توليد فيلم ارتباط خانوادگي را به وجود آورد تا با همکاري اين سازمان بتوانيم، فيلم را بسازيم و به نمايش بگذاريم. ساخت اين فيلم يکي از دغدغه‌هاي من به حساب مي‌آمد و خوشحالم که توانستم اين دغدغه را روي پرده سينما به نمايش بگذارم.»

مقدس درباره انعکاس نمايش «ارتباط خانوادگي» در جشنواره فيلم فجر مي گويد: «در زمان اکران ارتباط خانوادگي در جشنواره عده‌ اي مي‌گفتند که چرا در فيلم گسست عاطفي، مورد ملامت قرار نگرفته است، اما من بايد بگويم که مطمئن هستم که اين فيلم روي مخاطب اثر خود را گذاشته و اطمينان دارم که بسياري از تماشاگران، فرداي تماشاي فيلم به ديدار والدين خود خواهند رفت. من در اين فيلم قصد نداشتم تا قاضي شوم و براي شخصيت‌هايم حکم صادر کنم، اجازه دادم بعضي مسائل در ذهن مخاطب حل شود. در واقع اين فرصت براي مخاطب بود تا فکر کرده و حلقه‌هاي گمشده را پيدا و کشف کند. علاوه بر اين عامدانه بحران‌ها را به شکل گل درشت به تصوير نکشيدم و تنها نگراني را به تماشاگر منتقل کردم.»

مقدس درباره فضاي حاکم بر فيلم مي گويد: «در اين فيلم من به شدت به فضاي مستند معتقد بودم و به همين دليل درگير قاب بندي‌هاي آنچناني نمي‌شدم و درصدد اين بودم که دوربين تصاويري معمولي و عين زندگي جاري را نمايش دهد، در عوض براي تنوع و عدم کسالت، از يک ريتم تند و لوکيشن‌هاي زياد براي تنوع استفاده کردم. 

براي هرچه نزديک تر شدن فضا به زندگي مستند، من از دوربين روي دست بهره گرفتم؛ در صورتي که مثلا در فيلم داستان توکيو که ما اين اثر را از آن الهام گرفته بوديم، در تمام صحنه‌ها دوربين ثابت و روي سه پايه بود.»

مقدس درباره بازيگران فيلم مي گويد: «بخشي از بازيگران اين فيلم بازيگراني بودند که براي اولين بار در يک فيلم سينمايي حضور پيدا کرده بودند و تعدادي ديگر از بازيگران نيز از قديمي‌ها و با تجربه‌ هاي سينما بودند، مانند آقاي نصيريان و خانم امير‌ ابراهيمي؛ دوست داشتم که اين ترکيب در فيلمم وجود داشته باشد.»

افسانه منادي (نويسنده فيلمنامه) درباره نگارش فيلمنامه مي گويد: «هنرمند گاه سعي مي کند احتياج هاي جامعه يا حتي احتياج هاي شخصي خود را در اثرش به مخاطب  منتقل کند. من هم دغدغه جامعه اي که به سمت مدرنيته مي رود و تاثير آن بر روابط اجتماعي را داشتم. مشخص است که يکي از بخش هاي زندگي روابط خانوادگي است.

وقتي فيلمنامه به دست کارگردان مي رسد اين حق را دارد که آن را از مجراي شعور خود عبور دهد. اگر کارگردان با فيلمنامه مشکلي نداشته باشد سعي مي کند با استفاده از ساير عوامل کار را ارتقا بخشد. در اين فيلم آقاي مقدس وفادارانه عمل کرد و در قسمت هايي از فيلمنامه هم تغييراتي ايجاد کردند که حق ايشان بود.

اين فيلم با الهام از داستان توکيو نوشته شده است و وقتي من آن کار را ديدم آنقدر تحت تاثير قرار گرفتم که حس کردم مي‌شود آن را ايرانيزه کرد. چرا که در شرايط کنوني اين موضوع يکي از معضلات جامعه ما به شمار مي‌رود. البته ما قصد نداشتيم با اين فيلم بگوييم که همه جوان‌ها مشکل دارند و با والدين خود بدرفتاري مي‌کنند، بلکه مي‌خواستيم قصه برخي آدم‌ها را روايت کنيم که در اين جامعه پرسرعت آنقدر عجله دارند که بعضي ارزش‌ها را فراموش کرده‌اند.»

علي نصيريان درباره نقشي که در فيلم بازي کرده، مي گويد: «نقش معلم بازنشسته‌اي است كه به ديدن بچه‌هايش آمده و فيلم مسير برخورد او با بچه‌ها را تا انتها دنبال مي کند. پيچيدگي نقش بيشتر دروني است. يعني به نظرم نقش در ديالوگ‌ها و سير قصه، چندان كش و قوس ندارد بلكه در واكنش‌ها و عكس‌‌العمل‌هاي نقش، عمق هست. اين موضوع اما بازگو نمي‌شود و رو نمي‌آيد. من او را آدمي ساده مي‌بينم. گفته‌اند كه: هر بيشه گمان مبر كه خالي است‌/‌ شايد كه پلنگ خفته باشد.

من با اين نوع آدم‌ها برخورد كرده‌ام. مثلا در نيشابور يك روز صبح قدم مي‌زدم. فردي كه به نظر روستايي مي‌آمد سراغ من آمد. مرا شناخت و با من سلام و عليك كرد. سخنان او اما مرا دگرگون كرد. چند كلامي گفت. با من بحث فلسفي نكرد. اما همان دو سه كلمه مرا زير و رو كرد. من او را مردي معمولي و روستايي مي‌ديدم كه شايد گندمكار است. در حالي كه او جدا از اين كار، آدمي پر از عمق بود. هر آدمي را نبايد دست كم گرفت: تا مرد سخن نگفته باشد / عيب و هنرش نهفته باشد.

اين شخصيت كه نامش آقاي كمالي است به همين شكل است. چندان سخن خاصي نمي‌گويد. اما همان اشارات كوچك نشان مي‌دهد كه چه فرهنگ و عمقي پشت كلام اوست. او يك سنت دارد. اين براي من خيلي باارزش است. بدون پرگويي و فلسفه بافتن همان اشاره‌ها و تك ‌مضراب‌ها نشان‌دهنده اين است كه اين آدم‌ ها اهل فرهنگ و پشتوانه سنتي و ايراني نيرومندي هستند. اين مسئله براي من بسيار ارزشمند است.»

کتايون امير ابراهيمي(بازيگر) درباره مضمون «ارتباط خانوادگي» مي گويد: «اين فيلم بازگو کننده معضل امروز نسل جوان است. هيچ دليلي براي اينکه فرزندان، والدين خود را فراموش کنند وجود ندارد و متاسفانه من امثال اين خانواده‌ها را در اطراف خودم و در جامعه زياد مي‌بينم و فکر مي‌کنم که اين موضوع ريشه فرهنگي نداشته، و ربطي به بي پولي و گرفتاري و مشکلات ندارد.»

بهروز بقايي(بازيگر) هم در مورد نقش خود در فيلم مي گويد: «مانند بازيگران ديگر با خواندن فيلمنامه پذيرفتم که در اين فيلم حضور داشته باشم. اين فيلم يک حرکت دسته جمعي است و ميزانسن است که من را به نقش مي رساند. من عشق و علاقه را در کار نادر مقدس احساس کردم.

داستان توکيو در سال 1953 ميلادي ساخته شده و اين فيلم محصول 2011 است. بي قرار بودن دوربين نادر مقدس مربوط به اين زمانه، و ثابت بودن دوربين اوزو مربوط به همان سال 53 است.»

شيرين بينا هم در مورد نقشش در فيلم مي گويد: «در طول داستان نقش خيلي طولاني نداشتم و با علاقه اين کار را انجام دادم. مي دانستم اين فيلم کاري تجاري و مانند داستان هاي ديگر مربوط به عشق يک دختر و پسر نيست؛ به همين دليل نقش را پذيرفتم.»

مشخصات «ارتباط خانوادگي»:

کارگردان، طراح صحنه و لباس و تهيه‌كننده: نادر مقدس، نويسنده فيلمنامه و مجري طرح: افسانه منادي، مدير فيلمبرداري: فريدون شيردل، تدوين: نادر مقدس و محمدرضا خندان، موسيقي: بابك ربوخه، طراح گريم: امير ترابي، صدابردار: حسين نقدي، صداگذاري: محمدرضا خندان و حسين نقوي، مدير توليد: ناصر مقدس.

بازيگران: علي نصيريان، كتايون اميرابراهيمي، بهروز بقايي، شيرين بينا، آزاده شمس، افشين سنگ‌چاپ، آزيتا تركاشوند، طوفان مهرداديان، ژوبين مقدس.

 

 

 

 

دوشنبه 26 دی 1390 - 8:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری