پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 8:3
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

پيش از نوشتم،آزمايش مي‌کنم

 

گفت‌وگو با مهرداد صدقي درباره مجموعه طنز «نقطه ته خط»

پيش از اين نام مهرداد صدقي را در ليست برگزيدگان جشنواره‌هاي طنز و نشريه گل‌آقا و سلامت شنيده بوديم و حالا انتشارات سوره مهر مجموعه طنزي از اين نويسنده جوان منتشر کرده با عنوان «نقطه ته خط» که اولين مجموعه طنز اوست. همانگونه که رويا صدر؛ نويسنده و پژوهشگر عرصه طنز در مقدمه اين کتاب تاکيد کرده، صدقي نويسنده‌اي است که مي‌تواند راجع به يک سوژه پرت نيز طنز بنويسد و اتفاقا اثري خواندني بيافريند. اين را مي‌توان از برگزيده شدن او در جشنواره‌هاي مختلف دريافت. صدر در اين باره مي‌گويد: « ... اين توانايي از سويي حاصل پويايي و ديناميزم ذهني اوست که لازمه آفرينش اثر طنز قابل اعتنا و ماندگار است و از سوي ديگر،برخاسته از وسواسي است که صدقي براي آفرينش قالب نو و نگرش به سوژه از زاويه اي نو و بديع دارد.» انتشار «نقطه ته خط» بهانه ما بود براي گفت و گو با مهرداد صدقي، البته از راه دور؛ چرا که او  اين روزها به دور از هياهوي پايتخت در نقطه اي از  اين کشور پهناور مشغول نوشتن است .

اولين کتاب طنز شما با عنوان «نقطه ته خط» منتشر شد، اين مجموعه به چه صورت است؟

اين اثر گردآوري از طنز‌هايي است كه در نشريه‌هاي گل‌آقا، هفته‌نامه‌ سلامت و سپيد است. در هفت جشنواره‌ سراسري رتبه‌ اول، در دو جشنواره مقام دوم و در سه جشنواره مقام سوم را به دست آورده‌ام كه مطالب ارائه‌شده در اين جشنواره‌ها نيز در كتاب «نقطه ته خط» آورده شده است. برخي هم طنزهايي است که در جشنواره‌اي مطرح نشده‌اند. سعي کردم متن‌هايي را برگزينم که خيلي تکراري نباشد. سعي کردم مطالبي را در اين کتاب بگنجانم که با مرور زمان هيچگاه غبار کهنگي بر آن ننشسته و تازگي خود را همواره براي مخاطب هر دوران داشته باشد.

آنچه در اين کتاب به صورت ملموس ديده مي‌شود جان بخشي به اشياست. البته جان بخشي به اشيا سابقه تاريخي دارد و خيلي از طنزنويس‌ها سعي کرده‌اند که به صورت نمادين و سمبوليک به اشيا جان بدهند و معضلات انساني را مطرح کنند، اما نوع جان‌بخشي صورت گرفته از سوي شما به گونه ديگري است. در اين داستان‌ها هر کدام از اشيا نماينده خودشان هستند. مثلا در اولين طنز اين مجموعه با عنوان «پيوند مشترک» شما آمديد مولکول سرب را به گونه‌اي قرار داده‌ايد که مي‌خواهد با مولکول‌هاي هوا  وصلتي صورت دهد و به اين ترتيب معضل آلودگي هوا را مطرح ساخته‌ايد، در اين باره توضيح مي‌دهيد که اين گونه جان‌بخشي چقدر مي‌تواند تاثيرگذار باشد؟

من در هر زمينه‌اي که بخواهم مطلب طنز بنويسم سعي مي‌کنم ابتدا درباره‌اش جست و جو کنم و تلاش مي‌کنم که بفهمم با چه زباني مي‌توان در مورد يک موضوع نوشت که تاثيرگذار باشد. مثلا در رابطه با آلودگي هوا مي‌روم دقيقا سراغ آن بخشي که با موضوع رابطه مستقيم دارد. مثلا در همين مورد آلودگي هوا دقيقا سراغ آن بخشي رفتم که با آلودگي رابطه مستقيم دارد.

موضوع ديگر در طنزهاي شما جان بخشي به اعضا و جوارح آدمي است...

من سلامت بدن را سلامت جامعه مي‌دانم.

يعني به گونه‌اي از جزء به کل رفتن؟

بله دقيقا. همچنان که سلامت جامعه هم به سلامت بدن و افراد و بدن شان بستگي دارد. روابط متقابل بين جامعه و افراد مهم است. وقتي سعدي مي‌گويد:«چه عضوي به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار ». من از اين بيت سعدي الگو گرفته‌ام.

در مقدمه‌اي که خانم صدر؛ پژوهشگر و نويسنده طنز بر اين کتاب نوشته‌اند، گفته‌اند:« به مهرداد صدقي بگوييد راجع به يک سوژه پرت طنز بنويسد و ببينيد چگونه اثري خواندني مي‌آفريند،... اين توانايي از سويي حاصل پويايي و ديناميزم ذهني اوست که لازمه آفرينش اثر طنز قابل اعتنا و ماندگار است و از سوي ديگر، برخاسته از وسواسي است که صدقي براي آفرينش قالب نو و نگرش به سوژه از زاويه اي نو و بديع دارد.» مي‌خواستم بپرسم چقدر براي نوشتن مطالب طنز وسواس داريد و چقدر براي نوشتن درباره يک موضوع وقت مي‌گذاريد؟

يک طنز نويس بايد دقت نظر و وسواس داشته باشد و اين درباره همه طنزنويس‌ها صادق است. من خودم براي نوشتن درباره يک موضوع، تمرين‌هاي مختلفي انجام مي‌دهم. بارها و بارها درباره يک موضوع مي‌نوشتم و باز چون آن چيزي نبود که مي‌خواستم، خط مي‌زدم و دوباره مي‌نوشتم. از طرفي چون خودم نمايش‌نامه مي‌نويسم و تئاتر اجرا مي‌کنم دقيقا با اين امر مواجه بودم که براي نوشتن يک مطلب طنز نياز به آزمايش‌هاي مختلف است.

يعني براي نوشتن يک مطلب طنز به آزمايش دست مي‌زديد؟

بله. بارها و بارها مي‌نوشتم و دوست داشتم مطلب کاملا مهندسي شده باشد. در هر جشنواره‌اي به دنبال جزيي مي‌گشتم که دقيقا با موضوع خواسته شده ربط مستقيم داشته باشد.

 گفتيد که بخشي از نوشتن شما براي جشنواره هاي مختلف بود، اين سفارش‌نويسي يک جاهايي دست شما را نمي‌بست.

از يک طرف بله و از طرف ديگر نه . خيلي وقت‌ها همين سفارش‌ها کمکم مي‌کرد که بهتر بتوانم در باره يک موضوع بنويسم و يک جورايي به من ايده مي‌داد. ولي اين طور هم نبود که بخواهم بر اساس سفارش بنويسم و بخواهم نگاه و سليقه مجريان جشنواره را ملاک نوشتن قرار دهم.

چقدر نگاهتان به طنز جدي است؟

از نظر من طنز مقوله کاملا جدي‌اي است. براي همين روي مطالبي که مي‌نويسم خيلي حساسيت دارم. نگاه مي‌کنم که اين مطلب طنز براي سال‌هاي بعد هم رنگ کهنگي به خود نگيرد و قابل خواندن باشد.

اين جدي گرفتن باعث نشد که خيلي جاها دست به عصا باشيد؟

 از يک طرف بله و از طرف ديگر نه. جدي گرفتنم باعث مي‌شد که خيلي وقت‌ها در مورد موضوعي نتوانم بنويسم. ولي از طرف ديگر اين جدي گرفتن باعث شده که ماندگار شوند. مثلا برخي از اين طنزها مربوط به سال 82 است ولي در سال 90 هنوز هم خوانده مي‌شود. باز هم بدون تعصب مي‌گويم اين طنزها براي سال‌هاي بعدتر هم خوانده خواند شد.

نکته ديگري که در طنزهاي شما وجود دارد اين است که زياد به عملکرد مديريت‌ها توجه نداشته‌ايد و طنز سياسي نداريد؟

من زياد دنبال طنز سياسي نيستم. چون معتقدم عمر مديريت‌ها کوتاه است و طنز‌نويس بايد به جاي نوشتن درباره يک مدير يا مسئول، کار ريشه‌اي انجام دهد و  سعي کند با نگرش‌ها و رفتارهاي غلط حاکم مبارزه کند.

الان وضعيت طنز در کشور را چگونه ارزيابي مي‌کنيد، مخصوصا که خيلي کتاب‌هاي طنز منتشر نمي‌شود؟

در رابطه با شعر طنز واقعا طنز نويسان وضعيت خوبي دارند. الان شعرهاي طنزي که من از جوانان طنزپرداز مي‌خوانم و مقايسه مي‌کنم با سال‌هاي دورتر خيلي قوي‌تر هستند. خوب وضعيت را درک مي کنند. احساس من اين است که شاعران طنزپردازي که داريم الان خيلي قوي‌تر از شاعران طنزنويس گذشته حتي دوره مشروطه مي‌نويسند.

اينکه ما در شعر طنز عملکرد خوبي داشته‌ايم برمي‌گردد به گذشته درخشان شعري ما، در رابطه با نثر طنز چه نظري داريد؟

به هر حال ما در شعر از يک عقبه قوي برخورداريم. درباره نثر بايد بگويم الان اکثر کساني که داستان مي‌نويسند داستان طنز هم مي‌نويسند. به همين خاطر داستانشان چفت و بست داستان‌هاي طنز را ندارند. در داستان و رمان جدي هم وضعيت خوبي نداريم که اين دلايل مختلفي از جمله بيگانه بودن رمان و داستان با ادبيات ما دارد. رمان و داستان حال چه جدي و چه طنز وارداتي است و حاصل برخورد ما با فرهنگ غرب است.

گفتيد که شما در زمينه نوشتن نمايش و تئاتر نيز مشغوليد، نکته‌اي که در سريال‌ها، فيلم‌ها و نمايش‌هاي طنز وجود دارد استفاده از بازي زباني است تا جايي که حتي يک جاهايي اين بازي زباني به سمت لودگي پيش مي‌رود و  طنز‌نويس تنها به اين مي‌انديشد که با بيان کلمات طنز مخاطب را بخنداند، فکر مي‌کنيد دليل اين امر چيست؟

البته بايد توجه داشت که بازي زباني و استفاده از واژه‌هاي طنز آميز براي ايجاد شادي مخاطب هنوز در کشور جواب مي‌دهد. شما توجه کنيد که ساده‌ترين راهي که بتوان  براي مخاطب شادي ايجاد کرد، همين بازي زباني است. طنزي که ارائه مي‌شود خيلي قدرتمند نيست اما مردم اين را دوست دارند. اگر شما سريال‌هاي طنز نود قسمتي و غيره را در نظر بگيريد مي‌بينيد که بيشترين درک و دريافتي که مردم از اين‌ها دارند همان تکيه‌کلام‌هاي طنزي است که در اين سريال‌ها به کار مي‌رود و اتفاقا همين تکيه‌کلام‌ها سر زبان‌ها مي‌افتند. نکته ديگر هم اينکه ايجاد موقعيت طنز که متکي بر کلام نباشد خيلي هم کار ساده‌اي نيست. تجربه خودم در چند نمايش‌نامه و فيلم نامه‌اي که نوشتم اين را به من مي‌گويد که واقعا موقعيت سازي کار راحتي نيست.

البته به فرهنگ گفتاري مردم هم برمي‌گردد يادمان باشد که ايرانيان بيشتر با فرهنگ گفتاري دمخور بوده اند و هنوز هم براي ما قصه خواني جذابيت‌هاي خاصي دارد.

 بله همين طور است.

آخرين سوالم را بپرسم، به نظر شما يک طنزنويس که بخواهد ماندگار شود بايد از چه ويژگي‌هايي برخوردار باشد؟

يک طنز نويس اولا بايد نگاه خيلي جدي به طنز داشته باشد و در وهله دوم علاوه بر مطالعه کتاب‌هاي طنز، کتاب‌هاي ديگر در زمينه‌هاي مختلف اجتماع، روانشناسي و تاريخ، مردم شناسي و .... را مطالعه کند.

 

 

چهارشنبه 21 دی 1390 - 10:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری