پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 2:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان تهران

 

زمينه ها و پيامدهاي بيداري اسلامي

 

مواجهه مسلمانان با فرهنگ و تمدن غرب ، آگاهي از سياست استعماري و سلطه جويانه آنان با توجه به گسترش ابزار رسانه اي و مقايسه فرهنگ غرب با فرهنگ ناب ، تمام عيار و ارزشمند اسلام عوامل اساسي در تحولات اجتماعي دهه هاي اخير است.

 سير تاريخي انديشه و تفكر اسلامي در چهار مرحله  ايجاد، شکوفايي، رکود، احيا و بازيابي مجدد است و اين دقيقاً همانند مسيري است که غربيان در راه دست يابي به روزگار فعلي خويش پيموده اند.

مراحلي سير تاريخي در غرب:

- عهد عتيق (ايجاد امپراتوري روم)

- عهد جديد (شکوفايي و عظمت امپراتوري روم و جهان غرب)

- قرون وسطي ( دوره ركود ، حاکميت کليسا )

- عصر جديد (دوره احيا و بازگشت به روزگار پر صلابت امپراتوري روم، رنسانس)

 به همين دليل، برخي ، پس از آغاز حرکت هاي احياگرانه تفكر اسلامي آن را با تعابيري چون رنسانس اسلامي وتجدد اسلامي ياد كردند ، ام آن چه در جهان اسلام در حال شکل گيري است، با آن چه در غرب  به وقوع پيوست، تفاوتي اساسي دارد و آن، نوع نگاه به ماورا و احياي مجدد حيات اجتماعي است.

 غربي ها، دوران حاكميت سياسي کليسا و انديشه ديني را دوران ايستايي و رکود خود دانستند و از آن با عنوان عصر تاريکي ياد مي كنند و به تبع اين انديشه، تنها راه تعالي خويش را بازگشت به انديشه هاي خداناباورانه روزگار امپراتوري باستان مي پنداشتند.

 در حالي که دوران رکود و ايستايي در كشورهاي اسلامي، دوراني است که مسلمانان از معنويت و آموزه هاي ديني خود دست كشيده و به استبداد صنعتي غرب وابسته شدند. به همين جهت ، تنها راه رهايي خود را بازگشت به همان ريشه هاي اصيل اسلامي خود مي دانند.

 

زمينه هاي بيداري اسلامي

 ريشه هاي بيداري اسلامي را بايد در انقلاب صنعتي غرب جست و جو كرد. اين انقلاب ، غربيان را با دو نياز اساسي رو به رو ساخت:

 1.تأمين انرژي دايمي

2. ايجاد بازار مصرفي

 سرزمين هاي اسلامي به دليل شرايط خاص جغرافيايي و وجود منابع سرشار انرژي ، بهترين گزينه براي تأمين اين دو نياز غربي ها بوده و هست.

 اقدامات استعماري آنان، ابتدا به شكل استعمار سياسي و سپس به صورت استعمار فکري و فرهنگي به وقوع پيوست.

مسلمانان در استعمار سياسي، پس از مدتي مقاومت، تسليم بندگي غرب شدند اما در مواجهه با استعمار فرهنگي، تحمل بندگي غرب و كنار گذاشتن اعتقادات خود را نپذيرفتند.

در اين عرصه ، اصلي ترين نقش در آگاهي بخشي به عامه مردم بر عهده نخبگان جوامع اسلامي مانند سيد جمال الدين اسدآبادي ، اقبال لاهوري ، محمود شلتوت و... بود.

 پيگيري هاي غرب براي ايجاد تحول فكري و فرهنگي در بين مسلمانان، آنان را به مقاومت واداشت كه نمونه بارز آن تشكيل حكومت اسلامي به رهبري امام خميني (ره) در ايران بود و بعد ها سير تكاملي آن را در قيام ها و جنبش هاي اسلام خواهانه مردم در كشورهاي اسلامي خاورميانه مشاهده ميشود.

 با توجه به آن چه گفتيم، مي توان تحقق بيداري اسلامي را نتيجه سه عامل دانست:

 الف)حرکت هاي استعماري غرب

ب) نقش نخبگان مسلمان

ج) توسعه ابزار ارتباطي و رسانه اي

 

الف)حرکت هاي استعماري

 پيش از اين اشاره شد كه حرکت هاي استعماري غرب در دو شكل استعمار سياسي (استعمار كهنه ) و استعمار فرهنگي ( استعمار نو) برنامه ريزي و اجرا شد.

 غرب براي رسيدن به اهداف خود از ابزارهاي گوناگوني استفاده كردكه مي توان به اين موارد اشاره كرد:

 1ـ حمايت از احزاب رنگارنگ سياسي ، با هدف نابودي افكار مخالف و ايجاد وابستگي فکري و سياسي

2- بهره كگيري از مواد مخدر

3ـ سرمايه گذاري براي تضعيف نيروي انساني و وابسته كردن آنان

 

ب) نقش نخبگان مسلمان

 مهم ترين عنصر در تحقق بيداري اسلامي را مي توان وجود نخبگان فرهنگي و سياسي مسلمان دانست، زيرا فهم وآگاهي ازحرکت هاي دقيق سياسي و فرهنگي غرب و هدف گذاري هاي آن ها جز از طريق فكر و انديشه عميق امکان پذير نيست.

 نخبگان مسلمان با علم وآگاهي از توانمندي ها و ظرفيت هاي بي نظير انديشه اسلام، و نقص هاي جدي انديشه غرب ، به افشا گري عليه اهداف آنان در سطوح مختلف كشورهاي اسلامي پرداختند که در اين ميان تلاش هاي سيد جمال الدين اسدآبادي ، اقبال لاهوري  و مهم تر از همه امام خميني (ره) ستودني است.

 در ضمن فعاليت هاي علمي ، منطقه اي انديشمنداني همچون آيت الله بروجردي ، محمود شلتوت ، شهيد مطهري، شهيد سيد محمدباقر صدر ، علامه طباطبايي و امام موسي صدر و... نقشي اساسي در روشن ساختن افكار عمومي نسبت به اقدامات غرب داشت.

 

ج) توسعه ابزار ارتباطي و رسانه اي

 امروزه، توسعه ابزارهاي ارتباطي به حدي است که يک فرد بدون نياز به سفرهاي متعدد و با استفاده از ابزارهاي متنوع ارتباطي ، مي تواند مرزهاي جغرافيايي کشورهاي ديگر را درنورديده و از اوضاع سياسي، فرهنگي و اقتصادي آن ها اطلاع يابد.

 مسلمانان دريافته اند که غربيان آنان را براي نيل به پيشرفت، به مسيري راهنمايي مي كنند که نه تنها آن ها توسعه نمي يابند، بلکه به مثابه باتلاق، هر چه بيشتر تلاش كنند، بيشتر فرو مي روند ، در حالي که خود براي دستيابي به روزگار فعلي ، مسير ديگري را پيموده اند.

 جمع سه عنصر ذكر شده، توجه مسلمانان را به سمت ارزش هاي آيين توحيدي خود متوجه ساخت تا جايي که ، تنها راه نجات از عقب ماندگي و رسيدن به تكامل و تعالي انساني را در بازگشت به ريشه هاي اصيل اسلامي دانستند و اين آغازي حرکت هايي بود که امروزه با نام «بيداري اسلامي» شاهد آن هستيم.

 

آثار و پيامدهاي بيداري اسلامي

 آثار بيداري اسلامي همانند حرکت هاي صدر اسلام و داراي مراحل آغازين، تثبيت و توسعه است.

بيداري اسلامي در زمان حاضر داراي مرحله شکل گيري حرکت هاي مردمي، تثبيت آموزه ها و نمادهاي ديني به عنوان مکتب برتر و در نهايت توسعه و جهان شمولي آن است.

 

- پيامدهاي کوتاه مدت

 اولين نشانه بيداري اسلامي، اعتراضات عمومي است. اين گونه اعتراضات همواره در تاريخ به يکي از دو صورت اعتراضات قانوني (مسالمت آميز) و يا اعتراضات غير قانوني (خياباني) صورت مي پذيرد.

اعتراضات قانوني معمولاً به صورت منطقي پايان مي پذيرد، به طوري که حتي در شديدترين نوع آن که مردم خواهان کناره گيري دولت حاکم هستند، اين خواسته در قالب رفراندوم صورت مي پذيرد.

اعتراضات غيرقانوني مردمي ، به يکي از سه نوع انقلاب، يعني چريکي، جمعي و يا مشروطه پايان مي پذيرد.

 اعتراضات مردمي در كشورهاي اسلامي ، به دليل فساد دولت هاي حاکم و وابستگي کامل آن ها به بيگانگان، معمولاً به براندازي از طريق انقلاب خاتمه مي يابد.

 تفاوت اين انقلاب ها با ساير انقلاب هاي صورت پذيرفته در جهان آن است که انقلاب هاي شکل گرفته در بين ملت هاي اسلامي، به انقلاب جمعي و يا مشروطه انجام مي يابد ، چرا كه ‌در منابع اسلامي نيز توجه بسياري به حرکت هاي جمعي شده است. به عنوان مثال انجام عباداتي مانند نماز جمعه حتماً بايد با اجتماع عمومي انجام پذيرد.

نقش رهبران اسلامي نيز بسيار با اهميت است ، آنان توانمندترين رهبران جهان در بسيج عمومي براي حرکت هاي سياسي بوده و هستند، که نمونه هر دو خصوصيت انقلاب را مي توان در شخصيت امام «رحمت الله عليه» يافت.

  

- پيامدهاي ميان مدت

 هدف مهم هر انقلاب ، دگرگوني و تحول است كه البته موجب شكل گيري يك خلأ مقطعي در مديريت و اجراي برنامه ها مي شود و طي آن دست هاي پيدا و پنهان بسياري مي کوشند تا بنيان انقلاب را بر انديشه هاي خود استوار سازند، از مهم ترين اين انديشه ها مي توان به انديشه هاي قوم گرايانه، ملي گرايانه (ناسيوناليسم) وغرب گرايانه اشاره كرد.

 اما از آن جا که مطالبه اصلي مردم مسلمان در شکل گيري انقلاب، حاکميت انديشه و ارزش هاي اسلامي است، آموزه هاي اسلامي در شکل گيري پايه و اساس دولت ها، پس از انقلاب بيش ترين سهم را دارند.

 از اين رومي بينيم طراحي هايي چون ايجاد خاورميانه بزرگ براي غربيان فقط به يك رؤيا شبيه خواهد بود.

 

- پيامدهاي بلند مدت

 يكي ديگر از پيامدهاي بيداري اسلامي ، محوريت انديشه ديني و شکل گيري امت واحده اسلامي در دراز مدت است.

اين خود، آغازي بر تشکيل حکومت جهاني حضرت مهدي (عج) و جهاني سازي اسلامي خواهد بود.

 

نتيجه

 

حرکت هاي رو به رشد بيداري در جوامع اسلامي، مژده آينده اي روشن ، توأم با استقلال و پيشرفت براي ملت هاي مسلمان را مي دهد و اميدواري به برقراري حکومت جهاني مهدي موعود (ع)، حکومتي که خداوند متعال وقوع آن را وعده داده است: «أن الأرض يرثها عبادي الصالحون» ( سوره انبياء، آيه105)

 

به اميد آن روز

 

 

منابع:

-        فرهنگ و تمدن اسلامي ، دكتر علي اكبر ولايتي

-         پويايي فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ، دكتر علي اكبر ولايتي

-        تاريخ عقايد سياسي، دكتر محسن عزيزي

-        انقلاب اسلامي ، زمينه ها و پيامدها ، دكتر منوچهر محمدي

 

 

جلال عباسي 

 كارشناس حراست تبليغات اسلامي تهران

 

 

دوشنبه 26 دی 1390 - 8:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری