شنبه 3 فروردين 1398 - 0:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اميد زماني

 

بررسي رابطه فقه و اخلاق

 

بررسي رابطه فقه و اخلاق(حکمت و دين پژوهي/ 6)

 نوشته: اعظم شفيعي

شمارگان: 1000 نسخه

بها: 22000 ريال

موسسه انتشارات اميرکبير/ 1390

کتاب«بررسي رابطه فقه و اخلاق» ششمين جلد از مجموعه حکمت و دين پژوهي است. يک از مباحث مهم در فلسفه علوم، بررسي رابطه علوم با يکديگر است که در اين ميان ارتباط ميان فقه و اخلاق از اهميت ويژه­اي برخوردار است، چرا که دانستن چگونگي ارتباط آنها با يکديگر بسياري از سوال­ها را پاسخ خواهد گفت. در کتاب حاضر به دو نوع رابطه هم سنجي و مقايسه­اي فقه و اخلاق و رابطه و تاثير و تاثري آن­ها پرداخته شده است. به واقع اين کتاب بر آن است تا مشخص کند ميان فقه و اخلاق رابطه جداناپذيري وجود دارد. البته در اين زمينه تلاش­هايي صورت گرفته و جاي خالي فقه الاخلاق به خوبي احساس مي­شود. زيرا در فقه الاحکام و فقه قضايي و اجتماعي پيشرفت خوبي داشته­ايم ولي فقه الاخلاق هنوز مورد بي مهري قرار دارد. در اينجا لازم به ذکر است که اخلاق در لغت به معني سرشت و سجيه و در اصطلاح اخلاق مجموعه صفات روحي و باطني انسان است. کتاب مي­کوشد به سوال «آيا ميان اين دو علم رابطه­اي وجود دارد يا از يکديگر جدا بوده و رابطه­اي ميان آنها برقرار نيست؟» پاسخ دهد و در پايان به اين نکته مي­رسد که اگرچه اين دو عين يکديگر نيستند ولي در موضوع، منابع، هدف، روش فقيه و عالم اخلاقي در برخورد با سنت يک سري شباهت­هايي دارند گرچه تفاوت­هايي نيز ميان آن­ها وجود دارد؛ و به اين نتيجه خواهيم رسيد که فقه مقدمه اخلاق است و تا فردي واجبات را انجام ندهد به پله­هاي بعدي از جمله مستحبات و مکروهات فقهي، که اکثراً اخلاقي­ اند، نخواهد رسيد. نويسنده در بررسي اين دو علم بيشتر از کتب فقهي اصولي و اخلاقي بهره برده است.

در بررسي رابطه اين ميان علم فقه و اخلاق در سه فصل سخن به ميان آمده است: در فصل اول به بيان مفاهيم و کليات اين دو علم از قبيل تعريف علم اخلاق و فقه در لغت و اصطلاح پرداخت شده است پس با اشاره کوتاهي به تاريخ آن­ها و همچنين بيان ديدگاه­ها در مورد اينکه آيا رابطه­اي ميان اين دو علم برقرار است يا نه پرداخت شده است که گروهي مخالف­اند و در اين بخش به بررسي و نقد ديدگاه آن­ها پرداخت مي­شود و از طرفي رابطه بين علوم را مطرح کرده است که در بين اين دو علم مطرح است.

در فصل دوم با بيان رابطه مقايسه­اي و هم سنجي اين دو علم، موضوع، هدف و غايت هر دو علم را مطرح کرده و به بيان تفاوت­ها و شباهت­هاي ميان آن پرداخته است و در اين راستا روش فقيه و عالم اخلاقي در برخورد با سنت را مطرح کرده و به تبيين قلمرو اين دو علم پرداخته است و نتيجه گرفته است رابطه نيست با فقه به صورت عموم و خصوص من وجه و با اخلاق به صورت عموم و خصوص مطلق است.

در فصل سوم به بيان رابطه تاثير و تاثري فقه و اخلاق پرداخته شده که خود در سه قسمت است: در قسمت اول مشخص مي­شود که فقه مقدمه اخلاق است و تا واجبات صورت نگيرد به اخلاق نخواهيم رسيد.

در قسمت دوم خواهيم ديد که برخي مسائل است که فقه آن­ها را توليد و اخلاق را مصرف مي­کند مانند تمام مستحبات و مکروهات فقهي؛ و يکسري مسائلي هم هست که اخلاق آن­ها را توليد مي­کند و در فقه حکمشان مشخص مي­شود مانند غيبت و دروغ و . . .

در قسمت سوم نيز به اين نتيجه رسيده که اخلاق اصل است و فقه فرع. و احکام فقهي را براي رسيدن به مدارج بالاي کمال انجام مي­دهيم نه اينکه تنها آفريده شده باشيم که عبادت کنيم و نماز بخوانيم و روزه بگيريم و ديگر هيچ. در فهرست منابع اين کتاب منابع عربي، فارسي، مقالات، پايان نامه، نرم افزار و منابع تکميلي به چشم مي­خورد. بررسي رابطه فقه و اخلاق نوشته اعظم شفيعي با شمارگان 1000 نسخه و قيمت 22 هزار ريال از سوي موسسه انتشارات اميرکبير انتشار و روانه بازار نشر شده است. گفتني است، اعظم شفيعي داراي مدرک سطح دو از حوزه علميه و داراي مدرک کارشناسي ارشد در رشته فقه مقارن و حقوق عمومي از دانشگاه مذاهب اسلامي تهران مي­باشد. کتاب حاضر پايان نامه کارشناسي ارشد ايشان است که حاوي اصلاحاتي جديد در ساخت و محتواست.    

 

 

 

دوشنبه 19 دی 1390 - 9:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری