پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

بهره گيري از بار عاطفي شخصيت ها

 

نگاهي به مجموعه داستان«زير درخت انجير»، نوشته جابر تواضعي

 

کتاب«زير درخت انجير» عنوان اولين مجموعه داستان جابر تواضعي ، نويسنده جوان كاشاني است كه چندي پيش توسط انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است.
اين كتاب يكي از محصولات دفتر ادبيات كودک و نوجوان مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي محسوب مي شود كه با شمارگان 3300 نسخه روانه بازار كتاب ايران شده است.
داستان كوتاه زير درخت انجير، از همين مجموعه كه عنوان كتاب هم از آن برگرفته شده، برگزيده نهمين جشنواره مطبوعات است كه به همراه شش داستان كوتاه ديگر با عناوين: «گلوله هاي شيشه اي»، «ماهي سبز»، «قيقاج كبوترها»، «جمعه گس »، «عروسي» و «حاجي فيروز» كتاب حاضر را شكل داده اند.
جابر تواضعي متولد 1358 شهر كاشان است و اكنون علاوه بر فعاليت هايي در حوزه داستان نويسي به شغل روزنامه نگاري هم اشتغال دارد.
هفت داستان كوتاه مجموعه حاضر هر كدام به تنهايي از مضمون و ساختار جداگانه اي برخوردارند، اما در كنار اين ويژگي فردي، يك نوع وابستگي ساختاري و مضموني به همديگر دارند كه يكي از ويژگي هاي مجموعه حاضر محسوب مي شود. خوانندگاني كه هر يک از داستان هاي اين كتاب را به طور جداگانه در جاهاي ديگري غير از كتاب فعلي خوانده باشند، اين احساس به آنها دست نمي دهد كه اين متن بخشي از يک مجموعه به هم پيوسته است .
همچنان كه انتشار داستان كوتاه«زير درخت انجير» در يكي از جرايد كثيرالانتشار كشور، آن را به تنهايي صاحب رتبه اي قابل توجه كرد.
جابر تواضعي در هفت داستان اين كتاب از يک الگوي واحد پيروي كرده است. ساختار كلي داستان ها بر روي يک شخصيت نوجوان استوار است كه در هر يک از داستان ها، ماجراهايي را به وجود مي آورد. موقعيت مكاني داستان ها، اغلب در جمع خانواده اي كوچک در يكي از شهرستان ها است كه سايه پدر به عنوان سرپرست اين جمع همواره غايب است. مادر بعد از غيبت پدر عملاً نقش او را بازي مي كند، اما بر اثر شدت كارهاي روزانه فرصت سر و كله زدن با بچه ها را ندارد. او غالباً خسته و بي حوصله است .
دخترهاي نوجوان خانواده از انرژي لازم دوره نوجواني برخوردار هستند، اما آنها هم در فضاي بي روح و كسل كننده خانه امكان بروز هيجان هاي دوره نوجواني را ندارند. در اين ميان تنها شخصيت نوجوان پسر خانواده است كه همواره شيطنت هاي اين دوره سني را از خود بروز مي دهد. در ابتداي كتاب در داستان كوتاه زير درخت انجير، حركات كودكانه شخصيت اول داستان كه همان پسر نوجوان است ، صحنه هاي خنده داري را به وجود مي آورد كه در حين برخورداري از طنز قوي، سايه غمي بزرگ را در دل مخاطب مي گستراند.
از همان داستان اول كتاب موقعيت اقتصادي خانواده براي مخاطب برملا مي شود. همچنين شخصيت پردازي كاراكترهاي داستاني در اين داستان اول كتاب تا حدودي شكل مي گيرد.
نويسنده تا حدودي بقيه مسير خود را هموار مي سازد، اما در ادامه نيازهاي ديگري در بقيه داستان هاي كتاب احساس مي شود كه يكي از اين موارد تراشيدن قصه هاي متفاوت براي اين شخصيت  واحد و مشترک است .
نويسنده در اين راه هم تا حدودي موفق بوده است ؛ چرا كه سعي كرده براي هر يک از داستان ها، قصه هاي مجزايي هم فراهم سازد.
او همه شخصيت هاي داستاني ابتداي كتاب را در همه داستان ها به يک اندازه دخيل نمي كند. هر يك از شخصيت ها متناسب با فضاي داستان ، وارد صحنه مي شوند و به يک اندازه به ايفاي نقش مي پردازند. البته شخصيت نوجوان پسر در تمامي داستان ها حضوري مقتدرانه داشته و همواره سازنده ماجراهاي اصلي است .
چنين الگويي پيش از تواضعي ، توسط نويسندگان مختلفي بارها مورد استفاده قرار گرفته كه آخرين نمونه آن ، اثر داستاني موفق هوشنگ مرادي كرماني در قصه هاي مجيد است .
البته آنجا شخصيت اصلي كه نوجواني پرشور است به همراه مادربزرگ خود (بي بي ) باعث به وجود آمدن ماجراهاي متعدد شده است .
نويسنده مجموعه داستان زير درخت انجير، براي غلبه بر اين مشكل بزرگ (كليشه اي بودن طرح و ساختار) به بعد عاطفي كار توجه بيشتري نشان داده است . در داستان هاي مرادي كرماني اكثر آدم ها حركات بروني پررنگي دارند، در حالي كه در داستان هاي تواضعي، غالب شخصيت ها در ظاهر آدم هاي كم جنب و جوشي هستند، ولي همواره با درون خود مي جنگند.

به اعتقاد نويسنده کتاب زير درخت انجير، داستان كوتاه سفري مكاشفه آميز است در سرزمين هاي شگفت انگيز خواب و بيداري. نويسنده در اين سفر جادويي، راز هاي درون خويش را بر خود مكشوف و بر ديگران فاش مي سازد. نويسنده از راه و در مسير اين سفر راز گشايانه مي كوشد تا ناشناخته هاي درون خويش را بشناسد، ناديده هاي درون خود را ببيند، سرودهاي ناشنيده خويش را بشنود، نايافته ها را بيابد و سرچشمه هاي مضمر و مخفي نيرو و انرژي انباشته و آزاد نشده را درانباره روان و جان خويش كشف كند و از آن ها بر خود و بر ديگران، بر خوانندگان و مخاطبان، در بگشايد، تا آزادشان كند و از فشار عظيم، خرد كننده و در هم شكننده آن ها بكاهد، مهارشان كند و رام و آرام شان سازد. پس، از منظر جابر تواضعي، داستان كوتاه نه تنها رازگشايي است كه در گشايي هم هست و رها سازي. بر سيل گدازه هاي درون سد گشودن و جاري كردن آن چه پشت سد روان مسدود مانده و در حال سرريز و طغيان است، و افزون بر اين هر دو داستان كوتاه نوعي گره گشايي است.
با اين حال، با توجه به تجارب کم نويسنده از زندگي ، آن هم در محدوده سني خاص نوجواني و جواني، داستان هاي اين كتاب علاقه به نوع نويسندگي براي گروه سني خاصي را از جانب نويسنده مشخص نمي كند. اگر در كتاب هاي بعدي اين نويسنده چنين الگوي ثابتي هر چند تا حدودي متغير مورد استفاده قرار گيرد، آنگاه مي توان اشتياق او به نوع خاصي از نوشتن داستان را در حوزه گروه هاي سني تشخيص داد. با اين حال نويسنده تبحر خود را در زمينه نويسندگي براي نوجوانان با اندكي كم و كاست در اين كتاب به اثبات رسانده است.

 

 

سه‌شنبه 13 دی 1390 - 12:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری