پنجشنبه 8 تير 1396 - 3:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نظام پيشنهادات

 

سيد داوود تديني

 

اسلام، مروّج تفكر

 

«قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِواحِدَه اَن تَقوموا لِلّهِ مَثني وَ فُرادي ثُمَّ تَتَفَکَّروا ما بِصاحِبِکُم مِن

 جِنَّهٍ ان هُوَ اِلّا نَذيرٌ لَکُم بَينَ يَدَي عَذابٍ شَديدٍ»         سوره سبأ- آيه 46

مکاتب مادي که هميشه از ناحيه مذاهب راستين احساس خطر مي­کنند، اصرار دارند که دعوت اديان را دعوت به تخدير افکار توده­ها معرفي کنند. ولي در مقابل اين اتهام، آياتي فراوان از قرآن کريم از جمله آيه 46 سوره سبأ، انسان­ها را به تفکر و انديشه دعوت مي­کند؛ بلکه عصاره دين و خميرمايه تکامل و پيشرفت انسان را تفکر مي­داند. چگونه ممکن است آييني همچون اسلام عزيز، وسيله تخدير يا مولود جهل باشد؛ در حالي که آورنده­اش با صداي بلند به همه انسان­ها مي­گويد که براي زنده کردن انديشه­هاي خفته قيام کنيد؛ آن هم در محيطي آرام و خالي از غوغا؟ اسلام مي­گويد در محيطي دور از هوي و هوس و امواج تبليغاتي مسموم، دور از تعصب­ها و دور از لجاجت­ها، براي خدا قيام کنيد و بينديشيد؛ که تنها اندرز من به شما همين است. آيا مضحک نيست که چنين آييني را که بارها اين دعوت را تکرار کرد، به تخدير افکار متهم کنند؛ به خصوص اين که مي­گويد نه فقط در تنهايي و انفرادي بلکه به صورت دو نفري و با همياري يکديگر به تفکر بپردازيد، محتواي دعوت انبياء و دلايل آنها را بشنويد و چنانچه با معيار عقل هماهنگ بود، پذيرا شويد. عجيب است که برخي متفکران، جهان ماوراي طبيعت را به طور قطع انکار مي­کنند و دين را يک پديده ساختگي بشر مي­دانند و عامل پايداري آن را مسائلي چون ترس، ناآگاهي از حقايق علمي، عقده­هاي روحي و نظاير آن معرفي مي­کنند؛ اما حاضر نيستند با احتمال وجود جهاني ماوراي اين عالم ماده، بدون پيش داوري، در دلايل توحيد خدا و نبوت پيامبراني همچون محمد (ص) بينديشند. جالب توجه اين که آخرين قسمت بسياري از آيات قرآن، دعوت به تفکر، تعقل يا تذکر است. در روايات اسلامي نيز فکر و انديشه در درجه اول اهميت قرار گرفته است. در روايتي از امام رضا (ع) مي­خوانيم:

«عبادت به زيادي نماز و روزه نيست. عبادت واقعي، تفکر در کار خداوند عزوجل است.»

مولاي متقيان و امام عارفان حضرت علي بن ابيطالب (ع) در خطبه 139 نهج البلاغه مي­فرمايند:

«اَيُّها النّاسُ لاخَيرَ فِي الدُّنيا لا تَدبيرَ فيهِ» «اي مردم امور دنيا اگر بدون تدبير و فکر انجام گيرد بدون خير و نتيجه مي­ باشد.»

«لا عَقلَ کَالتَّدبيرِ» «اصلاً عقل يعني تدبير و قدرت و توان نظم دادن به امور، هرچه تدبير و برنامه ريزي بيشتر باشد، دليل بر قدرت و انديشه عقل است.»         

 

 

چهارشنبه 14 دی 1390 - 13:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری