پنجشنبه 8 تير 1396 - 18:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

رودي از پرنده زير گنبد کبود

 

نگاهي به کتاب«باران بر گورهاي کهنه اريب مي بارد» سروده حبيب الله بخشوده

 

کتاب«باران بر گورهاي کهنه اريب مي بارد»مجموعه اي از شعرهاي نيمايي شاعر معاصر ايلامي، حبيب الله بخشوده است که اخيراً از سوي انتشارات سوره مهر حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي چاپ و منتشر شده است.

کتاب حاضر از 42 قطعه شعر در سه قالب کوتاه، سپيد و نيمايي تشکيل شده که 9 قطعه شعر بخش ابتدايي کتاب با موضوع و عنوان«زمستان»(به صورت شماره گذاري) نامگذاري شده و در ادامه، 20 قطعه شعر با مضامين اجتماعي ارائه شده و پايان بخش کتاب هم 9 قطعه کوتاه در قالب«طرح» است.

در نگاه اول، مضمون اصلي اشعار عناصر چندگانه طبيعت است. شاعر در اغلب شعرهاي کتاب به سراغ موضوع طبيعت رفته و از عناصري چون زمستان، کوه، دشت، تپه، ماهي ها، دريا، کلاغ ها، به برگ ها، اسب ها، کوه و پلنگ، مزارع سرسبز گفته است.

در ميان عناصر ياد شده، زمستان با همه ويژگي هايش بيشترين توجه شاعر را به خود جلب کرده است:«با برف بود/ يا برف بود/ پيچيده بر دريغ سرانگشتم؟/ خرگوش ها آمده اند که خوابم را بپرانند تا حوالي دره ها/ دره ها خوابيده اند که از ايستادن يخ نزنند/ و زمستان«ها» مي کند دست هايش را/ رديف اين درخت ها را بگير/ يک راست تا غاري که پيچيده در سينه کوه/ آنجا/ حرف /حرف حرف آتش است و/ مردان رقصان دور آن/ که از کتيبه هاي دور بيرون پريده اند. (ص 9)

برداشت اوليه مخاطب از زمستان معمولا انجماد و ايستاديي است، اما در تصاويري که شاعر از اين فصل در شعرهايش ارائه مي دهد، اغلب به نوعي جنبش و پويايي براي عبور از اين فصل سرد و يخبندان ختم مي شود. تعابيري مانند آمدن خرگوش ها براي پراندن خواب ها که زمستان معمولا به همين خواب هاي طولاني هم معروف است. يا اين که خود زمستان دست هايش را«ها» مي کند تا يخ نزند. همچنين تعبير زيبايي که شاعر از مردان بيرون پريده از کتيبه هاي دور به کار مي برد که رقصان دور آتش حلقه مي زنند، همگي نشان از جنبش و پوياي براي عبور از فصل يخبندان زمستان است که مي رود تا به فصل شکوفه ها و طراوت بهار متصل شود.

درونمايه اين شعرها اغلب تنهايي انسان معاصر را به رخ مي کشد که به رغم هياهو و شلوغي پيرامونش، همچنان در لاک تنهايي خود فرو رفته است. براي بيان اين تنهايي و دوري، شاعر به عناصر الهام بخش طبيعت در اين زمينه مانند زمستان پناه برده است.«در حرف من پرنده اگر باشد/ جز بر سفيدي هاي جنگل/ جايي نمي نشيند/ که شما خرده بگيريد/ و بگوييد:«ما از اول مي دانستيم که اين اهل زمستان نيست مي دانستيم مي خواهد برف ها را لاي حرف هايش آب کند و بعداً در مدح شکوفه و بهار هي شعر بگويد و در روزنامه هاي مثل هميشه چاپ کند»/ در حرف من/ پرنده اگر باشد/ سفيدي پس از زرد نمي آيد/ سفيد پس سياه مي آيد/ و شما/ قبل از هر چيز گم مي شويد پشت دندان هايتان.» ( ص 20 و 21)

لحن انتخابي شاعر براي بيان گزاره هاي شاعرانه اي که در شعرهايش آورده است، آثار او را در رديف اشعار مورد علاقه مخاطبان امروزي شعر قرار داده است، چرا که در اين وضعيت، مخاطب احساس نزديکي بيشتري با شعرهاي کتاب مي کند و به عبارت ديگر، فاصله بين مخاطب و متن تا حد زيادي کم شده و در برخي از شعرهاي کتاب، شاعر به صورت مستقيم خواننده آثارش را مورد خطاب قرار مي دهد و اين مسئله باعث ارتباط تنگاتنگ مخاطب و متن مي شود. اين در حالي است که نزديک شدن به مخاطب، از مولفه هاي اصلي شعر گفتاري محسوب مي شود و همين رويکرد در مجموعه اخير به روشني نمايان است.

شاعر با استفاده از گزاره هاي انشايي، لحن نامه نگارانه و با افعالي به زبان حال به اين هدف نزديک شده است.

در شعر«از برگ ها و اسب ها» اين رويکرد با وضوح بيشتري ديده مي شد:«بساط قهوه را بچين/ هر چه باشد تو آخرين ته نشين اين فنجاني که مي تواني بخار مرا ببيني/ ببيني که با در کدام سمت اتاق مرا را ادامه مي دهد و آينه ها را از سنگ دست هايم مي پيچيد/ که خود را لاي تمام پيراهن ها گم کند/ خانه که گفت و گوي ما نفس راحتي بکشد/ هر چيزي جاي مناسبيش قرار مي گيرد/ اسب ها به قاب ها بر مي گردند/ برگ ها به درخت ها مي چسبند/ شيشه ها در پنجره ها مي نشينند/ و من مصراعي مي شوم روي نيش خودنويسم که مرکب ندارد.» ( ص 23 )

مجموعه اخير حبيب الله بخشوده در ميان منتقدان ادبي هم نظريات مختلفي را بر انگيخته است.

به اعتقاد برخي از اين منتقدان، اگر چه شاعر، شعرش را در تابش زبانِ گفتار به نمايش مي‌گذارد، اما چون مي‌داند استفاده از اين زبان، راه رفتن بر لب تيغ ا‌ست، با استفاده خاص ازکلمات و ايجاد لايه‌هاي زيرين، تصاويري خلق مي کند که تا زبان گفتار به دام ساده نويسي‌هاي سطحي در نغلتد.

همين چينش، که موجد فضايي پاردوکسيکال است با ديگرگونه کردن جنم موجودات، انگاره‌ي زيبايي را به وجود مي‌آورد.

باور ديگري درباره شعرهاي کتاب باران بر گورهاي کهنه اريب مي بارد، اين است که استفاده از موسيقي داخلي و معنوي کلمات و حروف و اصوات در سروده هاي اين کتاب قابل تامل است. به عنوان مثال: باد - ياد، نام - نامه، با - يا، ختمي – خاتمه، نمونه هايي از انواع اجناس هستند که به شکل کاملا طبيعي و به دور از تصنع و تکلف، براي ايجاد موسيقي در اين شعرها به کار رفته اند.

طرح هاي بخش پاياني کتاب هم در تلاش براي همسويي با بقيه شعرهاي کتاب، از نوعي تلاش براي برخورداري از طراوت و تازگي بهره مي برند که همين رويکرد شاعر باعث شده برخي از اين طرح ها از احساس برانگيزي و همچنين مانايي بيشتري برخوردار باشند. مانند طرح اول که نگاه عميق و تاثيرگذاري دارد:« آسمان بي پرنده مانده است/ پيش از اين/ زير گنبد کبود/ رودي از پرنده بود.» ( ص 51)

چاپ اول کتاب«باران بر گورهاي کهنه اريب مي‌بارد» که از توليدات مرکز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري است، امسال(1390) توسط انتشارات سوره مهر در 58 صفحه، قطع رقعي و تيراژ 2500 نسخه منتشر شده است.

 

 

 

چهارشنبه 7 دی 1390 - 10:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری