پنجشنبه 8 تير 1396 - 1:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

پرتويي از ايمان بر قلب يک قديسه

 

نگاهي به يک فيلم معناگرا: «ترز» (آلن کاواليه، 1986)    

 

فيلم ترز درباره دختري به نام ترز مارتن در نورماندي و در اواخر قرن نوزدهم است که پس از پيوستن دو خواهر بزرگترش به صومعه کارمليت­ها، تصميم مي­گيرد راه آن دو را دنبال کند. اين کار منوط به اجازه کشيش بخش است. وقتي نمي­تواند کشيش بخش را به اين کار قانع کند، به اسقف عارض مي­شود و از آن جا به رُم مي­رود تا با پاپ صحبت کند و بالاخره موفق به ورود به صومعه مي­شود و خود را تسليم محض دستورهاي سختگيرانه و خشک آنجا مي­کند. اما زندگي در صومعه با شگفتي­هايي همراه است. يکي از خواهران راهبه که پس از مرگ همسرش وارد صومعه شده، به ترز اعتراف مي­کند که همچنان عکس شوهرش را مخفيانه نگه داشته است؛ راهبه ديگر «لوسي» نيز دلبستگي عاطفي به ترز پيدا مي­کند. با مرگ پدر ترز دختر چهارم خانواده هم وارد صومعه مي­شود و از اين پس نقطه عطفي در زندگي ترز به وجود مي­آيد. او بخاطر رياضت کشيدن­هاي بسيار، آن قدر رنجور و ضعيف مي­شود که در اثر ابتلاي به بيماري سل به بستر بيماري مي­افتد. در آخرين روزهاي زندگي­اش، ترز خاطراتش را که خود او، آنها را تجربه­هاي کوچک زندگي­اش مي­نامد، به نگارش درمي­ آورد که پس از مرگش، در بيست و چهار سالگي منتشر مي­شود.

داستان فيلم ترز را که از نظر گذرانديد براساس زندگي واقعي ماري فرانسواز ترز مارتن شکل گرفته است. ترز مارتن درسال 1873 در آلنسون به دنيا آمد. او در سال 1888 وارد صومعه ليزيو شد که دو خواهرش قبل از او آنجا راهبه بودند. ترز 9 سال در صومعه بود و در نهايت به هدفش يعني نزديک شدن به خدا رسيد. او از سال 1895 نگارش خاطراتش را آغاز کرد. همان سال به بيماري سل مبتلا شد و در سال 1897 درگذشت. خاطرات ترز پس از مرگش با عنوان «سرگذشت يک روح» منتشر شد. در سال 1925 واتيکان او را قديسه ناميد. سومين روز اکتبر هر سال به نام اوست. نقش ترز را در فيلم کاترين موشت ايفا کرده است که در زمان ساخت اثر بيست و هفت سال داشت و ترز نخستين تجربه بازيگريش بود. آلن کاواليه درباره او مي­گويد: «در دانشکده هنرهاي نمايشي درس مي­خواند. نخستين بار که او را ديدم قطعه مرگ موشت برنانوس را روي صحنه مي­خواند. چگونه کاترين موشت شخصيت ترز را کشف کرد؟ نمي­دانم. آدم درونگرايي است و در اين مورد با او خيلي کم حرف زدم. هرچه را که از ترز شناخت خودش کشف کرد، يعني خواند و انديشيد. هرگز به پرسش­هاي من درباره گذشته­اش يا عقايد مذهبي­اش پاسخ نداد. زود فهميدم که نمي­توانم با او از موارد شخصي حرف بزنم.»

البته بعدها کاترين موشت درباره بازي در فيلم ترز گفت: «کاواليه، نخست تصاويري از ترز (از کودکي تا مرگ، و عکس­ هايي از دوران صومعه­اش) را به من نشان داد. بعد آثار ترز را خواندم و دو کتاب تفسير آنها را و نامه­هاي ترز را و . . . در مدت فيلمبرداري با بازيگران ديگر، حتي لحظه­اي درباره زندگي در صومعه صحبت نکرديم. موضوع مکالمه ما فقط بازيگري بود و بس.»

کاواليه در مورد انتخاب بازيگران مي­گويد: «در اين فيلم مهمترين اصل در گزينش هنرپيشه­ها ناشناخته بودن چهره آنان بود.»

بخشي از بازيگران از دانشکده هنرهاي نمايشي و بخشي ديگر از ميان بازيگران تئاتر انتخاب شدند. بسياري از بازيگران غيرحرفه­اي بودند، از جمله زناني از محله بيانکور؛ محله­اي که استوديوي فيلمبرداري در آن قرار داشت. نقش پدر را رمان نويسي به نام ژان پلگري ايفا کرد. پلگري در جيب بر (روبر برسون) نقش مأمور پليس را داشت.

کاواليه در ترز بيش از هر چيز يا هرکسي تحت تأثير روبر برسون و فيلمهايش بوده است. همه حواشي و زوائد در فيلم حذف شده­اند و صحنه پردازي­ها به ساده ترين شکل ممکن صورت گرفته­اند و صحنه تئاتر را به ياد مي­­آوردند. صحنه­ها چيزي به جز يک پس زمينه آبي يا خاکستري و تعدادي اشياء محدود نيستند. کاواليه مي­گويد: «خواستم پرده زمينه همرنگ پرده­هاي نقاشي مانه باشد. سايه روشن را دوست دارم و راز و رمز را؛ و در صومعه مي­توان هر دو را يافت.»

در ترز حرکت دوربيني به چشم نمي­خورد و دوربين همواره ثابت است. با وجود ساده بودن عناصر فيلم؛ کاواليه در اثر توجه خاصي به جزئيات دارد. او مي­گويد: «با خواندن خاطرات ترز درمي­يابيم که قدرتش توجه به چيزهاي بي اهميت و کوچک بود. قدرت سينما نيز در همين توجه به جزئيات نهفته است. من ساعت­ها در يک کافه، در قطار زيرزميني، به اجزاء چهره­ها و به چيزهاي ريز و کوچک دقت مي­کنم. اين درس واقعي سينماست: همه چيزهاي کوچک و ريز معجزه آسايند.»

فيلم روايتي جذاب از عشق دختري به خداوند است. ايمان و عشقي که راحت به دست نمي­آيد و از پس آزمايش­هايي دشوار و فراوان متبلور مي­شود. نقش ترز و ايمان او به خداوند در فيلم آن قدر مهم و حساس بود که کاواليه مدت­ها براي اين نقش دنبال بازيگري مناسب مي­گشت. او وقتي براي اولين بار کاترين موشت را بر صحنه تئاتر ديد دريافت که ترز را يافته است. فيلم ترز شبيه هيچ کدام از زندگينامه­ها­ي مقدسين در سينما نيست. فيلم هيچ گاه تبليغ مستقيمي براي کليسا نمي­کند. ما به تدريج در طول فيلم راز قديسه بودن ترز و عشق او به خدا را کشف و مفهوم معنوي فيلم را درک مي­کنيم. در سال 1343 نخستين اثر کاواليه به نام عصيانگر در ايران نمايش داده شد. همان زمان پرويز دوايي (منتقد مشهور آن دوران) در مقاله­اي فيلم را ستايش کرد، در انتهاي مقاله هم از آلن دلون (که نقش اصلي فيلم را بازي مي­کرد) تشکر کرد که سرمايه خود را براي ساختن فيلمي که تجربه نخست سينماگري جوان بود به خطر انداخت.

ترز در جشنواره کن در سال 1986 به نمايش درآمد و در نهايت برنده جايزه ويژه منتقدين شد. فيلم در ايران براي نخستين بار در جشنواره فيلم فجر در بخش جشنواره جشنواره­­ها شرکت کرد و سپس دوبله شد و در سينماهاي تهران به نمايش درآمد و مورد ستايش منتقدين ايراني قرار گرفت.

مشخصات ترز:

کارگردان: کاواليه، فيلمنامه: آلن کاواليه و کامي دوکازابيانکا، فيلمبردار: فيليپ روسلو، طراحي صحنه: برنارد اوين، تدوين: ايزابل سيدني ابوت و ژيسلن مونا، موسيقي: گابريل فوره، بازيگران: کاترين موشت، اورور پري تيو، سيلوي ابوت، ژيسلين مونا، تهيه کننده: موريس برنار(تلويزيون فرانسه)، محصول 1986 فرانسه، 90 دقيقه.    

 

چهارشنبه 14 دی 1390 - 9:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری