سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 15:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان لرستان

 

هدف از خلقت و آفرينش انسان

 

شايد يكي از سؤالات مهم و در عين حال حياتي و سرنوشت ساز در زندگي هر انساني بعد از تولد و رشد و بلوغ فكري و رواني در زمان خلوتي و تنهايي از خودش بدون هيچ گونه سر و صدا و در عين سكوت از خودش مي پرسد و باعث انقلاب دروني مي شود سؤال از فلسفه آفرينش و خلقت او در اين كره خاكي است كه چرا ما به دنيا آمده ايم و براي چه زندگي مي كنيم و به كجا مي رويم و سر انجام اين زندگي دنيوي ما به كجا مي انجامد كه در اين زمان است كه اين پرسش اساسي باعث مي شود انسان به تكاپوي فكري بيافتد كه اگر نگاه مادي به اين سؤال داشته باشد و جهان بيني وي مادي باشد مسير زندگي وي را مشخص و تمام امور و اهداف زندگي را بر اساس تفكر مادي تفسير مي نمايد و در نهايت به پوچي رو مي آورد امّااگر نگاه ديني و الهي به اين پرسش داشته باشد مسير زندگي و اهداف آن هم به تبع تغيير پيدا مي كند و پاسخ به سؤالاتي ازاين قبيل قابل فهم تر مي شود .كه علت اصلي و پيدايش اين سؤال و هدف از آفرينش و خلقت خود را بررسي مي نمايد ، اكثر فيلسوفان دلايل متعددي جهت سؤال از فلسفه آفرينش و به تبع هدف از خلقت مطرح مي نمايد ، كه عمده ترين دلايل عبارتنداز : 1- ناپايداري زندگي دنيوي  2- معماي مرگ 3- شكست در هدفگيري ها 4- شرايط نا مساعد اجتماعي 5- سوال حقيقي از فلسفه آفرينش كه مجموع اين پرسش ها باعث شده انسان معاصر به دنبال پاسخ صحيح و منطقي بگردد ، تا در اين عصر كه اضطراب و نگراني هايي بر انسان وارد شده است بتوان تا حدودي بر اضطراب ها غلبه كرده و به آرامش بيشتري دست يابد ،‌همچنانكه خداي متعال در سوره رعد آيه 28 مي فرمايد: « اَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ » آگاه باش كه با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد ،‌تنها زماني به اين چرايي ،‌پاسخ اصولي و منطقي داده مي شود زيرا در سايه مكتب الهي روح و روان آدمي به آرامش مي رسد و عدم توجه به قوانين و مقرراتي كه توسط خالق بعنوان دين توسط پيامبران براي بشر ارسال شده است باعث ظهور و بروز فلسفه هاي بد بيني و در نهايت به پوچي منتهي مي شود .

در شرايط امروزي مكاتب فلسفي متعددي مي بينيم كه در صدد پاسخ به اين سؤال بر آمده است و پيرواني براي خود بدست آورده اند ، هر مكتب فلسفي كه با استفاده از جهان بيني كه ارائه داده است تلاش كرده اند پاسخ نزديكتري به سؤال هدف از خلقت و آفرينش به انسان ارائه دهند و موفقيت بيشتري كسب نمايند اگر امروزه آثار فيلسوفاني نظير ‍ژان پل ساتر – هايد گروكي يركه كارد مورد استقبال بيشتري قرار گرفته اند اين فيلسوفان اگر سيتانسياليستي مي خواهند .

پاسخگويي معماي آفرينش و مسائل مربوط به زندگي باشند و موفقيت انسان را در هستي روشن سازند ، كه در آثار آنان مسائل زير مطرح شده است انسان چيست؟ براي چه بدنيا آمده است ؟ چرا بايد بميريم ؟ رابطه انسان با هستي چيست ؟ امّا از طرف ديگر عدم توجه دقيق آنان به اين نكته كه چيزي و كسي كه اين سؤالات را مطرح كرده است انساني است كه از دو بعد جسمي و روحي خلق شده است و بعد روحي آنرا مورد عنايت نداشته اند و باعث شده مؤسسان همين مكتب ها در نهايت به پوچي رو بياورند. كه حقيقت انسان بر اساس آيات قرآن كريم همان روح است كه خداي متعال در سوره سجده آيه 9 مي فرمايد : (( آنگاه ( ساختار ) او را تنظيم كرد و از روح خويش در او دميد )) كه انسان پس از مرگ جسمش متلاشي مي شود  و روح آن توسط فرشته مرگ بصورت كامل ستانده مي شود ، چون كه حقيقت انسان همان روح الهي است ، كه روح او داراي دو بعد شناختي و بعد گرايش مي باشد كه با استفاده از بعد شناختي خود است كه از طريق علم حضوري و بر اساس فطري بودن خدا جويي و خدا پرستي را درك مي نمايد و موقعيت خود را در جهان هستي روشن مي نمايد كه هدف از خلقت خويش چيست ، هويت حقيقي انسان وقتي شناخته مي شود كه مقام عبوديت خويش را درك نمايد انسان عين فقر و وابستگي مطلق به خداست بندگي و عبوديت باعث شرف و عزت انسان است، همچنانكه امير المومنين علي (ع) در مناجات خود با خدا مي فرمايد : خدايا اين عزت مرا بس كه بنده توام ، و اين فخر و شرف مرا بس كه تو پروردگار مني ، تو همان گونه هستي كه من دوست دارم ، پس مرا به گونه اي قرارده كه تو دوست داري و  اگر به منابع معرفتي بشري  بر اساس مكاتبات الهي توجه شود معرفت انسان به چهار طريق حاصل مي شود ، علوم تجربي – علوم عرفاني – علوم عقلي – علوم و حياتي است كه باعث مي شود ذهن انسان پاسخ صحيحي به سؤال هدف از خلقت را ارائه دهد . كه حضرت علي (ع) در خصوص اهميت اين سؤال  مي فرمايد: رَح‍مَ اَللهُ اِمْرَءاً  عَلِمَ مِنْ اَيْنَ ؟ و في اَيْنَ وَ اِلي اَيْنَ ؟ خدا رحمت كند آن كه را بداند از كجا آمده ؟ در كجاست به كجا مي رود؟

كه اين خود آگاهي يكي از عالي ترين و لطيف ترين دغدغه فكري انسان را به وجود مي آورد و ان دغدغه فكري كه در هيچ حيواني جزء انسان وجود ندارد چونكه قوه فكر و تفكر كه فصل مميزه انسان از ساير حيوانات بر اساس تعريف منطقي از انسان مي باشد چونكه منابع معرفتي كه باعث افزايش آگاهي انسان مي شود، اگر توسط انسان و ذهن او در مقايسه با جهان هستي و موجودات پيراموني حاصل شود ، نمي تواند پاسخ صحيحي به سوال اصلي انسان بدهد و باعث محدوديت در پاسخ هست، امّا اگر بر اساس علوم و حياتي سؤال پاسخ داده شود چونكه انسان موجودي ممكن الوجود و مخلوق مي باشد و حقيقت انسان از ديدگاه قرآن كريم همان روح الهي است و بايد به سرچشمه فيض الهي مرتبط گردد پاسخ صحيح و منطقي به سؤالات خود خصوصاً سؤال از فلسفه آفرينش و خلقت را بيان نموده است  كه كلام خداي متعال در سوره ذاريات آيه 56 مي باشد كه مي فرمايد: « وَما خَلقْتُ الجن و الانس الا ليعبدون» و جن و انس را نيافريديم جز براي آنكه مرا پرستند.

حال اين سوال پيش مي آيد كه آيا هدف از عبادت و پرستش خداي متعال چرا ؟ خداوند چه نيازي به پرستش ما دارد كه در آيه 56 سوره ذاريات هدف از خلقت را عبادت و پرستش معرفي نموده است كه مي توان به اين پرسش به دو صورت پاسخ داد ،‌زماني كه هدف از عبادت اين باشد كه نيازمندي هاي خداي متعال را بر طرف نمائيم و از اين طريق بهره اي به او برسانيم ، كه اين سؤال پيش مي آيد ، وجود خداي متعال كه نا محدود پيراسته از هر گونه نقص و نياز است چه احتياجي به پرستش ما دارد كه اگر اينطوري باشد با ذات واجب الوجودي خداي متعال كه قائم بذات است منافات دارد. يا اينكه هدف از پرستش تكامل خود ما انسانها باشد و عبادت وسيله و پل ارتباطي بين  بنده با خالق خود باشد و از اين طريق بر اساس قاعده لطف خداي سبحان به خاطر اينكه بتواند ما را به كمال نهايي برساند دستور به پرستش داده است ، دوم اينكه عبادت و نيايش و هر كاري كه براي رضاي خدا و قرب الهي صورت پذيرد داراي آثار مثبت فردي و اجتماعي است كه از جمله اين آثار مثبت و ارزشمند تقدير و شكر گذاري را در انسان زنده مي كند و همچنين عبادت و پرستش خدا مايه وصول به كمال نهايي انسان يعني نقطه اي از كمال كه فراتر از آن براي انسان مقدور نيست و آخرين پله نردبان ترقي انسان است و همه تلاش و اوج گرفتن  براي وصول به آن است ، قرآن مجيد از اين نقطه اوج با واژگان فوز ( كاميابي ) و سعادت و رستگاري ياد كرده است كه خداي متعال در سوره احزاب آيه 71 مي فرمايد: « وَمَنْ يُطِعَ اللهَ و رسولَهُ فقد فاز فوزاً عظيماً » هر كس از خداوند و رسولش فرمانبري كند حقيقتاً‌به كاميابي بزرگي دست يافته است .

 

منابع :

1-   قرآن كريم

2-  انسان در قرآن – شهيد مرتضي  مطهري

3- فلسفه آفرينش – دكتر عبداله نصري

4- انسان شناسي – محمود رجبي

5-  انديشه اسلامي – دكتر محمد رضايي و آيت اله سبحاني

 

 محمود خرم آبادي 

 كارشناس ارشد فلسفه و كلام اسلامي

 

چهارشنبه 30 آذر 1390 - 12:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری