سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 13:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

حماسه سازان لبنان و جنگ 33 روزه

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «33 روز»(جمال شورجه)

جمال شورجه متولد بيست و دوم بهمن ماه سال  1333 زنجان و فارغ التحصيل كارگرداني از دانشكده سينما و تئاتر دانشگاه هنر است. شروع فعاليت سينمايي اش با فيلم دوله تو (رحيم رحيمي پور) به عنوان دستيار کارگردان در سال 1363 بود.

افتخارات سينمايي او به اين قرار است: کانديد سيمرغ بلورين بهترين فيلم اول و دوم (براي فيلم روزنه)(دوره هفتم جشنواره فيلم فجر-بخش فيلم هاي اول و دوم- سال 1367)، کانديد سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني (براي فيلم حماسه مجنون)(دوره 12 جشنواره فيلم فجر-بخش مسابقه سينماي ايران- سال 1372)، برنده سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيات داوران (حماسه مجنون)(دوره 12 جشنواره فيلم فجر-بخش مسابقه سينماي ايران- سال 1372)، کانديد سيمرغ بلورين بهترين فيلم (براي فيلم دايره سرخ)(دوره 14 جشنواره فيلم فجر-مسابقه سينماي ايران- سال 1374)، نهمين فيلم سال (حماسه مجنون) به انتخاب نويسندگان و منتقدان سينمايي- در انتخاب بهترين فيلم هاي سال- سال 1373)

33 روز دوازدهمين اثر شورجه است که در بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين ويژه جشنواره را به دست آورد.

شورجه در مورد چگونگي نگارش فيلمنامه مي گويد: «اولين بار فکر مي کنم مهدي همايون‌فر من را در جريان فيلمنامه اين کار قرار داد. فيلمنامه اوليه عروس ليتاني نام داشت.

زماني که آقاي شمقدري مشاور آقاي احمدي‌نژاد بود، سفري به لبنان داشت و در آنجا در جريان ملاقات با سيد حسن نصرالله و نيروهاي حزب الله لبنان در مورد اين پروژه به توافق نهايي رسيدند؛ البته اين موضوع بعد از جنگ 33 روزه اتفاق افتاد.

در واقع جرقه اين اثر از همان مقطع در بيروت زده شد، که در آن زمان جواد شمقدري، شهاب ملت‌خواه را نيز در سفر همراه خود برده بود و شهاب ملت خواه هم در عرض يک ماه در سفارت نشست و در اوضاع بعد از جنگ، فيلمنامه اوليه را با نام عروس ليتاني نوشت. سپس فيلمنامه با همان نام عروس ليتاني به مهدي همايون‌فر سپرده شد و ايشان هم لطف داشتند و کارگرداني فيلمنامه را به من سپردند.

ما فيلمنامه را مورد مطالعه و بازبيني قرارداديم، مسئولين بخش فرهنگي فارابي و بچه‌هاي حزب الله لبنان هم نظراتي داشتند؛ ضمن اينکه ما هم ديدگاه هايي داشتيم تا در نهايت اين بحث ها منجر به اين شد که علي دادرس فيلمنامه 33 روز را  بازنويسي کند.

در آن مقطع شورايي تشکيل شد که اعضاي آن  متشکل بودند از: جواد شمقدري، جمال شورجه، مهدي همايون‌فر، احمد ميرعلايي، حسن نجاريان، علي دادرس و رضا بالا؛ که در اين شورا فصل هاي بازنويسي شده توسط علي دادرس مورد بحث و تبادل نظر قرار مي‌گرفت.

فيلمنامه اوليه که براي ما ارسال شد، نام جواد شمقدري را بر خود داشت و اسمي از شهاب ملت‌خواه در آن ديده نمي‌شد و البته ما هم در جريان نبوديم تا اينکه کار به اتمام رسيد و مورد اعتراض شهاب ملت‌خواه قرار گرفت.

ايشان معترض بود که چرا نامش در تيتراژ پاياني نيست و اعتراض بعدي و مهم‌تر ايشان به جهت اين بود که چرا در مرحله بازنويسي از ايشان استفاده نشده است. ما اگر از ابتدا در جريان اين امر قرار مي‌گرفتيم چه بسا از ايشان هم براي بازنويسي فيلمنامه استفاده مي‌کرديم.

به هر جهت فيلمنامه فصل به فصل توسط علي دادرس بازنويسي شد و در شورا مورد ارزيابي نهايي قرار گرفت. بعد از تصويب نهايي علي دادرس وارد مرحله بعدي شد و اين شورا 4 جلسه به طول انجاميد تا فيلمنامه تکميل شد.

حالا مرحله‌اي بود که فيلمنامه بايد به فرهنگ عربي و لبناني تبديل و با آن تطبيق داده مي‌شد که در اين مرحله من و هادي قبيسي اين کار را انجام داديم و البته حزب الله لبنان نيز نظارت داشت و يک ماه طول کشيد تا فيلمنامه آداپته شود. ما همزمان پيش توليد کار را آغاز کرديم و در اين مرحله بود که انتخاب بازيگر و بازبيني لوکيشن را هم انجام ‌داديم و در نهايت فيلمنامه نهايي را به نيروهاي مقاومت نشان داديم و نظراتشان در اجرا نيز اعمال شد.

يکي از دلايلي که فيلمنامه اوليه را بازنويسي کرديم اين بود که فيلمنامه اوليه که توسط جواد شمقدري و شهاب ملت‌خواه شکل گرفته بود، بيشتر مبتني بر مستند بود. ما سعي کرديم در بازنويسي فيلمنامه مستندات را به حداقل برسانيم و از تعدد بازيگران و شخصيت‌ها بکاهيم. سعي‌مان اين بود که بيشتر، فضاي کار را به شکلي دراماتيزه و نمايشي‌ به مخاطب ارائه دهيم.

در جان کلام بيشتر روي بحث مقاومت متمرکز شديم و از ابتدا دوست داشتيم کار با نام مقاومت باشد. اما اين اسم خيلي رو بود اما ماحصل قصه همان مقطع جنگ 33 روزه بود که مردم آن مقاومت انجام دادند و نيروي هاي اسرائيلي را عقب زدند.

شورجه در مورد بستر اصلي 33 روز مي گويد: به نظر من بستر اصلي کار مستند است، روستاي بيت‌الشط هم که مکاني مستند و واقعي است؛ اما برخي شخصيت‌ها مثل يوسف، محمد و يا همسرش تاليفي است. در مجموع، فضا و بستر فيلمنامه مستند و داستان هم واقعي است.

شورجه در مورد چگونگي ساخت فيلم مي گويد: «پيش توليد فيلم بيش از يک ماه طول کشيد و با توجه به اين که بيشتر عوامل جلوي دوربين و برخي از عوامل پشت دوربين از لبنان، سوريه و ديگر کشورهاي عرب زبان بودند، با کمک يک مجري طرح لبناني به نام آقاي علي بو زيد کار را پيش برديم در واقع هدف گيري فيلمنامه ساخت فيلمي از ايران و لبنان براي جهان عرب بود.

مدير توليدمان هم آقاي معدني بود؛ ضمن اينکه خود آقاي همايونفر پروژه را در ايران و لبنان پشتيباني مي کرد. فيلم در منطقه اي بين سور و سيدا؛ بيت ‌الشط که همجوار و مشرف با اسرائيل نيز بود، فيلمبرداري شد. فيلمبرداري نزديک دو ماه به طول انجاميد.

بيت الشط يک خيابان وسيع بود که با بلوک‌هاي سيماني يک به يک طراحي شد اما صحنه‌هاي انفجار را در مکاني ديگر گرفتيم و دقت در جزئيات، آسفالت خيابان‌ها، گل‌آرايي خانه‌ها و ... زمان بر بود چرا که در آن منطقه به اين موضوعات اهميت ‌داده مي شد. در اين مقطع زماني حميد قديريان به عنوان مشاور هنري به گروه اضافه شد و در چيدمان کار نقش بسزايي داشت.

فيلمبرداري طي 75 روز انجام شد. بخش عمده اي از کار ما با جنگ و تير و گلوله بود. تجهيز ما از طرف حزب الله و ارتش لبنان و با کمک آقاي علي بو زيد انجام شد. اکثر صحنه هاي انفجار واقعي بودند. در واقع دکتر امير رضا معتمدي اکثر اين صحنه‌ها را به گونه اي طراحي کردند تا هر چه بيشتر واقعي باشند.

به طور مثال در صحنه‌ هاي درگيري فرمانده، تمام جزئيات يک افکت که به ديوار بر‌خورد مي کرد طراحي شد؛ و دکتر امير رضا معتمدي همه اين‌ها را طراحي مي‌کرد و عمدتاً صحنه‌ها واقعي بودند که در اين ميان چند مصدوم هم داشتيم اما خوشبختانه به مردم شهر صدمه‌ و آسيبي وارد نشد اما بچه‌هاي صحنه، گريم و فيلمبرداري آسيب ديدند.»

شورجه در مورد انتخاب بازيگران مي گويد: «استاد منير و علي بوزيد در انتخاب بازيگران نقش اساسي داشتند. استاد منير از سرشناسان بازيگري لبنان است و مدرسه بازيگري در لبنان دارد، و همه هم او را قبول دارند و او هم اکثر بازيگرهاي عرب را مي شناسد. استاد منير به ديالوگ‌ها سر صحنه اشراف داشت و به زبان عربي و انگليسي نيز مسلط بود و به نوعي بازيگرداني ما را بر عهده داشت و در تحليل شخصيت و مشاورت کارگردان نيز فعال بود. با مشاوره ايشان شخصيت ها به بازيگرها تفهيم مي شد و آنها به همراه استاد منير روي شخصيت ها کار مي کردند و ساعت ها وقت مي گذاشتند. ديالوگ ها بايد به لهجه جنوب لبنان تبديل مي شد. آنجا هم مانند کشور ما لهجه جنوب با شمال متفاوت است. خيلي روي لهجه ها کار کرديم.

يکي از مشکلاتي که ما داشتيم در مورد خانم حنان ترک بود که قرار بود از مصر به ما ملحق شوند اما طبق شنيده‌ها ايشان ممنوع الخروج شدند و ما شنيديم که حتي مورد بازجويي نيز قرار گرفتند. در چند روز باقي مانده نسيرين طافش انتخاب شد و ايشان به قدري سر صحنه خوب کار کرد که با ساير همکاران زن خود توانست ارتباط بسيار خوبي برقرار کند.

چند بازيگر هم داشتيم که بايد در نقش اسرائيلي ها بازي مي کردند. به همين خاطر معلم آشنا به زبان عبري گرفتيم، چون صدابرداري همزمان بود، آنها بايد ديالوگ هايشان را به زبان عبري مي گفتند.

خوشبختانه بوميان منطقه با ما رابطه خوبي داشتند و به طور خودجوش به ما کمک مي‌کردند. به طور مثال در روستاي انصاريه به ياد دارم که خانم مسني هر روز با يک سبد پر از انجير و عناب سر صحنه مي‌آمد و به آشپز و دستيار کارگردان کمک مي‌کرد. او حتي در چند سکانس از فيلم بازي داشت. او هر روز صبح به کمک ما مي‌آمد و کمکش هم به صورت خودجوش بود.

مردم، مسئولين و شهردار انصاريه هم با ما همکاري داشتند و عليرغم اين که انفجار در 2 متري آنها رخ مي‌داد اما خوشبختانه هيچ‌کدام آسيب نديدند و البته آنها با مسئله انفجار کاملاً مانوس بودند.»

شورجه در مورد فيلمبرداري 33 روز مي گويد: «تورج منصوري(مدير فيلمبرداري) يکي از نيروهاي موثر در ساخت فيلم بود او در کنار شهاب اسماعيلي خيلي به من کمک کردند. تورج منصوري خيلي دلسوزانه در فيلم کار کرد و در کنار آن با ابزار آلات شهر هم کاملا آشنا بود. ما به جز يک پلان که محدوديت زماني داشتيم تمام فيلم را در شب فيلمبرداري کرديم. اکثر صحنه‌ها با دو يا سه دوربين فيلمبرداري شد و مشکل لابراتوار نداشتيم و اتفاقاً کل فيلم در همان‌جا تبديل به ديجيتال شد.

صحنه‌هاي انفجار هم با دو يا سه دوربين فيلمبرداري شد، که اين هم از جمله انعطاف‌ هاي تورج منصوري بود و در مونتاژ نهايي هم دست حسن ايوبي باز بود؛ تا حالت منعطف صحنه‌هاي اکشن را به خوبي نشان دهد و در کنار آن هم حيف بود که صحنه‌هايي که با زحمت فيلمبرداري مي‌شوند با يک دوربين لحظاتي از آنها ثبت نشود اما تورج منصوري مباحث زيبايي‌شناسي را در کار رعايت کرد و مديريت اين بخش را بر عهده داشت.

تيم فيلمبرداري بسيار عالي کار کرد. اما متاسفانه اين جنبه از فيلم در جشنواره فيلم فجر سال گذشته اصلاً ديده نشد که من بابت اين قضيه خيلي تاسف خوردم. حس مي‌کردم که جايزه اصلي فيلمبرداري به تورج منصوري مي رسد اما کج سليقگي و بي‌مهري داوران جشنواره باعث شد تا او حتي کانديدا هم نشود.»

تورج منصوري(مدير فيلمبرداري) درباره فيلمبرداري اثر مي گويد: «اين فيلم با بهترين امکاناتي که مي توانست در اختيار ما قرار بگيرد، ساخته شد. بخش عمده وسايل ما از لبنان تهيه شد، از مرکزي اجاره اي به نام گاما که متعلق به يکي از دوستانم است. فقط دوربين و مجموعه لنزهايمان را از ايران برديم.

33 روز فيلم عظيمي است. براي اينکه به اين فيلم شکوه و عظمت بدهيم، از امکانات خيلي وسيعي استفاده کرديم. به جز فضاهاي طبيعي فيلم، همه لوکيشن ها به صورت دکور ساخته شده اند. نوع برخورد من با فيلم کاملا با فيلمنامه همراه بود.»

منصوري درباره جلوه هاي بصري فيلم مي گويد: «در پرده دوم فيلم، يک هجوم جلوه هاي ويژه داريم و بقيه جلوه ها بين پرده هاي سوم، چهارم و پنجم تقسيم شده است. حدود سي دقيقه از زمان تقريبا صد دقيقه اي فيلم را جلوه هاي بصري در بر مي گيرد که بيشترشان با صحنه هاي فيلمبرداري شده ترکيب شده اند. مثل اصابت گلوله توپ يا موشک به نقطه اي و ... با يک اکيپ نسبتا بزرگ فيلم را کار کرديم و با دکتر معتمدي، طراح جلوه هاي بصري، هماهنگي خوبي داشتيم.»

عباس رستگارپور(صدابردار) درباره اين پروژه مي گويد: «من با آقاي شورجه از حوزه هنري از اوايل دهه 60 همکار بوديم، ولي فرصت همکاري پيش نيامده بود و 33 روز، اولين همکاري ام با ايشان است. در واقع تهيه کننده از من شناخت داشت و به آقاي شورجه پيشنهاد داد با من همکاري کند، که ايشان پذيرفتند. با توجه به سابقه طولاني آشنايي من و ايشان، نسبت به کار هم آشنايي داشتيم.

وقتي با زباني غير از زبان خودمان رو به رو هستيم. نوع ارتباطي که مي خواهيم با بازيگرها و گروه برقرار کنيم مشکل مي شود، اما اگر کار درست دربيايد، مي تواند تبديل به ويژگي کار شود. من قبلا تجربه چند کار در لبنان از جمله فيلم آقاي رافعي را داشتم، در اين کار مشکل چنداني نداشتم.

با آقاي شورجه خيلي راحت بوديم و ايشان به لحاظ کاري به من اعتماد داشتند و به عنوان يک صاحب نظر در رشته خودم به من نگاه مي کردند. ايشان کار را به دست ما سپرده بود و ما راحت بوديم و کار در نهايت به ايده آل هايمان نزديک شد.»

دکتر امير رضا معتمدي(طراح جلوه هاي ويژه فيلم) در مورد فعاليت هايش در فيلم مي گويد: «33 روز يک فيلم جنگي با جلوه هاي بصري از نوع محسوس و نامحسوس داراي بيش از 280 نما به طول زماني حدود 25 دقيقه؛ شامل انواع انفجارها و فضاسازي پايگاه نظامي و منطقه جنگي، تخريب ساختمان هاي شهري، افزودن آتش و دود در سطح منطقه، ساخت و پرداخت هواپيماي بدون سرنشين، نماي دوربين شناسايي، شليک راکت ها، کاتيوشا، آر پي جي، افکت هاي شليک بازخورد گلوله و انواع متنوعي از نماهاي نقاشي شده است.

ساخت اين فيلم جنگي در منطقه مسکوني شهري در جنوب لبنان انجام گرفت، و همکاري نزديک کارگردان، گروه توليد و فيلمبردار با بخش جلوه هاي بصري بسياري از محدوديت هاي موجود را براي ساخت نماهاي مورد نظر مرتفع و محصولي يکپارچه با بدنه تصويري فيلم ايجاد کرد.

هماهنگي ها و همفکري هاي عوامل رديف اول توليد پيش از فيلمبرداري يکي از رازهاي موفقيت اجراي مناسب جلوه هاي بصري در فيلم بود. استراتژي و طراحي توليد در بخش جلوه هاي بصري نيز موجب هماهنگي بيش از پيش بين بخش هاي جلوه هاي ويژه و جلوه هاي بصري اين فيلم بوده که نتيجه آن به خوبي در محصول نهايي قابل مشاهده است.»

شورجه در يادداشتي در جشنواره فيلم فجر درباره 33 روز نوشت:« 33 روز مقاومت و پايداري... 33 روز ايستادگي در مقابل حمله هاي وحشيانه هواپيماهايي که از شيشه پنجره ها، بمب هاي چند ده تني شان ديده مي شد که بر سر مسلمانان مناطق شيعه نشين و جاي جاي لبنان ريخته شد ...

33 روز مسيحي و مسلمان، ماروني و دروزي و سني و شيعه در کنار هم سرود ايستادگي و مقاومت خواندند و دست يکديگر را به ياري فشردند. 33 روز نيروهاي مقاومت اسلامي لبنان در کنار ارتش و مردم با سلحشوري و شجاعت و شهامت ارتش مجهز و قدرتمند رژيم صهيونيستي را فلج کردند و سرانجام با خفت و خواري آنها را مجبور به عقب نشيني و شکست کردند و وادار نمودند که تن به معاوضه دو تن از افسران دربند نيروهاي مقاومت با ده ها اسير بي گناه لبناني و فلسطيني بدهند و سرانجام وعده صادق سيد جنوب به ثمر نشست.

فيلم 33 روز حکايت مقاومت و پايداري ملتي مظلوم است که سالهاست کشورشان آماج تهديدها و حمله هاي گاه و بي گاه و آشکار و پنهان رژيم اشغالگر قدس قرار گرفته و مي گيرد.

سالهاست که مناديان حقوق بشر و سردمداران مبارزه با تروريسم چشم هاي خود را بر روي اين جنايت بسته اند و خود را به خواب زده اند اما در جنگ 33 روزه تابستان 2006، اين سيلي محکم مردم لبنان بود که خواب خوش خرگوشي را بر آنها حرام کرد و اين خود به خواب زدگان بيدار شدند و خود را در مسير رودخانه عظيم و پر خروش و بنيان کن بيداري اسلامي و مردمي در منطقه و جهان ديدند که اين وعده خداوند است.»   

مشخصات «33 روز»:

كارگردان: جمال شورجه، نويسنده فيلمنامه: علي دادرس، مدير توليد: مجيد معدني، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، تدوين: حسن ايوبي، طراح صحنه و لباس: بابك پناهي، آهنگساز: سعيد انصاري، صدابردار: عباس رستگارپور، صداگذار : حسين مهدوي، چهره پرداز: كامران خلج، جلوه هاي ويژه ميداني: محسن روزبهاني، جلوه هاي ويژه رايانه اي: دکتر امير رضا معتمدي

بازيگران: يوسف الخال، باسم مغذيه، پير راغر، كارمن لبوس، سفرين تافش، كنده علوش، تهيه كننده: مهدي همايون فر، محصول بنياد سينمايي فارابي، زمان: 90 دقيقه.

 

 

 

سه‌شنبه 13 دی 1390 - 11:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری