يكشنبه 30 مهر 1396 - 2:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

جنگ و عاشورا

 

نگاهي به داستان کاش اينجا سقف نداشت، اثر عبدالرضا حياتي

مجموعه داستان هاي کوتاه "روايت ديگر" به قلم عبدالرضا حياتي از سري مجموعه هاي ارزشمندي است که به موضوع جنگ و هشت سال دفاع مقدس پرداخته است. کتاب کاش اينجا سقف نداشت نيز از اين مجموعه مي باشد که محوريت اصلي آن حوزه دفاع مقدس و  يادآور دلاوري ها و شجاعت هاي جواناني است که براي دفاع از آرمان هاي ملي و مذهبي خود ره سپار اين مسير پر خطر شده و از ارزشمندترين دارايي خود گذشته تا از اين مرز و بوم دفاع کنند و همچنين داراي نگاه ويژه اي به  ارتباط جنگ تحميلي با عاشورا مي باشد.

به نظر نگارنده کتاب پيش روي بر ابعاد بي نظيري از جنگ پرداخته و  زواياي پنهاني که تا کنون تنها در آثار خاصي به آن اشاره شده است را براي مخاطبين روشن و پر رنگ مي کند. قطعا مخاطبين يک اثر هنري من جمله آثار ادبي را گروه هاي سني متععدي تشکيل مي دهد. شاخصه بارز اين کتاب قرار دادن خوانندگاني که حتي جنگ را به چشم خود نديده اند ،در بطن جنگ است. داستان به شکل نمايش نامه نوشته شده که به نظر بسياري اين امر مي تواند تاثير بيشتري بر خواننده گذاشته و همچنين روايت را از حالت ملال آور به سمت و سوي کشش هاي داستاني هدايت کند. همچنان که کارکرد هاي مختلفي را نيز در مسير اثر قرار مي دهد.

روايت از منظر و نگاه راوي بازگو مي شود. تمامي اجزاي صحنه به خوبي طراحي و توصيف شده که اين امر موجب درک بهتر فضاها و مکان هايي است که داستان در آن اتفاق مي افتد. داستان از تنهايي ها و انزواي جانبازي آغاز مي شود که بعد از گذشت 20 سال از جراحاتش هنوز خود را به خاطر دعايي که لحظات آخر قبل از مجروج شدنش کرده است نبخشيده و دچار پريشان احوالي شده است. اما پايان داستان روايت ديگري مي گيرد؛ در واقع نويسنده داستان را به دو سبک متفاوت پيش برده تا بتواند در انتها با جدا سازي اين دو، فضا را هيجان انگيز تر نشان دهد.

شخصيت هاي داستان همانطور که در ابتداي کتاب نيز به آنها اشاره شده شش نقش مي باشد که در ادامه به بررسي اين شخصيت ها و مسائل مربوط به هر يک مي پردازيم. جانباز يا همان نقاش داستان پير مردي افسرده است که در گوشه اي از تنهايي هايش و براي رهايي از عذاب وجدان خود به نقاشي پناه برده و سال ها کنج اين خلوت به ادامه زندگي مي پردازد. شخصيت نقاش بسيار هوشمندانه طراحي شده و در ذهن مخاطب القا کننده شخصيت واقعي و نمونه اي از جامعه جانيازان است.اما همزمان با پيشبرد روايت و شکل دهي به داستان هاي ذهني و ظهور شخصيت هاي خيالي از جمله مرد خون آلود و پسر بچه ، مخاطب از ذهنيت اوليه خود خارج مي شود تا جاي که خود را در درياي متلاتم داستان شناور و همسو با داستان مي بيند.

شخصيت زن به شکل دهي اين گونه از روايت براي نقش نقاش بسيار حائز اهميت بوده و پرداختن به آن از آن جهت با اهميت مي باشد که با ورود او داستان آغاز مي شود.  صحبت هاي او با نقاش که در ابتدا راضي به يادآوري گذشته اش نيست و همچنين پا فشاري زن در بازگو کردن خاطرات جنگ نقطه آغاز يا به اصطلاح نويسندگان گره داستان است. شخصيتي که با صورت ناگهاني خلق شده و محو مي شود. يکي از نقاط قوت داستان به عقيده بنده همين شخصيت پردازي هاي خارج از عرف نويسنده مي باشد که جذابيت خواصي به اثر بخشيده است.

نقشهاي ديگر داستان به غير از زن نقاش و خبرنگار از ابتدا به صورت خيالي ظاهر شده و مخاطب با اين ذهنيت که اين اشخاص ساخته ذهن نقاش است به سراغ پردازش ديالوگ هاي آنها مي رود. مرد خون آلود و پسر بچه ياد آور عاشوراي حسيني و نمادي از اين حماسه عظيم هستند که حاوي سنبل هاي عاشورا مي باشند. در واقع اين شخصيت ها سوق دهنده خواننده به سمت ارتباطي است که بين حماسه اما حسين (ع) و هشت سال دفاع مقدس وجود دارد مي باشد.  در داستان ارتباط ديگري که فراموش شده اي است را مشاهده ميکنيم که در انتها بازگشت کرده و به شکلي عارفانه بازسازي مي شود. تاثير گزار ترين جمله اي که در روايت گفته مي شود اين است "باورت را باور کن" باور فراموش شده در انتها با توکل بر خدا و اقامه نماز ترميم شده و باعث آرامش روحي شخصيت اصلي که سالهاست شهيد شده اما روحش نا آرام است مي شود.

همانطور که ناشر نيز در ابتداي کتاب بازگو کرده است تنها هدف خالقان آثار دفاع مقدس رساندن پيام نيست بلکه به تصوير کشاندن رشادت ها و تلاش هاي که در دوران جنگ توسط رزمندگان انجام پذيرفته است نيز مي باشد. موضوع اصلي در اين کتاب و در اين مجموعه آثار نيز خارج از اين مقوله نمي باشد .به طوري که انتخاب يک جانباز قطع نخاعي به عنوان شخصيت اصلي خود معرف و تداعي کننده اين دلاوري هاست در خلال اين اشارات به ضربه هاي روحي و فشار هاي اشاره شده است که حتي بعد از اتمام جنگ بر روي بازماندگان آن باقي است. نقطه قوت اين روايت نيز در اين مطلب نهفته است که گر چه رشادت هاي رزمندگان در درون جبهه هاي جنگ عامل اصلي مقاومت مي باشد اما نبايد از نقش قوي خانواده هاي علي الخصوص زنان آنها اجتناب کرد . جنگ و ادبيات جنگ سرشار از جنبه هاي گوناگون بوده و هر روايت در اين حيطه حاوي يکي از اين جنبه ها مي باشد.داستان کاش اينجا سقف نداشت نيز از اين قاعده مستثني نيست و سمت و سوي که در اين کتاب به آن توجه شده همان ارتباطات قوي اي است که در بالا بدان اشاره کردم.

با مطالعه آثار سال هاي اخير در ادبيات جنگ مي توان به جهشي که  در شکل و محتواي داستان ها به وجود آمده است پي برد. شايد خوانندگان اين نمايش نامه نيز متوجه موضوع کمي متفاوت اين داستان با ديگر آثاري که در سالهاي گذشته به قلم در آمده است شده باشند. نوع روايت، تخيلات بي شمار ، ارتباطات عارفانه و ... همگي بيانگر اين تفاوت هستند.

در اينجا لازم است به ضعف هاي قابل اغماضي در کتاب نيز اشاره کنم. از آنجايي که اشاره شد شکل روايت به صورت نمايش نامه مي باشد. يکي از تفاوت هاي  داستان با نمايش نامه، قوت و ضعف ديالوگ ها مي باشد.به نظر بنده عاملي که نمايش نامه  قوي را از ضعيف مجزا مي کند نيز ديالوگ ها و شخصيت پردازي متفاوت آن مي باشد. در اين کتاب شخصيت ها به خوبي پردازش شده و در مکان هاي  مناسب گمارده و وارد صحنه مي شوند اما نکته اي که بايد متذکر شوم ديالوگ ها و گفتگو هاي است که بين شخصيت ها رد و بدل مي شود. نا پختگي در اين گفتگو ها در بعضي از صحنه هاي داستان مشهود است. استفاده از کلمات نا هماهنگ بين ديالوگ هاي يک خط به اين ناپختگي ها دامن زده است.فن استفاده از کلمات عاميانه نکته است که در اغلب آثار به آن بي توجهي شده در صورتي که رعايت همين فن تاثير بسزايي در جذب مخاطب دارد . در بعضي از سطوح کتاب مذکور نيز اين فن ناديده گرفته شده و نويسنده به سادگي از کنار ديالوگ هاي کليدي عبور کرده است. شايد کمي توجه بيشتر به اين دست از گفتگوها مي توانست تاثير دو چنداني بر موفقيت آثار نويسنده شود.

نکته ديگري که به آن اشاره مي کنم حجم داستان در مقابل پيام بسيار مهمي که در درون آن نهفته است مي باشد. همانطور که در بالا گفته شد گرچه ضعف هايي در اثر مستتر است اما اين ضعف ها تاثير زيادي بر القاي پيام نداشته است.همچنين کوتاهي داستان علت کاهش جذابيت آن نشده است.

در انتها  با تشکر از انتشارات اميرکبير و همچنين نويسنده مجموعه "روايت ديگر" به نکته بسنده ميکنم که امروزه امتداد راه شهيدان و کساني که در جبهه ها جنگيدند با انتشار چنين آثاري روشن خواهد ماند.

 

 

چهارشنبه 14 دی 1390 - 13:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری