چهارشنبه 26 مهر 1396 - 3:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

اميد زماني

 

خوشحالم پايم در بغداد جا ماند

 

گزارش رونمايي کتاب «پايي که جا ماند»

  

مراسم رونمايي از کتاب «پايي که جا ماند» با حضور حجت الاسلام و المسلمين دکتر سيدمهدي خاموشي رييس سازمان تبليغات اسلامي، محسن مومني رييس حوزه هنري، مرتضي سرهنگي مدير مرکز مطالعات فرهنگ و ادب پايداري حوزه هنري، ستار هدايت خواه مخبر کمسيون فرهنگي و نماينده مردم ياسوج در مجلس شوراي اسلامي، حسيني و بزرگواري دو تن ديگر از نمايندگان مردم استان کهکليويه و بوير احمد در مجلس شوراي اسلامي، حجت الاسلام و المسلمين‌ علي شيرازي نماينده ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه، سردار شهابي فر؛ فرمانده سپاه ياسوج و ... در سالن مهر حوزه هنري برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي: در ابتداي اين مراسم که با مجري‌گري سعيد بيابانکي همراه بود، دکترسيدمهدي خاموشي؛ رييس سازمان تبليغات اسلامي در ابتداي سخنان خود با روايت قسمتي از خاطرات خود در عمليات خيبر گفت: ديدم که معاون گردانمان زير باران نشسته و مي‌گريد. از او پرسيدم که چرا اينگونه مي‌گريد و او گفت براي مادرم و سه خواهرم گريه مي‌کنم که در خانه تنها هستند چراکه پدرم مجروح شده و 2 داماد و برادرم هم شهيد شده‌اند.

وي ادامه داد: به او گفتم شما در روز قيامت سربلنديد. امثال اين افراد در جبهه‌هاي جنگ زياد بودند که خالصانه و صادقانه وارد اين عرصه شدند و با هر آنچه داشتند به دفاع پرداختند. روز قيامت را خيلي ها دورمي بينند ولي ما آن را نزديک مي بينيم. رزمندگاني همچون سيد ناصر روز قيامت را ديدند و صادقانه وارد عرصه جهاد شدند و صادقانه دفاع کردند و از حريم ولايت جانانه دفاع کردند.

وي اظهار داشت: چند سال پيش در سفري به استان کهکيلويه و بوير احمدبا آقاي حسيني پور برخورد کردم و ايشان برخي از خاطراتشان را برايم نقل کردند. انصافا که خاطرات جذابي بود و در برگشت به تهران پيشنهاد انتشار خاطرات سيد ناصر را به آقاي سرهنگي دادم که الحمدالله با تلاش‌هاي خودشان و آقاي سرهنگي اين اتقاق افتاد و اين خاطرات به زيور طبع آراسته گرديد.

دکتر خاموشي در ادامه خواستار پاي کار آمدن همه مردم و نهادهاي فرهنگي در ترويج و توزيع اين کتاب شد و اضافه کرد: بايد همه مردم اين کتاب را بگيرند و بخوانند و به فرزندانشان نيز توصيه کنند که اين کتاب را بخوانند.

رييس سازمان تبليغات اسلامي در ادامه با اشاره به فضايي که رواي اين کتاب در آن تربيت يافته، اظهار داشت: من فکر مي‌کنم زحمات و تلاش‌هايي که والدين ايشان کشيده اند خيلي تاثير گذار بوده است. دفاع از دين و ولايت در خانواده حسيني پور ريشه عميقي دارد. پيام تربيتي که اين کتاب دارد بسيار رساست و آن اينکه انسان‌ها بايد در يک نهاد تربيتي متقن بار بيايند.

وي در ادامه به بحث تربيت ديني سيدناصر اشاره کرد و بيان داشت: روايت است که اگر بچه ها مسجدي باشند شما شهادت به ايمانشان دهيد. کساني مثل سيد ناصر بيت الله را مامن خود قرار دادند و در آنجا زندگي معنوي خود را انجام دادند.

حجت الاسلام خاموشي گفت: جاي جاي اين کتاب به ما مي‌آموزد که چطور فرزندانمان را تربيت کنيم که اين چنين در دفاع از ارزش‌ها استوار باشند و اگر چنين تربيتي داشته باشند، ديگر مهم نيست در کدام جغرافياي جهان قرار دارند. خداوند به مولف اثر اين نعمت را عطا کرده که قلمي روان و تاثيرگذار داشته باشد.

رييس سازمان تبلبغات در ادامه سخنان خود افزود: من ابتدا مي‌خواستم رونمايي اين کتاب با فاصله بيشتري از «نورالدين پسر ايران» باشد تا تحت تاثير هم قرار نگيرند، ولي بعداً با خودم گفتم اين کتاب‌ها خودشان راهشان و مخاطبشان را مي‌يابند.

اين مسئول فرهنگي کشور با تاکيد بر اينکه، کتاب به ما نشان مي‌دهد که آنچه ما امروز داريم چگونه به دستمان رسيده است، تصريح کرد: در اين کتاب راوي پسر 16 ساله‌اي است که پايش قطع و اسير عراقي ها مي‌شود.او مي خواهد با نگارش اين کتاب به ما يادآور شود که اگر امروز ما به اينجا رسيده‌ايم به خاطر رشادت‌ها و از خودگذشتگي‌هاي رزمندگان در جنگ بوده است.

وي افزود: آن بچه‌ها مظلومانه جان دادند و تسليم نشدند تا از حق دفاع کنند و تمام صحنه‌هاي کتاب نشان مي دهد که همه ظلم در برابر همه مظلوميت ايستاده بود و خدا با بچه‌هاي ما بود.

خاموشي ضمن تبريک به مولف کتاب براي اين کتاب و روزهاي مقاومتش در جبهه و اسارت گفت: شايد آقاي حسيني پور احساس کند که با انتشار اين کتاب رسالتشان تمام شده است ولي اينگونه نيست و من اميدوارم که ايشان تا پايان حيات دنيايي شان از حريم ولايت دفاع کنند و با بيان خاطرات شان نسل جوان را با ارزشهاي دفاع مقدس و ولايت پذيري آشنا سازند.

وي در پايان سخنان خود با تاکيد بر اينکه امروز مطالبه براي ترجمه آثار مکتوب از دفاع مقدس ما در کشورهاي ديگر وجود دارد اظهار داشت: آثاري که منتشر شده‌اند خوشبختانه الان به حدي رسيده است که بايد به زبان‌هاي ديگر ترجمه و توزيع شود و ما بايد به اين خواسته پاسخ دهيم تا تاثير اين حوزه افزون گردد.

در ادامه ستار هدايت‌خواه؛ مخبر کمسيون فرهنگي و نماينده مردم ياسوج در مجلس شوراي اسلامي گفت: آنچه در اين کتاب اتفاق افتاده بيانگر روح بلند و شخصيت الهي سيدناصر حسيني پور و همرزمانش است. بيانگر روح معنوي و ولايي خانواده ايشان نيز هست. چرا که پدر و برادران ايشان همگي در جبهه‌ها بودند و در بر عليه دشمن مبارزه مي‌کردند.

وي افزود: اما مهم‌تر از تاثير خانوادگي، تاثيري بود که جوانان آن روزگار از ولايت گرفته بودند. چرا که جز در سايه ولايتمداري کسي نمي‌تواند اينگونه مقاومت کند. اينکه در آن زندان‌ها و زير آن شکنجه‌ها يک جوان 16 ساله مي‌تواند تاب بياورد دليلش اين است که در سايه ولايت قرار گرفته بود.

هدايت‌خواه گفت: در دنيا سابقه ندارد که يک جوان 24 ساله فرمانده لشکر باشد و در مقابل ژنرال‌هاي کارکشته عراقي و هم پيمانانش جانانه بايستد و مقاومت کند. اين نشان دهنده روحيه ولايت‌پذيري رزمندگان ما بوده است.

مخبر کمسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه امروز وجود افرادي چون سيدناصر حسيني‌پور حجتي براي نسل ماست، تاکيد کرد: اگر نسل امروز در مسير رشد و تعالي قرار نگيرد و مسئوليت‌هاي خود را درست انجام ندهد و دچار کاستي‌ها و اشتباهات شود، خداوند روز قيامت، امثال حسيني‌پور را پيش روي آنها قرار مي‌دهد که آنها چه شرايط سختي را تحمل کرده‌ و متعالي شده‌اند. ما بايد جوانان امروز را با الگوهايي چون مولف اين کتاب آشنا کنيم تا در برابر هجمه‌هاي دشمن مصون شوند.

وي در ادامه با تشکر از فعاليت‌هاي انتشارات سوره مهر و حوزه هنري در انتشار کتاب‌هاي حوزه دفاع مقدس اظهار داشت: انصافا سوره‌مهر و حوزه‌هنري مسئوليت خود را در اين زمينه به خوبي انجام داده‌اند و انتظار مي‌رود ديگر متوليان فرهنگي نيز به اين موضوع توجه ويژه داشته باشند. محصولات انتشارات سوره مهر توانسته رکوردهاي بالايي را در کشور و حتي منطقه بزند و اين براي ما يک الگو است.

نماينده مردم ياسوج افزود: به هر حال چاپ‌هاي متعدد اين کتاب‌ها نشان دهنده اين است که سخن خالصانه لاجرم بر دل‌ها مي‌نشيند و به عنوان يک شهروند ياسوجي از همه کساني که در انتشار اين کتاب زحمت کشيده‌اند صميمانه تشکر مي‌کنم.

همچنين حسن بهشتي‌پور؛ مدير سابق شبکه العالم و يکي از هم‌رزمان سيدناصر حسيني‌پور در اين مراسم گفت: در دوران اسارت تصور مي‌کردم که اسارت بدترين دوران است، اما تازه به اين نتيجه رسيدم که بهترين دوران زندگي خود را در دوران اسارت داشتم و فهميدم که بهترين موقعيت‌ها را در همان دوران داشتم.

وي ادامه داد: اين باعث افتخار من است که سيدناصر در اين کتاب از من اسم برده است. با خواندن اين کتاب به دوره‌اي قدم گذاشتم که هنوز هم برايم شکوهمند است. من يک سال آخر اسارت را با سيدناصر حسيني‌پور هم اردوگاه بودم و به نظرم اخلاص مهم‌ترين ويژگي وي و اثرش است. اخلاص او در مرحله اول به دليل سختي‌هاي جبهه و جنگ بود و بعدها با سختي‌هاي دوران اسارت به تکامل رسيد. او مانند عقابي تيزبين و زينب‌وار مسايلي که بر اسرا گذشت، روايت کرده است.

اين رزمنده با بيان اينکه شهادت مي‌دهم آنچه در اين کتاب روايت شده عين واقعيت است، گفت: اين مطالب به زباني ساده و روان نوشته شده و اين هم نتيجه همان اخلاص است. برخي فرازهاي آن برايم از اين لحاظ که او چطور اين همه جزئيات را به خاطر سپرده است، باورنکردني بود. اگر خدا نعمت داشتن يک پا را از او گرفته به جايش به او حافظه خوبي داده که توانسته جز به جز اتفاقات آن روزها را روايت کند.

بهشتي‌پور افزود: من خواندن اين کتاب را به دختر 14 ساله‌ام توصيه کردم نه براي اينکه شرايطي که خودم در اسارت داشته‌ام را بفهمد، بلکه براي اينکه فرهنگ اسارت، آزادگي و ايثار در اين کتاب به خوبي تصوير شده است. اسارت خيلي تلخ است ولي در اين کتاب به زيبايي تصوير شده و اگر مي‌خواهيم مبارزه در راه آرمان‌ها را به جوانان نسل امروز ياد بدهيم مي‌توانيم به آنها بگوييم اين کتاب را بخوانند.

مدير سابق شبکه العالم عنوان کرد: اگر جوانان مي‌خواهند جوهر انديشه اسارت و آزادگي را دريابند اين کتاب را بخوانند. اين کتاب مانند فيلم نيست که هيجان مقطعي ايجاد کند بلکه جزئيات آن روزها را به خوبي نشان مي‌دهد.

اين آزاده بيان کرد: در سختي انسان ساخته و پرداخته مي‌شود و با شعار هم نمي‌شود درس داد بلکه بايد با عمل‌مان نشان دهيم چه اعتقاداتي داريم؛ اتفاقي که در «پايي که جا ماند» به خوبي ديده مي‌شود.

بهشتي‌پور در پايان افزود: من به سهم خودم از سوره‌مهر و حوزه‌هنري تشکر مي‌کنم. وظيفه ماست که فرهنگ اسارت که جزيي از فرهنگ‌مان است را به مردم معرفي کنيم. لذا وظيفه صدا و سيما است که براي اين کتاب جلسه نقد و بررسي بگذارد، چرا که نسل جوان به اين الگوهاي عملي نياز دارد.

مرتضي سرهنگي؛ مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري گفت: يک روز وقتي به دفتر کارم رسيدم، نگاهم به ميز افتاد که دو جزوه قطور روي آن گذاشته شده بود، اول ناراحت شدم که در شلوغي کارها، اين ديگر چيست؟ بعد از دقايقي آن را ورق زدم و رسيدم به تقديميه کتاب، همانجا ماندم و تا چند روز جلوتر نرفتم.

وي ادامه داد: وقتي ديدم اين کتاب به کسي تقديم شده که شکنجه‌گر اين آزاده بوده است، اولين چيزي که به ذهنم رسيد اين بود اين شخص براي اسارتش و به تبع آن براي جنگيدنش معناي عالي قائل بوده است. تا مدت‌ها من و اين متن مانده بوديم و به هم نگاه مي‌کرديم تا اينکه خواندن آن را شروع کردم و يک ماه طول کشيد.

مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري با اشاره به اينکه اين دومين متن يادداشت‌هاي روزانه از دوران اسارت است که در ايران منتشر شده است، بيان کرد: از آنجا که قلم و کاغذ در اردوگاه‌هاي عراق جزو اشياي ممنوعه بوده و اگر هم پيدا مي‌شد، براي نوشتن دعا بود، کمتر اثري در قالب يادداشت‌هاي روزانه از دوران اسارت به ما رسيده است.

سرهنگي افزود: ولي آن پسر 16 ساله که پايش هم قطع شده بوده در جزيره‌اي که گرمايش جگر انسان را مي‌پزد از 24 ساعتي که بر او در آن منطقه گذشته است چنان تصويري ارائه مي‌کند که بسيار شگرف است.

وي «ديوارهاي بغداد» يادداشت‌هاي روزانه يک اسير ايراني از خطه شمال کشور را که اين روزها دندان‌پزشک شده است دومين کتاب در اين ژانر دانسته و تشريح کرد: شايد ديگراني هم مطالبي از اين دست نوشته باشند و ما بي‌خبر باشيم. مهم اين است که اين افراد از خودشان گذشته و به فکر امروز ما بودند و به همين دليل مطالبي را جزء به جزء نوشته‌اند تا ما بدانيم آن روزها در آن اردوگاه‌ها بر سر اسراي ايراني چه آمده است.

وي اضافه کرد: در دوران قاجار و پهلوي اول يادداشت روزانه ويژه رجال بود اما جنگ عرصه‌اي را باز کرد تا توده مردم هم خاطرات و يادداشت‌هايشان را بنويسند. آنچه سيدناصر حسيني‌پور انجام داد نشان از تيزهوشي و بلوغ اوست و از آنجا که فاصله اتفاق تا نگارش آن کم بوده است هم منحصر به فرد است و هم اينکه جزئيات را در خود دارد.

اين نويسنده با بيان اينکه اسيري که مي‌خواهد يادداشت‌هاي روزانه خود را بنويسد بايد بر يک سري شرايط غلبه کند، اظهار داشت: اسارتگاه جايي است که هيچ چيزش باب ميل اسير نيست. يک اسير بايد اولا خودش را با شرايطي که براي غلبه بر او تدارک ديده شده، سازگار کند و بعد هم بايد بر آن غلبه کند. ما در جنگ و اسارت ديديم که ايرانيان و فرهنگ آنها بر عراقي‌ها غلبه کرد و ما اسيراني داشتيم که بر افسران عراقي تاثيرهاي عميقي گذاشتند.

سرهنگي در پايان گفت: آرزو مي‌کنم کتاب‌هاي بيشتري درباره اين موضوع داشته باشيم و بتوانيم در ترويج اين کتاب موثر باشيم.

در پايان مراسم سيدناصر حسيني‌پور؛ رواي و نويسنده کتاب «پايي که جا ماند» ترجيح داد سخنان خود را با سلام به همه شهدا آغاز کند. وي در اين باره گفت: من سلام خودم و شما را به کساني تقديم مي‌کنم که منتظر مرگ نماندند، آنهايي که خودفروشي و گران‌فروشي نکردند و ميزانشان درستي بود نه درشتي. آنهايي که نه کار سياسي کردند و نه سياسي‌کاري. تکليف وظيفه‌شان بود و و حقيقت را دنبال مي‌کردند.

وي در ادامه افزود: از مقامات فرهنگي و سياسي و نظامي که در اين مراسم حضور يافته‌اند تشکر مي‌کنم به ويژه از دوستانم در حوزه هنري استان و همچنين آقاي پارسيان نژاد و سرهنگي و بهبودي که کم و کاستي‌هاي کارم را برطرف کردند و آقاي سرهنگي که حتي نامش را در تشکر مقدمه کتاب قلم گرفت. از يوسف مرادي که نام کتاب را انتخاب کرد هم تشکر مي‌کنم.

روايي کتاب «پايي که جا ماند» اظهار داشت: وقتي که پاي من به چند رگ و پي وصل بود و جنازه همرزمان شهيدم هم در جاده خندق بر زمين افتاده بود من صحنه‌اي را ديدم که عراقي‌ها پرچم‌هايشان را بر سر هر خاکريزي مي‌زدند و در نزديکي من اصرار داشتند پايه پرچم را در شکم شهيد «ج.خ» - که نامش را هيچ‌جا نگفتم تا مادرش نفهمد بر جنازه پسرش چه گذشته است- فرو برند و آنقدر اين پايه را بر شکم او فرو بردند تا در نهايت موفق شدند. اين است حکايت بچه‌هايي که مظلومانه حماسه بزرگ جاده خندق را رقم زدند و اين کتاب آنهاست. اين کتاب آن شهيدي است که وقتي با يک مشت بر پوتين افسر عراقي زد او انقدر با تفنگ بر سرش کوبيد تا شهيد شد.

وي در بخش ديگر صحبت‌هايش به ذکر خاطراتي از هم‌بندانش در اسارت پرداخته و گفت: وقتي پاي من گلوله خورده بود به دليل آنکه به آن رسيدگي نشده بود تمام پايم کرم زده بود و گاه اين کرم‌ها به بيني و گوش‌هايم هم مي‌رفتند و آن روزها يکي از هم‌بندانم تنها کسي بود که مي‌توانست به من نزديک شود و اين کرم‌ها را جدا کند.

اين آزاده افزود: اين کتاب حکايت فرمانده ما، جان محمد است که عراقي‌ها با يک گالن بنزين جنازه او را آتش زدند. من يک شبانه روز با پاي قطع شده و دست‌هاي بسته شده در کنار جنازه او بودم. اين کتاب حکايت خيلي از افرادي است که بايد نام آنها اينجا آورده شود چرا که صاحب اين مراسم هم آنها هستند. افرادي چون علي خضر، امرالله جوادي، محمد حسين حق‌جو، اکبر آخش، خليلي شاد و ...

مولف «پايي که جا ماند» ‌اشاره کرد: بچه‌هاي ما خاص بودند و در آن سو هم دشمن ما خاص بود. افسراني که ايراني را حشراتي موذي مي‌خواندند که بايد با حشره‌کش از دنيا محو شوند. آنهايي که بدترين توهين‌ها و شکنجه‌ها را به بچه‌هاي ما تحميل مي‌کردند و رزمندگان ما با مظلوميت در برابر آنها ايستادگي کردند.آنها همه محاسبات دنياي غرب را بهم زدند.

وي در پايان گفت: استراتژي ما در جنگ با عراق استراتژي تن در برابر تانک بود که به تاسي از فرهنگ عاشورا آن را اجرا کرديم. پاي من اگر در بغداد پايتخت عراق جا ماند خوشحالم که قبر آن در خاک دشمن است. چه بسيار از بچه‌هاي ما که در بيابا‌ن‌هاي آنجا خاک شدند تا بگويند مرگ بر پادشاهاني که خاک ما را دو دستي تقديم ديگران کردند ولي بچه‌هاي ما آنچنان جنگيدند که يک وجب از خاک ايران را به دشمن نداديم.

گفتني است در پايان اين مراسم از سوي انتشارات سوره مهر به رسم يادبود، لوح تقديري با حضور محسن مومني، ستار هدايت خواه، حجت الاسلام علي شيرازي به سيدناصر حسيني پور؛ نويسنده و راوي کتاب اهدا شد.

 

سه‌شنبه 6 دی 1390 - 11:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری