شنبه 25 آذر 1396 - 20:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان فارس

 

بصيرت عاشورايي

 

بصيرت در نظام تربيتي اسلامي جايگاه حساسي دارد، پيامبران الهي در جهت بالابردن سطح آگاهي و بصيرت انسان با بيان روشن و دلايل محکم مبعوث شدند. خداوند در قرآن کريم تربيت و تعليم، حکمت و کتاب را به عنوان سه برنامه اساسي انبيا معرفي نموده مي فرمايد: لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزکيهم و يعلمهم الکتاب و الحکمه.

اگر انسان اهل معرفت و بصيرت باشد، قادر به درک حقايق عالم و ديدن چهره واقعي پديده ها و مظاهر حيات است، هرگونه کار خير و صلاح، رشد و رفاه، عبادت و ... متوقف بر معرفت است و با بصيرت ارزش پيدا مي کند وتمام انحرافات، کج روي ها و سقوط ها هم به دليل عدم بصيرت است، قرآن همه آلودگي ها، فسادها، ظلم ها، حق کشي و تجاوزها و ... را معلول عدم بصيرت و درک واقعيتها از عالم هستي مي داند و مي فرمايد: لهم قلوب لايفقهون بما و لهم اذان لايسمعون بما و لهم اعين لايبصرون بما اولائک کالانعام بل هم اضل. اولائک هم الغالبون.

شناخت روشن از دين، تکليف، پيشوا، حجت خدا، تشخيص راه صواب از ناصواب و تميز حق از باطل بصيرت نام دارد. بصيرت و روشن بيني، از صفات شايسته اي است که يک مسلمان در زندگي فردي و اجتماعي خود بايد از آن برخوردار باشد.

بصيرت از نظر اهل عرفان، عقلي است که با نور قدسي منور شده و با هدايت الهي روشن گرديده باشد، لذا دچار خطا و اشتباه نمي شود و همواره حقيقت را پيدا و نمايان ديده و باطل را نابود و زايل شونده مي بيند و هيچگاه دچار حيرت نشده ، شک و ترديد در ساحت آن راه نمي يابد. در آموزه هاي عرفاني براي بصيرت درجات و مراتب متعدد بيان شده  ولي گفته شده بصيرت کامل آن است که چشمه معرفت را چون زمزم زلال در دل آدمي جاري و روان ساخته و شکوفه فراست را در سرزمين جان او مي روياند.

در قرآن کريم و سنت پيامبر و اهل بيت آيات و روايات زيادي درباره ارزش تفکر و بصيرت وجود دارد امام علي مي فرمايد: من کثرت فکرته حسن عاقبته و الفکر مراه صافيه و الفکر ينيراللب و الفکر جلاء العقول ( هرکس که انديشه اش زياد باشد سرانجام راه به نيکي دريابد، [زيرا] انديشيدن آينه بي غبار است که خرد آدمي را روشن مي کند و جلادهنده عقل هاست.) امام رضا (ع) مي فرمايد (ليست العباده کثره الصلوه و الصوم، انما العباده التفکر في امر الله... عبادت به زيادي نماز و روزه نيست، عبادت واقعي تفکر در کار خداوند متعال و اسرار جهان آفرينش است). اولم يتفکروا في انفسهم ما خلاق الله السموات و الارض و ما بينها الا بالحق و اجل مسمي...؛ آيا آنان با خود نينديشيدند که خداوند، آسمان ها و زمين و آنچه را که ميان آن دو است به جز حق و براي زمان معيني نيافريد... ( و في الارض آيات للموقنين و في انفسکم افلا تبصرون، در زمين نشانه هايي براي جويندگان يقين است و در وجود خودش ( نيز نشانه هايي است ) آيا نمي بينيد).

بصيرت عاشورايي

از ويژگي هاي نهضت عاشورا بصيرت و آگاهي است که باعث قاطعيت امام و رهبري عاشورا در تصميم گيري ها شده است. امام حسين با بصيرت کامل نسبت به فرجام قضيه عاشورا و شناخت دقيق و همه جانبه اوضاع و شرايط اجتماعي اين نهضت جاويدان را رهبري مي نمايد. بصيرت در عاشورا دوجانبه بود، هم رهبري نهضت از بصيرت لازم برخوردار بود، مي ديد و مي دانست آن چه را ديگران نمي ديدند و هم ياران امام حسين آگاهي و بصيرتشان نسبت به امام خود در حد مطلوب بود، به همين دلايل است که وقتي در سخت ترين شرايط نهضت قرار مي گيرند نه تنها سست نمي شوند حتي يک نفر هم از همراهان و ياران امام به دشمن پناهنده نمي شود. در صورتي که تعداد ي از لشکر دشمن به امام حسين و عاشوراييان مي پيوندد. براي نمونه مي شود به حر فرمانده سپاه هزارنفري ابن زياد که راه را بر امام حسن مي بندد و لي در ادامه برخوردها به جبهه حق مي پيوندد، اشاره کرد. شهيد مطهري مي گويد: ( انقلاب امام حسين در درجه اول بايد بدانيم که انقلاب آگاهانه است هم از ناحيه خودش و هم از ناحيه اهل بيت و يارانش) اين بصيرت و روشن بيني است که رهبرعاشورا و ياران او را براي تحمل همه سختي ها و آلام روحي آماده کرده بود. نه تنها با رضايت خاطر اين همه مصيبت را مي پذيرفتند بلکه براي آن ها زيبا و لذت بخش هم بود و اين ارزش بصيرت و آگاهي است که مبناي تربيت اسلامي قرار گرفته است. شهيد مطهري معتقد است : يکي از چيزهايي که به نهضت حسين بن علي ارزش زياد مي دهد روشن بيني است . روشن بيني يعني چه؟ يعني حسين در آن روز چيزهايي در خشت خام مي ديد که ديگران در آينه هم نمي ديدند. ما امروز نشسته ايم و اوضاع آن زمان را تشريح مي کنيم ولي مردمي که در آن زمان بودند، آن چنان که حسين بن علي مي فهميد نمي فهميدند). وفاداري و شجاعتي که ياران امام حسين در عاشورا از خود نشان دادند براساس بصيرت بود. امام سجاد در توصيف علمدار شجاع عاشورا حضرت ابالفضل، اورا بصير معرفي مي کند و رفتار او را در نهضت عاشورا و اطاعات از امام خود بر اساس بصيرت و آگاهانه ارزيابي نموده مي فرمايد: ( کان عمنا العباس بن علي نافذ البصيره صلب الايمان)

بعضي از ياران امام حسين در شب عاشورا هم به بصيرت و روشن بيني خود اشاره کرده و اعلان مي دارند که اين تصميم و اقدامات بر اساس شناخت و آگاهي و بصيرت است و چون مبناي قوي عقلاني دارد و ايماني است که بر پايه تعقل شکل گرفته در بحراني ترين شرايط مقاومت خواهيم کرد و متزلزل شدن ما به بعلت بصيرت و خردورزي است نه احساسات سطحي و زودگذر. هلال بن نافع شب عاشورا پس از سخنان امام حسين برخاست و ضمن اعلام وفاداري گفت: (فانا علي نياتنا و بصائرنا ما بر همان بصيرت و انگيزه مان هستيم.)

ياران امام حسين (ع) وقتي که دربرابر نيروهاي فريب خورده دشمن قرار مي گيرفتند آنها را به بصيرت و آگاهي دعوت مي نمودند و بصيرت را از افتخارات خود مي دانستند. برير از ياران وفادار امام حسين وقتي که با نيروهاي دشمن روبرو مي شود، در ضمن سخنان خود مي گويد: ( الحمدلله الذي زادني فيکم البصيره. سپاس خدايي را که بصيرت و شناخت مرا درباره شما افزون ساخت) شناخت دقيق دشمن و مبارزه آگاهانه با عناصر گمراه و آلوده مايه افتخار است . ياران امام از اين که دشمن شناسي خوبي دارند و به خبث روح و بيماري غيرقابل علاج رواني دشمن که نتيجه تربيت فاسد بني اميه بود پي برده اند و براي از بين بردن موانع رشد و بصيرت جامعه تلاش مي کنند ابراز خوشحالي نموده و سپاس گذار اين روشن بيني هستند.

 

نويسنده : حجت الاسلام شکرالله دانش

معاون فرهنگي پژوهشي اداره کل تبليغات فارس

 

دوشنبه 12 دی 1390 - 9:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری