دوشنبه 30 مرداد 1396 - 1:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

ترجمه: غزال حسين زاده

 

اوج هنر خوشنويسي اسلامي

 

«نگاهي به هنر خوشنويسي ايراني»

خوشنويسي ايراني بخشي از خوشنويسي اسلامي است که در ايران و سرزمين­هاي وابسته يا تحت نفوذ آن همچون کشورهاي آسياي ميانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدريج و براساس فرهنگ و هنر ايراني شکل گرفت. و نه تنها مايه افتخار هنر ايراني بلکه مايه افتخار هنر اسلامي و حتي هنر جهان به شمار مي­آيد.

بخش اصلي تبديل نگارش معمولي کلمات به خوشنويسي هنرمندانه در جهان اسلام به عهده ايرانيان بوده است، و ايرانيان رفته رفته سبک و شيوه­هاي ويژه خود را در خوشنويسي ابداع کردند. هرچند اين شيوه­ها و قلم­هاي ابداعي در ساير کشورهاي اسلامي هم طرفداراني دارد اما بيشتر مربوط به ايران و کشورهاي تحت نفوذ آن همچون کشورهاي آسياي ميانه، افغانستان، پاکستان و هند مي­باشد. در اين منطقه خوشنويسي همواره به عنوان والاترين شکل هنرهاي بصري مورد توجه بوده و داراي ظرايف زيبايي خاصي است.

در ايران فتح شده توسط مسلمانان، خطاطي به شيوه نسخ وجود داشت. با حمايت­هاي ابوبکر بن سعد زنگي (حاکم فارس در زمان سعدي)، ده­ها نسخه قرآن به نگارش درآمد. در زمان حکومت ايلخانان، به دليل نفوذ هنر چين و تسلط مغول­ها بر ايران صفحات کتب براي اولين بار تزئين شدند و هنز تذهيب شکل گرفت.

در زمان حکومت تيموريان در ايران خط و خوشنويسي به اوج کمال خود رسيد. ميرعلي تبريزي با ترکيب خط نسخ و تعليق، خط نستعليق را ابداع کرد. مشهورترين خطاط قرآن در اين دوره بايسنقر ميرزا بود.

آن چه که به عنوان شيوه­ها يا قلم­هاي خوشنويسي ايران شناخته مي­شود در کنار جنبه­هاي ديني­اش بيشتر براي نوشتن متون غير مذهبي­اش مثل ديوان اشعار، قطعات ظريف هنري و يا مراسلات و مکاتبات اداري­ها ابداع شده و به کار رفته است. اين در حالي است که خط نزد اعراب و ترکان عثماني بيشتر جنبه ديني و قدسي داشت. هرچند آنان هم براي امور منشي­گري و غير مذهبي قلم­هايي را بيشتر به کار مي­برند اما اوج هنرنمايي آنان برخلاف خوشنويسان ايراني، در خط ثلث و نسخ و کتابت قرآن و احاديث بود. در ايران نيز براي امور مذهبي چون کتابت قرآن يا احاديث و روايات و همچنين کتيبه نويسي مساجد و مدارس مذهبي بيشتر از خطوط ثلث و نسخ استفاده مي­شد که نزد  اعراب هم رواج بيشتري داشت. هرچند ايرانيان در اين قلم­ها هم شيوه­هايي منحصر به فرد و مختص به خود را ابداع کردند.

«خط تعليق»: خط تعليق اولين نوع خطوط عربي مخصوص ايرانيان است که در اواسط قرن هفتم از ترکيب دو خط توقيع و رقاع به وجود آمد. تعليق اولين نوع خوشنويسي بود که براي خط فارسي ابداع شد و در آن علامت­هاي فتحه و کسره و ضمه به کار نمي­رفت. عده­اي ابداع آن را به خواجه تاج سلماني اصفهاني نسبت مي­دهند. خط تعليق تا سده دهم هجري قمري در ايران متداول بود ولي با پيدايش خطوط نستعليق شکسته و نستعليق از رونق آن کاسته شد.

خط نستعليق يکي از خاستگاه­هاي مهم خطوط نستعليق و شکسته نستعليق است. تعليق خطي تو در تو و متصل به هم است و واژه­ها و حروف آن يکنواخت نيستند يعني گاهي درشت و گاهي ريز به نگارش درمي­آيند.

«خط نستعليق»: خط نستعليق يکي از خط­هايي است که در نوشتن متون فارسي، اردو و گاهي عربي کاربرد دارد. اين خط بيشتر در ايران رواج داشته و خوشنويسان ايراني از آن استفاده مي­کنند. در اواخر سده هشتم و اوايل سده نهم هجري يعني در عهد تيموري از ترکيب دو خط نسخ و تعليق خط جديدي در ايران به وجود آمد که ابتدا « نسخ تعليق» ناميده و بعدها «نستعليق» خوانده شد. نستعليق دومين خط مخصوص ايرانيان است. خط نستعليق هم فاقد علائم فتحه، کسره و ضمه بوده و با توجه به ظرايف و گردش­هاي زيبايي که در حرکات و شکل حروف داشت، کم کم جايگاه ويژه خود را در خوشنويسي جهان پيدا کرد. برخي از آن با عنوان «عروس خطوط اسلامي» ياد مي­کنند.

ابداع نستعليق را به ميرعلي تبريزي نسبت مي­دهند. او هنرمندي متعلق به اوايل قرن نهم هجري است. نقش ميرعلي تبريزي در شکل گيري نستعليق چنان مهم و تأثيرگذار بود که استادان بعدي از وي به عنوان مبدع اين خط ياد کرده­اند.

از ديگر کساني که در تکامل اين خط نقش داشته­اند مي­توان از سلطان علي مشهدي و ميرعلي هروي نام برد. اما هنرمندي که نستعليق را به اوج تکامل و زيبايي رساند، عمادالحسني قزويني معروف به عماد بود که در دوره صفويه و در قرن يازدهم مي­زيست.

ميرعماد مهارت فراواني در خوشنويسي به شيوه نستعليق داشت و داراي سبک خاصي بود که هنرمندان خوشنويسي سالياني طولاني پس از او از شيوه­هايش پيروي کردند.

در قرن سيزدهم سبک جديدي در نستعليق شکل گرفت. اين کار به وسيله محمدرضا کلهر انجام شد. در زمان کلهر صنعت چاپ سنگي به ايران آمد. ظريف بودن حروف، مانعي جدي براي چاپ سنگي خطوط نستعليق بود و همين مسئله موجب شد که کلهر با تغييراتي در روش ميرعماد، شکل تازه­اي را براي نستعليق به وجود آورد که مناسب براي چاپ باشد.

نوعي از خط نستعليق معروف به شکسته نيز در ايران رايج شد و خوشنويسان از آن استفاده کردند. در دهه­هاي اخير خط نستعليق با نقاشي آميخته شده و نوعي شيوه هنري به نام «نقاش خط» به وجود آمده است.

« خط شکسته نستعليق»: در اواسط قرن يازدهم سومين خط ايراني يعني شکسته نستعليق توسط مرتضي قلي خان شاملو (حاکم هرات) با تغييراتي در خط تعليق شکل گرفت. علت ابداع اين خط را مي­توان مرتبط به تندنويسي و راحت نويسي در امور منشي گري و تحت تاثير نبوغ و خلاقيت هنرمندان ايراني دانست.

همان طوري که بعد از پيدايش خط تعليق، ايرانيان به خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعليق را بوجود آوردند. به علت اينکه نوشتن خط نستعليق هم وقت و دقت زيادي را طلب مي­کرد. خط شکسته نستعليق از ترکيب خط تعليق و نستعليق بوجود آمد تا دو عنصر مهم سرعت و زيبايي را توأمان داشته باشد.

خط شکسته نستعليق توسط ميرزا شفيعا هراتي کاملتر شد و درويش عبدالمجيد طالقاني براي آن قواعد جديدي بوجود آورد و اين خط را به کمال رسانيد. درويش عبدالمجيد طالقاني خط شکسته نستعليق را به جايي رساند که ميرعماد توانسته بود چنين جايگاهي را به خط نستعليق ببخشد.

از قرن يازدهم هجري شيوه سياه مشق از شکل يک تمرين ساده شکل به يک صورت بياني جديد و خلاقانه درآمد و در قرن سيزدهم به اوج خود رسيد. اين شيوه در عصر قاجار به دست خطاطان مهمي مثل ميرزا غلامرضا اصفهاني و ميرحسين خوشنويس به اوج زيبايي و تکامل رسيد.

همچنين در دوران قاجاريه با آمدن و رايج شدن پديده چاپ و چاپ سنگي در ايران و همچنين فاصله­اي که خطاطان با اساتيد قديمي خط پيدا کردند در خط ايراني به ويژه در خط نستعليق تغييراتي به وجود آمد. به تدريج به دليل اينکه جامعه امروز ايران مختصات و ويژگي­هاي خاص خود را پيدا کرد، خوشنويسي هم به سمت هنرهاي کاربردي حرکت کرد و با تحولات ايران معاصر همراه شد.                   ­    

 

چهارشنبه 14 دی 1390 - 9:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری